Avaxnet

نسخه کامل: عشق شوم دختر 18 ساله به دبير فیزیک!!
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
عشق شوم دختر 18 ساله به دبير فیزیک
اوایل دی‌ماه سال جاری، خانواده دختری تماس عجیبی از سوی استاد فیزیک دخترشان داشتند. مرد 40 ساله ادعا کرد ...
دختر جوان که به کلاس‌های آمادگی کنکور می‌رفت دلباخته استاد خود شد و پای در سرنوشتی سیاه گذاشت. استاد 40 ساله وقتی از شاگرد خود شنید به وی دل بسته است برای هوشیاری وی خانواده این دختر را در جریان قرار داد. اوایل دی‌ماه سال جاری، خانواده دختری تماس عجیبی از سوی استاد فیزیک دخترشان داشتند. مرد 40 ساله ادعا کرد دختر 18 ساله که در کلاس‌های درس وی حضور دارد، احساسات غیرمنطقی‌ای به وی ابراز کرده و می‌تواند خطرآفرین باشد. این استاد گفت: دختر جوان در تماس تلفنی به من ابراز محبت و عاطفه کرده و هر چه نصیحتش کردم فایده‌ای نداشت و اصرار دارد با من ملاقات داشته باشد. همین اخطار کافی بود تا خانواده دختر جوان ماجرا را با وی در میان بگذارند و بخواهند دست از این احساسات غیرمنطقی بردارد. وقتی سمانه شنید استادش دست به چنین کاری زده است در تصمیمی عجیب از خانه فراری شد، هیچ ردپایی از وی در دست نبود تا اینکه خانواده‌اش به شعبه 4 دادسرای امور جنایی تهران رفتند و از دادیار رضوانفر خواستار ردیابی سمانه شدند. با دستور قضایی تیمی از پلیس وارد عمل شد تا دختر جوان را به خانه‌اش بازگرداند. پس از 15 روز سمانه در حالی که گرفتار سرنوشت سیاهی شده بود، پیدا شد. دادیار رضوانفر وقتی دختر جوان پیش روی وی نشست خواست به افشای اقدامات عجیبش دست بزند. سمانه گفت: من پدر و مادر و خانواده‌ام را خیلی دوست دارم، آنها مرا خیلی حمایت کرده‌اند تا اینکه قرار شد به کلاس‌های کنکور بروم. سر کلاس استاد فیزیک بود که جذب رفتارها و متانت وی شدم، هر روز که می‌گذشت بیشتر با ذهنم درگیر می‌شدم، وقتی به خانه می‌رفتم مدام به فکرش بودم تا اینکه توانستم شماره تلفن وی را به دست آورم. دختر جوان افزود: وقتی با استادم تلفنی حرف زدم باورم نمی‌شد احساساتم را نادیده بگیرد، می‌خواستم باز سعی کنم که شنیدم استادم به پدر و مادرم اطلاع داده که من چه تصوری از وی دارم. دیگر کنترل کارهایم را از دست داده بودم و تصمیم گرفتم انتقام بگیرم.
سمانه گفت: با فرار از خانه خودم را بدبخت کردم اگر می‌دانستم به چه منجلابی کشیده خواهم شد چنین کاری نمی‌کردم. در سرگردانی خیابان‌ها با دختری آشنا شدم و وی که بی‌خانمان بود مرا نزد دوستانش و خانه‌هایی برد که هیچگاه تصور نمی‌کردم روزی به چنین جاهایی پا بگذارم.
دختر جوان با گریه افزود: خیلی پشیمانم. 15 روز سرگردان بودم. الان می‌فهمم که اشتباهات بزرگی را مرتکب شده‌ام و نباید غیرمنطقی با مسائل روبه‌رو می‌شدم. از همه خجالت می‌کشم.
دادیار رضوانفر با سپردن قرار وثیقه از سوی این دختر وی را به خانواده‌اش تحویل داد و تحقیقات برای ردیابی خانه‌های شیطانی ماموریتی را در برابر پلیس قرار داد.

