Avaxnet
حضرت یوسف و حضرت مریم دو مظهر عفت(1) - نسخه قابل چاپ

+- Avaxnet (http://www.avaxnet.com)
+-- انجمن: ادیان الهی و مذهب (/forum-56.html)
+--- انجمن: اقلیت های مذهبی (/forum-58.html)
+--- موضوع: حضرت یوسف و حضرت مریم دو مظهر عفت(1) (/thread-7648.html)



حضرت یوسف و حضرت مریم دو مظهر عفت(1) - admin - Thursday 03 July 2008 15:56

مریم(س)،بالاتر از یوسف(ع)

یوسف و مریم دو مظهر عفت(1)

مریم(س)،بالاتر از یوسف(ع)

قرآن
كریم در مقام بیان قوه ی جاذبه ومعرفى ملكه ی عفاف ،هم تمثیل از مرد
مى‏آورد وهم از زن، حال باید دید كه آیا مرد در این صحنه عفیفانه‏تر تجلى
نموده، یا زن ؟

یوسف صدیق سلام الله علیه وحضرت مریم‏سلام
الله علیها مزایاى ارزشى فراوانى داشتند كه قرآن نقل مى‏كند. اما آنچه در
این مبحث مورد توجه است، وجود ملكه ی عفاف در آنها است. هم یوسف مبتلا شد
ودر اثر عفاف، نجات پیدا كرد، وهم مریم امتحان شد ودر پرتو عفاف نجات
یافت، مهم این است كه عكس العمل هریك از این دو انسان پاک چگونه بوده است.

هنگامى كه وجود مبارك یوسف‏سلام الله علیه آزمون مى‏شود، قرآن تا این جا تعبیر دارد كه مى‏فرماید:

آن زن قصد او كرد واو نیز اگر برهان پروردگار را ندیده بود آهنگ او مى‏كرد.1

مراداز
مرحله ی اهتمام در این جا، همان است كه آن زن مصرى، همت گماشت وهمتش در حد
تعقیب یوسف، به فعلیت رسید. ولى یوسف صدیق‏علیه السلام نه تنها مرتكب حرام
نشد ونه تنها مقدمات حرام را آماده نكرد، بلكه قصد وهمت وخیال هم در میان
نبود. به دلیل این كه آیه شریفه، همت وقصد حضرت را تعلیق به چیزى كرد كه
حاصل نشد وفرمود:

«و هم بها لولا ان راى برهان ربه‏»

چون برهان رب را دید، قصد نكرد.

شواهد فراوان دیگرى هم هست كه خداوند از یوسف، به عنوان بنده ی طاهر و مخلص یاد كرده است. مثل آن‏جا كه فرمود:

«انه من عبادنا المخلصین‏» (2)

و

الا عبادك منهم المخلصین (3)

به
اعتراف شیطان، یوسف صدیق منزه از این گزند بود، چه این كه وقتى مفتریان
دامن پاك یوسف را متهم كردند، سرانجام اعتراف نمودند وگفتند:

«الان حصص الحق انا راودته عن نفسه‏» (4)

اكنون حق پدیدار گشت، من، از او كام خواستم.

وذات اقدس اله نیز به نزاهت و قداست ‏یوسف‏علیه‏السلام شهادت داد وفرمود:

نه تنها یوسف به طرف بدى نرفت، بلكه بدى به طرف یوسف نرفت، در آن‏جا كه فرمود:

كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء (5)

این‏گونه بدى وپلیدى را از او برگردانیم.

قرآن نمى‏گوید: «لنصرفه عن السوء» ، ما او را از گناه باز داشتیم بلكه مى‏گوید: به گناه اجازه ندادیم كه به سراغ او برود.

مریم، آموزگار عفت‏

حضرت
مریم از لحاظ ملكه عفاف بودن، یاهم سطح یوسف صدیق‏علیه‏السلام است كه خدا
از او به عنوان عبد مخلص یاد كرد وفرمود: انه من عبادنا المخلصین ویا از
او بالاتر است.

توضیح مطلب این است كه وقتى از عفاف مریم سخن به
میان مى‏آید، سخن از«همت‏به وهم بها لولا ان راى برهان ربه »نیست. سخن این
نیست كه اگر مریم، دلیل الهى را مشاهده نمى‏كرد، مایل بود. بلكه سخن آن
است كه:

قالت انی اعوذ بالرحمن منك ان كنت تقیا (6)

مریم گفت: اگر پرهیزكارى، از توبه خداى رحمان پناه مى‏برم.

نه
تنها خودش میل ندارد، آن فرشته را هم كه به صورت بشر متمثل شده، نهى از
منكر مى‏كند ومى‏گوید: اگر تو با تقوایى، دست‏به این كار نزن. وقتى ذات
اقدس اله مى‏فرماید:

فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا (7)

پس روح خود را به سوى او فرستادیم. پس چون بشرى خوش اندام بر او نمایان شد.

این گونه ادامه نمى‏دهد كه اگر او دلیل الهى را نمى‏دید، میل پیدا مى‏كرد وقصد مى‏نمود، بلكه مى‏فرماید:

قالت انی اعوذ بالرحمن منك ان كنت تقیا

این
كلمه« ان كنت تقیا »به عنوان امر به معروف ونهى از منكر است، یعنى تو
بپرهیز. مثل این كه ذات اقدس اله به ما مى‏فرماید: این كار را انجام ندهید
.

