خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
شرایط تحصیل در استانبول
hexa12 hexa12 0 49
گریتینگ چیست ؟
kian2137 kian2137 0 43
کبد چرب و علائم آن؟؟
ghazal_01 niloofarmajdi 4 3733
انواع مختلف شارژرهای مختلف را می شناسید؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 40
مزیت های سرور مجازی میکروتیک چیست
pouyanweb98 pouyanweb98 0 38
رمان شما که غریبه نیستید+لینک دانلود
mohadese mmmmaaammmaann 5 1819
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 521 21897
شب های اواکسی ...
user luna 933 114462
"امضاهای " من!!!
دخترمشرقى luna 321 51953
دلت میخواد نفر بعدیت کی باشه ؟ ( 3 )
sana luna 821 63232
به نظرت نفر قبلیت چه رنگیه؟
فرشاد شاه luna 614 30885
ساختار داخلی لنگه درب های ضد سرقت ایستادر و انواع رویه ها
istadoor istadoor 0 51
دندانپزشکی در خواب یا سدیشن چیست؟
دندانپزشکی رایا دندانپزشکی رایا 0 44
آیا استفاده از شارژر فندکی به باتری گوشی آسیب می رساند؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 47
طراحی سایت آگهی
sitecode sitecode 0 60
با وارد کردن شماره موبایل آدرس مالکش رو از طریق ماهواره پیدا کنید
geddis زهراجزایری 27 55031
دلتنگ و دلتنگی...
غزل m@rzieh 39 6588
دل...
گلایه m@rzieh 189 26639
طراحی سایت و انتخاب رنگ مناسب
sitecode sitecode 0 46
کفش طبی زنانه از کجا اینترنتی بخرم؟
lemonn lemonn 0 50
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m luna 156 28966
تفاوت سرور مجازی و اختصاصی و ویژگی آن ها
pouyanweb98 pouyanweb98 0 48
طراحی فروشگاه اینترنتی
zahrahmd zahrahmd 0 71
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه نینجا 1 658 44039
معرفی ابزارهای ایجاد پالت رنگی در طراحی سایت
sitecode sitecode 0 76
۴ نکته مهم برای افزایش امنیت سرور مجازی
webpouyanii webpouyanii 0 78
مشخصات کانکس نگهبانی و کیوسک نگهبانی
pouriaci pouriaci 0 70
بیا بگو همین الان دلت چی میخواد؟ (5)
گلایه luna 218 13249
تایپیک عکس های سیاه و سفید
niloofar niloofar 103 69739
دوستان آواکسی هر وقت وارد سایت آواکس شدی یه جمله اینجا بنویس.
rapr niloofar 739 87321
عکس نوشته های من
niloofar niloofar 3 1786
معرفی بهترین گوشی های برای گرفتن سلفی
niloofarmajdi moonlover 1 72
برای ساخت استخر کدوم روش بهتره؟
volghan moonlover 1 78
محلی برای طرح سوالات و مشکلاتی که به ان برخورد میکنید
admin farhadsevoom 1965 240710
عکس مدل ساعت مردانه سال 2020 (سری2)
bitaaa moonlover 13 233
عکس مدل ساعت مردانه سال 2020
bitaaa moonlover 9 120
عکس از مدل های جدید انگشتر 2020 (سری 3)
javane75 moonlover 14 305
عکس از مدل های جدید انگشتر 2020 (سری 2)
javane75 moonlover 9 139
عکس از مدل های جدید انگشتر 2020
javane75 moonlover 9 179
گالری تصاویر طراحی ناخن مخصوص فصل زمستان 2020
setare-76 moonlover 24 349

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)زمان کنونی: Sunday 23 February 2020, 05:10
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: tttaji
آخرین ارسال: tttaji
پاسخ: 246
بازدید: 31895
 
