Avaxnet
سروده های روزبه بمانی - نسخه قابل چاپ

+- Avaxnet (http://www.avaxnet.com)
+-- انجمن: فرهنگ و ادبیات (/forum-24.html)
+--- انجمن: شعر و ادبیات (/forum-39.html)
+---- انجمن: اشعار شاعران (/forum-199.html)
+---- موضوع: سروده های روزبه بمانی (/thread-131060.html)

صفحه ها: 1 2 3 4 5 6


سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 05:58

به دادم برس


منو به حال من رها نکن تو که برای من همه کسی

اگه هنوزم عاشق منی چرا به داد من نمی رسی

من از تصورِ نبودنت رو شونه ی تو گریه می کنم

منی که دل بریدم از همه ببین برای تو چه می کنم

تمام عمر رد شدم ازت ببین کجا شدم اسیر تو

به پشتِ سر نگاه نمی کنم که برنگردم از مسیر تو

به حد مرگ می پرستمت ولی برای عشق تو کمه

خودت به من بگو بهشت تو کجای این همه جهنمه



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 06:06

ماه عسل




نشستم هواتو نفس می کشم

یه چند وقتیه حال من بهتره

دارم راه میفتم ببینم تهش

منو این هوا تا کجا می بره

دارم راه میفتم ببینم تو رو

تویی رو که یه عمره راهی شدی

مگه می شه رد شد نگاهت نکرد

ببین توی آینه چه ماهی شدی

هوایی رو که تو نفس می کشی

دارم راه می رم بغل می کنم

تو با من بمون تا ته این سفر

من این ماهو ماه عسل می کنم

همه زندگیمو بگیری اَزم

بازم پای عشقِ تو وایمیستم

یه آدم تو دنیا نشونم بده

بتونه بگه عاشقت نیستم

همه عمر،من سجده کردم به تو

من از حسرت غیرِ تو خالیم

هنوزم زمان پرستیدنت

برام هیچ فرقی نداره کیم



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 06:10

سازش



هر جور می تونی بمون من با تو سازش می کنم

هر بار می گفتم نرو این بار خواهش می کنم

با زخم تنهاتر شدن محتاجِ تسکینم نکن

تنهاتر از من نیستی تنهاتر از اینم نکن

با گریه های هر شبم دنبال مرهم نیستم

این بار بشکن بغضمو فکرِ غرورم نیستم

کی گفته این خواهش منو تو چشمِ تو کم می کنه

این التماس آخرم خیلی بزرگم می کنه

باور نکن راضی بشم چون دوستت دارم بری

اِنقد درا رو وا نکن من که نمی ذارم بری

یک عمر من پرپر زدم چون درد دوری کم نبود

اینا که می گم یک شب از چیزی که حس کردم نبود



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 06:15

دودکش

مث كوه پشت و پناه هميم ولی هردومون دستامون خالیه

باید جای من باشی تو زندگی بفهمی نداری چه بد حالیه

باید جای من باشی تا حس کنی چقدر سخته عشقت بلرزه صداش

ببینی چطور حاضری جونتو بدی تا یه رویا بسازی براش

من از دلخوشی های این زندگی مگه چی به جز حقمو خواستم

یه دنیا زمین خوردم از بچگی که یک جا رو پای خودم واستم

تو می تونی مرهم بسازی از عشق که زخمات زخمای کاری نشن

یه چیزی باید باشه تو زندگیت که حرفای خوبت شعاری نشن

تو این روزگارِ عجیب و غریب تو با عشق موندی کنارم هنوز

اَزم هیچ چیزی نمی خوای چون چقدر بشنوی ندارم هنوز

آدم وقتی پای دلش واسته تهش هر چی باشه خودش خواسته

آدم تا نمونه به پای خودش نمی تونه پای کسی واسته

تو با عشق موندی کنارم که من یه جایی تو این زندگی گل کنم

تو رو دوست دارم همین کافیه یه دنیا رو با تو تحمل کنم



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 06:21

احساس


چه احساسی از این بهتر که هستی

از این که می شه دستاتو بگیرم

از این که من یه جایی از جهانم

که می تونم تو آغوشت بمیرم

چه احساسی از این بهتر که هستی

تو که هستی جهان دیوونمونه

نمی دونی از اون روزی که هستی

عجب آرامشی تو خونمونه

برای من تماشا کردن تو

