در این قمار عشق به خود بیش از تو بد کردم.................!!
بیایید افکار و احساساته خودمون را تو این تاپیک قرار دهیم تا بقیه هم احساساته خودشونو وارد کنن.
این تاپیک ماله کسانی هست که میدونن عشق یعنی چی و بار ها شده از عشق ضربه خوردن 0
مثل من
من عشقم الان زیر کلی خاک خوابیده و داره نابود میشه
این از من که هیچی جز خاطره های ناراحت کننده ندارم
حالا شما چی؟
بیایین با خودمون روراست باشیم
بیایین به دلمون دروغ نگیم
چون اکه همه از پیشه ادم برن
این عشقه که میمونه و این دله که به ما امید میده
من هدفم از ساخت این تاپیک این بود که ما پسرها و دختر ها با هم راحت باشیم و بتونیم با این تاپیک حرفایه نگفتمونو تو دلمون نزاریم بگیم تا سبک شیم
من شخصا با تک تکه کسانی که تو این تاپیک راحتا و من و دوستانشونو راز داره خودشون میدونن صمیمانه تشکر میکنم و از خدای بزرگ
خدایی که به ما اشک را داد تا تنها نباشیم و به ما عشق را داد تا قدره دل و وجوده خودمون رو بدوننیم میخوام تا کمک کنه ما جوان ها هیچ وقت تنها نشیم و وهیچ وقت اگر عشقی داریم از دستش ندیم
منتظر حرفایه قشنگتون هستم
"ازعشق تو مرا چه حاصل شد جز پشیمانی
چه بخشیدی مرا جز روح طوفانی!!!!
اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم
نوکیای عزیز این مطلب تکراری هست (البته اگه فقط قراره جملات زیبا نوشته بشه) برای دیدن تاپیک مربوط اینجا رو ببین:
فعلا موضوع رو قفل نکردم تا اگه اعتراضی داری یا من درست متوجه نشدم همینجا بگی .
تشکر
نه رابین جان
این تاپیک ماله حرفی دله بچه هاس
نه حرف های عاشقانه
تا كي مي خواهي خودت را گول بزني؟
ايا اين چيزي جز غرور است؟
من غرورم را زير پا گذاشتم تو هم اين را ياد بگير
شايد فردا فرصتي براي اين كار نباشد
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
بخدا مثل تو تنهاست بخند ...!
کلبه ای برای همه
روزی شیوانا در مدرسه درس اراده و نیت را می گفت. ناگهان یکی از شاگردان مدرسه که بسیار ذوق زده شده بود از جا برخاست و گفت: من می خواهم ده روز دیگر در کنار باغ مدرسه یک کلبه برای خودم بسازم. من تمام تلاش خودم را به خرج خواهم داد و اگر حرف شما درباره نیروی اراده درست باشد باید تا ده روز دیگر کلبه من آماده شود!
همان شب شاگرد ذوق زده کارش را شروع کرد. با زحمت فراوان زمین را تمیز و صاف کرد و روز بعد به تنهایی شروع به کندن پایه های کلبه نمود. هیچ یک از شاگردان و اعضای مدرسه به او کمک نمی کردند و او مجبور بود به تنهایی کار کند. روزها سپری می شد و کار او به کندی پیش می رفت. روزهای اول چند نفر از شاگردان به تماشای او می نشستند. اما کم کم همه چیز به حال عادی بازگشت و تقریباً هر کس سر کار خود رفت و آن شاگرد مجبور شد به تنهایی همه کارها را انجام دهد.
یک هفته که گذشت از شدت خستگی مریض شد و به بستر افتاد و روز دهم وقتی در سر کلاس ظاهر شد با افسردگی خطاب به شیوانا گفت: نمی دانم چرا با وجودی که تمام عزمم را جزم کردم ولی جواب نگرفتم!! اشکال کارم کجا بود!؟
شیوانا تبسمی کرد و خطاب به پسر آشپز مدرسه کرد و گفت: تو آرزویی بکن!
پسر آشپز چشمانش را بست و گفت: اراده می کنم تا ده روز دیگر در گوشه باغ یک اتاق خلوت برای همه بسازم تا هر کس دلش گرفت و جای خلوت و امنی برای مراقبه و مطالعه نیاز داشت به آن جا برود! این اتاق می تواند برای مسافران و رهگذران آینده هم یک محل سکونت موقتی باشد!
همان روز پسر آشپز به سراغ کار نیمه تمام شاگرد قبلی رفت. اما این بار او تنها نبود و تمام اهالی مدرسه برای کمک به او بسیج شده بودند. حتی خود شیوانا هم به او کمک می کرد. کمتر از یک هفته بعد کلبه به زیباترین شکل خود آماده شد.
روز بعد شیوانا همه را دور خود جمع کرد و با اشاره به کلبه گفت: شاگرد اول موفق نشد خواسته اش را در زمان مقرر محقق سازد. چرا که نیت اولش ساختن کلبه ای برای خودش و به نفع خودش بود! اما نفر دوم به طور واضح و روشن اظهار داشت که این کلبه را به نفع بقیه می سازد و دیگران نیز از این کلبه نفع خواهند برد. هرگز فراموش نکنیم که در هنگام آرزو کردن سهم و منفعت دیگران را هم در نظر بگیریم. چون اگر دیگران نباشند خیلی از ارزوها امکانپذیر نیست.
قشنگیه عشق اینه که نتونی بهش برسی و بعدها خوشبختیشو ببینی ولی بدیه عشق اینه که از دستش بدی بعد بفهمی عاشقت بوده
اگر لیلی دل شوریده ای داشت
دل مجنون از او شوریده تر بود