خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
باور (Belief)
tree of life tree of life 0 1
دانلود کتاب الکترونیک هفت پیکر سلیمان
admin admin 22 167
دانلود کتاب خود آموز علوم غریبه -میر داماد کبیر- جلد دوم
admin admin 105 808
دانلود کتاب خطی سر الاسرار (یا سراکبر )
admin admin 114 594
دانلود کتاب رستاخیز مردگان
admin admin 98 646
شب های اواکسی ...
user luna 934 114546
بالا بردن امنیت سرور مجازی لینوکس در کاربری وب
pouyanweb98 pouyanweb98 0 20
آکواریوم آنتالیا
mostafaahadi mostafaahadi 0 24
آشنایی با مراحل اخذ ویزای شینگن
mostafaahadi mostafaahadi 0 25
راهنمای کامل معرفی کوین آنتولوژی (ONTOLOGY) و ولت‌های مخصوص آن
mostafaahadi mostafaahadi 0 31
ایمپلنت های دندانی
mostafaahadi mostafaahadi 0 26
پلاک بعد از ارتودنسی
mostafaahadi mostafaahadi 0 26
کوک پیانو
mostafaahadi mostafaahadi 0 31
تهیه بک آپ از داده ها به صورت روزانه
mostafaahadi mostafaahadi 0 33
طراحی سایت ” پورتال سازمانی “
mostafaahadi mostafaahadi 0 28
شرایط تحصیل در استانبول
hexa12 hexa12 0 58
گریتینگ چیست ؟
kian2137 kian2137 0 51
کبد چرب و علائم آن؟؟
ghazal_01 niloofarmajdi 4 3739
انواع مختلف شارژرهای مختلف را می شناسید؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 50
مزیت های سرور مجازی میکروتیک چیست
pouyanweb98 pouyanweb98 0 49
رمان شما که غریبه نیستید+لینک دانلود
mohadese mmmmaaammmaann 5 1824
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 521 21948
"امضاهای " من!!!
دخترمشرقى luna 321 51998
دلت میخواد نفر بعدیت کی باشه ؟ ( 3 )
sana luna 821 63308
به نظرت نفر قبلیت چه رنگیه؟
فرشاد شاه luna 614 30901
ساختار داخلی لنگه درب های ضد سرقت ایستادر و انواع رویه ها
istadoor istadoor 0 56
دندانپزشکی در خواب یا سدیشن چیست؟
دندانپزشکی رایا دندانپزشکی رایا 0 50
آیا استفاده از شارژر فندکی به باتری گوشی آسیب می رساند؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 52
طراحی سایت آگهی
sitecode sitecode 0 66
با وارد کردن شماره موبایل آدرس مالکش رو از طریق ماهواره پیدا کنید
geddis زهراجزایری 27 55083
دلتنگ و دلتنگی...
غزل m@rzieh 39 6592
دل...
گلایه m@rzieh 189 26660
طراحی سایت و انتخاب رنگ مناسب
sitecode sitecode 0 54
کفش طبی زنانه از کجا اینترنتی بخرم؟
lemonn lemonn 0 53
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m luna 156 28981
تفاوت سرور مجازی و اختصاصی و ویژگی آن ها
pouyanweb98 pouyanweb98 0 53
طراحی فروشگاه اینترنتی
zahrahmd zahrahmd 0 74
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه نینجا 1 658 44087
معرفی ابزارهای ایجاد پالت رنگی در طراحی سایت
sitecode sitecode 0 82
۴ نکته مهم برای افزایش امنیت سرور مجازی
webpouyanii webpouyanii 0 80

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار دکتر سید مهدی موسویزمان کنونی: Tuesday 25 February 2020, 15:11
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: گلایه
آخرین ارسال: zhr1987
پاسخ: 141
بازدید: 37803
 
امتیاز دهید:
  • 11 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار دکتر سید مهدی موسوی
Thursday 12 June 2014, 23:41
ارسال: #61
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
مانده ست دو موی خسته بر شانه ی تو
از یک زن بی حواس در خانه ی تو!