یه تسکینی واسه آشفتگیمه

تماشای تو حس ساده ای نیست

تماشای تمام زندگیمه

برای من تو معنای زمینی

تو یعنی لحظه لحظه روزگارم

تو دنیامی که من با این همه درد

به دنیا انقدر احساس دارم

تو که باشی برام فرقی نداره

جهان روی سرم آوار باشه

هنوزم حاضرم باشی کنارم

تمام دورِمون دیوار باشه



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 06:28

باید برای زندگی جنگید


باید برای زندگی جنگید باید واسه آینده کاری کرد

تو فرصت از دست دادن ها تنها نباید سوگواری کرد

هر گوشه از دلمردگی هاتو تا زنده ای با زندگی پر کن

آینده ی تو آرزوهاته پس آرزوهاتو تصور کن

من به هر چیزی که میخوام میرسم حس این جمله برام مقدسه

آخرش فرقی نداره چی بشه اینکه میجنگم واسه قلبم بسه

باید برای زندگی جنگید پیروز این میدون یه خوشبخته

هرچی که ارزش داره تو دنیا آسون بدست آوردنش سخته

من به هرچیزی که تو خیالمه شده حتی ته دنیام میرسم

با خودت روزی هزار دفعه بگو من به هر چیزی که میخوام میرسم



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 06:39

اگه عاشقت نبودم


اگه عاشقت نبودم روزگارم این نمیشد

شب به شب رو صورت من گریه نقطه چین نمیشد

اگه عاشقت نبودم دل نمیدادم به این درد

لحظه لحظه تو جوونی عشق تو پیرم نمیکرد

من بهت حق میدم از من از جدا شدن نمیری

وقتی میدونی نمیرم سر راهمو نگیری

من بهت حق میدم از من تو خیالت بت نسازی

از شکستنم نریزی از نبردنم نبازی

من نمیتونم یه لحظم خودمو بی تو ببینم

عادتم دادی به موندن تا تو باشی من همینم

تا به قلبم گره خوردی تو تن من تارو پودی

تو نمیدونی چی میگم آخه عاشقم نبودی



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 07:16

روزای مجنونی


یه چن روزی تحمل کن من این روزا یه دیوونم

فقط چن روز لیلا باش تو این روزا که مجنونم

دوباره حال اون وقتام همون بن بست تکراری

یه چن روزی تحمل کن اگه حال منو داری

از این خلوت خلاصم کن از این کابوس تنهایی

ازم دوری نکن وقتی کنار من همینجایی

بذار تو چشم هم باشیم نگاتو بینمون پل کن

دارم رد میشم از برزخ یه چن روزی تحمل کن



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 10:06

قلب عاشق

آدم وقتی کسی رو دوست داره یه قلب عاشق و حساس داره

مقدس می شه دیوارای خونش به سقف خونشم احساس داره

آدم وقتی کسی رو دوست داره پی پرواز سمت قله می ره

دلش گرمه یکی تو زندگیشه اگه افتاد دستاشو بگیره

یه لبخندش براش قد تموم شبای زندگی تفسیر داره

چه سخته باور اینکه یه لبخند تو دنیا اِنقَدَر تاثیر داره

دلت می خواد هر جای جهانی کنارت باشه وقتی بی قراری

چقدر دنیات زیبا می شه وقتی کسی رو قد دنیا دوست داری

آدم وقتی کسی رو دوست داره پی احساس تنهایی نمی ره

دلش می خواد تو فکرش بمونه دلش می خواد از بغضش بمیره



RE: سروده های روزبه بمانی - گلایه - Friday 02 August 2013 11:01

واسه آبروی مردمت بجنگ


حاضرم به خاطر غرور تو
به نبرد همه ی دنیا برم
من زمین خوردم تمام عمرمو
تا همین یه پله رو بالا برم
من زمین خوردم تو بالاتر بری
تا همه دنیا تو رو صدا کنن
اگه بالا رفتم از این پله ها
واسه این بوده تو رو نگاه کنن
از یه سینه ی ستبرِ خالی و
زور بازو پهلوون نمی شه ساخت
از خودت کم کن به عشق مردمت
رو ترازو پهلوون نمی شه ساخت
میون این پهلوونا هیچ کسی
با یه برد احساس خوشبختی نکرد
واسه آبروی مردمت بجنگ
این مدالا تختیو تختی نکرد
گاهی اون کسی زمینت می زنه
که خودت حس می کنی تو مشتته
وقتی اون گنده ترا رو می بری
شک نکن که قلب مردم پشتته