امتیاز دهید:
  • 53 رأی - میانگین امیتازات : 2.89
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
Tuesday 13 November 2012, 17:31
ارسال: #51
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
وداستان قارون را چنين بيان نموده است:
وآتيناه من الکنوز ما إنّ مفاتحه لتنوا بالعصبة أولی القوّة إذ قال له قومه لا تفرح إنّ الله لايحب الفريحين، وابتغ فيما آتاک الله الدّار الآخرة ولا تنس نصيبک منّ الدّنيا و احسن کما احسن الله اليک ولا تبغ الفساد فی الارض إنّ الله لا يحبّ المفسدين. ( و عطا کرده بوديم او را از گنجها آنقدر که کليدهای آن گرانی ميکرد جماعت صاحب توانايی را؛ چون گفت به او قوم او مشو، هر آيينه خدا دوست نميدارد شاد شوندگان را. وبجوی در آنچه خدا عطا کرده است ترا صلاح سرای آخرت و فراموش مکن حصهء خود از دنيا و نيکو کاری کن چنان که احسان کرده است خدا بر تو و مجو فساد در زمين، هر آيينه خدا دوست نميدارد فساد کنندگان را )
اين داستان را چنين ادامه ميدهد:
قال إنّما اوتيته علی علمٍ عندی او لم يعلم أنّ الله قد اهلک من قبله منّ القرون من هو اشدّ منه قوّة و اکثر جمعاً. ( گفت جز اين نيست که داده شده است مرا مال فراوان بنا بر دانشی که نزد من است، آيا ندانست که خدا هلاک کرد پيش از وی از قرنها آن قوم را که تواناتر بود از وی و بيشتر بود در جمعيت)
نتيجه هم چنين بود:
فخسفنا و بداره الارض فما کان له من فئةٍ ينصرونه من دون الله و ماکان من المنتصرين. ( پس فرو برديم قارون را وسرای او را بزمين پس نبود برای او هيچ گروهی که نصرت دهند او را غير خدا ونبود خودش از نصرت داده شدگان )
در جای ديگری از قرآنکريم چنين فرموده است: حتی اذا فرحو بما اوتوا اخذناهم بغتةً. ( تا آن هنگام که شادمان گشتند بآنچه داده شد ايشان را در گرفت کرديم ايشان را ناگهان پس شدند نا اميد )

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Thursday 15 November 2012, 20:52
ارسال: #52
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
امير المؤمنين علی رضی الله عنه فرموده است: بسا از کساني که به احسان پيشرفت کرده اند، بساا از کساني که با پوشيده بودن عيوب خود مغرور شدند و بسا از کساني که به شيرين زبانی مفتون شدند، خداوند(ج) کسی را مثل اينها به ابتلاء و عذاب خود سخت نگرفته است.
خداوندج فرموده است: ولا يحسبنّ الّذين کفروا أنّما نملی خير لانفسهم. ( و گمان نکنند کافران که مهلت دادن ما ايشان را بهتر است در حق ايشان)
انسانهای با خرد و حکيم به اين راز پی بردند و شعراء آنرا ياد آور شدند. رفيعی از جملهء آنها در جواب کسي که از حال او پرسيد چنين گفت:
چگونه است حال کسي که با وجود خود نابود ميشود، با سلامت خود بيمار و بلاء از محل امنش به او ميرسد؟ازجايی که امنيت احساس ميشود خطرات سرازير ميشوند:
عربها گفته اند: از جای امن بر انسان خطرات وارد ميشوند. ودر قديم گفته اند: هيچکس نيست که از همهء نواحی زندگی احساس امنيت و رفاه کامل نمايد مگر اينکه روز نابودی و پراگندگی او فرا ميرسد. و گفته شده است: ای فرزند آدم ! اگر تو مرگ و راه آمدن او را ميديدی آرزوهای زياد نميکردی و مغرور نميشدی.
اردشير بسياری ازين معانی را در فصل اول از عهد نامهء خود ياد آور شده است: هر آينه کار کرد پادشاهان غير از اعمال مردم رعيت است، از طبيعت پادشاهان احساس عزّت، امنيت، خورسندی، توانايی، جرأت، تنبلی و بيهودگی است، به ويژه اين که عمر او طولانی شود و پادشاهی او بسلامت ادامه يابد درين طبيعت چهارگانهء او افزوده ميشود، تا اين حد که به نشئه سلطنت ميرسد که از نشئه شراب هم بد تر است، بد بختی ها، سختی ها، ابتلاء ها و بلاهای روزگار را فراموش ميکند و زبان و دست خود را به هر گفته و کردهء که خواست دراز ميکند.
و گفته است: گذشتگان گفته اند: آن وقتي که به روزگار گمان نيک کردی روزگار نابودی و بد بختی فرا ميرسد.
و به ادامه ميگويد: وبهترين قوم بودند کساني که در عزت ذلت را فراموش نميکردند، در امنيت احساس خوف مينمودند، در خوشی غم را فراموش نميکردند، در توانايی عاجزی را بياد داشتند، اين تفکر ودرايت کشورداری است و پيروزی در مجموع اينها نهفته است.
شاعری درين مورد گفته است:
هر کاری به اتمام رسيد نقصان آن آغاز ميشود.
به اميد نابودی باش اگر گفته شد:
به اتمام رسيد.
زندگی با اندوه و غم آميخته است،
هيچ عيش بدون غم بپايان نميرسد.
خوبی های دنيای تو زهر آگين است،
زهر بدون عسل خورده نميشود.

