خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
سئو سایت :افزایش ترافیک چه اثری در سئو دارد
toniyo shahrahan031 39 2176
از جراحی پلک چه انتظاراتی داشته باشیم
jarahezibai jarahezibai 0 16
با لیفت صورت ( کشیدن صورت ) در سنین بالا چه تغییراتی در صورتتم اتفاق می افتد؟
jarahezibai jarahezibai 0 21
با جراحی پلک کیسه های زیر و بالای چشم را چطور میشود اصلاح کرد؟
jarahezibai jarahezibai 0 20
معرفی انواع سرور مجازی و سرویس های میزبانی وب – بخش اول
webpouyanii webpouyanii 0 19
لیفت صورت ( کشیدن صورت ) چه تاثیری روی صورت میگذارد؟
jarahezibai jarahezibai 0 26
روند جراحی پلک چگونه است؟
jarahezibai jarahezibai 0 23
اگه میتونستی یک کلمه را از این دنیا پاک کنی اون یک کلمه چی بود؟؟!!!!!!
youne30 luna 480 47914
چرا جراحی پلک یکی از شایع ترین عمل های جراحی پلاستیک برای جوان سازی است؟ بخش سه
jarahezibai jarahezibai 0 30
طرز تهیه خورش گل کلم خانگی به روش خاص
mitranada mitranada 0 37
دانلود سریال امپراطریس چونچو – ملكه آهني ( امپراتور آهن ) جومونگ 4
mosy rele mitranada 4 13109
LOVE تــــرکـــــونـــی
asal.jigar luna 261 15910
سیگـــــــــــــار پشـــــــــت سیگـــــــــــــار
غزل luna 98 14249
بزرگ کردن سینه به چه روش هایی ممکن است؟
jarahezibai jarahezibai 0 34
لیفت صورت به چه دلایلی اجتناب ناپذیر میشود؟
jarahezibai jarahezibai 0 31
لیفت صورت (کشیدن صورت) به چه دلایلی اجتناب ناپذیر میشود؟
jarahezibai jarahezibai 0 29
چرا جراحی پلک یکی از شایع ترین عمل های جراحی پلاستیک برای جوان سازی است؟ بخش دوم
jarahezibai jarahezibai 0 27
دانلود کتاب عجایب الاسرار $
admin admin 3 1892
دانلود کتاب الکترونیک هفت پیکر سلیمان
admin admin 81 801
چرا جراحی پلک یکی از شایع ترین عمل های جراحی پلاستیک برای جوان سازی است؟ بخش اول
jarahezibai jarahezibai 0 34
با لیفت صورت چگونه میتوان صورت و گردن پیر شده را اصلاح کرد؟ بخش 1
jarahezibai jarahezibai 0 32
جراحی پلک چیست؟
jarahezibai jarahezibai 0 30
معرفی هتل آبادگران کیش
chemistry21 chemistry21 0 28
تاریخچه جراحی پلک
jarahezibai jarahezibai 0 33
چرا خانم ها تمایل به انجام جراحی سینه دارند؟ (بخش 2)
jarahezibai jarahezibai 0 34
آنچه قبل از تصمیم به جراحی بالا کشیدن ابرو باید بدانید (خطر ها و عوارض احتمالی بالا ک
jarahezibai jarahezibai 0 29
با وارد کردن شماره موبایل آدرس مالکش رو از طریق ماهواره پیدا کنید
geddis justallah 23 49635
گفتگوی آزاد
admin Behnamsam 2589 120263
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m luna 151 25368
پسرا یکی اضافه کنن....دخترا یکی کم کنن!(سری جدید 3)
شقایق luna 264 22901
چرا خانم ها تمایل به انجام جراحی سینه دارند؟ (بخش 1)
jarahezibai jarahezibai 0 37
دلت میخواد نفر بعدیت کی باشه ؟ ( 3 )
sana luna 817 56671
گوشی های موبایل
moooon moooon 0 41
آنچه قبل از تصمیم به جراحی بالا کشیدن ابرو باید بدانید (خطر ها و عوارض احتمالی لیفت ا
jarahezibai jarahezibai 0 41
آنچه پس از جراحی بالا کشیدن ابرو در انتظارتان است قسمت دوم
jarahezibai jarahezibai 0 46
فروش شارژر همراه ، انواع مموری و قاب کریستال موبایل
Aminra farzadmri 1 281
پاور بانک تبلیغاتی چه مزایایی دارد؟
farzadmri farzadmri 0 37
آنچه پس از جراحی بالا کشیدن ابرو در انتظارتان است قسمت 1
jarahezibai jarahezibai 0 33
بهترین هدیه برای دیگران
لوکس گلامور farzadmri 1 396
آنچه پس از جراحی پلک یا جراحی افتادگی پلک در انتظارم است بخش 3
jarahezibai jarahezibai 0 39

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار دکتر سید مهدی موسویزمان کنونی: Thursday 22 August 2019, 03:11
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: گلایه
آخرین ارسال: گلایه
پاسخ: 140
بازدید: 33740
 
امتیاز دهید:
  • 11 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار دکتر سید مهدی موسوی
Sunday 24 January 2016, 21:37
ارسال: #91
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
تبعید، فُرم دیگری از "بَعد" و
مشکوک، شکل تازه ای از "کشک" است!
من که قرار بود قوی باشم
بر روی گونه هام چرا اشک است؟!