یک زن مانده یواشکی گریه کند
مردی مانده هنوز دیوانه ی تو . .



نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Friday 13 June 2014, 00:26
ارسال: #62
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
دارم بــه گریــه مـی كنم و گریه می كنم
از تو ، به تو ، بدون تو ، تو! گریه می كنم...

تو نیستـی! شبیه كلیدی بدون قصر
پرسه زدن به تنهایی در «ولیّ عصر»

من ، سردی نبـــودن دستـــی كــــه هیـــــچ وقت...
شب ، تاكسی ، صدای «مهستی» كه هیچ وقت...

«به من نگا كن واسه‌ی یه لحظه / نگات به صد تا آسمون می ارزه»

باران به شیشه می زند از چشم های من
حتی نمی رسد بـــه خودم هـم صدای من

باران ، صدای هق هق مردی كه داشتی
كـه جا گذاشتیش ، «مرا» جا گذاشتی!

از پشت شیشه رد شدن چند خط ّ كج
باران ، صدای گریــه ی یک خانـه در كرج

«تو خاموشی ، خونه خاموشه / شب آشفته ، گل فراموشه»

در خواب های كوچك تو دیر كرده ام
از تارهای حنــجره ات گیــر كرده ام

دارم شبیه یک حشره گریه می كند
بر روی تخت یک نفره گریـه می كند

یک عنكبــــوت سیر ته خواب های زن
كه زل زده به مردمک چشم های من

«اون نگاه گرم تو یادم نمی ره / بوسه‌ی بی شرم تو یادم نمی ره»

از روزهـــای مَردُم و مـــردم شبت شدن
در كوچه های خلوت ، لب بر لبت شدن

از یك مسیــــح گمشده روی صلیب من
از دست های كوچک تو ، توی جیب من

از من كه بی تو هیچ زمانی و هیچ جا...
از یک قطار پُست شده سمت ناكجــــا!

«هر چی آرزوی خوبه مال تو / هرچی كه خاطره داریم مال من»

یك كیسه ی زباله به من قرص خورده است
یك تیـــغ نصفه داخـــل حمّــــام مرده است!

بوی جنـازه در تن من می دهد كسی
دارم به مرگ می روی امّا نمی رسی

زل مــی زنم بــــه آینه ی بد قیافـــه ام
خون می جهد به خاطره ها و ملافه ام

«اگه حتی بين ما / فاصله یک نفسه / نفس منو بگیر
نفس منو بگیر...»

نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Tuesday 08 July 2014, 16:47
ارسال: #63
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
یه توپ با تردید می چرخه
توو یه زمین سبز اون دورا
یه حس خوب مشترک شاید
بین من و زندون و مامورا!




هر شب بدون شام می خوابی
امشب ولی بی شام بیداری
با اسم ایران اونور دنیا
رویای سبز تازه ای داری



بابا نشسته اون طرف، ساکت
مامان توو فکر گریه ای تازه
شاید بهار ما بیاد از راه
امشب با یه گل توی دروازه



شب لونه کرده توو دل و چشما
هر جا میری انگار زندونه
شاید یه شوت محکم جوندار
این شهر غمگینو بخندونه



واسه یه گل از شوق می میریم
شاید تموم شه این زمستونا
شاید برای بردن ایران
مردم بریزن توو خیابونا



بازی تموم میشه ولی مامان
مثل همیشه بالشش خیسه
دیگه کسی نیس توی این خونه
شبها بلند شه شعر بنویسه



بازی تموم میشه ولی بابا
بیداره تا فردا کنار تخت
رویای ما جام جهانی بود
توو یه جهان واقعا خوشبخت ..