شاعر ديگری گفته است:
ديدم شخصی از بصره را که،
پروريد مرا بعد از بزرگی خودش.
همين درد برای تو کافی است که،
صحت می يابی و دردمند ميشوی.

ديگری ميگويد:
دنيا داران را ديدم که،
از دنيا خوشی ها ونعمتها داشتند،
مثال معماري که تعمير را بنا نهد.
به اتمام رسانيده است،
وقتی تکميل شده است،
ناگهان فرو ريخته است.

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Thursday 15 November 2012, 20:59
ارسال: #53
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)

اسکندر کبير بعد ازين که شرق و غرب دنيا را فتح کرد و آن چنان کشور پهناوری تشکيل داد که قبل از او کسی ديگر چنين کشوری نداشت، به ارسطو نگاشت: پند موجزی بنويس که از آن استفاده نمايم! ارسطو برايش نگاشت:
وقتی سلامت بتو دست داد بيماری را تجديد کن،
عافيت يافتی نفس خود را از بلاها سخن بگو،
امنيت کامل داشتی احساس خوف کن،
به قله آرزوهای خود رسيدی مرگ را بياد آر،
و اگر نفس خود را دوست داری پس به بدی او سرمايه گذاری مکن.
دروازهء امنيت پوشيده با مخاوف است:
اردشير گفته است: حکيمی به پادشاهی اندرز ميداد و برايش گفت:
ای پادشاه! دنيا جای کردار است و آخرت جای پاداش،
کسی در دنيا کار نيکی نکرده باشد در آخرت مستحق پاداش نخواهد بود،
تلخی را در شيرینی نفس خود با عدم پيروی از آن بچشان،
بدانکه لجام عافيت در دست بلاست، سر سلامت زير بال سختی هاست،
دروازهء امن پوشيده با مخاوف است، پس درين سه حالت مباش که از هر کدام توقع ضد آن را داشته باشی و خود را نشانه تير های هلاکت مگردان، زيرا روزگار دشمن فرزند آدم است، از دشمن خود با آخرين درجه استعداد خود برحذر باش، اگر چنين کردی به پند و اندرز نيازی نداری.

گفته اند: سليمان پسر داود (ع) بر تخت خود چنين نگاشته بود:
سلامت فراگير شد بلاء پديدار ميگردد،
عافيت به اتمام رسيد سختی فرا ميرسد،
احساس امنيت نمودی مخاوف بر تو چيره ميشوند،

شاعري که به اين حکمت پی برده بود چنين ميگويد.
زمانه در کردهء خود چه عجب است؟
در انتقال قدرت ودولت خود،
کسی باشد که بداند،
نعمت به نا اميدی و
خرسندی به اندوه می انجامد.
شاعر ديگری نيز گفته است:
جوان سلامتی را هميشه ميبيند،
چگونه ديده ميشود که،
سلامت هميشگی چه ميکند؟
شاعری هم گفته است:
پرهيزگاری من آنچنان بود که،
به غمزه ای تر نميگرديد،
زيرا که آن هر صبح و بيگاهی بود،
از خدای خود با الحاح سلامت را خواستم،
تامرا صحت بخشد،
زيرا سلامت خود درد است.

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Thursday 15 November 2012, 21:05
ارسال: #54
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
فصل سوم
زندگی انسان روزهای معدود است

