خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
گفتگوی آزاد
admin Aidatorkashvand 2615 141983
دیجیتال مارکتینگ
sitecode sitecode 0 33
باور (Belief)
tree of life tree of life 0 52
دانلود کتاب الکترونیک هفت پیکر سلیمان
admin admin 22 168
دانلود کتاب خود آموز علوم غریبه -میر داماد کبیر- جلد دوم
admin admin 105 808
دانلود کتاب خطی سر الاسرار (یا سراکبر )
admin admin 114 596
دانلود کتاب رستاخیز مردگان
admin admin 98 650
شب های اواکسی ...
user luna 934 114684
بالا بردن امنیت سرور مجازی لینوکس در کاربری وب
pouyanweb98 pouyanweb98 0 36
آکواریوم آنتالیا
mostafaahadi mostafaahadi 0 36
آشنایی با مراحل اخذ ویزای شینگن
mostafaahadi mostafaahadi 0 39
راهنمای کامل معرفی کوین آنتولوژی (ONTOLOGY) و ولت‌های مخصوص آن
mostafaahadi mostafaahadi 0 50
ایمپلنت های دندانی
mostafaahadi mostafaahadi 0 39
پلاک بعد از ارتودنسی
mostafaahadi mostafaahadi 0 40
کوک پیانو
mostafaahadi mostafaahadi 0 49
تهیه بک آپ از داده ها به صورت روزانه
mostafaahadi mostafaahadi 0 41
طراحی سایت ” پورتال سازمانی “
mostafaahadi mostafaahadi 0 39
شرایط تحصیل در استانبول
hexa12 hexa12 0 68
گریتینگ چیست ؟
kian2137 kian2137 0 60
کبد چرب و علائم آن؟؟
ghazal_01 niloofarmajdi 4 3746
انواع مختلف شارژرهای مختلف را می شناسید؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 59
مزیت های سرور مجازی میکروتیک چیست
pouyanweb98 pouyanweb98 0 59
رمان شما که غریبه نیستید+لینک دانلود
mohadese mmmmaaammmaann 5 1837
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 521 22060
"امضاهای " من!!!
دخترمشرقى luna 321 52080
دلت میخواد نفر بعدیت کی باشه ؟ ( 3 )
sana luna 821 63462
به نظرت نفر قبلیت چه رنگیه؟
فرشاد شاه luna 614 30956
ساختار داخلی لنگه درب های ضد سرقت ایستادر و انواع رویه ها
istadoor istadoor 0 64
دندانپزشکی در خواب یا سدیشن چیست؟
دندانپزشکی رایا دندانپزشکی رایا 0 57
آیا استفاده از شارژر فندکی به باتری گوشی آسیب می رساند؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 59
طراحی سایت آگهی
sitecode sitecode 0 71
با وارد کردن شماره موبایل آدرس مالکش رو از طریق ماهواره پیدا کنید
geddis زهراجزایری 27 55172
دلتنگ و دلتنگی...
غزل m@rzieh 39 6613
دل...
گلایه m@rzieh 189 26713
طراحی سایت و انتخاب رنگ مناسب
sitecode sitecode 0 59
کفش طبی زنانه از کجا اینترنتی بخرم؟
lemonn lemonn 0 60
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m luna 156 29049
تفاوت سرور مجازی و اختصاصی و ویژگی آن ها
pouyanweb98 pouyanweb98 0 60
طراحی فروشگاه اینترنتی
zahrahmd zahrahmd 0 80
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه نینجا 1 658 44187

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
زندگينامه نامداران جهانزمان کنونی: Saturday 29 February 2020, 13:47
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
نویسنده: dusky
آخرین ارسال: nyan
پاسخ: 105
بازدید: 39701
 
امتیاز دهید:
  • 41 رأی - میانگین امیتازات : 3.2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگينامه نامداران جهان
Thursday 22 March 2007, 14:56
ارسال: #11
ابرو گوندش
ابرو گوندش ۱۲ اکتبر ۱۹۷۴ در استانبول به دنيا آمد.ابرو به عنوان يک فروشنده در يک فروشگاه لباس کار می کرد.تو همون سالها چند تا از مشتريها که صدای ابرو رو شنيده بودن فهميدن که صدای ابرو قشنگه و اون رو به Neshe Demirket ( شرکت موزيک ) بردن, و خواستن صدای اون رو به عنوان يک صدای خوب و زيبا به همه اعلام کنن.اون شرکت چون اون زمان هنوز تشکيل نشده بود برای اينکه صدای ابرو رو ضبطش کنن ابرو رو به دست آقای Selchul Teki و يکی از مشتريها سپردن.وابرو هم با اين دو شخص معروف موزيک اون زمان همکاری کرد. قبل از اينکه ابرو آلبومی بده بيرون و معروف بشه برای اينکه بتونه رو صحنه خوب کار کنه و به صحنه عادت کنه به نزد خانم امل سايين رفت و پيش اون کار کرد.خواننده زيبا در مت زمان کوتاهي برای اينکه آلبوم بده بيرون شروع به کار کرد.
سال ۱۹۹۳ اولين آلبومش به نام Tanri Misafiri ( مسافر الهی ) در دنيای موزيک محشری به پا کرد.صاحبان شرکتی که ابرو اونجا بود با اين آلبوم ميليونها پول در آوردن که ابرو با اين آلبومش چند تا جايزه گرفت. سال ۱۹۹۴ در کانال Kral به عنوان بهترين خواننده زن تا سه سال جايزه رو گرفت.
ابرو بلافاصله بعد از اولين آلبومش آلبوم دوم خودشو به نام Tatli Bela ( عشق شيرين ) رو شروع به ساختن کرد و بعد ازچند وقت که آماده شد اون رو پخش کرد. خواننده جوان تو اين آلبوم آهنگهای رومانتيک خواند.
آلبوم سومش سال ۱۹۹۵ به اسم Ben Daha B y medim ( من هنوز بزرگ نشدم ) پخش شد.توی اين آلبوم آهنگهای Firtinalar ( طوفان ها ) و ok Mu Gard n z ( آيا شادابی را برای من زياد دانستی ) عصيان ميکنه. اين آلبوم سرآغاز دوستی ابرو با Serdar Ortaبود.
چهارمين آلبومش به اسم Kurtlar Sofrasi ( سفره گرگها ) در سال ۱۹۹۶ بيرون اومد . در اين ميان پيشنهاد بازيگری به ابرو می شد و اون تو سريالهايی که اسم آلبومش رو داشتن به عنوان نقش اول بازی ميکرد.

بعد از دو سال فاصله يعنی در سال ۱۹۹۸ آلبوم Sen Allahin Bir L tf s n ( تو لطفی از جانب خداوند هستی ) به بازار موزيک اومد.آهنگ ۱۲ در اين آلبوم به طرز و روش خود ابرو بوده.
ابرو سال ۲۰۰۰ با يک آلبوم خيلی جديدی ظاهر شد به اسم D n Ne Ol r ( برگرد چی ميشه ). توی استوديو وقتی داشت ميخوند جلوی فيلمبردارا خونريزی مغزی ميکنه و به زمين ميوفته . بعد از اينکه مدتی در بيمارستان بود يک مدت طولانی استراحت کرد و مجبور شد از طرفدارانش دور بمونه. طرفدارانش برای اينکه نسبت به ابرو ابراز علاقه کنن با خريدن آلبوم D n Ne Ol r اون سال بالاترين رکورد خريد آلبوم در ترکيه رو رقم زدن.
توی اين آلبوم که کارگردان اون آقای تاربک آقانسی که آهنگسازی از آهنگسازهای جوان اون سال بود آهنگ Hata ( خطا ) که مال Sezen Aksu بود جای گرفته بود.توی اين آلبوم يه سورپريز هم بود که آهنگ Deli Deli ( مجنون مجنون ) بود که آهنگ بچه ها بود.ابرو بعد از يه استراحت طولانی شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۰ در مرکز Besten i کنسرتی اجرا کرد که پول اين کنسرت رو به بيمارستان بخشيد.
