خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
قبل از عمل جراحی پلک و جراحی افتادگی پلک چه کارهایی باید انجام دهیم؟ قسمت 3 از 4
jarahezibai jarahezibai 0 4
سئو سایت :افزایش ترافیک چه اثری در سئو دارد
toniyo iranpump 40 2394
قبل از عمل جراحی پلک و جراحی افتادگی پلک چه کارهایی باید انجام دهیم؟ قسمت 2 از 4
jarahezibai jarahezibai 0 17
دلتنگ و دلتنگی...
غزل luna 38 5687
قبل از عمل جراحی پلک و جراحی افتادگی پلک چه کارهایی باید انجام دهیم؟ قسمت 1 از 3
jarahezibai jarahezibai 0 22
جراحی پلک مناسب چه کسانی است؟
jarahezibai jarahezibai 0 21
نوشته های کیمیا مظفریان
Zahra.montazer saeedianmehrane 1 461
کتاب دوم از کیمیا مظفریان
kimitara2000 saeedianmehrane 3 2613
کتاب عظمت خدای درون از کیمیا مظفریان
kimitara2000 saeedianmehrane 2 1028
کتاب عظمت خدا راز خوشبختی و قدرت
saeedianmehrane saeedianmehrane 0 26
انجام جراحی پلک را به چه کسی بسپاریم؟
jarahezibai jarahezibai 0 24
بیمه هزینه ی که عمل جراحی پلک را تحت پوشش قرار می دهد؟
jarahezibai jarahezibai 0 31
"امضاهای " من!!!
دخترمشرقى luna 316 46997
دلتون واسه کدوم آواکسی تنگ شده؟(2)
مونا luna 122 19290
یه تیکه از اولین آهنگی ک میاد تو ذهنت ....
سنا luna 315 35101
از جراحی پلک چه انتظاراتی داشته باشیم
jarahezibai jarahezibai 0 50
با لیفت صورت ( کشیدن صورت ) در سنین بالا چه تغییراتی در صورتتم اتفاق می افتد؟
jarahezibai jarahezibai 0 44
با جراحی پلک کیسه های زیر و بالای چشم را چطور میشود اصلاح کرد؟
jarahezibai jarahezibai 0 47
معرفی انواع سرور مجازی و سرویس های میزبانی وب – بخش اول
webpouyanii webpouyanii 0 41
لیفت صورت ( کشیدن صورت ) چه تاثیری روی صورت میگذارد؟
jarahezibai jarahezibai 0 47
روند جراحی پلک چگونه است؟
jarahezibai jarahezibai 0 46
اگه میتونستی یک کلمه را از این دنیا پاک کنی اون یک کلمه چی بود؟؟!!!!!!
youne30 luna 480 48017
چرا جراحی پلک یکی از شایع ترین عمل های جراحی پلاستیک برای جوان سازی است؟ بخش سه
jarahezibai jarahezibai 0 50
طرز تهیه خورش گل کلم خانگی به روش خاص
mitranada mitranada 0 58
دانلود سریال امپراطریس چونچو – ملكه آهني ( امپراتور آهن ) جومونگ 4
mosy rele mitranada 4 13159
LOVE تــــرکـــــونـــی
asal.jigar luna 261 15930
سیگـــــــــــــار پشـــــــــت سیگـــــــــــــار
غزل luna 98 14280
بزرگ کردن سینه به چه روش هایی ممکن است؟
jarahezibai jarahezibai 0 52
لیفت صورت به چه دلایلی اجتناب ناپذیر میشود؟
jarahezibai jarahezibai 0 47
لیفت صورت (کشیدن صورت) به چه دلایلی اجتناب ناپذیر میشود؟
jarahezibai jarahezibai 0 45
چرا جراحی پلک یکی از شایع ترین عمل های جراحی پلاستیک برای جوان سازی است؟ بخش دوم
jarahezibai jarahezibai 0 36
دانلود کتاب عجایب الاسرار $
admin admin 3 1913
دانلود کتاب الکترونیک هفت پیکر سلیمان
admin admin 81 801
چرا جراحی پلک یکی از شایع ترین عمل های جراحی پلاستیک برای جوان سازی است؟ بخش اول
jarahezibai jarahezibai 0 41
با لیفت صورت چگونه میتوان صورت و گردن پیر شده را اصلاح کرد؟ بخش 1
jarahezibai jarahezibai 0 35
جراحی پلک چیست؟
jarahezibai jarahezibai 0 32
معرفی هتل آبادگران کیش
chemistry21 chemistry21 0 29
تاریخچه جراحی پلک
jarahezibai jarahezibai 0 35
چرا خانم ها تمایل به انجام جراحی سینه دارند؟ (بخش 2)
jarahezibai jarahezibai 0 39
آنچه قبل از تصمیم به جراحی بالا کشیدن ابرو باید بدانید (خطر ها و عوارض احتمالی بالا ک
jarahezibai jarahezibai 0 34