انسان غرق در لذات دنيوی، حريص به رسيدن به خواسته های شهوانی و مفتون به آرزوهای خود بايد بداند که: از اينها هيچ چيز را بدست نميآورد مگر با از دست دادن سه چيز:
اول اين که: اين روزهای چند زندگی که نزد او از اهميت خاصی برخوردار است با از دست دادن آن چيز ارزشمند خود را از دست ميدهد و آنچه از دست رفت باز نميگردد.
دوم اين که: او به مرگ نزديک ميشود، لذائذ زندگی او تلخ ميگردد و آرزوهای او به نا اميدی مبدّل ميشوند.
سوم اين که: اين خواسته و تفکر در طلب آنها او را از تفکر وطلب آخرت که جای هميشگی و بدست آوردن نتايج اعمال دنيوی اوست باز ميدارد، اگر دقيق در آنچه که در بارهء آن فکر ميکند بنگرد نسبت به آنچه که از دست ميدهد هيچ ارزشی ندارد، و اگر به اين خواهشات نفسانی فکر و تلاش نکند خطری هم متوجه او نيست. ازين رو فکر سعی و تلاش بيشتر او در بدست آوردن آخرت باشد بهتر است.
در بعضی از معانی اين گفته ها شاعری گفته است:
آنچه از دنيا تو بدست آورده ای،
و به آن خرسند هستی،
همانقدر به مرگ نزديکتر شده ای.
حسن بصری (رح) ميگويد: تو خود روزهای معدودی هستی، هر روزي که ميگذرد چيزی ازتو کم ميگردد. ای فرزند آدم! از روزي که از بطن مادرت متولد گرديده ای تو هميشه در راه خراب نمودن بنياد خود هستی.
پيامبر(ص) فرموده اند: هيچ ساعتی بر فرزند آدم نميگذرد که در آن از ياد خدا (ج) غافل است مگر اينکه همان ساعت در روز آخرت سبب حسرت وپشيمانی اوست.
اين سخن حجاج ظالم بر منبر نيک پنداشته شده است: اگر لحظه يی از عمر شخص در غير راه آنچه که بخاطر او خلق شده است سپری گردد سزاوار است که حسرتهای او در آخرت زياد گردد.
شاعری درتعريف روزها و ساعات چنين گفته است:
پستی و بلندی همه فنا شونده اند،
و مينگرم که اعضايم به نوبت ميميرند،
هيچ ساعتی نيست مگر اينکه ميگذرد،
با گذشت آن هر جزء از اجزای من کم ميشود.
شاعری ديگری به همين معنی گفته است:
عمر نيست مگر شبی، سپس روز آن،
سالی بعد سالی و ماهی در پی ماهی،
روزگار تندرست را به ابتلاء نزديک ميکند،
و از پا ماندگی صاحب کرم را به قبر ميکشاند،
زنان خود را شخص غيور به ديگری ميگذارد،
و بخيل هر آنچه اندوخته است اقربايش قسمت ميکنند.

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Thursday 15 November 2012, 21:15
ارسال: #55
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
فصل چهارم
انسان ضعيفترين مخلوقات خداوند(ج) است

شخص متکبر و مغرور بايد بداند، هرآنچه را از قدرت، مال ودارايی دنيا بدست ميآورد، اگر در ظاهر از زير دستان خود زورمندتر و بی نيازتر است ولی نسبت به کس ديگری که از او قدرتمندتر است بازهم ناتوان وضعيف است، چگونه اين چنين نباشد حال اين که او از کسانی است که پشه، کيک و مگس ميتوانند آنها را اذيت کنند و يا بسيار حشرات کوچکتر، او باهمهء اين توانايی اش نميتواند از آزار آنها خود را نگهدارد.
گذشته ازين اگر او مخلوقات بزرگتر خداوند(ج) را از آسمانها، کوهها، زمينها، بحرها و..... بنگرد جسم کوچک خود را در برابر آنها به هيچ چيز نميشمارد و براستی ميداند که در مقايسه با آنها چه اندازه کوچک است، اگر حالت پيدايش خود را از اول وآخر آن با تمام جدولهايی که او به حيث جسم زنده تشکيل ميشود ببيند ميداند که اول آن نطفهء بی ارزشی وآخر آن خاک است و او در ميان اين دو چيز بد بوی زيست ميکند، بعدازين هم به آينده و عاقبت خود فکر کند خود را ضعيفترين و پسترين زنده جانهايی دنيا می يابد، اگر او به جسم وناتوانی خود متوجه شود و ببيند که در صورت اختلال حواس و از کار افتادن يکی از اعضاء بدن او در می يابد که همه لشکر ودار و ندار سلطنت او نميتواند به حمايت او برخيزد و اورا نجات دهد، چه رسد به مرگ که يک پديدهء حتمی و ناگزير است، دوايی ندارد، هنگام آن او را قلق و اضطراب فرا ميگيرد و چشمانش سفيد ميگردند، نفسش بند ميافتد و بند از بندش جدا ميشود، حواس او مختل ميگردد و حس مرگ بر او طاری ميگردد.
اينجاست که متيقن ميگردد که همهء آنچه را اندوخته است، بنا نموده است بجای ميگذارد و ميرود، از آنکسيکه معشوقهء او بود وبه او محبت ميورزيد جداميشود، آثار و علايم همهء اعمال خود را و آنچه را که کسب نموده است مشاهده ميکند و پی ميبرد که او ناتوان ترين مخلوقات خداوند(ج) بوده است.
بنا بر اين دلايل، انسان بايد فرمانبرداری خداوند(ج) را نمايد و از معاصی او تعالی بپرهيزد، اگر کسی اين حالت را در حال از خود مشاهده نميکند ازديگران که در پيش چشمان او به تکرار ميروند مشاهده ميکند و يقين مينمايد که راه و عاقبت آيندهء او همچنين است و بعد از درگذشت او آينده اش سخت تلخ و ابدی است.