ابرو در سال ۲۰۰۱ با ارائه يکی از بهترين آلبوم هايش دنيای موزيک ترکيه رو متحول کرد.نام اين آلبوم Ahdim Ols n است که دو ترانه Sensizim ( بی تو هستم ) و Seni Seviyorum ( تو را دوست ميدارم ) آنرا از ديگر آلبومهايش متمايز ساخته است
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 14:57
ارسال: #12
روح الله موسوی خمینی
مولودي از سلاله ي عصمت و طهارت در 20 جمادي الاخر 1320 ه. ق مصادف با ميلاد دخت گرامي پيامبر اسلام صلي الله عليه و اله گام به عرصه وجود نهاد . نام پدرش آيت الله شهيد سيد مصطفي موسوي و نام مادرش هاجر احمدي بود . وي را روح الله نامگذاري كردند. مرحوم سيد مصطفي كه تحصيلات خود را در زادگاهش شروع و در نجف و سامرا با كسب معارف الهيه ادامه داده بود ، زمان ميرزاي شيرازي در زمره علما و مجتهدين آن عصر قرار داشت و از نجف كه بازگشت ، زعامت اهالي خمين را عهده دار شد و به رفع تجاوزات و تعديات دستگاه ظالم پرداخت . او در خمين ، با ايجاد جلسات معارف اسلامي به آگاه ساختن توده مردم ، اقدام كرد؛ و سرانجام در راه خمين و اراك به دست طاغوتيان و اصحاب شقاوت شهيد شد. امام ( ره ) در پنج ماهگي يتيم شد و بعد از شهادت پدر، تحت سرپرستي مادر ، عمه و دائي مهربانش پرورش يافت. امام تحصيلات مقدماتي را در خمين نزد ميرزا محمود شروع كرد و سپس آن را در مكتب ملاابوالقاسم در مدرسه جديد التأسيس احمديه ي آن ديار ادامه داد. در سن پانزده سالگي ، تحصيلات فارسي آن روز را به اتمام رسانيد و نزد برادر بزرگش مرحوم آيت الله پسنديده ، صرف ، نحو و منطق را شروع كرد و تا سال 1338 ه. ق از محضر ايشان بهره كافي برد .
در سن 19 سالگي هنگامي كه چهار سال از وفات مادرش مي گذشت ، به واسطه روح تشنه و جستجوگرش راهي حوزه علميه اراك شد كه ازحوزه هاي بزرگ ديني به شمار مي رفت و تحت زعامت و سرپرستي مؤسس حوزه علميه ي قم مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي ، از مجتهدين حوزه علميه نجف اشرف واز شاگردان برجسته حوزه درس مرحوم ميرزاي شيرازي ، اداره مي شد. در سال 1340 ه.ق آيت الله حائري يزدي به درخواست علماي بزرگ شهر مذهبي قم از اراك مهاجرت و تحت الطاف الهي موفق شد حوزه علميه قم را تأسيس كند . امام ره در پي استاد، حوزه اراك را ترك كرد و در حوزه علميه ي قم به تحصيل پرداخت و درمحضر آيت الله حائري يزدي پايه هاي علمي و مباني فقهي و اصولي را تكميل كرد و در محضر مرحوم آيت الله شيخ علي اكبر يزدي ( معروف به حكيم) درعلم هيئت مهارت يافت. امام ( ره ) از استاد و مراد خود مرحوم آيت الله شاه آبادي متون مختلف عرفان، حكمت و فلسفه را فراگرفت و خود را در درياي علوم اسلامي غرق كرد . در سال 1345 ه. ق سطوح را به پايان رسانيد و به درجه اجتهاد نايل آمد و بدون نياز علمي و فلسفي به حوزه هاي علميه نجف در زمره ي مجتهدين و نوابغ فقهي قرار گرفت. در سال 1348 ه.ق با دخت مكرمه مرحوم آيت الله آقاي حاج ميرزا محمد ثـقفي تهراني ازدواج كرد و ثمره اين ازدواج دو پسر و سه دختر بود . امام ( ره ) در سال 1347 ه.ق در حالي كه فقط 27 سال داشت، تدريس فلسفه را آغاز كرد. سپس در سال1364 ه. ق همزمان با ورود آيت الله بروجردي به قم به تدريس علوم منقول ، خارج فقه و اصول پرداخت . قبل از آن ، مدتي به تدريس " سطوح" اشتغال داشت و كتاب هاي فقه و اصول را با بياني شيوا و رسا براي طلاب و فضلا شرح و بسط مي داد .
ايشان از همان اوان جواني ، مبارزات سياسي خويش را عليه ظلم و جور آغاز نمود و چندين بار تبعيد و زنداني شد.
امام در پيروزي انقلاب اسلامي ، نقش بزرگي را در رهبري مردم برعهده داشت و بالاخره در12 بهمن 1357 پس از سال ها تبعيد به وطن بازگشت و تا سال 1368 ، هدايت جامعه را بر عهده داشت و بالاخره در 14/ خرداد/1368 ، دنياي خاكي را وداع گفت و به عرش الهي هجرت نمود.
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 14:59
ارسال: #13
يوهان سباستيان باخ
باخ در سال 1685 بدنيا آمد و در سن 64 سالگي به دليل آنکه قدرت بينايي اش بتدريج رو به کاهش مي گذاشت تصميم گرفت که چشمان خود را جراهي کند. پزشکي بنام John Taylor مسئوليت جراحي چشمان او را بعهده گرفت. او که در اصل چشم پزشکي اهل انگليس بود در طول مدت فعاليت پزشکي خود چشم دو تن ديگر از بزرگان عصر خود يعني هندل موسيقيدان و ادوارد گيبون مورخ را نيز جراحي کرد.
تيلور دقيقا" به همين خاطر يعني جراحي چشم اين سه بزرگ مرد، بسيار مشهور مي باشد اما متاسفانه او توفيق اين را نداشت که حتي در يکي از اين جراحي ها موفقيتي را کسب کند. در هر صورت پس از جراحي باخ به مدت شش ماه چشمان خود را بسته نگاه داشت و به توصيه تيلور نگذاشت که نور به آنها تابيده شود.
باخ که به سبب بي کاري بسيار بي حوصله شده بود در پايان موعد استراحت قبل از آنکه پزشک چشمان او را معاينه کند، خود اقدام به باز کردن چشمانش کرد و اجازه داد تا نور به آنها تابيده شود. بله او توانست افراد خانواده خود را در اطراف خود ببيند و به همين سبب بسيار هيجان زده شد. شدت هيجان بزرگ مرد موسيقي آنقدر بود که وي را چند ساعت بعد دچار حمله قلبي کرد.
باخ به مدت ده روز در بستر بيماري و بيهوشي بسر برد و بالاخره در 28 جولاي 1750 پس از برجاي گذاردن بيش از 1000 کار موسيقي از دنيا رفت. متاسفانه هنگامي که باخ از دنيا را رفت بتدريج پيانو جاي ارگ کليسا را گرفته بود و از آنجايي که او نوازنده قدر و تواناي ارگ بود و بيشتر به همين خاطر مشهور شده بود؛ کم کم بجز خانواده او کسي از او نام نمي برد و خيلي زود نامش به فراموشي سپرده شد. همسر او آناماگدلنا ده سال پس از باخ همچنان به سختي زندگي با چهار فرزند را ادامه داد.
جالب است بدانيد که محل دفن باخ تا حدود يکصد سال گم بود تا اينکه در اواخر قرن نوزدهم توسط يک مورخ کشف شد.
يك صد سال گمنامي:
شايد ندونيد که تا يک صد سال پس از مرگ يوهان سباستيان باخ هيچ کس وي را بعنوان يک موسيقي دان بزرگ نميشناخت! او در سال ۱۶۸۵ بدنيا آمد و در سال ۱۷۵۰ نيز فوت کرد اما تقرييا" تا قرن نوزدهم کسي نامي از وي نبرد. افتخار شناساندن باخ به دنياي موسيقي نصيب شومن و مندلسون شد. البته موتزارت و بتهوون هم اورا ميشناختتند اما آنقدر درگير تحليل کار هاي وي بودند که همتي براي شناساندن وي به دنيا نکردند. خبر کشف باخ به سرعت از آلمان به انگليس منشر شد.
اين دو نفر (شومن و مندلسون) باعث شدند تا در سال ۱۸۵۰ انجمني بنام Bach Gesellshaft در آلمان تشکيل شود و نسبت به ثبت و انتشار آثار او اقدام کند. در اين انجمن ۲۳ نفر از خاندان هاي سلطنتي از سراسر جهان شرکت داشتند. ميگويند اين انجمن آن چنان در کار شناساندن باخ به دنيا موفق و خوب عمل ميکرد که حتي اگر خودش زنده بود مات و مبهوت ميشد. باخ فکرش را هم نمي کرد روزي اورا بزرگترين مصنف موسيقي در روي زمين تصور کنند.
