Avaxnet

نسخه کامل: حدیث شریف کسا به صورت منظوم (التماس دعا)
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
دوستان عزیز؛ سلام
حتما تا حدودی در باره حدیث شریف کسا و فضیلت خوندش در مجالس و محافل شنیدید:

"حديث کساء از احاديث مشهور بين خاصه و عامه که در کتب فريقين به طرق و اسانيد مختلف بيان شده است و مبدأ اصطلاحاتي همچون اصحاب کساء، آل عباء پنج تن آل عبا و... گرديده است. اصل حديث به مقدار مسلم و مورد اتفاق در تمامي آثار شيعه و سني چنين است که روزي پيامبر اکرم و حضرت امير و فاطمه زهرا و حسن و حسين عليهم السلام در منزل حضرت فاطمه يا ام سلمه گرد هم آمدند، پيامبر بالاپوشي بر سر خود و آن چهار تن ديگر افکند، و در آن حال چنين دعا کرد: «خدايا اينان اهل بيت و ويژگان منند، پس هر پليدي را از ايشان بزداي و آنان را (از هر عيب و گناه) پاک و مطهر بدار» پس از آن جبرئيل فرود آمد، و آيه تطهير: «انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا» (احزاب، 33) را فرود آورد. قسمت هايي از متون اين حديث شريف که در کتب معتبره و صحاح و تفاسير عامه روايت شده، در مقاله اهل بيت دائرة المعارف تشيع (2/605 607) بيان شده است"


بین شیعه امامیه متن خاصی از حدیث کساء به روایت از حضرت زهرا (ع) منقول است که در مجالس و محافل به قصد تبرک و توسل برای براورده شدن حاجات و رفع مشکلات و شفای بیماران و دفع ناملایمات خوانده می شود و آثار شگفتی از آن به تجربه رسیده است،

چندوقت پیش منظومه ی حدیث شریف کسا رو توی کتابی خوندم و حیفم اومد برای شما ننویسم. این منظومه فوق العاده مجرب هست و آثار زیادی در شفای بیماران و رفع مشکلات داشته
از همه کسانی که این منظومه رو می خونن التماس دعا دارم،
تو این ایام فاطمیه که ایام دعا و استجابت دعا هست،
برای شفای همۀ بیماران دعا کنید،
عزیز من و هم دعا کنید...




ترجمه حدیث شریف کسا به صورت منظوم


روايت شد از حضرت فاطمه
حديث شريفي براي همه

که روزي حبيب خدا مصطفي
ابوالقاسم احمد رسول خدا

محمد(ص) شهنشاه دنيا و دين
که ما را پدر باشد آن مه جبين

قدم رنجه فرمود در خانه ام
منور از او گشت کاشانه ام

بفرمود يا فاطمه بر تو باد
سلام از من اي دخت نيکونهاد

بدو عرض کردم که اي نامور
ز من برتو بادا سلام اي پدر

سپس گفت آن شاه خوبان به من
که ضعفي شده عارضم در بدن

بگفتم پدرجان ز ضعف شما
نباشد پناهم به غير خدا

مرا گفت اي دختر بردبار
کساي يماني ما را بيار

بپوشان مرا در کساي يمن
بپوشانم او را سراسر بدن

چو کردم به رخسار خوبش نگاه
رخش مي درخشيد مانند ماه

درخشيدني چون مه چارده
بر آن ماه هرلحظه کردم نگه

چو پوشاندمش جامه را بر بدن
پس از ساعتي از در آمد حسن(ع)

چو فرزند دلبندم از در رسيد
سلامي بداد و جوابي شنيد

بگفتا که اي مادر مهربان
رسد بوي خوش بر مشام آنچنان

که گويي بود بوي جدم رسول
به پاسخ چنين گفت با وي بتول

که اي نور چشمان مادر، حسن
بهين ميوه ي نورس قلب من

بلي، جد تو رفته زير کسا
به زير کسا خفته آن پارسا

حسن رفت نزديک جدِّ گرام
چنين گفت بعد از اداي سلام

که اي جد من اي رسول خدا
دهي اِذنم آيم به زير کسا؟

جوابش چنين داد خيرالبشر
تو را باد از من سلام اي پسر

تويي وارث و صاحب حوض من
مجازي که داخل شوي اي حسن

به زير عبا رفت آن نور عين
پس از ساعتي از در آمد حسين(ع)

