همین الان رفتم و سری به تاپیک درد و دل های آریا(یا یه همچین چیزی.اسمشو درست یدم نمیاد) زدم.واقعا حیف شد که وقتی آریا تو آواکس بود،من نبودم.کاش که بودم تا وقتی شبها مثل من تو آواکس بود،همراهیش می کردم.احساس کردم نوشته هاشو خودم نوشتم.از نظر روحی کاملا بهم شباهت داریم.کاش بودم...ای کاش.وقتی خواستم این تاپیکو ایجاد کنم یه دفعه یاد اون فیلم ایرانی قدیمیه(من هم گریه کردم)افتادم.به نظرم اسم خوبی واسه تاپیک اومد.زدم به نامش.
اون تاپیک که مال آقا آریا بود،بسته شده.خواستم بنویسم ولی بسته بود.
از این به بعد هرکی مثل من و آریا از تنهائی می نالید،می تونه بیاد اینجا و متن و شعر و جمله های دلتنگانانه(چی گفتم!!!)بنویسه.
آرزو می کنم،آریا دوباره برگرده و تاپیکشو خودش باز کنه.هنوز نشناخته دلم واسش تنگ شده.کاش منم مثل نازنین و بچه های قدیمیه دیگه اون وقتا بودم.فکر کنم اون موقع ها جو صمیمی تر بود.بیاید ما هم صمیمی بشیم.مثل یه خونواده.خونواده ی آواکس.
(شوخی کردم)