Avaxnet

نسخه کامل: فناوري OLED در عمل
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.


محمد ناصح


اشاره:
OLED
به‌عنوان فناوري آينده نمايشگرها در نظر گرفته مي‌شود و اين قضاوت اساسا
به خصوصيات تصويري عالي آن مانند سطوح فوق‌العاده رنگ سياه، زواياي ديد
عالي، زمان پاسخ‌دهي بسيار سريع، عمق رنگ واقعي، قاب فوق‌العاده باريك و
مصرف برق بسيار پايين اين فناوري مربوط مي‌شود

OLED
به‌عنوان فناوري آينده نمايشگرها در نظر گرفته مي‌شود و اين قضاوت اساسا
به خصوصيات تصويري عالي آن مانند سطوح فوق‌العاده رنگ سياه، زواياي ديد
عالي، زمان پاسخ‌دهي بسيار سريع، عمق رنگ واقعي، قاب فوق‌العاده باريك و
مصرف برق بسيار پايين اين فناوري مربوط مي‌شود. ما در اين مقاله شما را با
اين فناوري آشنا كرده و سپس به بررسي عملي تلويزيون 15 اينچي OLED-TV
EL9500 از شركت LG مي‌پردازيم.
در
واقع اين بررسي يك محصول نيست، بلكه بررسي يك فناوري است. ما مي‌خواهيم
كيفيت تصويري پانل OLED را ارزيابي كرده و در نتيجه پتانسيل آينده اين
فناوري را پيش‌بيني كنيم.


 آشنايي با OLED
اجازه
بدهيد كار را با يك توضيح كلي درباره فناوري OLED آغاز كنيم. OLED سرنام
عبارت Organic Light Emitting Diode است و يك فناوري فعال به شمار مي‌آيد.
به عبارت ساده‌تر، OLED برخلاف فناوري LCD كه به براي ايجاد نور به يك
واحد نور پشتي وابسته است، مي‌تواند از خود نور توليد كند. نور با كمك يك
لايه بسيار نازك فيلم ارگانيك به همراه يك كاتد و آند از پيكسل‌هاي
كوچك‌تر OLED توليد مي‌شود. از سوي ديگر، شما الزاما نبايد براي
نمايشگرهاي خود از زيرلايه‌هاي شيشه‌اي استفاده كنيد، بلكه مواد پلاستيكي
انعطاف‌پذير نيز براي اين منظور قابل استفاده خواهند بود.

شكل 1: OLED انعطاف‌پذير شركت سوني


وقتي
صحبت از نور باشد، فناوري OLED بسيار ديناميك است. به‌عبارت ديگر، اين
فناوري مي‌تواند تمام سطوح نوري از صفر تا 100 درصد را از خود ساطع كند،
در حالي‌كه ارزش 100 درصد در طول زمان توسط توليدكنندگان بهبود پيدا
مي‌كند (در حال حاضر بين 300 تا 500 شمع بر متر مربع يا cd/m2) با كمك
فيلم‌هاي رنگي، OLED از سه پيكسل‌فرعي به رنگ‌هاي قرمز، سبز و آبي براي
ايجاد تمام رنگ‌هاي مختلف استفاده مي‌كند.


به‌خاطر
وجود همين ساختار در نمايشگرهاي OLED، توليد‌كنندگان مي‌توانند پانل‌هاي
OLED فوق‌العاده باريكي را ايجاد كنند. پانل مورد استفاده در مدل EL9500
بسيار باريك است اما توليد‌كنندگان در عمل پيش‌نمونه‌اي را روي
زيرلايه‌هاي پلاستيكي ايجاد كرده‌اند كه ضخامت آن‌ تقريبا معادل يك صفحه
كاغذ بوده و در عين حال كاملا عملياتي است.

شكل 2: OLED شركت سامسونگ كه تنها نيم ميليمتر ضخامت دارد



چند
سال پيش‌، بحث‌هاي فراواني درباره طول عمر پانل‌هاي OLED وجود داشت،
به‌خصوص در مورد پيكسل‌هاي فرعي آبي كه خروجي نور آن‌ها سريع‌تر از دو رنگ
ديگر به نصف كاهش پيدا مي‌كرد. از آن زمان تاكنون فناوري OLED به‌ميزان
چشمگيري بهبود يافته و بعضي از توليدكنندگان حتي ادعا مي‌كنند كه طول عمر
OLED در حال حاضر از تلويزيون‌هاي LCD و پلاسما نيز بهتر است.