حسين کرد با مادر خود سلام
سپس گفت از مهر آن نيکنام

که اي مادر خوب فرخ سرشت
مشامم شده پر ز بوي بهشت

که گويي در اين کوي جدَّم بود
چنين بوي خوش بوي جدَّم بود

بگفتا به او مادر: اي نور عين
تويي ميوه ي قلب مادر حسين

بلي، جدّ والاي تو با حسن
به زير کسا خفته اند آن دو تن

چو بشنيد آن کودک مه لقا
چنين پاسخ از مادر باوفا

به نزد کسا رفت و گفتا سلام
حضور همايون خيرالانام

سپس گفت اي جد والاتبار
رسولي که حق کرده ات اختيار

مرا مي دهي اِذن آيم به پيش؟
پذيري مرا در کسا نزد خويش؟

چنين داد شاهنشه دين جواب
سوال حسين زاده ي بوتراب

تورا باد از من سلام اي پسر
تويي شافع امتم سر به سر

به تحقيق رخصت دهم بر شما
که آيي به زير کسا نزد ما

حسين شد چو داخل به زير کسا
بيامد ز در شير حق مرتضي(ع)

بگفت السلام عليک يا بتول
سلامم به تو باد دخت رسول

چو زهرا شنيد از علي (ع) اين سخن
بگفتا به تو باد اي بوالحسن

سلام من اي سرور مومنين
وصيِّ به حق، اي امام مبين

علي گفت اي دخت خيرالانام
رسد بوي خوش مر مرا بر مشام

به نزد من اين بوي خوش گوييا
نشايد جز از خاتم انبيا

که باشد عزيز و دل آراي من
اخيّ و پسر عمّ و مولاي من

بگفتا بلي؛ با حسين و حسن
به زير کسا خفته شاه زمن

علي با خبر شد چو از ماجرا
روان گشت با وجد نزد کسا

بگفت السلام اي رسو خدا
دهي رخصت آيا ز احسان مرا؟

که با اِذنت اي خاتم انبيا
بيايم به پيش تو زير کسا

سلام ورا رهبر بي قرين
جواب حکيمانه داد اينچنين

به تو اي برادر سلام از من است
که چشمم به ديدار تو روشن است

تويي صاحب سيف و علم و قلم
به دست تو باشد لوا و علم

به تحقيق رخصت دهم بر علي
که باشد علي ذات حق را ولي

علي گشت وارد به زير کسا
حضور شريف حبيب خدا

چو من ديدم اين چار تن رفته اند
به زير کسا نزد هم خفته اند

روان گشتم از شوق سوي کسا
رسيدم به نزديک آن چار تا

سپس عرض کردم سلام اي پدر
سلام اي پدر اي مرا تاج سر

مرا مي دهيد اِذن تا با شما
شوم ملحق و آيم اندر کسا؟

پدر داد پاسخ به دختر چنين
سلام پدر بر تو اي نازنين

تويي دختر و پاره اي از تنم
کجا ديده و دل ز تو برکنم

بيا در برم اي عزيز پدر
که ام ابيهايي و خوش سيَر

چو زهرا مکين شد به زير کسا
کسا عزتي يافت بي انتها

محمد(ص)، علي(ع)، فاطمه(س) با حسن(ع)
حسين(ع) پنجمي شد در اين انجمن

چو رفتند اين پنج تن در کسا
کسا شد منور چو عرش خدا

رسول خدا از دو سوي کسا
سوي آسمان برد دست دعا

که يارب ز الطاف بي انتها
تو محظوظ کن اهل بيت مرا

هم اينان رعايت ز من مي کنند
هم اينها حمايت ز من مي کنند

بود لحم ابدانشان لحم من
بود خونشان خون من در بدن

اذيت کند هر که اين چار تن
اذيت نمودست بر جان من

گسي گر که غمگين کند حالشان
مرا کرده غمگين ز احوالشان

هر آنکس که جنگ است با اين چهار
مرا کرده با جنگ خودشان دچار

به صحم اگر صلح گيرند پيش
وگرنه شود خاطر من پريش

هر آن کو نمايد بر آنها ستيز
ستيزم به او موقع رستخيز

محبّ محبّان آنان منم
به خشم بدانديششان دشمنم

بود اهل بيت من اين چارتن
که روشن ز آنان بود چشم من

من از اين چهار؛ اين چهار از منند
که پاکيزه گفتار و دل روشنند

خدايا به برکات و غفران خود
رضاي خود و لطف و احسان خود

نما شامل حال اين چار تن
نظر کن خدايا ز رأفت به من

از آنها پليدي همي دور کن
دل و ديده شان را پر از نور کن

ندا آمد از درگه ذوالجلال
