Avaxnet

نسخه کامل: خیانت
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
خيانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هم
اگر با دیگری باشم؛ سبک تر می شود دردم
خيانت کردم اما تو؛ ز من با طعنه پرسیدی :
چرا با اینکه بیزاری دچار ترس و تردیدی؟
خيانت کردی و چون ابر؛ به شَکَّم گریه باریدم
خيانت کردم وُ اشکی به چشمانت نمی دیدم
تلافی کردم و دردی فزون گردیده بر دردم
درونت از غمم خالیست ؛ خيانت من به خود کردم
گناهت گردنم مانده ؛ چه تاوانی که پس دادم
چه کردم با خیالاتم ؛ نخواهد رفت از یادم ...
خيانت کرده ام .... آری
و بر عشق تو می خندم
دو چشمت را خودم امشب
به روی خویش می بندم
خيانت کرده ام .... آری
نمی دانی و می گویم
بدان راهی دگر بی تو
برای عشق می جویم
وفایم را ندیدی که
خيانت را ببین حالا
دل تنگم ندیدی که
دل سنگم ببین اما
ندیدی غرق احساسم
ندیدی گریه هایم را
خيانت کرده ام تا تو
ببینی خنده هایم را
خيانت کرده ام .... آری
چه خشنودم که می دانی
مکن اندیشه باطل
که قلبم را بسوزانی

امانت داده بودم دل
به دستانت نفهمیدی؟
چه آوردی به روز دل ؟
شکستی خون به دل کردی

خیانت کرده ام؟....آری
نمی ترسم ز اقرارش
دلم یار دگر دارد
نخواهم کرد انکارش
خيانت کرده ای آری
ولی گویم نفهمیدی
بدی از کار من بوده
که تو اینگونه رنجیدی
ز تو قدیس تر هرگز
ندیدم من به جان تو
تو گریه می کنی اما
گمانت هست که خندیدی
وفا را من ز تو دیدم
به اسم بی وفائیها
همین بود آنجه من کردم
همان بود آنچه تو دیدی
چرا بازی کنی با من
خيانت از توئی هرگز
فقط یک لحظه دور از من
به یک بیگانه خندیدی ...
نگاه
لبخند
و
عشق
نگاه
پوزخند
و
بازیچه
فکر
اضطراب
و
لرزش
هیچ
پوچ
و
آرامش
دل من
تو
و
دیگر هیچ
تو
خودت
و
خيانت ...
دلمو دادم به دستات
که نگی دوستت ندارم
تو می دونستی تو دنیا
جز تو همدمی ندارم
من ترانه سر بریدم
پیش هر بود و نبودت
با تو عاشقونه گفتم
از تو و نبض حضورت
اون همه جمله که گفتی
اون همه دوستت دارم هات
یعنی واقعا دروغ بود
اون همه شوق تو چشمات
حالا تو رفتی عزیزم
تو به من کردی خيانت
قسمت من یعنی این بود
یه سکوت سرد و مفرط
تو که رفتی به سلامت
وعدمون روز قیامت
منم و سوال مبهم
که چرا کردی خيانت ..
هرچه ها میکنم
گرم نمیشود خاطرم
بوی تعفن خيانت از دهانم میآید
هــــــــــا....
خاطر من و
خیال تو و
خیل خيانت
...
خيانت...!
آشنا ترین واژه این عصر!!!
بخوان شعرهایم را بخوان،
بمان اشکهایم را بمان...!
دیگر برای تو اشک نمیریزم،
دیگر برای رسیدن به تو پیر نمیشوم...!
اشکم برای آن زنی است!
که!
در غفلت یا آگاهی!
مردی هرزه را میستاید!!!
اشکم برای آن مردی است!
که!
از سحر تا شامگاهان به عشق،
زن بد کاره اش کار میکند!!!
اشکم برای فرزندانیست!
که!
از پستی پدر و مادر بی خبرند
آری اشکم برای تو نیست....
دیشب هرزه ای را دیدم
صحبت از وفای همسرش می کرد!!!
این روزها؟
آن روزها؟
آری تا بوده همین بوده...!
آیا همین گونه؟
خیانت!
آشناترین واژه این عصر است
وما به مدرنیته فکر می کنیم!
وما به شکافتن هسته اتم می اندیشیم!!!
خیانت حاصل چیست؟
برایم تفسیر کنید!
دنیا رو به خشک سالیست
اشکهایم رو به پایان است
چه بریزم؟
آری به چشم!
خون خواهم گریید
چرا که
خیانت!
آشناترین واژه این عصر است
امشب آغاز سکوتی تلخ و مرگبار است

امشب دستان باد بوی تو را از من خواهند گرفت

امشب قطرات باران یاد تو را خواهند شست

و تو برای همیشه خواهی رفت

میگذارم بروی

یاد تو ، نام تو ، احساس تو

ارزانی همان تقدیری که سهم مرا ، ربوده شدن تو انگاشته بود

امشب خواهم بخشید

تمام ثانیه های دلتنگی تو را بر تمام دنیا خواهم بخشید

من دیگر عاشق نیستم

دیگر برای نفس کشیدن بهانه ای به زشتی بودن تو نمیخواهم

من دیگر عاشقت نیستم

برای بودن تو دعا نمیکنم

من دیگر عاشقت نیستم

و برای دیدن چشمان تو منتظر عبور لحظه ها نیستم

من دیگر عاشقت نیستم

بدون تو دنیای من بی فروغ نخواهد شد

و هرگز تو را نخواهم بخشید

امشب خواهم گذشت از شب چشمان تو

تو دیگر معصوم نیستی ، تو دیگر تنها راه چاره برای دلم نیستی

منتی بر دیده ام نمیخواهم

دیگر اشکی پیشکشت نخواهم کرد

دیگر قاب عکست را نخواهم بوسید

من از تو بریده ام ، از بیرنگی ات بریده ام

از بودنت ، از دیدنت ، از خیانتت، خسته ام

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو

دیگر تو را دوست ندارم

هرگز برایت گریه نخواهم کرد

هرگز دوستت نخواهم داشت
فرق من و تو

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم

گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم

گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم

گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم

گفتي... گفتم...

حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه!

فرق ما اينه كه:

تو دروغ گفتي، من راستشو
[تصویر: wallpaper%20(4).jpg]

ما غزل را سرسری انگاشتیم
عاشقی را ساده می پنداشتیم
هر نگاهی دیده ، لبخندی زدیم
قاف ها دادیم و لافی کاشتیم
ساده می گویم که دل با ما نبود
هر کجا با هم قراری داشتیم
هم قسم گشتیم هم پیمان شویم
بر سر پیمان که دل نگذاشتیم
ما خيانت را به عشق آمیختیم
پرده حجب و حیا برداشتیم
ما چه بازی ها که با هم داشتیم
ما هوس را عاشقی پنداشتیم
تا ابد با ماست این آشفتگی
چون جهنم را بهشت انگاشتیم ..
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
لینک مرجع