گوشهاي دقيق باخ :
معروف هست که Bach بزرگ، داراي گوشهاي بسيار تيز و حساسي بود بگونه اي که کوچکترين اختلاف در pitch يک نت موسيقايي رو ميتونست تشخيص بده. اين بود که در زمان حياتش وي تنها کسي بود که براي آزمايش سازهاي جديد انتخاب ميشد. مشکل وقتي بود که وي را براي آزمايش
سازي مانند ارگ بزرگ کليسا دعوت ميکردند. در اين زمان سازندگان ارگ واقعا" عزا ميگرفتند چرا؟ چون هيچ شکي نداشتند که Bach از ساز آنها ايراد خواهد گرفت و مشکل اينجا بود که يک ارگ کليسا دست کم از 600 لوله صوتي درست شده بود و آنها ميبايست دريچه هاي خروجي تمام لوله هاي صوتي رو آنگونه تنظيم کنند که Bach بزرگ راضي از ميدان بيرون برود.
نگاهي به انوانسيونهاي باخ:
انوانسيونهاي دو و سه صدايي باخ علاوه براي آنکه حاوي نکات زياد آموزشي براي هنرآموزان سازهاي کلاويه اي است، در عين حال جزو دسته کارهاي زيباي باخ قرار دارد که ظرافت هاي کنترپوآنيک و ملوديک بسيار دارند، بگونه اي که برخي از آنها جزو شناخته شده ترين کارهاي باخ به حساب مي آيند.
15 انوانسيون دو صدايي که به Invention معروف بوده و نيز 15 انوانسيون سه صدايي که به Sinfonia معروف هستند، از جمله قطعاطي است که هر هنرآموز رشته نوازندگي پيانو مي بايست اقلا" نيمي از قطعات هر کدام از اين کتابها را در دوران فرا گيري پيانو تمرين کرده باشد.
نحوه شماره گذاري و ترتيب قرار گرفتن آنها بگونه اي است که گام هاي هر دو سري از اين انوانسيون ها بصورت يکسان تغيير مي کند. هر چند امروزه اين آثار باخ براي آموزش در دو مجلد جداگانه منتشر مي شود اما شواهد زيادي در دست است که در نسخ قديمي و دستي در صفحه مقابل هر يک از انواسيون هاي دو صدايي يک انواسيون سه صدايي قرار داشته است و هدف از آن توجيه فرم هاي حرکتي ملودي در مقابل هم بوده است.
انواسيون هاي باخ همانند کتاب "کلاويه خوش آهنگ" (Well-Tempered Clavier) پس از مرگ باخ گردآوري شد. واقعيت آن است که پس از مرگ باخ در سال 1750 تا سالها بسياري آموزگاران موسيقي از روي نسخ خطي از انوانسيون هاي باخ براي آموزش شاگردان خود استفاده مي کردند و انتشار رسمي آنها با نام باخ به سال 1801 ميلادي باز ميگردد.
بسياري از هنرآموزان موسيقي هنگام تمرين اين کارهاي باخ، از خشکي و بي روح بودن آنها ابراز نارضايتي مي کنند. اما نبايد فراموش کرد که برخلاف ظاهر خشک و تقارن هندسي که اين قطعات مشاهده مي شود، با درک صحيح و درست از موسيقي باروک و باخ مي توان از زيبايي هاي اين قطعات لذت برد. در آنصورت هنرآموز علاوه بر تمرين انگشتان، با فرم موسيقي باروک که اغلب بصورت کنترپوآن بوده بهتر آشنا مي شود.
نکته مهمي که در فرا گيري انواسيون ها بايد به آن اشاره کرد، يافتن کليد نواختن اين قطعات است. شايد در نگاه اول نواختن تميز و خوش آهنگ اين قطعات کار بسيار سختي بنظر آيد اما بدون شک، هنرجوياني که همه اين قطعات را اجرا کرده اند بخوبي مي دانند که پس از اجراي سه، چهار قطعه از هر سري - دو و سه صدايي - هنرجو با تکنيک نواختن آنها آشنا مي شود و حتي ممکن است بتواند از پيش تشخيص دهد که جملات آتي چگونه حرکتي خواهند داشت.
اينکه چرا باخ نام اين سري کارهاي خود را صدايي Invention/Sinfonia گذاشته خيلي مشخص نيست. تنها در نسخه دست خط باخ در ابتداي صفحه اصطلاح "Inventions and Sinfonias " قرار داشته است. لغت Invention در زمان باخ از جمله لغات پيچيده و سنگين علوم ادبي بوده است و احتمالي که داده مي شود آن است که باخ از اين لغت به معني آموزش مستقيم و سر راست يعني اصطلاح Straightforward Instruction استفاده کرده است. يعني اينکه چگونه ميتوان با استفاده از کنترپوآن يک ايده ساده موسيقي را به يک قطعه تبديل کرد.
بنابراين بوضوح مشخص است که باخ اين قطعات را هم براي هنرجويان نوازندگي و هم براي هنرجويان آهنگسازي تهيه و تنظيم کرده است.
اما لغت Sinfonia که در انگليسي اصطلاح سمفوني هم از همين ريشه گرفته شده است، بيشتر تکيه بر چند صدايي بودن انوانسيون هاي دو صدايي را دارد و بسياري هنوز اين مجموعه از کارهاي سه صدايي باخ را بجاي Sinfonias، انوانسيون هاي سه صدايي مي نامند
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 15:00
ارسال: #14
استاد مهرداد اوستا
سال و محل تولد: تولد 20 بهمن 1308 - بروجرد
سال و محل وفات: 17 ارديبهشت 1370، تهران.
زندگينامه: محمد رضا رحماني ياراحمدي مشهور به مهرداد اوستا كه در شعر اوستا تخلص مي كرد، از ده سالگي به سرودن شعر پرداخت. بعد از پايان دوره ي دبستان در سال 1321، براي تحصيلات متوسطه به تهران آمد و پس از تحصيل در يكي از دبيرستان هاي شبانه، در سال 1327 ديپلم ادبي گرفت. در همان سال همكاري با آموزش و پرورش را ( به عنوان مسئول سامان دادن به كتابخانه هاي موجود در اين وزارتخانه و تاسيس كتابخانه هايي در شهرستان ها، اصلاح متون و مقالات و كتب ادبي اين وزارتخانه، تدريس در چند دبيرستان) آغاز و هم زمان وارد دانشگاه شد و در سال 1330 از دانشكده ي معقول و منقول (دانشكده ي الهيات و معارف اسلامي تهران) موفق به دريافت مدرك كارشناسي شد و سپس به ادامه ي تحصيل در رشته ي فلسفه ي تحليلي در دانشگاه تهران پرداخت و كارشناسي ارشد خود را در همين رشته گرفت. در شهريور 1332 به سبب طرفداري از دكتر محمد مصدق، مخالفت با شاه و سخنراني هاي انقلابي در جريان كودتاي 28 مرداد دستگير و به مدت هفت ماه زنداني شد. ضمنا همان سال اوستا به تصحيح و چاپ ديوان سلمان ساوجي اقدام نمود. در سال 1333 رساله اي در فلسفه، منطق و روان شناسي و اخلاق را منتشر ساخت و شروع به تدريس در دانشگاه تهران نمود. سپس كتاب فلسفي عقل و اشراق و پس ار آن رسايل خيام (نوروزنامه رساله ي موجود) را با مقدمه و تحقيق در زندگي خيام تحقيق و منتشر نمود. در سال 1335 با سباستين مونه، فيلسوف و شرق شناس فرانسوي، آشنا شد و نزد ايشان شروع به تحصيل فلسفه ي تكميلي نموده و در مقابل، عرفان مشرق زمين و آثار عرفاني اسلامي از جمله مولوي و عطار نيشابوري را به مونه درس مي داد. اين ارتباط تا سال 1339 ادامه داشت. در اين سال اولين مجموعه ي شعر خود را به نام از كاروان رفته را منتشر ساخت. سال ها بعد پاليزبان، حماسه ي آرش و از امروز تا هرگز را منتشر ساخت. در تابستان 1346 براي نخستين