Avaxnet

نسخه کامل: ماجرای خواندنی و جالب عروسی رفتن دختران!
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟!
توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره...
اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!!
ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!!
بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...
حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...!



البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه...

یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرمی!
ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!)گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!)

این ماسک ها برای شفاف سازی!( ببخشید سیاسی شد!) پوسته...
البته حتما توی این مدت یه تمرین رقصی هم می کنه، تا بدنش از خشکی در بیاد و اون روز حسابی بترکونه!( ببخشید، دل ربایی بکنه!)
خوب، روز موعود فرا می رسه!
ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،  و استحمام که 2 ساعت طول می کشه...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!)

بعد از ناهار...!

لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر...
توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده( البته حتما روزهای قبل مد موهای زیادی رو دیده، یا از تو fashion tv یا moda tv و... یا internet...اما هنوز به نتیجه ای نرسیده!!) آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!!
ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع می کنه به آرایش کردن...!
صد مدل خط چشم و خط لب می کشه و پاک می کنه!
ساعت 5 بعد از ظهر بالاخره به نتیجه ای می رسه و می تونه برحسب رنگ لباسش یه آرایش خوبی داشته باشه!!
بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!
ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!

اون وقت پسربیچاره 7 دقیقه قبل از عروسی لباسش رو میپوشه میاد

عالی بود .میدونی دوست عزیز توشهر ما مراسم عروسی سه روزه که برای هر روز دخترها یه مدل لباس می بوشند!

عالی بود دقیقا همه ی حس و حالایی که من موقع عروسی دارم.

خداییش پسرا تا اونجایی که من میدونم کلا،سر جمع، دیگه آخر وقتی که بزارن فکر نکنم بیشتر از 1 ساعت بشه...

ایول خداییش راست بود حالا sisoo جون خودتم همینطوری؟؟؟
خداییش پسرا تا اونجایی که من میدونم کلا،سر جمع، دیگه آخر وقتی که بزارن فکر نکنم بیشتر از 1 ساعت بشه..



1 سااااااااااااااااااعت؟؟

هووووو....

من فوقش 30 دقیقه...اگه بخوام تازه حمومم برم ...میشه 30 دقیقه...وگرنه 10 دقیقه هم نمیشه آماده شدن من

سحر خانمی, سیسو خیلی اینجوری نیست..(چشمک)

تو چی نازنین جون؟
من واسه عروسی یا مهمونی حاضر میشم و بالاخره از خونه میام بیرون کلی فحش بهم میدن
آخرش مامانم بعد از کلی دری وری میگه عروس خانم امد(من از بعضی خانوما بد ترم)آخرش هی قر میزنم که اون لباسی که میخواستم نشد
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7
لینک مرجع