ايده
منحصربه‌فرد OLED بسيار هيجان‌انگيز است، خصوصا به‌خاطر خصوصيات تصويري
نويدبخش آن مانند سطوح عالي رنگ سياه (و در نتيجه كنتراست بي‌نهايت)،
زواياي ديدي بسيار عريض، زمان پاسخ‌دهي فوق‌العاده سريع، عمق رنگ واقعي،
قاب‌هاي بسيار باريك و مصرف پايين انرژي. در عين حال، پتانسيل اين فناوري
براي موارد جديدي مانند پانل‌هاي OLED انعطاف‌پذير، پانل‌هاي OLED شفاف و
پانل‌هاي OLED با ضخامت كاغذ نيز در اين زمينه نقش مهمي ايفا مي‌كند. اين
قابليت‌ها به مصرف‌كنندگان امكان مي‌‌دهد تا OLED را در كاربردهاي جديدي
مانند پنجره جلويي اتومبيل يا ابزارهاي دستي مانند تبلت‌‌ها ادغام كنند.


به‌تازگي
فناوري OLED براي كاربردهاي روشنايي نيز مورد توجه قرار گرفته و پيش‌بيني
مي‌شود كه در آينده جايگزين فناوري نورپردازي LED امروزي خواهد شد. اگر
اين پيش‌بيني تحقق پيدا كند، توليد‌كنندگان لامپ‌ها مي‌توانند طراحي‌هاي
شگفت‌انگيز و غيرعادي از محصولات خود را ارايه كنند.


 اولين برخورد با EL9500

شكل 3: تلويزيون LG EL9500


اجازه
بدهيد ابتدا به چند نكته درباره طراحي EL9500  و پتانسيل OLED در طراحي
تلويزيون اشاره كنيم. همان‌طور كه احتمالا تا اينجا متوجه شده‌ايد، فناوري
OLED بسيار باريك است. اين وضعيت واقعا به كاهش ضخامت پنل‌هاي OLED مربوط
نمي‌شود و آن‌ها از ابتدا به همين شكل ساخته مي‌شوند، زيرا فاقد واحدهاي
نور پشتي مورد نياز نمايشگرهاي LCD يا سلول‌هاي بزرگ پلاسما هستند.


تلويزيون
LG EL9500 نيز فوق‌العاده باريك است، اما توجه داشته باشيد كه اكثر
بخش‌هاي الكترونيكي كنترلر اين تلويزيون مانند ورودي‌هاي آن، در پايه
EL9500 قرار گرفته‌اند. در آينده احتمالا شاهد تلويزيون‌هاي OLED با
جعبه‌هاي رسانه خارجي خواهيم بود كه سيگنال‌ها را به‌صورت بي‌سيم به پنل
ارسال مي‌كنند.


LG
EL9500 در عين حال بسيار سبك است. در واقع تنها بخش سنگين اين تلويزيون،
پايه و قاب فلزي آن است. البته يك بلندگو نيز در قسمت پايين پايه EL9500
تعبيه شده است. ما تصميم نداريم به ارزيابي عملكرد تلويزيون يا كيفيت صداي
آن بپردازيم، بلكه تنها به گزينه‌هاي تنظيمات تصويري كه شركت LG براي اين
محصول خود در نظر گرفته است، اشاره مي‌كنيم.
پيش‌تنظيمات
(Presets) تصويري موجود در منوهاي EL9500 عبارتند از: Vivid، Standard،
Natural، Cinema، Sport، Game، Expert1 و Expert2. پيش‌تنظيمات Expert از
قابليت كاليبراسيون
ISFccc برخوردارند.