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Wednesday 06 August 2014, 03:09
ارسال: #64
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
دیوانگی هایم تر از تر تر تری دارد!!
دیوار، دیوار است با اینکه دری دارد

این داستان را نصفه کاره ول کنم؟! کردم!
هرچند می دانم که حتماً آخری دارد

تزریق ِ مُشتی گاو در رگ های آزادی
خودکار سبزت دست های لاغری دارد

سر را به دیواری که اصلا نیست می کوبد
این شعر معلوم است درد دیگری دارد

انگشت خونی را درآور تا حسابم کن
دیوانگی ها را بچین و انتخابم کن

با غم شروعم کن که آخر می شوم با غم
داغی تر از تزریقی و تزریق تر داغم!

از چی بترسم که تو از این جوهر خودکار
آنقدر می ترسی که من به مرگ مشتاقم

هر کس غمی دارد که نصفی از شبش، نان است
مشتی زدیم و جنس این دیوار، سیمان است

که هر کسی زنده ست توی قبر خوابیده
که هر کسی زنده ست جایش کنج زندان است

از سرنوشت برگ های سبز می پرسی؟!
امّید ِ چی داری رفیق من؟! زمستان است

از عشقبازی با کدامین زن چنین خیسم؟
باران نمی بارد عزیزم! تیرباران است!

سیگار روشن کن که مغزم تیر می خواهد
کابوس های قابل ِ تغییر می خواهد

موهات را در من بپیچ و زیر و رویم کن
دیوانه ام! دیوانگی زنجیر می خواهد!

ما آنچه باید داد را از ابتدا دادیم
از هفت دولت پشت این دیوار آزادیم

هرچند گاوان قبیله خوب می نوشند
حتی جدیداًتر کت و شلوار می پوشند!

هرچند در آخور همیشه بینشان بحث است
هرچند می دانند که بسیار باهوشند!!

زیر مگس ها خواب های سبز می بینند
[قصّاب ها اینجای قصّه، شیر می دوشند!]

رؤیایمان خوابیده و شب داخل تخت است
هر کس که بیدار است می داند که بدبخت است

سر را به دیواری که اصلا نیست می کوبم
فهمیدن ِ این دردهای لعنتی سخت است

فانوس در روزیم یا فریاد در آبیم
بدجور بی تابیم چون بدجور بی تابیم

فرقی ندارد آخر قصّه در این کابوس
با عشق می خوابند و ما با درد می خوابیم

شب های قرص و مشت و شعر و گریه و فریاد
هر صبح، خواهی یا نخوا... همکار قصّابیم!

کابوس های لعنتی در تخت تک خوابه
خوابم نخواهد برد، خواهد برد، خوا... تا... به...

از اعتراف ِ زندگی با سیلی ِ مخصوص!
از اعتراف ِ عاشقی با شیشه نوشابه

شب های ِ شب های ِ... که شب های ِ شمردن تا...
با قرص خوردن، قرص خوردن، قرص خوردن تا...

شب تا ابد شب بودم و ماهی نخواهد داشت
بن بستم و به هیچ جا راهی نخواهد داشت

نوشابه ی مشکی به خون قرمزم می گفت:
این داستان، پایان دلخواهی نخواهد داشت

با طعنه می گوییم: روز خوب نزدیک است!
جایی که تاریک است در هر حال تاریک است

هر کس غمی دارد برای خود غمی دارد
آقای دنیا! اخم های درهمی دارد

با مشت های له شده با مرگ می رقصم
زندان ما دیوارهای محکمی دارد

من، اعتراف تازه ای در زیرسیگاری
من، خون ِ روی کاغذ و خودکارها جاری

من، گاو سلاخی شده در آخرین میدان
من، مردم ِ آماده ی جشن و عزاداری

پایان یک قصّه برای نسلی از تردید
تزریق سم در هر رگ ِ خورشید ِ تکراری...



نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Sunday 10 August 2014, 14:55
ارسال: #65
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
از چشم هام، آدم دلتنگ می بَرَند
با جرثقیل از دل من سنگ می برند !


فحشی ست در دلم که شدیداً مؤدّب است
در من تناقضی ست که هر روزش از شب است !