بار براي مدت يك ماه به كشورهاي فرانسه، انگلستان و ايتاليا سفر كرد. دو سال بعد كتاب اشك و سرنوشت كه گزيده اي از شاهكارهاي ادبي جهان است و سپس روش تحقيق در دستور زبان فارسي و شيوه ي نگارش را منتشر كرد. در سال 1349 براي بار دوم به اروپا سفر كرد و در مدت اقامت يك ماهه اش در فرانسه و سوييس با ژان پل سارتر ارتباط برقرار كرد. اين ارتباط چندين سال ادامه داشته است. در تير 1351 مجموعه ي شعر شراب خانگي ترس محتصب خورده را به رشته ي تحرير درآورد كه در همان سال توقيف شد. در خرداد 1352 كتاب انتقادي تيرانا را منتشر كرد كه اين كتاب هم توقيف شد. ضمنا به سبب طرح پاره اي از مسايل از جمله ذكر نام آيت اله خميني در اين كتاب به مدت يك سال ممنوع القلم گرديد. در تابستان 1356 به فرانسه و سوييس رفت و با سيد محمدعلي جمال زاده در ژنو ديداري داشت. در شهريور 1359 نيز يك ماهي در فرانسه اقامت گزيد و در دانشگاه ها و مراكز فرهنگي اين كشور سخنراني نمود. در سال 1360 مجموعه ي شعر امام و حماسه ي ديگر را منتشر ساخت. در سال 1362 جهت معالجه ي بيماري قلبي و بازگرداندن چند كتاب ارزشمند خطي كه در سال هاي انقلاب به فرانسه منتقل شده بود، براي مدت يك ماه به فرانسه رفت. در زمستان 1367 به پاكستان رفت و چندين سخنراني درباره ي شخصيت حافظ و آثار او ياد نمود. دز سال 1369 نيز دوباره به پاكستان سفر كرد و در مراسم بزرگداشت خليل اله خليلي، قصيده سراي افغاني سخنراني نمود. استاد اوستا طي سال هاي تدريس در مراكزي چون دانشگاه هاي تهران، مدارس عالي ترجمه و پارس، دانشكده ي هنرهاي تزييني، دانشگاه تربيت مدرس، مجتمع عالي هنر، رشته هاي ادبيات پارسي، فلسفه، تاريخ هنر، فلسفه ي تاريخ هنر، تاريخ اجتماعي هنر، روش تحقيق هنر در اروپا، روش تحقيق هنر در شرق، ادبيات جهان، ادبيات نمايشي، زيبايي شناسي، روش تحقيق در زيبايي شناسي، به تدريس تاريخ موسيقي اشتغال داشت. آخرين سال هاي تدريس اوستا 1369 و 1370 بود كه در دانشكده ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران تاريخ موسيقي تدريس مي كرد. وي همچنين مشاور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بود. مهرداد اوستا با اينكه بيشتر به قصيده سرايي مايل بود در زمينه هاي ديگر شعر همانند غزل، مثنوي، دوبيتي هاي پيوسته، رباعي و غيره نيز تسلط داشته است. از نظر قالب به شيوه ي شعراي خراساني و بيشتر پيرو ناصر خسرو، خاقاني و مسعود سعد بود و در انديشه هاي شاعرانه اش قالبا دقايق فلسفي و تفكرات حكيمانه را مي پروراند. وي معتقد بود كه يك هنرمند بايد فرزند زمان خود باشد و اگر احيانا خود نيازمندي هاي زيادي از نظر مادي ندارد آنقدر روحيه ي حساس و تاثير پذيري داشته باشد كه دردها و نيازمندي هاي اكثريت مردم را درك كند و آينه ي گوياي رنج و شادي مردم زمان باشد. مهرداد اوستا سرانجام روز 17 اردي بهشت 1370 در ساعت 1:30 بعد از ظهر درگذشت. پيكر وي در بهشت زهرا در مقبره ي مشاهير فرهنگ، ادب و هنر ايران در كنار مجتبي مينوي و مشايخ فريدني (حجره ي 953) به خاك سپرده شد.

آثار: فهرست آثارش (هرچند برخي از كتاب هايي كه در زير آمده در هيچ كتابخانه اي يافت نمي شود، مع هذا عنوان آن در اينجا درج مي شود) بدين شرح است: - از كاروان رفته (شعر، 1339) - پاليزبان (شعر، 1342) - حماسه ي آرش (شعر، 1344) - از امروز تا هرگز (نثر داستاني، 1345) - روش تحقيق در دستور زبان و شيوه ي نگارش (1348) - شراب خانگي ترس محتصب خورده (شعر، 1351) - تيرانا (نثر انتقادي، 1352) - سرود نا تمام (مجموعه ي شعر از عبداله صالحي سمناني با ديباچه اي از مهرداد اوستا، 1353) - امام و حماسه ي ديگر (1368) - اشك و سرنوشت (قطعه هاي ادبي، ترجمه، شعر) - پرنيان (شعر) - تحليل فلسفي و علمي پيرامون اسطوره هاي ملل - تحليل فلسفي و علمي پيرامون اصول اديان - رسايل خيام - نوروزنامه رساله ي وجود (تصحيح، مقدمه و تحقيق در زندگي خيام) - تصحيح ديوان سلمان ساوجي - تصحيح و تحقيق كليات شيخ سعدي - تعريف و توجيه انسان - رساله اي در منطق و فلسفه - روانشناسي و اخلاق - روش تحقيق در تاريخ هنر - روش تحقيق در تحولات فكري و فلسفي در اروپا و آسيا - روش تحقيق در زيبايي شناسي - روش تحقيق در بيان فلسفي اسطوره ها - روش تحقيق در بيان دين و اخلاق - سير مكاتب هنري در ايران - عدالت - حكومت - جامعه - عقل و اشراق - كارنامه ي شعر معاصر پارسي - له شناسي (پيرامون آثار و افكار بزرگان سخن ايران) - مجموعه ي مقالات - مقدمه اي بر ديوان حافظ - مكاتب فلسفي در آسيا - مكاتب فلسفي در اروپا - مكاتب هنري در اروپا - مكاتب فلسفي در شرق - منطق حماسي مهابهارات - منطق كلام حافظ - منطق كلام فردوسي - نامه ها - نقد و بررسي آثار سنايي.
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 15:03
ارسال: #15
شيخ محى الدين مهدى الهى قمشه‌اى
سال و محل تولد: 1320 ق - شهرضا (قمشه)
سال و محل وفات: 1392ق
زندگينامه: الهى قمشه‌اى, شيخ محى الدين مهدى, فرزند ملاابوالحسن. (1320-1392ق), حكيم, عالم وشاعر, متخلص به الهى. در شهرضا (قمشه) متولد شد. مقدمات علوم فقه و اصول و حكمت را از شيخ هادى قمشه‌اى و ديگران آموخت و جهت تكميل آن به اصفهان رفت و در خدمت آقا شيخ محمد حكيم خراسانى و پس از آن در خراسان در محضر مرحوم آقا بزرگ حكيم مشهدى و آقا شيخ اسدالله يزدى مشغول شد تا در حكمت و فلسفه صاحب نظر شد . مدتى نيز در حوزه درس آيت‌الله حاج آقا حسين قمى و ميرزا مهدى اصفهانى حاضر گشت سپس به تهران آمد .و در مدرسه عالى سپهسالار به تدريس حكمت و فلسفه پرداخت همچنين به سمت استاد زبان عربى در دانشكده دانشگاه تهران و استاد فلسفه در دانشكده الهيات (معقول و منقول) تدريس كرد. وى در تهران وفات يافت و در قم در جوار حضرت معصومه (ع), به خاك سپرده شد.
آثار: از آثار منثور وى: رساله‌اى در فلسفه كلى ؛ شرح رساله حكيم فارابى ؛ رساله‌اى در سيــر و ســلوك ؛ حاشيه‌‌اى بر مبدأ و معاد ملاصدرا؛ رساله‌اى در مراتب ادراك ؛ رساله‌اى در مراتب عشق .واز آثارمنظوم وى: نغمه عشاق , ديوان , شعر؛ نغمه حسينى , كه تاريخ بزرگترين شهيد اسلام است؛ نغمه الهى . و از ديگر آثار او ترجمه قرآن مجيد , ترجمه صحيفه سجاديه ؛ ترجمه مفاتيح‌الجنان ؛ و تصيح و تحشيه تفسيرابوالفتح رازى .