گزينه‌هايي كه در منوي تنظيمات تصوير در دسترس شما قرار دارند نيز عبارتند از Light، Contrast، Brightness، Sharpness، Color و Tint.در
منوي Advanced، شما مي‌توانيد مواردي مانند دماي رنگ، كنتراست ديناميك،
رنگ ديناميك، كاهش نويز، گاما، سطح رنگ سياه، سينماي واقعي، TruMotion 100
هرتزي، محدوده (Gamut) رنگ،

Edge Enhancer و xvYCC را تنظيم كنيد. اگر به تنظيمات Expert1/2 سوييچ
كرده باشيد، مي‌توانيد RGB Gain/Cutoff و همچنين سيستم رنگ CMS را نيز
تنظيم كنيد. به‌علاوه، گزينه‌هايي نيز براي نسبت‌هاي تصويري مختلف در نظر
گرفته شده‌اند.


 كيفيت تصويري يك تلويزيون OLED
پنل
تلويزيون كمي براق است و انعكاس‌هايي را ايجاد مي‌كند. البته اين وضعيت يك
مشكل واقعي به شمار نمي‌آيد و به اندازه تلويزيون‌هاي LCD يا پلاسما با
پوشش شيشه‌اي بد نيست، اما انعكاس‌ها قابل مشاهده هستند. با اين‌حال،
همان‌طور كه قبلا نيز اشاره كرديم امكان توليد پانل‌هاي OLED روي
زيرلايه‌هاي ديگري مانند پلاستيك و همچنين اضافه كردن فيلترهايي با قابليت
كاهش انعكاس (مانند تركيبي كه روي بعضي از آخرين تلفن‌هاي موبايل با
پنل‌هاي Super AMOLED مشاهده مي‌كنيم) نيز وجود دارد. بايد منتظر ماند و
ديد كه اين راه‌كارها با حركت تلويزيون‌هاي OLED به سمت اندازه‌هاي
بزرگ‌تر چطور توسعه پيدا مي‌كنند.


حال
اجازه بدهيد به سراغ ارزيابي درجه‌بندي رنگ برويم. دقت رنگ يك نمايشگر از
اهميت بالايي برخوردار است اما درجه‌بندي رنگ يا نحوه بازسازي و متمايز
كردن رنگ‌ها توسط پنل نيز به همان اندازه اهميت دارد. چيزي كه ما
مي‌خواهيم، پنلي است كه تمام سطوح رنگي كوچك را در يك شيب رنگ ملايم
بازسازي كند (براي مثال، يك انتقال نرم از قرمز به سياه).

شكل 4: ضخامت اندك EL9500 در اين تصوير به‌خوبي ديده مي‌شود

بنابراين،
ما EL9500 را با شيب‌هاي رنگ مختلف نرم‌افزار monitorTest آزمايش كرديم.
پس از اتمام كار، ما بر حسب پيش‌تنظيمات تصويري مورد استفاده خود با نتايج
متفاوتي مواجه شديم. پيش‌تنظيم Vivid باعث ايجاد نوارهايي در شيب‌هاي
ملايم رنگ شد، به اين معني كه تمام رنگ‌ها به‌طور كامل و بي‌نقص از يكديگر
متمايز نشده بودند. با اين‌حال، شيب‌هاي رنگ در پيش‌تنظيم كاليبره شده ما
(و همچنين حالت‌هاي Expert) بسيار هموارتر بودند و تقريبا تمام رنگ‌ها
به‌طور عالي بازسازي شدند.


اين
نتيجه يك‌بار ديگر نكته‌اي كه قبلا به آن اشاره كرديم را اثبات مي‌كند:
فناوري OLED به‌طور فوق‌العاده‌اي قادر به بازسازي يك كيفيت تصويري
شگفت‌انگيزي است، البته به شرطي كه توليدكنندگان اجازه اين‌كار را به
فناوري مذكور بدهند. اين مسئله تا حدود زيادي به كاليبراسيون مربوط مي‌شود
و اگر توليدكنندگان به عنصر تصويري صحيح وفادار بمانند، فناوري OLED
مي‌توانند جادوي خود را به نمايش بگذارد.


اما
اين موضوع عملا‌ چه معنايي براي مصرف‌كنندگان دارد؟ خوب، به معناي آن است
كه OLED سطح كيفيت تصوير را ارتقا خواهد داد، اما در عين حال به معناي آن
خواهد بود كه حتي آن دسته از كاربران كه از رنگ‌هاي بيش از حد اشباع شده،
گاماي نادرست و مدارات ديناميك استفاده مي‌كنند نيز به سختي مي‌توانند
كيفيت تصوير روي يك تلويزيون OLED را به سطحي پايين‌تر از يك تلويزيون LCD
بكشانند. به‌عبارت ديگر، سطح پاييني كيفيت تصوير با معرفي OLED ارتقا پيدا
خواهد كرد.