ز درگاه داننده ي لايزال

که اي ساکنان همه آسمان
همه آسمان ها و افرشتگان

نکردم من اين آسمان را به پا
نفرموده ام اين زمين را بنا

ندادم قمر را درخشندگي
ندادم به خورشيد رخشندگي

نکردم فلک را به گردش روان
نه درياي مواج و کشتي در آن

مگر از براي همين پنج تن
که باشند زير کساي يمن

سپس جبرئيل امين از خدا
بپرسيد از روي خوف و رجا

که هستند اين ها به زير کسا؟
جوابش چنين داد جلّ علا

کسا پايگاه رسالت بود
در آن اهل بيت نبوت بود

در اينجا بود فاطمه با پدر
هم او هست با شوهر و دو پسر

ز حق جبرئيل اين تمنا نمود
که آيد ز بالا به پايين فرود

پس از کسب رخصت ز حيِّ مبين
روان شد ز عرش خدا بر زمين

چو امد به نزد رسول خدا
چنين گفت با خاتم انبيا

خداوند عاليِّ اعلا سلام
رسانده سپس داده بر تو پيام

به عزّ و جلال و بزرگي خويش
تو را دوست دارم ز اندازه بيش

نفرموده ام خلق ارض و سما
ندادم به مه نور و خور را ضياء

فلک را و دريا و کشتي مگر
براي تو و آن چهار دگر

چو اذن است داخل شوم در کسا
کنون اذن و رخصت دهيدم شما؟

چنين گفت با جبرئيل امين
رسول خدا پيشواي مبين

بلي، اذن دادم که زير کسا
بيايي بَرَم اي امين خدا

سپس گفت با ذات خير الانام
براي تو آورده ام اين پيام

همين است و جز اين نباشد که رب
اراده چنين کرده اي منتخب

براي تو و اهل بيت شما
به مصداق فرمايش انّما*

پليدي بود دور از اين خاندان
به بيت تو پاکي بود جاودان

در اينجا لب از لب علي باز کرد
سخن هاي سنجيده آغاز کرد

چنين گفت مولا به خير البشر
که اي صاحب وحي و سرّ و خبر

خبر ده مرا؛ چيست راز خدا؟
از اين جمع بودن به زير کسا

چه فضل و شرافت بود بهر ما؟
بيان کن براي من اي رهنما

پيمبر چنين داد او را جواب
به آن کس که من را نمود انتخاب

فرستاد بهر نجات بشر
ز سوي خود آن خالق دادگر

به هر مجلسي از مجالس در آن
اگر در زمين باشد از پيروان

بود از محبّان و از شيعيان
شود ذکري از اين خبر در ميان

مگر رحمت از سوي حق بي گمان
به آنان شود نازل از آسمان

ملائيک در اطرافشان حلقه وار
بخواهند از درگه کردگار

ببخشد گناهانشان را خدا
به شادي بسازد ز همـشان جدا

قسم خورد مولا به پروردگار
به بيت خدا شيعه شد رستگار

پيمبر ز نو داد دادِ سخن
چنين گفت آن شاه با بوالحسن

قسم بر خدايي که از روي حق
مرا نيک بگزيد و بردم سبق

به هر مجلسي ذکر شد اين خبر
شود مجلس از لطف حق معتبر

همه پيروان و همه دوستان
که باشند مغموم اندر ميان

شود همّ و غم ِّ همه برطرف
بَدَل مي شود همّ و غم بر شعف

چو خواهد کسي حاجتي از خدا
در آن حلقه حاجات گردد روا

پس از مصطفي شير يزدان علي
که دل گردد از نام او منجلي

قسم خورد بر ذات پروردگار
که شد شيعه با اين خبر رستگار

سعادت به دنيا و عقبا به است
که تأييد آن با رَبِ کعبه است


مخور "پيروي" غم ز روز جزا
برو در پناه حديث کسا


((التماس دعا))

اسرار حدیث شریف کسا

يكى از رمزهاى بزرگ حديث كساء، معرفى جايگاه والاى حضرت زهرا (سلام الله عليها) است.
در بخشى از حـديـث، زمـانى كه جبرئيل امين از خداوند متعال مى‌پرسد اين پنج نفرى كه اين همه فضائل دارند و آسمان‌ها و زمين و همه‌ى موجودات به بركت وجود آن بزرگواران خلق شده، چه كسانى هستند؟ خداوند پاسخ مى‌دهد:

«هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها»:
«آنان: فاطمه، پدر، شوهر و فرزندانش هستند».