تنهایی ام فشرده شده در هیچ
خود را میان آینه می بوسم
بیدار می شوم وسط وحشت
امّا هنوز داخل کابوسم

بیگانه از زمان و زبان هستم
از ارتباط، عاجزم و خسته
باید شروع کرد به پوسیدن
در این اتاقِ کوچکِ در بسته

یک بمبِ منفجر نشده در مرز
یک بسته خاک در چمدان هستم
این بغض نیست، گریه و شیون نیست
من نصف رودهای جهان هستم

حک می کنم به مرحمت چاقو
روی لبانِ غمزده ام خنده!
با داستان مسخره ی تغییر
یا با جوکِ امید به آینده!!

تبعید، قبل و بعد نمی فهمد
پاییزِ ما ادامه ی پاییز است
فرقی نمی کند که کجا هستی
این آسمان، همیشه غم انگیز است

هر گوشه ای که آدمِ غمگینی ست
من شکلی از ادامه ی شب هاشم
این شعر را چرا به شما گفتم؟!
من که قرار بود قوی باشم

درجا زدم، دویده شدم در جا
این قصّه ی همیشگی من بود
بر سنگ قبر کوچک من بنویس:
این لاک پشت، فکرِ رسیدن بود

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Tuesday 02 February 2016, 01:34
ارسال: #92
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
به دیدنم که می آیی
هندوانه بیاور
با پوستی سبز و تویی سفید
قرمزی اش
خون داغ که در توالت بازداشتگاه پایین می رود
پرچم من
شعری ست
که پشت بسته ی سیگاری نوشته ام

به دیدنم که می آیی
کمپوت سیب بیاور
که تبعیدمان کنند از بهشتی که
به هیچ آدمی سجده نخواهم کرد
که بگویی: سیب!
در عکس عروسی مردی
که خودش در زندان است و روحش در زندان و دلش پیش تو
که بگویی سیب در عکسی سوخته
که با تخت جمشید آتش زدند

به دیدنم که می آیی
بچه ها را بیاور
که یادشان نرود چرا تلویزیون نداریم
و دستبندشان را
از هیچ امامزاده ای نخریده ایم
که بابا نه رفته بود نان بیاورد و نه آب!
که دیگر هیچ وقت نیامد!
که هیچ مردی با داس و اسب نمی آید
و آنکه مادر
در سجده صدایش می زند
تنها
اسم میدانی ست در تهران

به دیدنم که می آیی
خودت را بیاور
که نگهبان ها ببینند
زیبایی از آزادی بزرگ تر است
و دیوانگی
نام مشترک همه ی ماست
که دندان های شکسته ام را نشانت دهم
و بگویی: سیب!
برای لبخندی
که با اشک هاشور خواهد خورد

به دیدنم که می آیی
چمدانی بیاور
شاید اینبار جای من
لباس هایم را تحویلت دادند...



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Sunday 07 February 2016, 12:53
ارسال: #93
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
موهات و چشم هات، لبت، قلبت
كنكور چندمرحله اي داري
صف مي كشند آنور لبخندت
بانوي من! چه حوصله اي داري

وقتت هميشه مثل دهانت تنگ
با اينكه زود آمده اي دير است
تن مي دهي به بازي تن هاشان
اما دل تو پيش دلم گير است

تن مي دهي و اينهمه تنهايي
لبخند و شادي الكي داري
با من كه در اتاق خودم هستم
كابوس هاي مشتركي داري

مهر و جنون! دوگانگي محضي!
حسّي كه غير قابل ابراز است
دل بسته اي به خستگي ام امّا
آغوش تو به روي همه باز است

لب هات در سكوت و هزاران حرف
چشم تو مهرباني غمگيني ست
گرماي بوسه هات ميان اشك
آغاز يك مراسم آييني ست

چشمت به چشم هام كه مي افتد
معناي گريه كردنِ خندانند
آشفتگي خلاصه ي زيبايي ست
موهاي توي باد تو مي دانند

ديوانه اي و هيچ نمي فهمي
مي خواهي ام! كه عاشق غم باشي
پيش كسي در آن طرف دنيا
در خواب هات در بغلم باشي