واقعا اینطوریشو ندیده بودم.0 0 0

متاسفانه این موارد بسیار زیاد تر از قبل شده و دلیل ان را هم فقط بابد در رفتارهای سنتی یا فرهنگ خانوداه ها جستجو کرد . طبیعی است که وقتی دختران نوجوان را از برخورد و همنشینی با پسران هم سن و سال خود برحذر میدارند و مدام در گوشش میخوانند که گناه است و ...
ای کاش طوری میشد که اجازه میدادیم که دختر و پسر، خصوصا دختر ها در ایران دوران { کودکی - نوجوانی - جوانی - میانسالی - پیری } را بگذرانند
وقتی کودکی را از یک یا چند مرحله فوق جدا میکنیم و اورا از حداقل های نیازهای روحی  انسانی دور میکنیم  باید منتظر فجایع بزرگتری هم باشیم
با فطرت نباید جنگید چون در نهایت فطرت برنده است پس بهتر است بازنده را چیز مهمی قرار ندهیم
رفتار سنتی بیشتر خانواده های ایرانی بر این منوال است که دختر تا زمان موعود ( شب زفاف ) باید از لحاظ جنسی کاملا دست نخورده و به اصطلاح پاک باشد و همچنین احساسات خودش را نیز باید کنترل کند و سعی کند به وقتش همه را به بکباره به مردی به عنوان شوهر بدهد
طوری با احساس و غزیزه جنسی در این برداشت برخورد میشود که انگاری حرف از یک مشت کشمش است که دختر باید ان را پیش خودش به امانت نگه دارد و به وقتش بذل و بخشش کند
خوب این نوع برداشت تا قبل از این که دختران ایرانی راه دانشگاه و تحصیل را در پی بگیرند به نوعی به شکل کامل اجرا میشد ولی چند سال است که این روال از بین رفته است
بسیاری از خانوداه ها تصمصم خودشان را گرفته اند و پیشرفت و اعتلای فرزند دختر خودشان را بر وجود و بروز یک یا چند جریان احساسی  در جریان این تحصیل ارجح دانسته اند و به نوعی به انسان بودن دخترشان مهر تایید زده اند
مشکل داستان از جایی شروع میشود که برخی خانوداه ها هنوز با این موضوع کنار نیامده اند و سعی میکنند دخترشان را به شکل کنترل شده  در معرض  دنیای بیرون قرار دهند که این راه کار به اندازه کافی کارایی ندارد چون ان دختر بالاخره با دوستان و همکلاسان خود برخورد بیشتری دارد تا خانوداه متعصب و طبیعی است که صحبت هایی در مورد روابط عاطفی دوستانشان را به خوبی در ذهن نگه میدارند و چون به نوعی امکان بروز ان را ندارند در مواقعی که نباید بروزش میدهند
بیشترشان به اولین مردی که برخورد میکنند و همانقدر که ببینند برخی از معیارهای انها را دارد ، به سرعت ابراز احساسات میکنند و نتیجه ان هم که در اکثر اوقات معلوم است
امیدوارم حق واقعی دختران در کشور ما بزودی در قانون اعمال شود و همچنین فرهنگ یکنواختی از رسانه های ملی و فراگیر منتشر شود
کمی به فیلم ها و سریال های تلوزیون خودمان دقت کنید ، متوجه حرف من میشوید ،
 در همه سریال ها عشق قبل از ازدواج فریاد زده میشود و عموما همه انها نیز به هم میرسند   ولی ایا در زندگی واقعی و روزمره همین اتفاق می افتد ؟!
این نقطه ضعف بزرگ سریال های تلوریونی ما هست که باید هر عشقی به ازدواج منتهی شود و اخر همه داستانها ی عشقی شیرین و دلچسب باشد و اگر هم قرار باشد پسر یا مرد فریبکاری نشان داده شود انقدر مبالغه میشود در طرح شخصیت ان مرد که  دختران بیننده در زمان برخورد واقعی در زندگی خویش نمی توانند تشخیص صحیحی داشته باشند
خدا میداند چند بار با ایمیل و حتی با تلفنی با مسئول روابط عمومی صدا و سیما در این موارد صحبت کرده ام ، چندیدن بار مرا به کارگردانها حواله داده اند و همه انها ضمن تایید این مشکل یک پاسخ یکسان داده اند ، میگویند "ما معذواتی داریم در طرح و تهیه و تولید و این بیشترین حدی است که میتوانیم روابط بین دختر و پسر را نشان دهیم "