اين عبارت نشان دهنده‌ى جايگاه والا و شناخته شده‌ى حضرت زهرا (سلام الله عليها) در آسمان‌ها و در ميان فرشتگان الهى است.

توضيح آن‌كه در كتاب‌هاى علمى آمده است كه براى مـعـرفـى يك چيز يا يك شخص، بايد از چيزها يا اشخاصى استفاده كرد كه براى مخاطب آشناتر باشند.
در اين بخش از حديث، با وجود چهار شخصيت بزرگ، يعنى وجود مبارك پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله )، حضرت علــى(عليه السلام)، امـام حـسـن(عليه السلام) و امـام حــســيــن(عليه السلام)، وجـود مبـارك حضـرت زهـرا (سلام الله عليها) محور اصحاب كساء معرفى شده‌اند كه آسمان‌ها و زمين و آن‌چه در آن‌هاست به طفيل وجود مبارك آن‌ها خلق شده است. اين معنا در ديگر احاديث معصومان(عليهم السلام) نيز وجود دارد. در حديثى قدسى، خداوند تبارك و تعالى، خطاب به پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله ) مى‌فرمايد:
«لولاك لما خلقت الاْءفلاك و لولا على لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما»:

«اگر براى تو نبود، افلاك را خلق نمى‌كردم و اگر براى على(عليه السلام) نبود، تو را خلق نمى‌كردم و اگر براى فاطمه (سلام الله عليها) نبود، شـما را خلق نمى‌كردم»
.

 اين حديث، نشان از نقش مـحورى حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در عالم هستى دارد.
در روايتى از اهل سنت، ابوهريره از رسول اكرم( صلي الله عليه و آله ) نقل مى‌كند: «پس از آن‌كه حضرت آدم(عليه السلام) به عرش توجه كرد، پنج نور در آن ديد و زمانى كه خداوند در مورد اين پنج نور پرسيد، پاسخ شنيد كه اين پنج نور فرزندان تو هستند و به محبت آن‌هاست كه تو را خلق كردم و اگر اين‌ها نبودند بهشت و دوزخ، عرش و كرسى، آسمان و زمين، فرشتگان و جنيان و آدميان را خلق نمى‌كردم. اى آدم! به عزتم سوگند! اگر كسى به اندازه يك دانه‌ى خردل بغض و كينه‌ى آن‌ها را در دل داشته باشد، وارد آتشش مى‌كنم. اى آدم! اينان برگزيده‌هاى مـن هـسـتند، من به واسطه‌ى آن‌ها مردم را نجات مى‌دهم و هلاك مى‌گردانم. اى آدم! اگر حاجتى داشتى به وسيله‌ى آن‌ها به من توسل بجوى».
نـكته ديگر ثواب و پاداشى است كه براى برپايى مجلس حديث كساء در نظر گرفته شده است. در حديث كساء مى‌خوانيم: «ما ذكر خبرنا هذا فى محفل من محافل اهل الاْءرض و فيه جمع من شيعتنا و محبينا و فيهم مهموم الا و فرج الله همه، ولا مغموم الا وكشف الله غمّه، ولاطالب حاجة الا وقضى الله حاجته ...». اين ثواب جداى از جنبه‌ى توسل به وجود مطهر حضرت زهرا (سلام الله عليها)، ناظر به ثوابى است كه براى مجالس ذكر اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) قرار داده شده است. در احاديث آمده است كه اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) دوست دارند در مجالسى كه شيعيان بـه ذكـر احـاديـث و مـعـارف اهـل بـيـت(عليهم السلام) مى‌پردازند، حضور يابند و براى كسانى كه امر ولايت آن‌‌ها را زنده نگه مى‌دارند، دعا كنند.
بر اين اساس، بندهايى از اين حديث كه بازگو كننده‌ى آن است كه«رحمت خدا بر اهل اين مجالس نازل مى‌شود»، «تا آن‌كه جمع متفرق نشده‌اند، فرشتگان براى آن‌ها طلب آمرزش مى‌كنند»، «اگر در جمع آن‌ها غم‌زده و اندوهگينى باشد، خداوند غم و اندوه او را برطرف مى‌سازد»، «اگر در آن جمع حاجت مندى باشد، خداوند حاجت او را برآورده مى‌سازد» و ...، با توجه به احاديث ديگر مورد تأييد قرار مى‌گيرد.