ارزيابي
كيفيت تصوير SD و HD در اين آزمايش واقعا مفهوم خاصي ندارد، ولي ما ترجيح
مي‌‌دهيم درباره جزييات يك صفحه نمايش OLED صحبت كنيم. يك پنل LCD معمولي
داراي يك سطح هموار و پاكيزه از تصوير است، هر چند كه بعضي از فيلترهاي
ضدانعكاسي مي‌توانند مقداري نويز را به تصوير اضافه كنند. از سوي ديگر،
تلويزيون‌هاي پلاسما از تاثير Screen-door رنج مي‌برند كه در آن اگر به
صفحه نمايش نزديك شويد مي‌توانيد فضاهاي مابين پيكسل‌ها را مشاهده كنيد.


فناوري
OLED داراي فضاهاي بسيار بسيار كوچكي مابين پيكسل‌ها است و اين موضوع يك
پنل بسيار يك‌دست و «پاكيزه» با نويز تقريبا صفر را تضمين مي‌كند. اين
نكته در عين حال يكي از عواملي است كه جزييات تصويري فوق‌‌العاده اين
پنل‌ها را ايجاد مي‌كند.
حالا
اجازه بدهيد به بررسي يكي از جنبه‌هاي كليدي عملكرد يك نمايشگر يعني زمان
پاسخ‌دهي بپردازيم. امروزه هر دو گروه نمايشگرهاي LCD و پلاسما با مشكلات
مختلفي در رابطه با زمان پاسخ‌دهي مواجه هستند و حتي با وجود آن‌كه پديده
Trailing (كشيده شدن عناصر متحرك روي صفحه) اين روزها كمتر به چشم مي‌خورد
اما تصاوير متحرك روي هر دو نوع تلويزيون‌هاي LCD و پلاسما از جزييات
كمتري برخوردارند.


فناوري
پلاسما داراي دو مشكل اصلي است. البته اين مشكلات واقعا حياتي نيستند و
پلاسما امروزه بهترين فناوري در زمينه زمان پاسخ‌دهي به شمار مي‌آيد، اما
مي‌توان آن‌ها را به‌صورت Phosphor trailing و Dithering خلاصه كرد.
Phosphor trailing يك هاله زرد/سبز/بنفش/آبي است كه در اطراف اشياي متحرك
ظاهر مي‌شود و بيشتر در صحنه‌هايي با كنتراست بالا قابل مشاهده خواهد بود.


Dithering
بيشتر در نواحي تاريك‌تر يك صفحه نمايش پلاسما به چشم مي‌خورد و به‌خاطر
عدم توانايي فناوري پلاسما در بازسازي سطوح بسيار پايين روشنايي ايجاد
مي‌شود. در واقع نمايشگرهاي پلاسما به‌جاي اين‌كار از
Dithering
استفاده مي‌كنند تا به‌سرعت مابين سطوح قابل بازسازي خاكستري سوييچ كنند.
اين وضعيت (هنگام مشاهده توسط چشم انسان) يك سطح خاكستري (رنگ) ديگر را
ايجاد مي‌كند. تصاوير متحرك به‌وضوح تحت تاثير اين قاعده قرار مي‌گيرند
زيرا فرآيند Dithering به‌خاطر حركت‌هاي مداوم دچار آشفتگي مي‌شود. به
همين دليل است كه شما امروزه نوارهايي را روي پنل‌هاي پلاسما مشاهده
مي‌كنيد. در واقع اين تاثير تركيب شدن
Dithering و زمان پاسخ‌دهي است.