جالب است بدانيد كه اولين شخصي كه جرات نمود تا اسم خود را به صورت مستقل به عنوان مترجم قرآن در ترجمه خويش بياورد اين حكيم دانشمند بود . تا قبل از ايشان در معرفي مترجمان قرآن نام " جمعي از مترجمان " را مي آوردند . آنهم به دليل اينكه اگر اشكالي در اين ترجمه ها باشد خطر يا تهديدي متوجه شخص خاصي نگردد .
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 15:04
ارسال: #16
جنيفر لوپز
جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲4 جولای سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک بدنيا آمد. او کارش را به عنوان رقاص شروع کرد و در صحنه های ويدئوکليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد . در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريال تلويزيونی Fox نقشهايی را به عهده بگيرد و بعد از آن در سريال رنگ زندگی به عنوان يکی از Fly Girls و نيز بعد از آن هم يک سری کارهای کوچک هنری را دنبال کرد که شامل نقش هايی در دو سريال ديگر و يک فيلم تلويزيونی به نام پرستاران روی خط و فيلم ديگری به نام سقوط پرواز شماره ۷ بود. او اولين فيلم خود را در سال ۱۹۹۳ به نام (خانواده من) بازی کرد و بعد از آن هم در سال ۱۹۹۵ در فيلم قطار پول ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را (وسلی اسنامپرچر) و (ودی هاريسون) ايفا ميکردندو او در سال ۱۹۹۶ در فيلم جک به کارگردانی ( فرانسيس فورد) و نقش آفرينی رابين ويليامز بود ظاهر شد.
در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز بوجود آمد: به خاطر بازی در نقش سلنا که تصوير زنده ای از خواننده پاپ (‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) بود .< خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است >. جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه Golden Globe را از آن خود ساخت و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وی در همان سال فيلم Anaconda ( مار وحشت ناک) را بازی کرد و نيزبعد از ان در فيلم خون وشراب که نقش مقابل اورا جک نيکلسون بازی ميکرد و در ادامه ـ بازی کردن در نقش مارشال فدرال(‌ کارن سيسکو) در فيلم کارگردان معروفی چون استيون اسپيلبرگ به نام Out Of Sight که البته بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم جورج کلونی بازی ميکرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد.
کار موسيقی لوپز در سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين در ۶ جولای شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ If You Had My Love با موفقيت کم نظيری روبرو شد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد . در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد به دليل موفقيت در دومين آهنگ موفقش Waiting For Tonight اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست Cher رسيد .
در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک سلول بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال او در فيلم Enoug بازی کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد. از جمله اين موفقيتها:
وقتی که آلبوم او در جدول آهنگهای پاپ در رديف ۱ قرار گرفت و يا در فيلم کمدی ـ رومانتيک تصميم گيرنده ازدواج بازی کرد که بيشترين فروش را در هفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی Maid In Manhattan بازيکرد و در سال ۲۰۰۳ هم وی با بن افلک در فيلم Gigli هم بازی شد و نيز در آينده هم يک فيلم ديگر با بن افلک تحت عنوان Jersey Girl بازی کرد و نيز فيلم ديگری هم که از وی در مرحله ساخت به سر ميبرد فيلم( زندگی ناتمام ميباشد) که او در آن نقش مادری را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم رابرت فورد برعهده دارد. او همچنين در فيلم ما بايد برقصيم نقش مقابل ريچارد گر را بازی کرده است .
حالا يکم بحث رو خصوصیترش ميکنم:
جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با اجانی نوا که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با ( Sean Puffy Combs ) رابطه داشت . در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و Combas که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعنی در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با Cris Judd آشنا شد .
Cris در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ Love Don't Cost Athing رقاصی ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند . در پاييز سال ۲۰۰۲ جنيفر با بن افلک نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند اما بازم بعد از مدتی تصميم به طلاق گرفتند و سرانجام در اوايل سال ۲۰۰4 از هم جدا شدند !
و بعد از آن جنيفر در > جوئن سال ۲۰۰4 < با خواننده پاپ مارک آنتونی ازدواج کرد . مراسم عروسی آنها کاملا خصوصی بود و در لوس آنجلس برگذار شد .
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 15:07
ارسال: #17
ابن مقفع، عبدالله
(102- ح139ق), مترجم و عالم وى يكى از نخستين مترجمان آثار ادبى تمدنهاى هند و ايرانى به زبان عربى و يكى از آفرينندگان نثر ادبى عربى است . در خاندانى نجيب زاده در جور فارس, فيروز آباد كنونى, متولد شد. پدرش دادويه كه با نام اسلامى مبارك, معروف بود در زمان حجاج تحصيلدار ماليات بود و چون به جرم اختلاس شكنجه شد, وى را به تمسخر مقفع خواندند .عبدالله نام اسلامى روزبه بود. در آغاز در كرمان منشى حكام و صاحب منصبان اموى بود. در آنجا ثروتى هنگفت به دست آورد. پس از آن به خدمت عيسى بن على, عموى منصور, خليفه عباسى در آمد. بهترين سالهاى عمر وى در كوفه و بصره طى شد. در محفل اديبان و ظريفان رفت و آمد داشت. مرگ وى عللى سياسى داشت. ابن مقفع با دست بردن در متن دستخط امان‌‌نامه منصور خليفه سبب برآشفتگى و بد گمانى خليفه در حق خود شد. خليفه فرمان داد تا دست كاتب گستاخ را قطع كنند حاكم بصره كه از مدتها پيش كينه وى را در دل داشت از اين پيش آمد براى گرفتن انتقام شديد بهره برد و اين مقفع را زير شكنجه‌‌هاى سهمناك به قتل رساند. ابن مقفع, با وجود كمى عمر خود آثار گرانبهائى را تأليف و ترجمه كرد.
آثار: ترجمه كليه و دمنه كه قديمى ترين ترجمه از اين اثر هندى است؛ ادب‌‌الصغير و ادب‌‌الكبير ؛ اليتيمة ؛ خداى نامه كه ترجمه‌‌اى است از آئين نامه عهد ساسانيان, كتاب مزدك ؛ كتاب التاج .
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 15:16
ارسال: #18
عباس آريانپور
سال و محل تولد: 1285ش - کاشان
سال و محل وفات: -1363ش آمريكا
زندگينامه: آريانپور ,عباس , فرزند ماشاالله خان كاشى (1285-1363ش), نويسنده و شاعر . وى پس از گذراندن تحصيلات مقدماتى و متوسطه ,به مديريت داخلى مجله عالم نسوان منصوب شد . وتا سه سال دراين سمت باقى بود 0 سپس به شركت نفت وارد شد . وپس از دريافت ديپلم دوره متوسطه شعبه بازرگانى , مدتى به تدريس علوم بازرگانى در دبيرستان ادب اصفهان پرداخت . آريانپور در سال 1335ش,بـراى مـطالعـه امـور مـاليـاتى 6ماه به امريكا رفت. در سال 1336 ش به دريافت ليسانس قضائى از دانشگاه تهران نائل آمد . آريانپور در سرودن شعر به زبان فارسى انگليسى نيز توانا بود . وى بنيانگذار مدرسه عالى ترجمه در ايران و دانشگاه مكاتبه اى زبان انگليسى در آمريكا ست . آريانپور در آمريكا در گذشت .
آثار: اشتباهات خنده‌‌دار ؛ زمينه دانش در علوم طبيعى ؛ ماشين زندگى ؛ نخستين بانوى پزشك ؛ فرهنگ آريان پور جيبى (يك جلدى, دو جلدى , و پنج جلدى)انگليسى به فارسي و فارسى به انگليسى؛ تاريخ كليساى شرق .
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 15:19
ارسال: #19
شادروان کیومرث صابری طنز پرداز ایران، مدیر مجله گل آقا
صابري فومني (گل‌آقا) اديب و طنزپرداز معاصر، هفتم شهريور 1320، زمان حضور ارتش متفقين جنگ دوم جهاني در ايران، در صومعه‌سرا ـ يكي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران ـ به دنيا آمد. پدرش كه كارمند دون‌پاية وزارت دارايي و اصلاً اهل رشت بود، در سال 1317 به اداره دارايي صومعه‌سرا منتقل شد. در سال 1321 به اداره دارايي فومن انتقال يافت و چند ماه بعد در همان شهر درگذشت.