حديث كساء در توصيف مجالسى كه در آن جمعى از شيعيان حضور داشته باشند و در آن به ذكر اخبار اهل بيـت(عليهم السلام) بپردازند، آورده است كه: فرشتگان چنين مجلسى را در ميان گرفته و براى آن‌ها طلب مغفرت مى‌كنند. عنايت فرشتگان به مجالس شيعيان و محبـان اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) در روايات ديگر نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. براى مثال، عايشه دختر عبدالله بن عاص از رسول خدا( صلي الله عليه و آله ) نقل مى‌كند: «هر جمعى كه گرد هم آيند و فضايل آل محمد(عليهم السلام) را نقل كنند، فرشتگان از آسمان‌ها فرود مى‌آيند و به جمع آن‌ها مى‌پيوندند و وقتى آن گروه متفرق مى‌شوند و فرشتگان به آسمان‌ها بالا روند، ديگر ملائكه از آن‌ها مى‌پرسند: بوى خوشى از شما استشمام مى‌كنيم كه نظير آن را تا كنون احساس نكرده‌ايم. آن‌ها هم در پاسخ مى‌گويند: ما در مجلسى بوديم كه اخبار آل محمد( صلي الله عليه و آله ) در آن نقل مى‌شد. آن ملائكه مى‌گويند: ما را هم به آن‌جا ببريد تا از باقى مانده‌ى عطر آن مجلس بهره ببريم».


چند نمونه از آثار شگفت حدیث شریف کسا


فاضل معظم و علامه بزرگوار، جناب سید علی موحد ابطحی، در خصوص حدیث کساء و آثار شگفت آن کتابی قیم را تحت عنوان "حدیث کساء و آثار شگفت" تالیف کرده اند که بخشی از این کتاب حاوی حکایاتی پیرامون برآورده شدن حاجات متوسلین به این حدیث شریف، و آثار و برکات آن است.

*شفای جوان مسیحی مبتلا به سرطان خون


از طرف مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد شیرازی(ره) حسینیه ای در واشنگتن آمریکا به نام حسینیه "الرسول الاعظم" صلی الله علیه و آله تاسیس شده است. دهه فاطمیه در این حسینیه مراسم عزاداری برای حضرت زهرا سلام الله علیها برپا و در شبهای جمعه مراسم دعا و توسل و قرائت حدیث شریف کساء برقرار است. یکی از روحانیون بزرگواری که از سوی بیت آیت الله العظمی شیرازی در آن مرکز بزرگ دینی انجام وظیفه می کند، نقل کرده است : روزی در یکی از خیابان های واشنگتن، پشت چراغ قرمز منتظر آزاد شدن راه بودم. در این هنگام یک خانم با گریه شدید به طرف اتومبیل من آمد و گفت حاج آقا شما ایرانی هستید؟ گفتم بله. گفت التماس دعا دارم. من یک جوان نوزده ساله دارم که به سرطان خون مبتلا و در بیمارستان بستری است. حالش هم بسیار بد است. در جواب آن خانم گفتم شب جمعه به حسینیه رسول اعظم بیایید و در مجلس حدیث کساء شرکت کنید تا به برکت توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها مشکل شما مرتفع شود. آن خانم شب جمعه به حسینیه آمد و دعا کرد. از قندهایی که برای تبرک در جلسه حدیث کساء به حاضران داده می شد و قدری شله زرد نذری به آن خانم دادم و گفتم از اینها قدری به جوان سرطانی خود بدهید. وی در جواب گفت پسرم نمی تواند چیزی بخورد. از او خواستم که حتی اگر شده یک ذره از این شله زرد را در دهان او بگذارد.
دو روز بعد دیدم که آن خانم گریه کنان به حسینیه آمد. اول خیال کردم جوانش فوت کرده، خواستم به او تسلیت بگویم ولی او هنگامی که نزدیک شد رو به من کرد و پس از سلام گفت حاج آقا! وقتی مقداری از آن شله زرد را در دهان جوانم گذاشتم فورا چشمش را باز کرد و حالش خوب شد. پس از آن پزشکان بیمارستان برای بررسی حال او جلسه مشورتی تشکیل دادند و در نهایت اظهار داشتند که حضرت مسیح او را شفا داده است. ولی من به آنها گفتم که به یقین او شفا یافته امام حسین علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها و حدیث کساء است.
آن خانم در نوبت های بعد با حجاب اسلامی در جلسه حدیث کساء شرکت می کرد و جریان زندگی خود و شفا یافتن فرزندش را برای حاضران تعریف می کرد و می گفت من مسیحی بودم. بیست سال قبل هنگام حاملگی در ایران حضور داشتم، شوهرم را از دست دادم و پس از آن به آمریکا آمدم. در ایران تبلیغات هیچ یک از علمای بزرگ نتوانست مرا مسلمان کند. ولی امروز به برکت امام حسین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها و حدیث کساء مسلمان شده ام. وی مرتب بر این جمله تاکید می کرد که حدیث کساء و حضرت زهرا سلام الله علیها مرا به سوی اسلام هدایت کرده است.