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار دکتر سید مهدی موسویزمان کنونی: Saturday 24 August 2019, 22:08
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: گلایه
آخرین ارسال: گلایه
پاسخ: 140
بازدید: 33810
 
امتیاز دهید:
  • 11 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار دکتر سید مهدی موسوی
Tuesday 30 July 2013, 21:20
ارسال: #41
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
محكومم از قتل خودم، اين مرگ عمدي!
ديوانه ام، ديوانه ام، ديوانه ام، ديــ...
وانِــ نِــ نِــ نِــ... گفتن اين شعر يعني
يك مشت واژه مثل من بي هيچ معني
من هستم و دريايي از تصويرهايي
كه مي زند در مغز من: «بام... بام... جدايي...»
من مي توانستم شما باشم، نبودم
از ابتدا در انتها باشم، نبودم
من مستم امشب از خودم، از شعرهايم
بايد كه در خود قي كنم، بالا بيايم
با يك كت و شلوار مشكي، سوسك مرده!!
و آدمي كه كلّه اش را باد برده
و يك اتوبوس پر از آدم كه مي رفت
يك كاروان مملؤ از ماتم كه مي رفت
تصوير و هي تصوير... زن قلبش گرفته ست
اين شعر در دستان من آتش گرفته ست
مي سوزم از عشقي كه روي پيكرم ريخت
آبي كه از زن بر سر خاكسترم ريخت
«وُدكا» نمي خوردم، فقط گريه... به هم ريخت
ناگاه مرد و سايه اش باهم درآميخت
پايم شكسته... و دلم... و واژه هايم
بگذار تا قعر لجن پايين بيايم
يك مشت كرم زنده در مغزم... نبودند!
تو فرض كن، تو فرض كن... و كم نبودند!
حتّي تو هم... ول كن! نمي خواهم بگويم
حالا كه با پايان قصّه روبرويم
من سعي كردم مثل اين مردم نباشم
وقتي خدا مي سوخت «من» هيزم نباشم
حالا خدا مرده... و من مرده... و هرچه
دنياي من خالي ست از دنيا، اگرچه ↓
تنهايي ام را شهر دارد مي فشارد
مردي كه جز تنهايي اش چيزي ندارد
هي آينه اصرار دارد كه ببينم
كه زنده هستم كه هنوز عاشق ترينم
اين آينه كه نيست، يك عكس قشنگ است!
من مرده ام... و پاسخ آ يينه سنگ است
دارم به سمت هيچ بودن مي گريزم
دريايم و بايد كه در جويي بريزم
دنيايتان ديگر برايم جا ندارد
اين روزهاي شبزده فردا ندارد
ديوانه تر از خويشم و ديوانه تر از
شعري كه امشب آمده بر روي كاغذ
حتّي تو هم مي ترسي از من نازنينم
حتّي نمي خواهم تو را ديگر ببينم!
در يك اتاق لعنتي بايد بميرم
در زير مردي خط خطي بايد بميرم
هرچند شعر درد من پايان ندارد
من مرده ام... و واژه هايم جان ندارد
چيزي ميان واژه ها پيدا نكردم
بايد كه دنبال خودم اينجا بگردم
با يك عصاي كهنه در يك راه فرضي
در زير جسمي يخ زده تا تو بلرزي ↓
و من بيانديشم چرا اينقدر سردم
و در پي يك عاشق تازه بگردم...
حالا كسي در قعر ذهنم جان گرفته ست
دوران شعر و شاعري پايان گرفته ست
امروز رنگ و بوي خون را دوست دارم
تركيب احساس و جنون را دوست دارم
حالا فقط در فكر چيزي تازه هستم
در فكر يك ترديد بي اندازه هستم
ديوانه باشم يا كه نه، بهتر! بميرم
و زندگي را در خودم از سر بگيرم
حالا فقط من يك كلاغ شوم هستم
كه تا ابد به زندگي محكوم هستم...



نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Wednesday 31 July 2013, 14:33
ارسال: #42
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
نه لبی مانده به بوسه ، نه لبی روی لبی

منم و استرس و خاطره هایی عصبی




نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Saturday 03 August 2013, 03:14
ارسال: #43
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
پیدا بکن یک آدم آدم تری را
و شانه های محکم و محکم تری را
آقای خوبی که دلش سنگی نباشد
معشوق های دوستت دارم تری را !!
من را رها کن هرچه می خواهی تو داری
از دست خواهی داد چیز کمتری را
با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید
و زد رقم، آینده ی درهم تری را
تو آخر این داستان باید بخندی
پس امتحان کن عاشق بی غم تری را ...
من می روم، آرام آرام از همه چیز
هر روز می بینی من مبهم تری را
من را ببخش از این خداحافظ، خداحا ...
پیدا نکردم واژه ی مرهم تری را . . .



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 21:43
ارسال: #44
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست!
این چندمین شب است که خوابم نبرده است

رؤیای «تو» مقابل «من» گیج و خط خطی
در جیغ جیـــــغ گردش خفّاش های پست

رؤیای «من» مقابل «تو» - تو که نیستی!-
[دکتر بلند شد... و مرا روی تخت بست]

دارم یواش واش... که از هوش می رَ... رَ...
پیچیده توی جمجمه ام هی صدای دست ↓

هی دست، دست می کنی و من که مرده ام
مردی که نیست خسته شده از هرآنچه هست!

یا علم یا که عقل... و یا یک خدای خوب...
-«باید چه کار کرد تو را هیچ چی پرست؟!»

من از... کمک!... همیشه... کمک!... خسته تر... کمک!!
[مامان یواش آمد و پهلوی من نشست]

-«با احتیاط حمل شود که شکستنیـــــ...»
یکهو جیرینگ! بغض کسی در گلو شکست!



نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Wednesday 02 October 2013, 14:09
ارسال: #45
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
بله! تبر به خودش گفت خسته ام، خسته!!
جوانه زد خود را، مرگ قصد عصیان داشت
زبان سبز شما را دقیق یاد گرفت
که الفتی جالب با تو و درختان داشت
و بعد، یکشب هی دانه دانه تان را کشت
نمی شود خود را تا همیشه پنهان داشت
نقل قول
Sunday 13 October 2013, 22:58
ارسال: #46
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
درخانه ی من، عصر غم انگیز بدی ست
در پشت بهارها چه پائیز بدی است
ازمهر و محبت شما می ترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدی ست!


نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Sunday 13 October 2013, 23:01
ارسال: #47
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
فحشی نثار ِ مادر ِ هم می کنند و تو
به اشتباهی از پدرت فکر می کنی
مشروب می خورند و تو در گوشه ی اتاق
به کرم های توی سرت فکر می کنی

مستند از شراب و لب لعل و رقص و عشق!
تو از شراب و لعل لب و رقص، مستی و...
مشروب می خورند و تو در گوشه ی اتاق
در فکر دوست دختر قبلیت هستی و...

بالا می آورند به روی اتاق و شهر
تا تو به دستمال کفی فکر می کنی!
مشروب می خورند و تو در گوشه ی اتاق
به چیزهای مختلفی فکر می کنی

لبخند می زنند به هم مثل بچه ها!
داری شبیه این شب بدکاره می شوی
مشروب می خورند و تو در گوشه ی اتاق
از درد گریه می کنی و پاره می شوی

آرامش جهان وسط ِ بوسه هایشان
تو نیستی و عاشق ِ نوعی جنونی و...
مشروب می خورند و تو در گوشه ی اتاق
سر را به میز می زنی و غرق خونی و...

پیکی که به سلامتی مرگ خورده شد!
تو مست می خوری و کمی مست می زنی
مشروب می خورند و تو در گوشه ی اتاق
به خودکشی آخر من، دست می زنی

تبدیل می شود همه چیز ِ جهان به تو
تو گوشه ی اتاقی و در فکر هیچ چیز
مشروب می خورند و تو در گوشه ی اتاق
من در اتاق دورتری مرده ام عزیز...

نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Wednesday 16 October 2013, 01:14
ارسال: #48
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی

خوابی ست که بین لرز و تب می آید
جانی ست که از صبر به لب می آید
بیهوده خروس لعنتی میخواند
شب می رود و دوباره شب می آید

نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Friday 01 November 2013, 16:18
ارسال: #49
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
یک شاعر شاد رفت و غمگین آمد
سیگار کشید و بوی بنزین آمد
می گفت که کل قصه ام بود همین:
فواره به اوج رفت و پایین آمد


نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Tuesday 10 December 2013, 22:11
ارسال: #50
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
به «عین» و «شین» تو چسبیدم از در ِ زندان
که نعش سیمرغی رهسپار «قاف» کنم
به بازجوی گرامی بگو که راحت باش
نشسته ام که در این شعر، اعتراف کنم


صدای بمب گذاری ذهن می آید
گرفته اند دهان مرا که لب نزنم
کشیدن ِ ناخن هام روی سیلی هاش
صدای جیغ کشیدن از آدمی که منم


به «قاف» می چسبی روی «قبر» گمنامم
در این دیار که بازار مرگ، سکّه شده
به «قاف» می چسبم مثل آن «قناری» که
به دست عاشق سلّاخ! تکّه تکّه شده


بله!... و آزادی نام برج معروفی ست!
که واقعیّت، مرد دروغگویی بود!!
تمام زندگی ام برگه های پُر شده است
تمام زندگی ام میز بازجویی بود


«گذشته» خرد شد و «حال» در سرم چرخید
کسی کتک می خوردم کسی که «آدم» شد
پ«بهشت» را گم کردم به عشق «آینده»
که اعتراف کنم: هیچ چی نخواهم شد!


به «قاف» می چسبم روی «قاب» عکس خدا!
که له شوم وسط فحش های ناموسی
به «قاف» می چسبی روی «قوری» بی چای
که زخم های تنم را یواش می بوسی


به روی برگه نوشتم مکان ختمم را
که بازجو بنویسد زمان خاتمه را
به زور قرص مسکّن دوباره می خوابم
و باز می شنوم جیغ های «فاطمه» را


صداش «عر» زدن ِ «عین» توی سلّول است
«شکنجه»ی «شین»، روی ِ خطوط غمگینش
صدای سیلی اوّل به جرم چشم ِ ترش
صدای سیلی ِ دوّم برای تسکینش


که لخت می شود از عاشقانه هاش به تن
مکالمات شما ظاهراً شنود شده!
ترانه می خواند با لبان ِ جر خورده
که شعر می گوید با تنی کبود شده


به «قاف» می چسبی بوی نفت می گیری
کدام «قلّه»؟ کدام اوج؟ نسل سوخته ایم...
که جسممان خسته، له شده، پر از سوراخ
که روح را قبل از جسممان فروخته ایم!


به «عین» می چسبی ای «عروسک» غمگین!
به «قاف» می چسبم بوی نفت می گیرم
منم که خودکارم را به دست می گیرند
که می نویسم و آرام رام... می میرم!


مرا نجات بده از میانشان عشقِ ِ ...
مرا بگیر در آغوش خاک ها مرگِ ِ ...
سپید می شوم از ترس و نور مهتابی
سیاه می شود از مغزهایشان برگه


به «عین» آویزانم به «قاف» آویزان
ناهارشان سیمرغ است با سُسِ آدم!
تو «شینِ» «شوق ِ» رهایی ِ لعنتی هستی
«شکنجه» می شوم امّا نمی رود یادم


بجنگ تا ته این قصّه قهرمانْ کوچولو!
برای باختن ِ در نبرد ِ بُرد شده!
صدای «فاطمه» می آید از اتاق بغل
صدای آدم ِ در چرخ گوشت، خرد شده


صداش هق هق فریاد در گلوی من است
صدای پوست سوراخ و تیزی میخ است
صداش قابل انکار نیست با کشتن
صدای گریه ی زن بر خطوط تاریخ است


بله! کم آوردم مثل گوشت از سیگار
تو ایستادی و از خون ترانه سر دادی
که اعتراف کنم از خودم پشیمانم
که اعتراف کنی: زنده باد آزادی!


به هیچ جا نرسیدم به جز در ِ زندان
کجاست آخر ِ این راه های پیچاپیچ
رسیدم آخر قصّه به قلّه ی «قاف»ات
سر ِ بریده ی سیمرغ بود و دیگر هیچ...

نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 4,405 Saturday 01 June 2019 20:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 5,052 Saturday 09 March 2019 16:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 7,779 Thursday 07 March 2019 16:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 1,905 Thursday 07 March 2019 07:34
آخرین ارسال: گلایه
  اشعار سید تقی سیدی گلایه 19 4,255 Saturday 24 November 2018 13:07
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 24 August 2019, 22:08