خانوادة او بسيار فقير بودند. مادر صابري فرزند يك روحاني از سادات ترك و مورد احترام مردم بود اما اين احترام كه سادات عمدتاً از آن برخوردار بودند، جنبة معنوي داشت و آنها همچنان در فقر و ناداري به سرمي‌بردند. مادر صابري كه از معدود زنان باسواد شهر بود، در مكتبخانه قرآن تدريس مي‌كرد و اينكه تنها ممر معاش خانواده پس از مرگ پدر بود، تكافوي زندگيشان را نمي‌داد. پس، برادرش كه در آن زمان 15 ساله بود، تحصيل را رها كرد تا با كار خود، به معيشت خانواده كمك كند.
صابري تحصيلات دبستاني خود را در شهر فومن گذراند. برادر بزرگ او كه چهارده سال از او بزرگتر بود، به سختي مي‌توانست مخارج خانواده را تأمين كند. به همين جهت، ادامة تحصيل براي صابري دشوار شد. او پس از پايان تحصيلات ابتدايي، به شاگردي در يك مغازة خياطي پرداخت ولي در اواخر مهرماه همان سال، به اصرارِ مادر و دوستانش، تحصيل در دبيرستان را آغاز كرد. به دليل فقرِ مادي، بعد از اتمام دورة اول دبيرستان (9 سال تحصيل)، مجدداً به مغازه خياطي رفت و آن‌طور كه خودش مي‌گفت، پيشرفتهايي هم در اين رشته داشت. ناگفته نماند كه او در طول تحصيلات ابتدايي و متوسطه در مغازة برادرش كه تعميركار دوچرخه بود، شاگردي مي‌كرد.
در شانزده سالگي (1326) در امتحان ورودي دانشسراي كشاورزي ساري كه از شهرستان فومن فقط يك نفر را مي‌پذيرفت، قبول شد. دو سال در آنجا ـ كه شبانه‌روزي هم بود ـ تحصيل كرد و پس از قبولي در امتحانات، در سن هجده سالگي (1338) به عنوان معلم يك دبستان روستايي، به كَسما از توابع صومعه‌سرا رفت و يك سال در آنجا معلم بود. سال بعد از آن (1339) به دهي به نام كوچه چال از توابع ماكلوان در نزديكي فومن منتقل شد. او مدت يك سال، مدرسة چهار كلاسة آنجا را به تنهايي اداره مي‌كرد.
در بيست سالگي (1340) در رشتة ادبي، به طور متفرقه امتحان داد و ديپلم گرفت. همان سال، در كنكور رشتة سياسي دانشكدة حقوق تهران پذيرفته شد و همزمان با تدريس در دبستان و دبيرستان، به تحصيل پرداخت. او جز چند ماهي در سال اول تحصيل كه با دستگيري او در تظاهرات سياسي دانشگاه تهران مقارن بود، در كلاس درس حاضر نشد و فقط موقع امتحانات به دانشگاه مي‌رفت. با اين حال پس از چهار سال (1344) توانست ليسانس حقوق سياسي خود را از دانشكدة مذكور، دريافت دارد و اين در شرايطي بود كه در سال 1341 پس از يك دوره بركناري از كار معلمي، مجدداً و پس از محاكمة اداري، به كار معلمي برگشت و در دبستاني در شهرستان فومن به تدريس پرداخت. او هر ماه يك بار به مدت دو روز به دانشكده مي‌آمد تا جزوه‌هاي درسي را از دانشجويان ديگر بگيرد و از روي آن نسخه بردارد.
صابري اولين شعرش را در چهارده سالگي هنگامي‌كه كلاس هشتم دبيرستان بود، براي درج در روزنامه ديواري مدرسه‌شان سرود كه يك غزل هشت بيتي با عنوان يتيم بود. علت اين نامگذاري كاملاً مشخص بود. او مي‌گفت: از چهارده سالگي تا شانزده سالگي جمعاً نه شعر سرودم كه تمام آنها يا عنوان يتيم داشت يا درباره يتيم بود!
اولين نوشتة صابري، بين سالهاي 1339ـ1336 در مجلة اميد ايران چاپ شد. عنوان آن شعر هم يتيم بود!
صابري در اولين سال تحصيل در دانشكده (1340) در تظاهرات دانشجويي شركت كرد و مضروب و دستگير شد. گردن او از ضربات باتوم به شدت آسيب ديده بود. او شعري به طنز و سياسي سرود و با امضاي گردن شكستة فومني براي توفيق ارسال كرد.
پس از چاپ اين شعر در چند شمارة بعد توفيق، صابري به طنزنويسي كشيده شد. او تا سال 1345 گهگاه اشعاري براي توفيق مي‌فرستاد.
سال 1345 با كمك حسين توفيق به تهران منتقل شد و در يكي از دبيرستانهاي تهران به تدريس پرداخت. او عصرها، همكار ثابت توفيق بود و پس از مدت زماني كوتاه، به معاونت حسين توفيق كه سردبيري توفيق را به عهده داشت، رسيد.
او در كنار اين كار، صفحه‌بندي و بعضاً اصلاح و آمادة چاپ كردن مطالب اعضاي هيأت تحريريه را نيز برعهده داشت. خود او بعدها ستون ثابتي را با عنوان هشت روز هفته مي‌نوشت و تا زمان توقيف توفيق (1350) همكار ثابت آن بود. امضاهاي او در توفيق، عبارت بودند از: ميرزاگل، عبدالفانوس، ريش سفيد، لوده، گردن شكستة فومني و...
پس از تعطيلي توفيق، صابري به تدريس ادامه داد. او گهگاه اشعار جدي مي‌سرود كه جز به ندرت، چاپ نمي‌كرد. او بعدها مجموعة اشعار جدي‌اش را از بين برد چراكه معتقد بود شاعر متوسطي است. او متوسط بودن را دوست نداشت.
صابري بعدها در هنرستان صنعتي كارآموز تهران، با محمدعلي رجايي كه بعد از انقلاب اسلامي به نخست‌وزيري و رياست‌جمهوري رسيد، آشنا شد. اين آشنايي به دوستي صميمانة اين دو انجاميد و تا زمان شهادت محمدعلي رجايي (هشتم شهريور ماه 1360) ادامه يافت.
برداشتي از فرمان حضرت علي (ع) به مالك اشتر ، عنوان پايان‌نامة مقطع ليسانس صابري است كه آن را بين سالهاي 1344ـ1343 نوشته است. به پيشنهاد شهيد رجايي، اين پايان‌نامه به صورت كتابي درآمد و اوايل سال 1357 به چاپ رسيد. ويرايش اين كتاب را همكار ديگر اين دو، حجت‌الاسلام سيدمحمد خامنه‌اي (برادر بزرگ حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر انقلاب) برعهده گرفته بود. لازم به ذكر است كه اين كتاب، قبل از اين تاريخ، تا مدتي به صورت كپي، بين دانش‌آموزان و مردم پخش مي‌شد.
صابري در دهة پنجاه، بيشتر وقت خود را صرف مطالعه و تدريس كرد و در سال 1357 موفق به اخذ فوق ليسانس ادبيات تطبيقي از دانشگاه تهران شد.
پس از انقلاب در زمان نخست‌وزيري شهيد رجايي به مقام مشاورت فرهنگي و مطبوعاتي نخست‌وزير منصوب شد. در زمان رياست‌جمهوري شهيد رجايي به مشاورت فرهنگي رئيس‌جمهور رسيد و تا زمان شهادت رجايي در اين سمت باقي بود و هنگام رياست‌جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي در همان سمت ابقا شد.
مشاغلي كه صابري از بعد از انقلاب برعهده داشته است، عبارتند از:
ـ عضو هيأت مؤسس انجمن موسيقي
ـ مشاور وزير مسكن و شهرسازي
ـ مديركلي دفتر آموزش بازرگاني و حرفه‌اي وزارت آموزش و پرورش (1358 تا 1359)
ـ تدريس در كلاسهاي حضوري دانشكدة مكاتبه‌اي
ـ تدريس در دانشكدة روابط بين‌الملل
ـ تدريس در مركز اسلامي آموزش فيلمسازي
ـ همكاري با معاونت امور بين‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سمت مشاور افتخاري (1363 تا 1369)
ـ عضو منتخب شوراي عالي انقلاب فرهنگي در كميتة نامگذاري
ـ عضو هيأت ايراني در كنفرانس سران كشورهاي غيرمتعهد (دهلي نو 1361)
او همچنين به هند، شوروي سابق، الجزاير، سوريه، ايتاليا، فرانسه، سوئيس، تايلند، تركيه، اتريش، مالزي، سنگاپور، كنيا و آلمان سفر كرده و سه بار (1374 و 1364 و 1363) به زيارت خانة خدا مشرف شده بود.