تنها کسانی کبر می ورزند که ارزش خود را نميدانند:
انسان بايد اندازهء زمينی را که او آنرا فراگرفته است در برابر همهء افلاک وآسمانهای خداوند(ج) بداند، بعد از آن اندازهء مملکت و کشور و رعيت خود را در زمين درک کند، بعداً قدر و مرتبهء خود را نسبت به رعيت خود اگر دقيق بنگرد؛ آنگاه کم ارزشی خود را درک ميکند و ميداند که او ناتوانترين موجود است، چون اندازهء ديد او همين کشور کوچک و محدود او در برابر مخلوقات خداوندی و بزرگی آن ذات کبريا است. وقتی اينرا دانست نبايد کبر، غرور و سرکشی نمايد.
بايد بداند که تنها کسی کبر ميورزد و به آنچه درحيطهء قدرت دارد مباهات ميکند که جاهل است و خود را نشناخته است، همت پست دارد و قدرت او از ازرش و ظرفيت او بلندتر است، ولی اگر شخص دورنگر و دارای همت عالی باشد و خود را بشناسد هيچگاه به چيز زود گذر در بدل شئ ابدی و جاويدان و به دنيا دربرابر آخرت راضی نميگردد.
حکيمی چنين گفته است: تنها اشخاص کم ظرفيت و دارای طبع خسيس کبر ميورزند.
وقتی به عمرو بن عبيد گفته شد: آيا به نان جوين قناعت کرده ای؟ در پاسخ گفت: قانعتر از من کسی است که به آخرت در برابر دنيا قناعت کرده است. به عتابی خطيب مشهور از اهل شام گفته شد: فلان شخص بسيار با همت و دور نگر است. در پاسخ گفت: پس انجام اوبهشت است.
ارسطو به اسکندر گفت: از عجب و خود نگری برحذر باش، زيرا اين فضيلت و بزرگی را فاسد ميسازد.

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Sunday 18 November 2012, 02:20
ارسال: #56
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
فصل پنجم
عمر همين ديروز، امروز وفردايی بيش نيست