از
سوي ديگر، پنل‌هاي LCD از كريستال‌هاي مايع استفاده مي‌كنند. كريستال‌هاي
مايع سريع هستند اما بي‌نقص نيستند. سطوح مختلف خاكستري با چرخش
كريستال‌هاي مايع به وضعيت‌هاي متفاوت (با كمك پولاريزه كننده‌ها) ايجاد
مي‌شوند و تعيين مي‌كنند كه شما در مقابل صفحه نمايش قادر به ديدن چه
مقدار نور خواهيد بود. اما كريستال‌هاي مايع در عين حال به‌صورت متفاوتي
نسبت به ميزان ولتاژ اعمال شده روي خود واكنش نشان مي‌دهند. از آنجايي كه
سطوح مختلف خاكستري نياز دارند كريستال‌هاي مايع در وضعيت‌هاي متفاوتي
چرخش كنند، تفاوت قابل ملاحظه‌اي هنگام مقايسه زمان پاسخ‌دهي در سطوح
تغييرات مختلف سطوح خاكستري به چشم مي‌خورد.


بنابراين
وقتي شما يك تلويزيون LCD دو ميلي‌ثانيه‌اي در اختيار داريد، مشخصات 2
ميلي ثانيه‌اي آن در عمل بيانگر سريع‌ترين تبديل سطح خاكستري خواهد بود.
به‌عبارت ديگر، كندترين تبديل روي همين تلويزيون مي‌تواند 50 برابر بيشتر
طول بكشد.
توليدكنندگان تلاش كرده‌اند تا زمان پاسخ‌دهي را با استفاده از فناوري
Overdrive بهبود بخشند كه ولتاژ بالاتري به كريستال‌هاي مايع تزريق مي‌كند
تا اين واكنش سريع‌تر انجام شود. مشكل اينجا است كه سيستم‌هاي مجهز به اين
فناوري مي‌توانند در تزريق ولتاژ خطا كنند كه به اين ترتيب يك پيكسل وضعيت
نادرستي از يك كريستال مايع را بازسازي مي‌كند و به همين دليل رنگ نهايي
كمي روشن‌تر يا تاريك‌تر خواهد بود. نتيجه نهايي تا حدود زيادي به تاثير
هاله‌اي Phosphor Trailing در تلويزيون‌هاي پلاسما شباهت دارد.


توليدكنندگان LCD در عين حال از درج فريم سياه يا فريم اسكن سياه براي ريست كردن چشم انسان استفاده مي‌كنند. با خنثي كردن قاعده
Sample-and-Hold كه پنل‌هاي LCD از آن استفاده مي‌كنند، يك توليدكننده
مي‌تواند از شيوه ريست كردن پيوسته چشم بيننده با بهره‌گيري از شيوه درج
فريم سياه استفاده كرده و احساس بصري زمان پاسخ‌دهي سريع‌تري را روي يك
پنل LCD ايجاد كند.


از
سوي ديگر، OLED از يك قاعده متفاوت استفاده مي‌كند. اين نمايشگر داراي
خصوصيت خود درخشندگي(self-Illumination ) است، به اين معني كه پيكسل‌هاي
آن درست همانند فناوري پلاسما نور توليد مي‌كنند. بنابراين پنل‌هاي OLED
با وابستگي LCD به يك واحد نور پشتي يا وابستگي پلاسما به فسفر مواجه
نيستند.


منظور
ما اين نيست كه OLED از نظر زمان پاسخ‌دهي يك فناوري بي‌نقص به‌شمار
مي‌آيد، اما واقعا به اين شرايط نزديك شده است. با مقايسه OLED و هر دو
فناوري پلاسما و LCD، ما متوجه شديم كه حركات سريع روي OLED تقريبا به
هيچ‌وجه تار نمي‌شوند. دليل اشاره ما به عبارت تقريبا اين است كه در حركات
سريع مقداري تاري به چشم مي‌خورد، اما در عمل اين مشكل به نرخ فريم سيگنال
ورودي مربوط مي‌شود نه خود فناوري OLED.


ما
سيگنال‌هاي ورودي مختلف با سطوح هرتز متفاوت را آزمايش كرديم و به اين
نتيجه رسيديم كه هر چه فركانس نوسازي تصوير بالاتر مي‌رود، تاري تصوير نيز
كاهش پيدا مي‌كند (البته اين موضوع در مورد نمايشگرهاي LCD و پلاسما نيز
صادق است). بنابراين فرضيه ما اين است كه اگر بتوانيم OLED را با نرخ
فريم‌هاي بالاتري تغذيه كنيم (ورودي HDMI تلويزيون EL9500 داراي يك
محدوديت طبيعي است)، مي‌توانيد زمان پاسخ‌دهي
(و تاري تصوير) را تا سطح بسيار نزديك به صفر كاهش دهيم.