مشاغل سياسي نمي‌توانست صابري را ارضا كند، به همين علت به تدريج از مشاغل سياسي كناره گرفت و بُعد فرهنگي كار خود را وسعت بخشيد.
او كه مسؤوليت مجلة رشد ادب فارسي را برعهده داشت، گهگاه مطالبي براي روزنامة اطلاعات مي‌نوشت. سفرنامة شوروي او كه بعداً با عنوان ديدار از شوروي به صورت كتاب منتشر شد، از اين دست مطالب بود.
او مدتها طرح ايجاد يك ستون طنز سياسي را در خاطر داشت. صابري در سال 1363 به حج مشرف شد. در بعثة امام خميني ـ رضوان‌الله تعالي عليه ـ روزانه، بولتني براي صد و پنجاه هزار حاجي ايراني منتشر مي‌شد كه شامل بيان مناسك و اخبار ايران و جهان و مكه و مدينه بود. او براي خواندني‌تر كردن اين بولتن، ابتدا در مدينه و سپس در مكه، هر روز ستوني به طنز با عنوان داستانهاي جعفر‌آقا در خبرنامه مي‌نوشت كه در ميان حجاج ايراني هواداران بسيار پيدا كرده بود.
صابري هنگام نقل خاطرات حج، مي‌گفت: در مكه، به كعبه رفتم و در جوار كعبه، قلمم را درآوردم و رو به كعبه كردم و گفتم: من اين قلم را در خانة خدا، با خدا معامله كردم. خدايا تو شاهد باش كه من در راه اعتلاي دين تو و كشورم گام برمي‌دارم. مرا از لغزشها مصون بدار و قلمم را از انحرافات حفظ كن.
او پس از بازگشت از حج، مدتي روي طرح ستون طنز خود كار كرد. از ميان چند عنوان، نام دو كلمه حرف حساب را برگزيد و همچنين با نظر داشتن به يكي از اسامي مستعار خود در توفيق (ميرزاگل) اسم مستعار گل‌آقا را براي خود انتخاب كرد.
اولين دو كلمه حرف حساب گل‌آقا، بيست و سوم دي ماه 1363 در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد. طنز سياسي كه تقريباً از سال 1359 به اين سو تعطيل شده بود، با شكل‌گيري اين ستون طنز، دوباره به بار نشست و جان تازه‌اي گرفت.
با گذشت مدت زماني كوتاه از آغاز انتشار دو كلمه حرف حساب ، صابري به عنوان مهم‌ترين منتقد حكومت در داخل كشور، مطرح شد. قدرت قلم و جسارت صابري در بيان واقعيتهاي سياسي و اجتماعي، موجب شده بود كه او را سوپاپ دولت قلمداد كنند، ولي صابري بدون توجه به نظرات دلسردكننده‌اي كه برخي عنوان مي‌كردند، به كار خود ادامه داد و ظرف مدت كوتاهي، توانست توجه بسياري از مردم، مقامات، ادبا، نويسندگان و رسانه‌هاي داخلي و خارجي را به خود جلب كند. استاد محمدعلي جمالزاده از اولين كساني بود كه با ارسال چندين نامه، صابري را به ادامة راه تشويق كرد و طنز صابري را ستود.
صابري با اينكه مقام بالايي در نظام سياسي احراز كرده بود، كار طنز سياسي را بيشتر جدي گرفت و بدون اعتنا به سختي‌هاي كار، به راه خود ادامه داد.
پس از گذشت نزديك به شش سال از انتشار اولين دو كلمه حرف حساب، صابري كه پيش از آن تقاضاي انتشار يك هفته‌نامة جدي به نام فصل جديد كرده و امتيازش را نيز گرفته بود، به دلايلي از انتشار آن منصرف شد و تقاضاي امتياز هفته‌نامة طنز با نام گل‌آقا را كرد و توانست در آبان ماه 1369 اولين شمارة هفته‌نامه گل‌آقا را منتشر كند. استقبال مردم از اين مجله، غيرقابل تصور بود. تمامي نسخه‌هاي اولين شمارة هفته‌نامه گل‌آقا، در سراسر تهران ظرف كمتر از نيم‌ساعت به فروش رفت (شماره‌هاي سال اول گل‌آقا بعداً در تيراژ وسيع تجديد چاپ شد).
صابري بعد از آن، امتياز انتشار دو نشرية ديگر را هم گرفت. انتشار اولين شماره ماهنامه گل‌آقا در مردادماه 1370 و همچنين انتشار اولين سالنامة گل‌آقا در اواخر همان سال، نشان داد كه صابري با چنته‌اي پُر، پا به عرصة طنز كشور گذاشته است و مردم ايران نيز با استقبال كم‌نظير خود، مشوق او در اين راه شدند.
نشريات گل‌آقا كه از هر قشري خواننده دارند، گرچه اصطلاحاً مردمي‌ اند، اما در عرصة طنز ـ به عنوان شاخه‌اي از ادبيات فارسي ـ جايگاه والايي دارند و مورد پسند و تأييد صاحبنظران و اهل تحقيق‌اند. به عنوان مثال: در اولين نمايشگاه مطبوعات كه در ارديبهشت 1371 كه همزمان و پيوسته با چهارمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران برگزار شد، گل‌آقا از ميان تمامي نشريات كشور، حائز مقام اول شد و به دريافت جايزه اول نمايشگاه مطبوعات (لوح بلورين و تقديرنامه) مفتخر گرديد. در دومين نمايشگاه مطبوعات (ارديبهشت 1372) نيز جايزه دوم نمايشگاه را از بين تمام نشريات كشور نصيب خود كرد.
در ارديبهشت 1373 در سومين نمايشگاه و اولين جشنواره مطبوعات، مقام اول و جايزة اول جشنواره مطبوعات كشور (لوح زرين) به گل‌آقا اهدا شد و كميتة آيين نگارش اولين جشنواره مطبوعات، متشكل از اعضاي گروه نگارش فرهنگستان ايران، گل‌آقا را به عنوان نشريه برتر در زمينة درست‌نويسي و حراست از حريم زبان و ادب فارسي تأييد و براي احراز مقام اول به هيأت داوران جشنواره مطبوعات معرفي كرد.
مشكلات انتشار هفته‌نامه، ماهنامه، سالنامه و كتابهاي گل‌آقا، از فعاليت صابري در اطلاعات كاست و نهايتاً در سال 1372و پس از نُه سال به تعطيلي موقت ستون دو كلمه حرف حساب در اطلاعات انجاميد.
آشنايي علمي و توأم كيومرث صابري با سياست و ادبيات، موجب شد كه نوشته‌هاي او، هم از حيث قالب و هم از حيث محتوا، غني و درخور تأمل باشد. او نويسنده‌اي فرم‌گرا و در نظيره‌سازي از منابع غني ادبيات فارسي، فوق‌العاده توانا بود. شيوة نگارش صابري، سهل و ممتنع و غيرقابل تقليد بود.
صابري در سال 1345 ازدواج كرد. ثمرة اين ازدواج، يك پسر و يك دختر بود. پسرش آرش در سال 1364، بر اثر يك سانحة اتومبيل درگذشت. درگذشت او كه سال دوم دانشگاه را مي‌گذراند، بر قلب صابري داغي جانكاه گذاشت، اما باعث نشد كه او از هدفش كه شادي‌آفريني و مقابله با مفاسد بود، دست بردارد.
كيومرث صابري توانست با سرمايه‌گذاري روي جوانان، نسل آيندة طنز كشور را تربيت كند. او بي‌شك تأثيرگذارترين طنزنويس كشور بر ديدگاههاي طنز است.
طنز گل‌آقايي، آميزه‌اي است از: انتقاد، تجاهل، شفقت، انصاف، ادب، تدين، ايجاز، رندي حافظانه، اميدبخشي و شادي‌آفريني.
شخصيت گل‌آقا در دو كلمه حرف حساب شخصيتي بود دانا به امور، يك دنده، مستبد، جدي و مدير كه هميشه حرف اول را مي‌زد و گوشش به حرف هيچ‌كس بدهكار نبود. عينك و عصا و قلم، از ملزومات شخص گل‌آقا بود.
