Avaxnet

نسخه کامل: تـنها بـرای تــو ...
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
همه چیز باتـو شروع شد!


اما ...

هیچ چیز بدون تـو، تمام نمی شود


حتی همین دلتنگی های بیهوده من....
مهم نیست چقدر میان ما راه ها وجاده ها نشسته اند


هیچ جاده ای توان فاصله انداختن میان ما را ندارد


عشق تنها نزدیکی دنیاست
...
آهسته


فتح کرده یی


با چشمهایت


هرچه داشته ام را


حالا


تمام جهان من


مستعمره ی توست
...
هیچ کس باور نمی کند

اما

این قایق کاغذی ما را خواهد برد

به کومه ای دور دست

که پلکش را تنها رو به مِه باز می کند

تا بی آنکه گونه ام گل بیفتد

باز هم بخواهمت...
تو را که از دلم

کم می کنم

باقیمانده ...

صفر می شود !
تمام شب را

شکارچیان از تو گفتند

چطور نفهمیدی ؟

آن غزال زیبا و گریز پا

تو بودی . . .
تو از موسی پیامبرتری،
به جای اشاره
نگاه کردی ...
به جای دریا
دل من شکافته شد ....
فرقی نمی کند که شعرهایم را روی کاغذ بنویسم
یا روی ماسه های دریا
یا حتی روی شیشه های بخار گرفته پنجره !
نام توست که به دل نوشته هایم
اعتبار می بخشد !
عاشق شده ام


نشان به آن نشان که


سر مصرع تمام شعرهایم


تویی ...
چقدر خوب است ...



که اینهمه آدم ..




همنام تو اند..!



حالا هرکسی، هر کجا ..




عزیز دلش را صدا کند !


من ناخواسته ..


به یاد " تو " می افتم...
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
لینک مرجع