*شفای لکنت زبان کودک

فرزند آقای حاج سید محمد کاظم اعظم پور، در نامه ای به برادر گرانقدر نگارنده، جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حجت موحد ابطحی، چنین نوشته است :
حدود دو سال قبل فرزند چهار ساله یکی از بستگان نزدیک ما به لکنت زبان دچار شد و همه را متاثر کرد.. معالجه و توسل زیادی انجام گرفت، ولی به نتیجه ای نرسید. تصمیم گرفتم برای شفای کودک به زیارت علی بن موسی الرضا علیه السلام مشرف شوم. با توفیق الهی به زیارت مشرف شدم. چند روزی که در خدمت آن حضرت بودم تمام توسلاتم برای شفای آن کودک بود.
شبی در صحن مطهر امام رضا علیه السلام هیئتی عزاداری می کرد. بنده هم در عزاداری آنها حضور یافتم و حال خوشی پیدا کردم. تمام هدفم شفای آن بچه بود. پس از مراجعت به اصفهان، شبی پدرتان مرحوم آیت الله حاج سید مرتضی موحد ابطحی را در خواب دیدم. ایشان به من فرمودند برای شفای طفلتان ده مرتبه حدیث شریف کساء بخوانید. پس از عمل به دستوری که آن مرحوم در خواب به ما دادند، بحمدالله بیمار ما شفای کامل یافت.


* شفای بیمار سرطانی

یکی از خطبای معروف که برای تبلیغ دین به آمریکا، انگلستان، کویت، بحرین و دیگر کشورها و نیز به شهرهای مختلف ایران سفر کرده است چنین نقل می کند :
زمانی در حسینیه کویت منبر می رفتم، یکی از رفقا برای خداحافظی نزد من آمد و گفت به من خبر داده اند که برادرم در انگلستان به سرطان مبتلا و در بیمارستان بستری شده و حالش نیز بسیار وخیم است. وی قصد داشت برای عیادت برادرش به انگلیس برود. من به او گفتم قدری صبر کن، بعد از جلسه با شما کاری دارم. بعد از جلسه مقداری از قندهای مجلس حدیث کساء و مقداری تربت امام حسین علیه السلام را به او دادم و گفتم اینها را به برادرت بده تا بخورد. او خداحافظی کرد و رفت. پس از چندی این دوست از انگلیس بازگشت و مستقیم نزد من آمد و گفت بعد از آنکه قندها و تربت امام حسین علیه السلام را به برادرم دادم حالش رو به بهبود گذاشت. از آقایان دکترها خواستم که یک آزمایش دیگر از او بگیرند ولی آنها قبول نمی کردند و می گفتند وضع او بسیار وخیم است و از آزمایشهای متعدد کاری بر نمی آید. سرانجام با اصرار زیاد من، آزمایش دیگری از برادرم گرفتند و در کمال تعجب دیدند که بیماری سرطان به طور کامل برطرف شده است. خلاصه آنکه در اثر خواندن حدیث شریف کساء و خوردن تربت امام حسین علیه السلام برادر من از بیماری سرطان نجات یافت.





لینک مرجع