Wednesday 07 February 2007, 22:55
واسه افتتاح تاپیک موسیقی اصیل ایرانی یک اهنگ خاطره انگیز از زنده یاد داریوش رفیعی به نام زهره به همراه متنش بزارم
برای گوش دادن اهنگ اینجا کلیک کنید
یاد از آن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من
حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من آخر کجای زهره
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم ما را لطف و صفایی زهره
بود هنگام غروب آن روز پر زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و ما تنها بس رازهایی زهره
چون یقین کردی که از عشقت گرفتارم
سرد گشتی و نمودی اینچنین خارم
خود نکردی فکر، آخر نازنین یارم
من هم چو تو دارم، آخر خدایی زهره
ای باد صبا بهر خدا بوی که داری؟
عزیزم بوی که داری؟
این بوی خوش از سلسله ی موی که داری؟
جانم جانم موی که داری؟ حبیبم موی که داری؟
خرم شده بستان زتو ای باد بهاری
این خرمی از روی که وموی که داری؟
موی که داری ؟
ای عزیز موی که داری؟
آی ، ای کاش بداند همه ی آرزوی دل
تا خود تو به دل آرزوی روی که داری ؟
تا خود، تو به دل آرزوی روی که داری ؟
جانم، جانم روی که داری ؟ عزیزم روی که داری ؟
آی یار دل زارم
ما روی دل از جمله جهان سوی تو داریم
تو روی، تو روی دل قبله جان سوی که داری ؟
عزیزم سوی که داری ؟ عزیزم سوی که داری؟
گردیده مویّد ، گردیده مویّد ز چه فکر تو پریشان
در سر مگر اندیشه ی گیسوی که داری ؟
ای عزیز ، ای ، در سر مگر اندیشه ی
گیسوی که داری ؟ که داری ؟
برای گوش دادن اهنگ اینجا کلیک کنید
یاد از آن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من
حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من آخر کجای زهره
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم ما را لطف و صفایی زهره
بود هنگام غروب آن روز پر زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و ما تنها بس رازهایی زهره
چون یقین کردی که از عشقت گرفتارم
سرد گشتی و نمودی اینچنین خارم
خود نکردی فکر، آخر نازنین یارم
من هم چو تو دارم، آخر خدایی زهره
ای باد صبا بهر خدا بوی که داری؟
عزیزم بوی که داری؟
این بوی خوش از سلسله ی موی که داری؟
جانم جانم موی که داری؟ حبیبم موی که داری؟
خرم شده بستان زتو ای باد بهاری
این خرمی از روی که وموی که داری؟
موی که داری ؟
ای عزیز موی که داری؟
آی ، ای کاش بداند همه ی آرزوی دل
تا خود تو به دل آرزوی روی که داری ؟
تا خود، تو به دل آرزوی روی که داری ؟
جانم، جانم روی که داری ؟ عزیزم روی که داری ؟
آی یار دل زارم
ما روی دل از جمله جهان سوی تو داریم
تو روی، تو روی دل قبله جان سوی که داری ؟
عزیزم سوی که داری ؟ عزیزم سوی که داری؟
گردیده مویّد ، گردیده مویّد ز چه فکر تو پریشان
در سر مگر اندیشه ی گیسوی که داری ؟
ای عزیز ، ای ، در سر مگر اندیشه ی
گیسوی که داری ؟ که داری ؟



