من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم ..... از زن و غر زدن روز و شبش آزادم
نه کسی منتظرم هست که شب برگردم ..... نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم
زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب ..... نرود از سر ذلت به هوا فریادم
هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست ..... نکته ای بود که فرمود به من استادم
شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور ..... چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم
هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند ..... محض اثبات نظرهای خودم آمادم
زن نگیر، از من اگر می شنوی، عاقل باش ..... مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم
مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم ..... نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم
هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم ..... نه برای دل هر دختر و زن فرهادم
الغرض زن که گرفتی نزنی داد که من ..... از چه رو در ته این چاه به رو افتادم

البته آریای گلم در انتهای هر دو بیت به عنوان تکه همراهی : زن مرا کرده اسیر من گرفتم تو نگیر خوانده می شود
خوبه این حرفا رو میزنین و در به در دنبال یه زن خوب هستین
مرد بدون زن کامل نیست ....اون جمله ی پشت کامیونه کاملا واسه همون راننده ی کامیون لات و لوت و امثالش میخوره(ببخشید ولی خیلی عصبانیم!)
قبول نیست برای بعضی ها صادق نیست (من مجردم)
خدا احساسو نيازي تو زن و مرد ايجاد كرده كه بايد در كنار هم بهشون جواب بدن.
نه زن و نه مرد به تنهايي كامل نيستند.
(Sunday 25 December 2011 12:52 )shima barani نوشته شده توسط:
خدا احساسو نيازي تو زن و مرد ايجاد كرده كه بايد در كنار هم بهشون جواب بدن.
نه زن و نه مرد به تنهايي كامل نيستند.
توی این دنیا همه چیز با هم کامل میشه و تا دو عضو رو نشناسی مفهومی براشون پیدا نمیکنی...
اگه خوبی و نشناسی بدی رو نمیشناسی...
اگه زن رو نشناسی مرد رو نمیشناسی...
کار بد و کار خوب و تشخیص نمیدی
پس همه چیز با هم کامل میشه زن و مرد هم مکمل هم هستند