ان كنتم مؤمنین (8)

ما این تعبیر را در قرآن زیاد
داریم، كه به نوبه ی خود تعبیر ارشادى و راهنمایى است. یعنى اگر مؤمنید،
برابر ایمانتان عمل كنید. در این جا نیز مریم به فرشته ی متمثل مى‏فرماید:
اگر باتقوایى دست‏به این كار نزن، من كه دستم بسته است، تو هم دستت را
ببند. آیا این تعبیر لطیف‏تر از تعبیر یوسف نیست؟ درباره ی یوسف، ذات اقدس
اله فرمود: اگر برهان رب را نمى‏دید، قصد گناه مى‏كرد، ولى چون برهان رب
را دید، قصد نكرد، اما درباره  ی مریم نه تنها نسبت‏به خودش، سخن از قصد
نیست، بلكه فرشته ی متمثل را نیز از این قصد نهى مى‏كند.

در مقاله ی بعد به بررسی شخصیت مادر حضرت مریم (س)و ادامه ی بحث می پردازیم.

ادامه دارد...




RE: حضرت یوسف و حضرت مریم دو مظهر عفت(2) - admin - Thursday 03 July 2008 15:56

هیچ پسری در حد اونیست

یوسف و مریم دو مظهر عفت(2)

هیچ پسری درحداونیست

مادر مریم

با
توجه به مباحث مطرح شده در مقاله ی قبل،حال باید دید مربى مریم چه كسى
بوده كه او را این‏گونه تربیت كرده است؟ مریم دست پرورده ی مرد وتربیت‏شده
ی پدر نیست، بلكه تربیت‏شده ی مادر است. شرایط بسیارى لازم است تا انسان
به جایى برسد كه فرزندش را به خدا اهداء نماید وخدا هم او را قبول كند.
مادر مریم، مریم را به خدا پناه داد وخدا نیز به او پناهندگى داد و در
پناه خود پذیرفت.وقتى مریم به دنیا آمد، مادرش گفت:

و انی اعیذها بك و ذریتها من الشیطان (1)

خدایا من این دختر را و ذریه او را به تو پناه دادم. خدا هم فرمود:

فتقبلها ربها بقبول حسن (2)

وبعد فرمود:

و انبتها نباتا حسنا (3)

افراد
بسیارى هستند كه نه، تلاش وكوشش آنها مقبول خدا است،و نه خود آنها، ولذا
خدا درباره ی همه ی افراد نمى‏فرماید كه: ما آنها را قبول كردیم وپناه
دادیم بلكه مى‏فرماید:

انما یتقبل الله من المتقین (4)

خداوند درباره ی مریم فرمود: فتقبلها ونفرمود:

«تقبل عملها»

تشبیه در بیان مادر مریم

در
ضمن این بحث لازم است‏به نكته‏اى نیز اشاره شود. آنان كه نسبت‏به معارف
قرآنى شناخت داشته‏اند، در كتاب‏هاى ادبى خود سخن مادر مریم را تا حدى
فهمیده و درست تفسیر مى‏كنند، ولى آنها كه به این بلنداى معارف سرى
نزده‏اند، سخن مادر مریم را به همان رسوم جاهلى تفسیر كرده‏اند.

قرآن كریم، تولد مریم سلام الله علیها را این گونه تبیین مى‏كند كه:

فلما
وضعتها قالت رب انی وضعتها انثى و الله اعلم بما وضعت و لیس الذكر كالانثى
و انی سمیتها مریم و انی اعیذها بك و ذریتها من الشیطان الرجیم (5)

پس
چون فرزندش را بزاد، گفت: پروردگارا! دختر زاده‏ام و خدا به آنچه او زایید
داناتر بود و پسر چون دختر نیست; و من نامش را مریم نهادم و او و فرزندانش
را از شیطان رانده شده. به تو پناه مى‏دهم.

محل بحث آن جا
است كه مادر مى‏گوید: ولیس الذكر كالانثى بادقت در كتب ادبى روشن مى‏شود
كه ادیبان در تفسیر این جمله دو سخن دارند: عده‏اى این تشبیه را، تشبیه
معكوس دانسته ومى‏گویند: چون مذكر بهتر از مؤنث ومرد بالاتر از زن است،
بنابراین اگر كسى بگوید:

«لیس الذكر كالانثى‏»

عكس آن را قصد نموده و در واقع نظرش این است كه:

«لیست الانثى كالذكر».

اما
عده‏اى دیگر اعتقادشان بر این است كه، تشبیه در آیه، تشبیه اصل است، به
این بیان كه هرگز پسر، نمى‏تواند نقش این دختر را ایفا كند و از هیچ مردى
ساخته نیست كه پدر عیسى‏علیه‏السلام‏شود. وشایستگى این دختر را پسرها
ندارند. بنابراین، تشبیه، تشبیه مستقیم است نه معكوس.

پى‏نوشت‏ها:

1. آل عمران، 36.

2. آل عمران، 37.

3. مائده، 27.

4. آل عمران، 37.

5. آل عمران، 36.

منبع : بر گرفته ازكتاب: «زن در آینه جلال و جمال »

نویسنده: آیة الله جوادى آملى – با تلخیص