آخي بنده خدا خوب عاشق بوده

به نظر من اينجور موقع ها بايد دست از نصيحت كردن ور داشت(هي تو گوشش نخونن اين به درد تو نميخوره اين فلانه اين بهمانه و......)

بايد گذاشت تا با مرور زمان خودش سر عقل بياد

اينجور عشق ها به نظر من چيزه بدي نيست

با اينكه خيلي كم پيش مياد ولي خوب بايد به عشق احترام گذاشت حتي اگر به اين شكل باشه

و در ثاني بايد خدا رو شكر كرد كه همه جورش وجود داره

ما در تاريخ سرزمينهاي شرقي(پاي بند به نظام خاص روابط بين دو جنس؛چه اسلامي و غيره)داستانهاي(كه اكثرا هم واقعي هستند)زياد از اينجور عشقها داشتيم؛كه آخر هم به سرانجام خوبي ختم شده و تا آخر عمر با هم زندگي كردن(و چه سرانجامي خوشتر از وصال و ازدواج)

اين گونه عشق ها(من منكر غير عقلاني بودنشون نيستم؛عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را.......)هم حتي خيلي كم در كشورهاي لائيك پيش مياد(چه برسه به عشقهاي عادي)اين چيزايي كه ما در فيلم ها در مورد عشق از اونها ميبينيم مويد حرف من است(هر چند من اصلا به فيلم تكيه نمي كنم و صحبت هاي جامعه شناسان خودشون (آنان كه بي غرض هستند و سياست را دخيل نمي كنند)رو به ياد ميارم.

روابطي كه دراسلام براي دو جنس از سوي خداوند طراحي شده بي نقص و داراي حكمتهاي بي شماري ست(آري اگر غرض را قاطي اينگونه احكام كنيم ............)

آيا دختر و پسري كه تا قبل از ازدواج با چندين نفر از جنس مقابلشان رابطه داشته اند(عاشقانه ي به .....كشيده شده از راه نا صحيح؛طوري كه فرداي روز رابطه از هم جدا ميشوند)را ميشود (بعد از ازدواج)متعهد به يك نفر كرد؟؟!!!مثل كسي است كه آزاد بوده بعد داخل زندانش كنيم(مطمئن باشيد به محض رسيدن فرصت فرار ؛فرار خواهد كرد،و نتيجه اش را  در آمار فرزندان بي سرپرست و زن هاي بد كاره اي كه دنبال جا هستند براي خواب در بعضي از كشورها را ميبينيم.

ولي اسلام بر عكس است؛ما را از زندان وارد آزادي مي كند و اين خوب است.

توجه داشته باشيد كه اين فقط يك مثال است و درمورد نظريه هاي اسلام من بي علم نمي توانم صحبت كنم،خودتان تحقيق كنيد.و از عقل كمك بگيريد.

البته من  با وضع موجود (تا حدودي)موافق نيستم.