ما قبل و بعد از كاليبره كردن تلويزيون، يك سطح سياه معادل0.00
cd/m2 را اندازه‌گيري كرديم. در واقع تجهيزات كاليبراسيون ما داراي يك
محدودي فيزيكي در حد 0.02 cd/m2 است اما اگر سطح سياه معادل
0.01 cd/m2 باشد، ارزش آن به 0.02 cd/m2 گرد مي‌شود كه نشان مي‌دهد سياه نمايش داده شده روي EL9500 واقعا سياه است.


ما
اين موضوع را به سادگي با بارگذاري يك پس‌زمينه سياه‌رنگ روي تلويزيون
OLED در يك اتاق كاملا تاريك، تاييد كرديم. رنگ سياه روي تلويزيون OLED
شركت LG واقعا سياه است. در واقع تشخيص اين تلويزيون در يك اتاق تاريك
واقعا غيرممكن است. ما واقعا به‌خاطر اين قابليت هيجان‌زده شديم زيرا
تاثير آن بر كيفيت تصويري نمايشگر كاملا مشهود است. تصاوير روي اين
نمايشگر داراي عمق و شادابي غيرقابل باوري هستند و نمايشگر LCD كه در كنار
EL9500 قرار گرفته بود تاريك و خسته‌كننده به نظر مي‌رسيد. تلويزيون OLED
كيفيت تصويري شگفت‌انگيز خود را حتي در روشنايي يك روز آفتابي نيز حفظ
مي‌كند.


جزييات
سايه‌ها پس از كاليبره كردن نمايشگر بسيار خوب است اما تنظيمات پيش‌فرض
مقداري از جزييات داخل سايه‌هاي خاكستري تيره‌تر را از بين مي‌برد زيرا
گاما بيش از حد بالا بود. در هنگام كاليبره كردن EL9500، ما گاما را نيز
تا سطح 2,2 كاهش داديم كه باعث بهبود جزييات سايه‌ها شد.


حفظ
جزييات سايه‌ها يك موضوع نسبتا سخت و پيچيده به شمار مي‌آيد زيرا با سطوح
بسيار كوچك روشنايي سر و كار دارد كه بازسازي آن‌ها روي هر يك از
فناوري‌هاي نمايشگر كار دشواري است. فناوري OLED قادر به انجام اين كار
است و بايد دوباره به اين نكته اشاره كنيم كه انجام آن به ميزان دقت
مديريت گزينه‌هاي تنظيمات تصويري بستگي دارد.
در
مرحله بعد، ما به بررسي يكنواختي نور روي EL9500 پرداختيم. براي اين
منظور، ما تصويري را با سرعت بسيار پايين شاتر يعني بيش از 3 ثانيه از
صفحه نمايش تهيه كرديم. اگر دوربين‌ها را بشناسيد، مي‌دانيد كه اين كار
هرگونه نوري كه از صفحه‌نمايش خارج شود را آشكار خواهد كرد. در نهايت بايد
بگوييم كه يكنواختي نور روي نمايشگر OLED واقعا‌ بي‌نقص بود.


 زواياي ديد
ما
روي تلويزيون OLED شركت LG هيچ نشانه‌اي از كاهش رنگ يا كنتراست در زواياي
ديد مختلف مشاهده نكرديم. در واقع ما كاملا با اين نتايج تحت تاثير قرار
گرفتيم و آن‌ها را با يك تلويزيون LCD مقايسه كرديم كه هميشه براي حفظ
كنتراست خود در يك زوايه ديد محدود با مشكل مواجه است. در مجموع مي‌توان
گفت كه OLED يك قدم مهم ديگر را در مسير بهبود كيفيت تصوير برداشته است.