شاغلام ـ آبدارچي گل‌آقا ـ نمايندة قشر عامي و آسيب‌پذير بود كه با بياني عوامانه و بدون تحليل، سياستهاي داخلي و خارجي دولت را زير سؤال مي‌برد و عجيب است كه هميشه توي خال مي‌زد! گل‌آقا تجاهل مي‌كرد ولي شاغلام فطرتاً عوام بود و به همين علت، مدام مورد تنبيه شخص گل‌آقا قرار مي‌گرفت. عصا بر كله شكانيدن، دود دادن سبيل، كشيدن و پيچاندن گوش، يك لنگ پا كنار در ايستادن، دست به ديوارة سماور چسباندن و... از بلاهايي است كه گل‌آقا در هنگام ناراحتي، بر سر شاغلام مي‌آورد.
ممصادق نمايندة مردم كوچه و بازار بود. او هرازچندگاهي به گل‌آقا نامه مي‌نوشت و با بيان مشكلات وانتقاداتش از گل‌آقا رهنمود مي‌خواست. كمينه ـ عيال ممصادق ـ سخنگوي زنان در دو كلمه حرف حساب بود. او نيز با نامه نوشتن به گل‌آقا، از بعضي مسائل مربوط به زنان يا فراتر از آن انتقاد مي‌كرد.
مش‌رجب پيرمردي دهاتي و كلاه‌نمدي بود كه تا پيش از خلق شاغلام در ستون دو كلمه حرف حساب، شخصيت مطرحي بود. بعدها نقش او در مجلة گل‌آقا ـ و نيز در ستون دو كلمه حرف حساب در اطلاعات ـ كمرنگ شد و به تدريج حذف گرديد.
غضنفر بي‌سواد مسؤول روابط عمومي گل‌آقا بود. او بي‌ذوق‌ترين عضو آبدارخانة شاغلام بود و به همين جهت، كارهاي اجرايي را به او سپرده بودند. گاه داخل بحثهاي شاغلام و گل‌آقا مي‌شد يا خودش چيزهايي مي‌نوشت ولي اين كاره نبود!
صابري خالق اين جمع دوست‌داشتني بود و از دهان اين افراد، مشكلات و انتقادات جمعيت شصت ميليوني كشورش را بيان مي‌كرد.
شخصيت جدي و معنوي كيومرث صابري، به مراتب از شخصيت طنز او والاتر و درخور ستايش‌تر بود. كمكهاي او به مطبوعات، مدارس، افراد بي‌بضاعت، آسايشگاههاي معلولين و سالمندان، بيماران كليوي و تالاسمي، آوارگان عراقي، ستم‌ديدگان بوسني و هرزگوين و... درخور تأمل و قابل ملاحظه بود.
آثاري كه تابه‌حال از صابري منتشر شده، عبارتند از:
1ـ برداشتي از فرمان حضرت علي (ع) به مالك اشتر (1357)
2ـ تحليل داستان ضحاك و كاوه آهنگر
3ـ مكاتبات شهيد رجايي و بني‌صدر
4ـ اولين استيضاح در جمهوري اسلامي ايران
5ـ ديدار از شوروي
6ـ گزيدة دو كلمه حرف حساب (جلد اول)
7ـ گزيدة دو كلمه حرف حساب (جلد دوم)
8ـ گزيدة دو كلمه حرف حساب (جلد سوم)
9ـ گزيدة دو كلمه حرف حساب (جلد چهارم)
صابري در آبان ماه 1381 و همزمان با آغاز سيزدهمين سال انتشار هفته‌نامة گل‌آقا، انتشار آن را متوقف ساخت. وي كه علت اين توقف ناگهاني را دلايل شخصي ذكر كرد، تا آخرين لحظه روزة سكوت خود را در اين‌باره نگشود.
گل‌آقاي ملت ايران سرانجام در صبح روز جمعه يازدهم ارديبهشت ماه 1383 پس از طي يك دوره بيماري به ملكوت اعلي پيوست.
روحش شاد كه هميشه مردمان را شاد مي‌خواست.
نقل قول
Thursday 22 March 2007, 15:20
ارسال: #20
ابونصر فارابی
محمد بن محمد، از پاراب، فاراب ماوراء النهر، در کناره سير دريا ( رود سيحون ) بود. در سال 259 ه متولد شد ، پدرش از سرداران سپاه سامانيان و از نژاد ايرانی بود. ترک دانستن او، چنانکه بعضی پنداشته اند خطاست . " ابن النديم " که معاصر آن فيلسوف بود، اصلا به ترک بودن او اشاره يی ندارد ، بلکه در آثار قرن ششم هجری و بعد از آن به ترک بودن فارابی تصريح شده است.
فارابی از ماوراء النهر به قصد تحصيل علوم به بغداد رفت و در محضر " ابو بشر متی بن يونس القنائی " ، استاد بزرگ منطق و حکمت حاضر شد و سپس از استادی "يوحنا نام " منسوب به شهر حران، که از تربيت شدگان حوزه علمی مرو بود قسمتی از منطق و علوم فلسفی را فرا گرفت ، همه کتب ارسطو را مطالعه کرد و بر معانی آنها واقف شد ، پس از بغداد به مصر و از آنجا به شام رفت .
اهميت فارابی بيشتر در شرحهای او بر آثار ارسطو خاصه بر منطقيات معلم اول است، چون با کارهای او منطق ارسطو به بهترين وجه به مسلمين شناسانده شد. او را تالی معلم اول يعنی ارسطو دانسته و "المعلم الثانی" لقب داده اند . اما فعاليت علمی او در اين حد نماند بلکه خود نيز آثار مهمی ابداع کرد که بخش بزرگی از آن در دست و بسياری تاکنون طبع و به زبانهای مختلف ترجمه شده که از آنجمله می توان به : " رسالة فی مبادی آرا اهل المدينة الفاضلة " حاوی نظريه فارابی در اخلاق است و " الجمع بين رايی الحکيمين افلاطون الالهی و ارسطو " را نام برد که فارابی در آن کوشيده است تا اصول عقايد افلاطون و ارسطو را با هم وفق دهد ، اغراض ما بعد الطبيعة که شرح و تحرير روشنی است از کتاب " الحروف " ارسطو در ما بعد الطبيعة ، " فصوص الحکم " ، " عيون المسائل " ، " احصاء العلوم " و چندين کتاب و رساله ديگر . به فارابی اشعاری را به فارسی نسبت داده اند که اين رباعی از جمله آنهاست :
اسرار وجود خام و ناپخته بماند و آن گوهر بس شريف ناسفته بماند
هر کس به دليل عقل چيزی گفتست آن نکته که اصل بود ناگفته بماند
کتاب فارابی در علم موسيقی همواره به عنوان مهمترين کتاب ديرين فن محسوب می شود ، اين کتاب چند بار به طبع رسيده و ترجمه يی از آن نيز به زبان فرانسوی منتشر شده است.
فارابی مانند همه دانشمندانی که در تمدن اسلامی عنوان فيلسوف داشته اند در اغلب علوم زمان خود صاحب تصانيفی بوده است . اطلاعات وی در رياضيات و موسيقی خوب ولی در طب و طبيعيات متوسط بوده است . روش فلسفی او را بايد در حقيقت يک روش نو افلاطونی اسلامی ناميد.
اثر فارابی در حکمای بعد از او بسيار بوده چنانکه هرگاه سخن از حکمت مشاء يا به طور اعم فلسفه در تمدن اسلامی به ميان آمده است او و ابن سينا به عنوان دو فرد شاخص از ميان مسلمين و در کنار هم و همراه افلاطون و ارسطو ذکر شده اند.
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زندگينامه دانته user 0 362 Thursday 27 January 2011 15:57
آخرین ارسال: user
  زندگينامه ی لئوناردو داوينچی user 0 490 Thursday 20 January 2011 15:09
آخرین ارسال: user
  زندگينامه ی توماس اديسون user 0 366 Friday 14 January 2011 15:38
آخرین ارسال: user
  در غربت غربي{زندگينامه خود نوشت پرفسور سيد حسين نصر در آمريكا) user 0 373 Friday 14 January 2011 15:29
آخرین ارسال: user
  زندگينامه آلبرت انيشتين user 0 357 Monday 18 October 2010 10:47
آخرین ارسال: user

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 29 February 2020, 13:47