از سختمان گذشته اگر سخت پوستیم!
بیچاره دشمنان شما! ما که دوستیم!!


ناموسم و رفیق و وطن فحش می دهند
دارند بیت هام به من فحش می دهند


پرونده ای رها شده در بایگانی ام
از لایه های متن بیا تا بخوانی ام


باران نبود، امشب اگر گونه ام تر است
بر پشت من نه بار امانت، که خنجر است!


از نام ها نپرس، از این بازی ِ زبان!
قابیل هم عزیز من! اسمش برادر است !


از کودکیت، اکثر ِ اوقات درد بود
تنها رفیق ِ آن دل ِ تنهات درد بود


در شهر ما پرنده ی با پر نمی شود!!
آنقدر بد شده ست که بدتر نمی شود


اسمش هرآنچه باشد: یا دوست یا رفیق
جز وقت ارث با تو برادر نمی شود !


از «دستمال» اشکی من استفاده هاست!!
نابرده رنج، گنج میسّر نمی شود!!


می چسبم از خودم به غم و شعر می شوم
از شعر گریه می کنم و شعر می شوم!


از کاج هام موقع چاقو زدن توام
بگذار شهر هرچه بگویند! من، توام!


دارم سؤال می شوی از بی جواب ها
بیهوده حرف می/ زده در گوش خواب ها



تا گریه ای شوم بغل ِ هر عروسکم
تا کز کنم دوباره به کنج ِ کتاب ها


از گریه های دختر ِ می خواست یا نخواست
در ابتدای قصّه که یک جور انتهاست!


تا صبح عر زدن وسط ِ دست های تو
بیداری ام بزرگ تر از فکر قرص هاست


از قصّه ی تو بعد ِ «یکی که نبود»ها
از آسمان محو شده پشت دودها


از قصّه ی دروغی ِ آدم بزرگ ها
تقسیم گوسفند جوان بین گرگ ها!


تسلیم باد/ رفتن ِ ناموس ِ باغ ها
آواز دسته جمعی و شاد ِ کلاغ ها


یک جفت دست، دُور گلویم که سست شد
افتادن ِ من از همه ی اتفاق ها


جنگل به خون نشست و درختان تبر شدند

و بار می برند کماکان الاغ ها!


در می روم از اینهمه پوچی به خانه ات
از خانه ام! به گوشه ی امن ِ اتاق ها


پاشیدن ِ لجن به جهان ِ مؤدّبت!
عصیانگری قافیه در قورباغه ها!!


لعنت به ساده لوحی ات و آن دل ِ خرت!
بهتت زده! شکسته در این شهر باورت


به دست دوست یا که به آغوش امن عشق
اینبار اعتماد کنی خاک بر سرت!!


خشکیده چشم و گریه ی ابرم زیاد نیست
ای زندگی بمیر که صبرم زیاد نیست !


از زنگ بی جواب ِ کسی در کیوسک ها
از زل زدن به بی کسی بچّه سوسک ها!


از چند تا معادله و چند تا فلش
از یک پری که آمده از راه دودکش


از انحراف من وسط ِ مستقیم ها!
از عشق جاودانه ی ما پشت سیم ها!!


از آدمی که مثل تو از ماه آمده ست
از اینهمه بپرس:چرا حال من بد است؟!!


از این شب برهنه چراغ مرا بگیر
از قرص های خسته سراغ مرا بگیر !


دستی به روزهای خرابم نمی بری
از چشم های توست که خوابم نمی بری !!


دارد جهان، غرور مرا مَرد می کند
سگ لرزه هام زیر پتو درد می کند ...




رد می شود شب از بغل من، سیاهپوش
با گریه هستمت که اگر نیستم به هوش


پوشانده شب تمامی این شهر زشت را
خوابیده است داخل سوراخ، بچّه موش!!


شب می رسد… و تنها از، اینهمه سیاه
آوازهای رفتگری می رسد به گوش ...