پادشاه خردمند بايد بياد بياورد که هرچند آرزوهای او طولانی و خواسته های او زياد است ولی عمر او در همين دنيای موجود است، ولو سالها و روزهای بيشتری عمر کند از همين روزها خالی نيست:
روزي که رفته است و دوباره برنميگردد،
روزي که در انتطار او ست و هنوز نرسيده است،
روزي که او در همان روز قرار دارد، بزودی آنرا پشت سر ميگذارد، غم وشادی آن باقی نميماند و زوديست که به روز گذشته تبديل ميشود و فردايش امروز او ميگردد، و اگر خدا خواسته باشد بيشتر از چند ساعت باقی نميماند چه رسد به روز.
بنا براين بايد او در راه خير و صلاح بکوشد، آرزوهای بی پايان ننمايد و در برابر شهوت که آبرو وحيثيث را از بين ميبرد و عواقب سخت دارد صبر را از دست ندهد، چون صبر يک روز از عمر اوست يا ساعتی از يک روز، اگر در آن از شهوت و فحشا خود را نگه داشت زندگی دائمی او در آخرت بر وفق مراد و اصلاح ميشود. ولی اگر او در اين يک روز يا ساعت مرتکب فسادی شد و به حرامی دست يازيد، زندگی ابدی وسرمدی خود را خراب کرد وبسا از شهوات است که غم هميشگی را بار مياورد.
ـ اين گفته امروز در زندگی بی بندو بار قرن بيست ويکم صدق ميکند و خداوند(ج) به فاحشه ها بلايی را بنام ايدز نازل کرده است که در همين دنيا زندگی را برايشان سرتاسر تلخ ميسازد و اين بشر در ظاهر متمدن از آفت آن در اضطراب است و راه چاره يی برای خلاصی ازآن نمی يابد، در همين روزهايی که اين سطور را مينگارم ملل متحد اعلاميه رسمی خود را پخش کرده است که به تعداد 45 میليون انسان در دنيا مصاب به اين مرض است و تنها 25 میليون در قارهء افريقا، تا حال چهارده میليون غير ازين تعداد موجود جان داده است و بشر مؤفق به کشف دوای آن نشده است ـ مترجم
خداوند(ج) درين باره فرموده است: وما امرالسّاعة الّا کلمح البصر او هو اقرب. ( و نيست کار قيامت، يعنی نزديکی قدرت او، مگر مانند چشم بهم زدن بلکه او نزديکتر است)
وفرموده است: إنّهم يرونه بعيداً و نراه قريباً ( هر آيينه کافران دور بينند آن روز را و ما نزديک می بينيمش)
پيامبر(ص) فرموده است: مثال من ودنيا همانند راهگذری در تابستان است که زير درختی چند لحظه يی استراحت ميکند و دوباره براه ميافتد. همچنان فرموده است: دنيا در برابر آخرت همين قدر است که مردی انگشت خود را در آب داخل کند و دوباره بيرون نمايد ببيند که با خود چه چيز برداشته است.
اين هم از فرمودهء آن جناب است: در دنيا چنان باش که مثل شخص بيگانه و يا راهگذر و خود را از اهل قبرستان بدان.
شاعری دراين مورد گفته است:
اين راهيست که روزی بعد روز ديگری،
همانند اينکه در خواب ديده باشی،
شتاب مکن، دنيا آهسته آهسته ميگردد،
و از قومی به قوم ديگری منتقل ميشود.
لبيد شاعر ميگويد:
روز ميشود ولی همانند رؤيا است نعمتهای آن،
وکدام نعمت جاويدان است ونابود نميشود؟
در پرهيز از شهوت حکيمی چنين گفته است: بردگی برسه قسم است: بردهء گردن، يعنی خود انسان در قيد غلامی است، بردهء تلاش و بردهء شهوت و اين آخری بدترين نوع بردگيست و بدترين فرجام را دارد.

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Sunday 18 November 2012, 02:23
ارسال: #57
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
شهوت ملامت و بردگی را در پی دارد:
يک تن از حکماء فارس به يکی از پادشاهان آن گفته است: اگر ميخواهی
نام وکرم و آزادی را به بدی و بردگی مبدّل بسازی بايد بدانی که شهوت اين دو را درپی دارد، زيرا دوستدار شهوت از خوبی ها بدور ميماند و انسان پست بحساب می آيد، حال اينکه عقل از کرامت برخوردار است، پس دوست داری که شخص کريم برمرکب حماقت سوار باشد و شخص آزاد برده باشد؟ نام آزادی با کرامت و نام عاقل با درايت است، آيا عقل خود را بردهء شهوات و نفس خود را مرکب خواهشات ميگردانی؟
يک تن از زهاد چنين گفته است: صبر وتقوی برده را به پادشاهی ميرساند، حرص وشهوت پادشاهان را برده ميسازد.
شاعری گفته است:
خواهشات تو برتو امارت دارند،
دروغ مگوی ،
تو در دستهای آن اسير هستی،
گناه را برتو ترسيم ميکند و تو،
از آن پيروی ميکنی،
پيروی از آن ننگ بزرگيست.
شاعری ديگر ميگويد:
بسا از اشخاصي که اسير و کشتهء شهوت اند،
هر آيينه در خواهشات؛ خلاف زيبايی هاست،
شهوت انسان را ذليل، و او را هميشه گرفتار ميسازد.


سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Sunday 18 November 2012, 02:28
ارسال: #58
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
فصل ششم
پادشاهی بدون تقبل خطرها ميسر نيست