شكل‌هاي
6 و 7، صفحه نمايش EL9500 را از زواياي مختلف نشان مي‌دهند و حتي با وجود
آن‌كه تفاوت اندكي در تصاوير به چشم مي‌خورد اما اين تفاوت در عمل قابل
مشاهده نخواهد بود زيرا صرفا تاثير دوربين مورد استفاده براي تهيه عكس‌ها
است.
شكل
8، EL9500 را در مقايسه با يك مانيتور IPS نشان مي‌دهد كه داراي
گسترده‌ترين زواياي ديد در ميان فناوري‌هاي LCD امروزي است. همان‌طور كه
مي‌بينيد، سطوح سياه حتي در زواياي ديد نهايي نيز كاملا حفظ شده‌اند كه يك
برتري مهم به شمار مي‌آيد. تلويزيون‌هاي LCD امروزي به‌خصوص با مشكل تبديل
شدن رنگ سياه به خاكستري در زواياي ديد مختلف مواجه هستند.

شكل 6

شكل 7

 جمع‌بندي
به‌طور
خلاصه مي‌توان گفت نمايشگرهاي OLED از ديودهاي كوچك توليدكننده نور تشكيل
شده‌اند كه يك عملكرد جادويي را به نمايش مي‌گذارند. در سال 2010 OLED در
تعدادي از ابزارهاي دستي مورد استفاده قرار گرفته اما هنوز براي
نمايشگرهاي بزرگ‌تر و تلويزيون‌ها آماده نيست. تلويزيون 15 اينچي EL9500
شركت LG در حال حاضر بزرگ‌ترين تلويزيون OLED به شمار مي‌آيد.


پس
از بررسي‌هاي مختلف، ما متقاعد شديم كه OLED مي‌تواند به آينده درخشان
فناوري‌هاي نمايشگر تبديل شود. اين فناوري امكان دستيابي به سطوح بي‌نقص
رنگ سياه را حتي در زواياي ديد مختلف فراهم مي‌كند. زمان پاسخ‌دهي آن
بسيار سريع بوده و داراي زواياي ديد فوق‌العاده گسترده‌اي است. بازسازي
رنگ نيز روي اين نمايشگر فوق‌العاده است و جزييات رنگي شما را شگفت‌زده
خواهد كرد. اما اين وضعيت تا حدود زيادي به كاليبراسيون مناسب توسط
توليدكنندگان تلويزيون بستگي دارد.


پنل‌هاي
OLED فوق‌العاده باريك هستند (در حد چند ميليمتر) و ما هيچ مشكلي در زمينه
Buzzing (نويز صوتي صفحه نمايشگر) يا عدم يكنواختي در نور پشتي مواجه
نشديم. EL9500 در عين حال توانست روشنايي كافي را براي تضمين يك تصوير
عالي حتي در محيط‌هاي بسيار روشن فراهم كرده و در عين حال سطوح عميق رنگ
سياه خود را نيز حفظ كند. جزييات سايه‌ها نيز عالي بود و فناوري OLED براي
بازسازي سطوح خاكستري تيره‌تر هيچ مشكلي نداشت.


بدون
ترديد فناوري OLED نسبت به هر دو فناوري LCD و پلاسما برتري دارد. اين
فناوري بهترين جنبه‌هاي هر دو فناوري مذكور را تركيب كرده و در عين حال
هيچيك از مشكلات اصلي آن‌ها را ندارد. در واقع اين فناوري نه تنها سطح
بالايي كيفيت تصويري، بلكه سطح پاييني آن را نيز ارتقا مي‌دهد و حتي به
توليدكنندگان محصولات ارزان‌قيمت نيز امكان مي‌دهد تا كيفيت تصويري عالي
را ارايه كنند.


در
حال حاضر تنها مشكل فناوري OLED به قيمت آن مربوط مي‌شود. با اين‌حال، اين
موضوع تنها تا زمان ورود آن به مرحله توليد انبوه ادامه خواهد داشت.
توليدكنندگان در حال حاضر مشغول آماده شدن براي توليد پنل‌هاي OLED هستند
و ما اميدواريم كه در طول چند سال آينده شاهد قيمت‌هاي واقع‌گرايانه‌تري
براي اين محصولات شگفت‌انگيز باشيم. به‌طور جدي بايد بگوييم كه اگر EL9500
تنها 7 تا 10 اينچ بزرگ‌تر بود مي‌توانست بلافاصله جايگزين مانيتور
دسك‌تاپ فعلي ما شود.


لینک مرجع