بر تخت، دختري ست پس از آغوش
بر تخت، بالشي ست كه مرطوب است
شب ها كنار اويي و در فكرم
اين حسّ لعنتي چقدر خوب است

كنكور چند مرحله اي داري
بايد كه از كنار تنت رد شد
بايد قبول كرد كه جز در خواب
اين غصّه ها تمام نخواهد شد

با اينكه هيچ راه فراري نيست
با اينكه واقعاً ته خط هستم
بايد كه زندگي بكنم وقتي
تنها دليل زندگي ات هستم

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Thursday 11 February 2016, 19:21
ارسال: #94
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
تنه زد یک نفر به من انگار
غرولند یک آدم عوضی!
پدرم روزنامه می خوانَد
مادرم توی فکر آشپزی

توی کوچه کسی به جرمِ خودش
رفت با چشمبند در گونی
او که همجنس دردهایم بود
همه گفتند زیر لب: ...

نه! نخواهم نوشت با اینکه
قافیه فکر دیگری دارد
قبل اعدام زد به من لبخند
گفت: دیوار هم دری دارد!

گریه کردم یواش در بغلت
دورتر از نگاهِ گیجِ زنم
غدّه شد... در گلوم ماند و نشد...
حرف هایی که خواستم بزنم

تنه زد یک نفر به من انگار
وسط شعر، حال من بد شد
مطمئنّم که هیچ وقت، عزیز!
جای خالیت پُر نخواهد شد

پُر نکرد و کسی نخواهد کرد
جای آن شانه های محکم را
ریختم توی جوی آب و لجن
قرص های روان پزشکم را

این طرف: چشم های خیس زنم
آن طرف: دست های شاعر تو
نصفه شب توی تخت در بغلش
گریه کردم فقط به خاطر تو

مَردمِ آرزوی مرگ و عذاب
دست هایی که دائماً مشتند!!
نه فقط تو! که در تمام جهان
هر کسی فرق داشت را کشتند!

تنه زد یک نفر به من انگار
پدرم، مادرم، زنم، همه کس...
من به پرواز فکر می کردم
مثل یک مرغ مرده توی قفس

مثل یک نقشه ی جزیره ی گنج
قایمت کرده ام میان خودم
جرمم این بود: تجربه کردم!
جرمم این بود: عاشق تو شدم!

تن ندادم به قافیه هرگز
یک "سه نقطه" که مثل مردم شد
قایمت کرد توی خاطره ها
توی انبوه جمعیت، گم شد...

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Tuesday 16 February 2016, 17:00
ارسال: #95
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش رو به خیابان نگاه کرد و گریست
یکیش گفت به پیکان خسته اش که بایست!
یکیش اسم کسی را یواش برد که نیست

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش عکسی شد توی دست های سیاه
یکیش با چمدانی قدم گذاشت به راه
یکیش فکر زنش بود توی زایشگاه

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش زل زده شد توی چشم های پلیس
یکیش قایم شد توی دستمالی خیس
یکیش زن را برداشت رفت پیش رئیس!

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش مست شد از حسرت کمی شادی
یکیش رفت فرو در غمی خدادادی
یکیش مشت گره کرده شد در آزادی

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش رفت به دنیای آرزو و کتاب
یکیش رفت در آغوش دختری در خواب
یکیش رفت خیابان در انتظار جواب

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش را سر میدان اوّلی کشتند
یکیش را سر میدان دوّمی کشتند
یکیش را سر میدان سوّمی کشتند

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Tuesday 01 March 2016, 14:13
ارسال: #96
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
امسال هم گذشت عزیزم
در حسرت ِ تصوّر ِ لبخند
با خنده های ممتد ِ دشمن
با دوستان که دوست نبودند

بر چادر قدیمی مادر
بگذار مثل ابر ببارم
شاید خدات معجزه ای کرد
با اینکه اعتقاد ندارم!

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Saturday 05 March 2016, 14:44
ارسال: #97
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
این سطرها جواب ندارد، این سطرها سؤال ندارد
تاریخ من سیاهی محض است، ربطی به ماه و سال ندارد

قایم شو زیرِ بغضِ پتویم، بگذار تا که راست بگویم:
آن روزهای خوب که گفتم یک ذرّه احتمال ندارد

لعنت به آنچه گفتی و گفتم، باید به پای عشق بیافتم
در سینما دو بسته چس‎فیل!! صوتی ست که بلال ندارد‎!