شخص فرو رفته در شهوات ولذائذ دنيوی بايد بداند که هر آنچه از دنيا بدست می آورد و به آن عشق ميورزد وقتی به آن نائل شد از آن سير ميگردد و دلش را ميگيرد تا اين حد که آنرا بد ميپندارد و چيز جديدی را ميخواهد، آنهم برايش ملال آور ميگردد و الی آخره...
ديگر اينکه او هر چيزی را که ميخواهد بدون از دست دادن چيزهای ديگري که آنها راهم ميخواهد ميسر نيست، مثلاً کشور داری خدمتگذاری دائم، تحمل مشکلات، قبول خطر های بزرگ و کار کردن زياد ميخواهد و ادامه مملکت با اينها استوار است که شهوت پرستی انسان را ازين تکاليف باز ميدارد و سبب زوال مملکت ميگردد.
وقتی اينچنين است، سزاوار يک پادشاه خردمند اينست که شهوت پرستی را که در آن اهمال امور دينی و مملکتی نهفته است کنار بگذارد، بويژه اينکه اين عمل يک گناه و لکهء ننگ است، مروت دينی را خدشه دار ميسازد و يادگار بد آن باقی ميماند، رغبت در لذايذ حيوانی همپايگی با چارپايان، حيوانات، درندگان وسگهای کوچه گرد است وچنين انسان از حيوان هم ضعيفتر و پست تر است، زيرا دوری جستن از محبوب حقيقی و واقع شدن در بدی ها کفران محبوب است.
بسا اوقات انسان کارهای زشت را مجانی ميپندارد و فساد را صلاح ميشمرد و اين صلاح گمانی را هم راه نجات ميداند، مثال پادشاهی که لشکر گرد می آورد تا در برابر دشمن توانايی داشته باشد و با آن مقابله کند ولی دراين کار هلاک و شکست او ميباشد.
يک انسان حريص مال می اندوزد تا از فقر نجات يابد و حوائج خويش را مرفوع سازد ولی برعکس بر احتياجات او افزوده ميشود گرفتاريهای او را ازدياد ميبخشد، يا فرزندی را تربيت ميکند تا قوّت وبازوی او باشد و جلو دشمنان او را بگيرد ولی بر خلاف توقع او سر سخت ترين دشمن او ميگردد و با او به مقابله بر ميخيزد.
پس پادشاه نجيب به چنين ديدی بر دنيا بنگرد وبداند که درد اين دنيا در دوای آن است، بدی آن از دوستداری آن بر ميخيزد و دشمن آن در پردهء دوست آن نهفته است، لذا کوشش وتلاش خويش را ذخيره آخرت و روز واپسين خود گرداند.

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Sunday 18 November 2012, 02:33
ارسال: #59
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
براستی شاعري که معنای واقعی دنيا را درک کرده است چنين ميگويد:
اگر شخص با درايت دنيا را درست سنجيده باشد،
دشمن خود را در لباس دوست می يابد.
حسن بصری (رح) در وصف دنيا ميگويد: دنيا همانند عروسی مشاطه شده است وآرايش رنگين دارد، چشمها بسوی او مينگرند، دلها مشتاق اوست، و مردم به او عشق ميورزند، ولی آن عروس همهء شوهران خود را ميکشد.
ارسطو حکيم يونانی به اسکندر نگاشت: اگر چيزی پسنديده هم باشد به آن رغبت مکن، چون اين رغبت يعنی شهوت در چارپايان از تو بيشتر است وآنها از تو قويتر اند، پس در چيزي که چارپايان از تو برتراند فخری وجود ندارد، اين کار عمر ترا کوتاه، بدن ترا ضعيف و قوانين ترا متغير ميسازد.
به ادامه ميگويد: چيزي که با بسيار قوّت به مجادله نفس بر ميخيزد شهوت است:
شهوت پشيمانی بار ميآورد،
پشيمانی به پستی ميانجامد،
پستی نفس را سقوط ميدهد،
سقوط نفس ميل انسان را به کارهای پست بيشتر ميسازد،
ميل به کارهای پست همهء فضايل انسانی را نابود ميسازد،
و ازين آفت کمبودی های عجيبی رونما ميگردد، فساد فراگير و فجور همه گير ميشود.




فصل هفتم
پادشاهی يک تکليف وامتحان است

پادشاه مسلمان و با ديانت بايد بداند که خداوند(ج) او را بر بندگان خود نگهبان مقررنموده است، از انواع نعمتهای خود او را برخوردار ساخته است، اين تکليف و ابتلاء خداوند(ج) است و اينرا در قرآن کريم بوضاحت بيان داشته است: الذّی خلق الموت والحياة ليبلوکم ايّکم احسن عملاً. ( آن خدا که آفريد موت و حيات را تا بيازمايد شمارا که کدام يک ازشما نکوتر است در عمل)و نبلوکم بالشّر و الخير فتنةً و الينا ترجعون. ( و مبتلا ميکنيم شما را بسختی وآسودگی بطريق امتحان وبسوی ما باز گردانيده شويد)و لنبلونّکم حتی المجاهدين منکم والصّابرين و نبلو اخبارکم. (والبته امتحان کنيم شما را تا بشناسيم مجاهدان را از شما وصابران را وبيازمائيم احوال شما را )