خانواده بعضي اوقات خيلي فراتر از اسلام ميروند(افراط)و بعضي مواقع خانواده هايي ديدم كه اسلام را به كل ناديده ميگيرن(تفريط)

آخه این رو که همه میدونن, وقتی به بچه میگی اون آتیشه دست نزن, بیشتر میره سمتش..
وقتی خودمون کاری میکنیم که فرد حس کنجکاویش تحریک بشه, معلومه که به هرکاری دست میزنه تا بفهمه چه خبره..بفهمه برای چی بهش میگن این کار رو نکن.
اعتدالش خوبه..دوست نداریم بشیم مثل کشورای غربی که خیلی خیلی محیطش بازه و خوب از حد اعتدال خارج شده, ولی نه اینجوری که...
من خیلی با اینجور آدمها برخورد داشتم, وقتی میپرسم خوب دختر جان یا آقا پسر محترم, چرا رابطه ای رو شروع کردی که خودت میدونی آخر نداره, همه یک جواب رو میدن, " میخواستم ببینم چه جوریه...!"
چرا این باید جواب باشه..ساده است..چون گفتیم نکن, بده اینطوریه اون طوریه..
انقدر بد جا افتاده و انقدر رابطه دو نفر از جنس مخالف رو عجیب و غول بی شاخ و دم نشون دادیم, که دیگه توی محل کار و حتی خانواده هم دو نفر که محرم نیستن, جرات ندارن رابطه داشته باشن, رابطه ای معمولیو اجتماعی,با نگاه کردن به بعد انسانی طرفین.

آره منم از اينجور تربيت شده ها زياد ديدم؛كه مشكلش هم فقط و فقط خانوادهها هستند

پدرومادربايد قواعد اسلام و اقتضاي زندگي سالم رو با دليل ياد بچه بدن تا.......

ولي بر عكي خانواده هاي خوب و تربيت شده گان خوب هم زيادديدم(از حق نبايد گذشت)

اين كه گفتي (حس كنجكاوي...)درسته الانسان حريص بما منع(انسان حريص به آنچه كه منع ميشه)ولي باز هم براي جلوگيري از انگونه مسائل و پيشامدها خانواده ها هستند كه نقش اصلي رو رعايت ميكنن

و البته تفكر و مطالعه ي خود دختر پسرها رو هم نبايد ناديده گرفت

شما خواستین بگین که منشا فرار عشقای غیر عقلانی هستش ولی میتونه عقلانیم باشه
نه..کسی نگفت فرار عشاق غیر عقلانی هست.
اگر کسی واقعا عاشق باشه, فرار نمیکنه..فرار کار ادمهای ترسو هست.
ولی, فرار درست نیست..

MoonLover نوشته شده توسط:نه..کسی نگفت فرار عشاق غیر عقلانی هست.
اگر کسی واقعا عاشق باشه, فرار نمیکنه..فرار کار ادمهای ترسو هست.
ولی, فرار درست نیست..

0

متاسفانه این قبیل اتفاقات ناشی مشکلات ریشه ای جوانان ما هست که درست و اصولی تربیت نشده اند احکام دینی رو همینطور سرسری گرفتن واقعا در مملکت ما رعایت اصول دینی فعلا صلاح جوانان است نمی دونم به بچه میگی اون کربیته!دست نزن و این حرفا دیگه ضرب المثله دیگه انقدرام سطح ای کیو دختران و جوانان ما پایین نیست که نتونن خوب رو از بد تشخیص بدن جامعه ایرانی واقعا اشفتگی زیاد داره همه نوع طرز تفکری هست اینکه همه بند یه چادر باشن یا بی حجاب اینطور نیست فضای واقعا ملتهبی هست چه صحنه هایی که تو همین خیابانهای شهر نمیبینیم فساد بیداد میکند دانشگاه متاسفانه مبدل شده البته متاسفانه! اصول این را حکم میکند که دختر نقش کمرنگ تری در جامعه داشته باشد زن ایرانی یا کنترل کامل یا غیر قابل کنترل!

نقل قول :ای کاش طوری میشد که اجازه میدادیم که دختر و پسر، خصوصا دختر ها در ایران دوران { کودکی - نوجوانی - جوانی - میانسالی - پیری } را بگذرانند

0

نادر جون, اون وقت مرد ایرونی چی؟؟؟
کشک؟؟یا برگه چغندر؟؟یا معصوم؟؟؟

صفحه ها: 1 2
لینک مرجع