عشقی شبیه گریه تهِ جوک! عشقی بدون حسّ تملّک
می فلسفد برای رهایی، ربطی به خطّ و خال ندارد

قائل به مرز یا قفسی نیست، در انتظار دادرسی نیست
یعنی شبیه هیچ کسی نیست... جز ما دو تا مثال ندارد

عشقی ست بی گذشته و قبلاً، آینده ای نداشته هرگز
در لحظه اتّفاق می افتد، جز لحظه های حال ندارد

عشقی ست مثل لحظه ی فریاد، از هر نظر برهنه و آزاد
کاری به شهرِ کور ندارد، کاری به شهرِ لال ندارد

دلخسته از تحمّل و صبر است، جای پرنده آنورِ ابر است
زنده ست با خیالِ پریدن، امّا پرنده بال ندارد

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Monday 07 March 2016, 08:27
ارسال: #98
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
حال ما را كسی نمی فهمد

سال ها سوختيم و دود نداشت

زندگی يك دروغ مسخره بود

هيچ كس واقعاً وجود نداشت!

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Tuesday 08 March 2016, 13:33
ارسال: #99
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
تاریک و دل گرفته و خاموشم! مانند عصرهای زمستانی
شوری به یأس خانه نخواهد داد آواز یک پرنده ی زندانی

می چرخ و چرخ و دایره می سازم در من دونده ای ست که می بازم
هر روز روی نقطه ی آغازم، هر روز روی نقطه ی پایانی

با گوسفندِ منتظر سلّاخ، با موش های گم شده در سوراخ
انگشت های له شده ی بیلاخ هستم بدون هیچ پشیمانی

یا قسمتِ صدِ سریالی لوس! یا فوتبال یا که خبر اغلب
هستند پای تلویزیون هر شب، مستند از دلستر لیوانی!!

این سو صدای سوت و کف و فریاد، آن سو نگاه یخ زده ی جلّاد
ما را کسی نجات نخواهد داد، از گریه های این شب طولانی

دیروز گرگ، دوستمان را خورد! دیشب شغال خواهرمان را برد!
راهی شدیم پشت سر گلّه تا زندگی کنیم به آسانی

با بحث توی کافه و سیگاری، با خوردن غذای عزاداری
با فیس بوک و بردن لاتاری، با دختران خوشگل تهرانی

بی گریه های فاطمه و مهناز، بی لاشه ی پرنده ی بی پرواز
بی پشت میله های قفس، آواز! بی جای دوست گوشه ی مهمانی

افتاده موش داخل یک قوطی، تکرار می شود به خودش طوطی
دنیا گزارشی ست پر از سوتی! در گریه ی جواد خیابانی...

سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Saturday 12 March 2016, 11:30
ارسال: #100
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
من بوی قرمه سبزیِ همسایه
در کوچه ی فقیرتری هستم
تو آن «تعجّبی» که نخواهم کرد
من مکث «جمله ی خبری» هستم

ماشین یک عروسیِ اجباری
شیهه کشید و از وسطم رد شد
من از تو هیچ چیز نمی پرسم
یعنی به من نگو که چه خواهد شد

من خودکشی نکردنِ یک مرده
من شایعاتِ حل شده در قرصم
اصلاً به من چه شهر چه می گوید
من از تو هیچ چیز نمی پرسم

می سوزم و به سمت درون، قفلم
در آتشی که دود نخواهد داشت
فالِ مرا نگیر از این قهوه
آینده ای وجود نخواهد داشت

این قهوه چشم های خمارِ توست
این قهوه، دود کردنِ تریاک است
می خواهمت به شکلِ نمی خواهم!
حسّی که غیر قابل ادراک است

ترمز بریده در سرِ من انگار
هر جمله که به اسم تو می بندم
در نقشِ خنده دار خودم خوبم!
با اینکه سال هاست نمی خندم

از روزهای قبلِ تو غمگینم
از گریه های بعدِ تو آگاهم
این قهوه سر کشیدنِ تلخی هاست
فال مرا نگیر! نمی خواهم!

جز شعر که جنون و خودآزاری ست
از سهمِ خود نداشته ام سهمی
شعری که هیچ وقت نخواهی خواند
رازی که هیچ وقت نمی فهمی

من بوی قرمه سبزیِ در کوچه
از خاطراتِ وحشیِ دیروزم
رد کن مرا از آتشِ چشمانت
من آن سیاوشم که نمی سوزم

گریه نمی کنیم که می دانیم
بغض زمین تمام نخواهد شد
این قصّه، قصّه نیست! جنون ماست!!
با نقطه چین تمام نخواهد شد
سید مهدی موسوی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 4,394 Saturday 01 June 2019 20:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 5,040 Saturday 09 March 2019 16:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 7,764 Thursday 07 March 2019 16:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 1,902 Thursday 07 March 2019 07:34
آخرین ارسال: گلایه
  اشعار سید تقی سیدی گلایه 19 4,250 Saturday 24 November 2018 13:07
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Thursday 22 August 2019, 03:11