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Tuesday 20 November 2012, 19:25
ارسال: #60
RE: کتاب نصيحة الملوک (اندرز به پادشاهان)
پيامبر(ص) فرموده است: دنيا شيرين وسبز است و خداوند شمارا خليفهء خود درآن گردانيده است تاببيند که چه ميکنيد؟
خداوند(ج) از آنچه او را بر آن نگهبان مقرر نموده است مورد پرسش قرار ميدهد و از آنچه در دست اوست اورا از ذره ذره و مثقال مثقال آن محاسبه ميکند، چنانچه اين را در کتاب خود قران کريم بيان داشته است:
و نضع الموازين القسط اليوم القيامة فلا تظلم نفس شيئاً و ان کان مثقال حبّةِ من خردلِ اتينا بها و کفی بنا حاسبين. ( و ما درميان نهيم ترازوی عدل را روز قيامت پس ستم کرده نشود برهيچ چيز و اگر باشد عمل همسنگ دانهء سپندان حاضر کنيم آنرا و ما حساب کننده بسيم)
و نيز فرموده است: ولتسألنّ عمّا کنتم تعملون.( و البته پرسيده خواهيد شد از آنچه ميکرديد) سئوال مفرد و محاسبهء متعدد و مفرّح، نه سئوال استفهاميه به شيوهء پرسش که احتمال تغير را داشته باشد ونه محاسبهء استعلامی که بتوانی در آن تلبيس نمايی.
انواع نعمتهايی را که خداوند(ج) به او داده است و بهترين قسمت را به او فراهم نموده و بندگان خود را زير دست او قرار داده و او را برکشور و خزانه های خود مالک گردانيده است، اينها همه دليل پرسش و محاسبه از آنهاست. خداوند از آيات و دلايل حکيمانه که بر او فرو فرستاده است و اين که مخلوقات بيهوده خلق نشده اند احتجاج ميکند.
اين خود نيز دليل است که کتاب خود را فرستاده است و او را بر پيروی از فرائض و احکام آن و پيروی از پيامبر خود و اقتداء از او امر نموده است.
از همهء آنچه در اصلاح نفس خود و اطاعت او از اوامر خدا (ج) امر شده است پرسيده ميشود و از اطرافيانش پرسيده ميشود که آيا آنها را به اصلاح امر نموده است و از آنها در امر تنفيذ احکام خداوند چگونه کمک گرفته است.
از بندگان خداوند(ج) که مسئوليت نگهبانی آنها را دارد، حتی از آخرين برده و کنيز در دور ترين نقاط مملکتش مورد سئوال قرار ميگيرد، به غیر از راستی و درستی هيچ چيز نميتواند او را نجات دهد و خداوند(ج) بدون حق به هيچ چيز از او راضی نميشود و بعد ازين همه پرسش ومحاسبه يا کاميابی بزرگ است و ياهم عذاب سخت و دردناک، پيروزی برای کسي که فرمانبرداری خداوند قدير را نموده، عدالت پيشه کرده است، حق را در کشور خود انجام داده است و امانت واموال مردم را خيانت نکرده است، ولی عذاب و عواقب سخت بر کسي که نافرمانی نموده است و مرتکب منهيات خداوند(ج) گرديده است.
خداوندج به حق فرموده است: يوم تأتی کلّ نفس تجادل عن نفسها و توفّی کلّ نفس عمّا عملت و هم لايظلمون.( آنروز که بيايد هر شخصی جدال کنان از ذات خود وبه تمام داده شود هر شخصی را جزای آنچه کرده است و ايشان ستم کرده نشوند )
ثمّ لتسئلنّ يومئذِ عن النِّعيم. ( باز البته سئوال کرده خواهيد شد آنروز از نعمت)
و فرموده است: رسلاً مبشّرين و منذرين لئلا يکون للنّاس علی الله حجّة بعد الرّسل. ( فرستاديم پيغامبران مژده دهندگان و بيم کنندگان تا نباشد مردمان را بر خدا الزامی بعد فرستادن پيغامبران )
و اين آيت کريمه: بل الانسان علی نفسه بصيرة. (بلکه هست انسان برای الزام خود حجتی )
پيامبر(ص) فرموده است: هيچ شخصی نيست که مسئوليتی را بدوش ميگيرد مگر اينکه در روز قيامت دستهايش بسته با زنجير حاضر کرده ميشود، عدلش او را نجات ميدهد يا آين که جورش او را هلاک ميسازد.

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول


پرش به انجمن:



زمان کنونی: Sunday 23 February 2020, 05:10