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Saturday 13 September 2014, 15:22
ارسال: #66
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
به کسی در وسط ِ آینه ها سنگ زدن!

به زنــی منتظر ِ هیــچ کست زنگ زدن

به زنی با لب خشکیده و چشمی قرمز

به زنــی گریه کنـان روی کتاب ِ «حافظ»

به زنی سرد شده در دل ِ تابستانت!

به زنـــی رقص کنان در وسط ِ بارانت

به زنی خسته از این آمدن و رفتن ها

به زنــــی بیشتر از بیشتر از تو، تنها!

دل خوشی ها کم نیست . . .
53
نقل قول
Monday 10 November 2014, 21:19
ارسال: #67
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
خواب ِ تزریق ِ سوسک در رگ هام
خرّم آباد را کلافه شده
یک نفر هیچ ِ هیچ تر از هیچ
به هزاران نفر اضافه شده
اوّل قصّه دست دختر بود
بعد، سیگار ِ توی کافه شده
مثل ماهی زنده درمی رفت
دست ها را که سست می کردم
از خودم هم خراب تر می شد
هر کجا را درست می کردم
هرچه پاییز بود توی کرج
به تو با گریه پُست می کردم
برگ می ریخت از درختانم
روی دیوارهای آجری ات
داشت یک مرد فلسفه می خواند
پشت ِ آن چشم های چادری ات
معنی سادگی و تنهایی ست
شعر من توی لهجه ی لری ات!
دود سیگار را فرو دادم
کافه را از سکوت قهوه بریز
جوجه ی سر بریده ای هستم
نرسیده به آخر ِ پاییز!
خسته ای مثل کوچه های کرج
خسته ام مثل چشم هات عزیز
بالشم را بغل شدم از ترس
خیس بودم دوباره ملحفه ات
عشق یک جفت دست نامرئی ست
دارد آهسته می کند خفه ات
سوسک هایی که در سرم کردند
تخم ریزی درون فلسفه ات
«هاچ» دنبال مادرش می گشت
دخترت روبروی تلویزیون
می دویدند باز «تام و جری»
تو سرت درد می کند به جنون
«سیندرلا» به قصر حاکم رفت
می چکد بعد، چند قطره ی خون...
مرگ هم از تو ناامید شده
وسط ِ چشم های بیمارت
که سرت را به میز می کوبی
که تمام است واقعا ً کارت
دخترت خواب خوب می بیند
آنور ِ دودهای سیگارت
از نگاهش نترس! گریه نکن

پدرت خسته است «هلیا جان!»

پدرت ابتدای غم بوده

که رسیده به نقطه ی پایان

تا نبینند اشک هایش را

چقـَدَر گریه کرده در باران



عشق رؤیای توی «کارتون» بود

یک جزیره حوالی «فیجی» ست

رقص ِ نی بود با «سرندی پیتی»!!

خرّم آباد خانه ی گیجی ست

پدرت شاعر است «هلیا جان»

پدرت خودکشی تدریجی ست...
نقل قول
Sunday 30 November 2014, 21:38
ارسال: #68
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
تو آمدی که بگویی: اگر... اگر می رفت...
تو آمدی و کسی داشت سمت در می رفت!
تو آمدی و چنان زل زدی به پوچی من
که داشت حوصله ی انتظار سر می رفت!!
تو آمدی و کسی گوشه ی غزل هی با ↓
ردیف و قافیه هایی عجیب ور می رفت
تو آمدی، کلماتی که مرد ساخته بود
شبیه صابون از دست شعر در می رفت
از اینکه آمده تا... بیشتر پشیمان بود
از اینکه آمده تا... هرچه بیشتر می رفت!
اشاره کرد خدا سمت پرتگاه... ولی ↓
به گوش من... و تو این حرف ها مگر می رفت!
تو آمدی که بگویی... به گریه افتادی!
و پشت پنجره انگار یک نفر می رفت

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است❤
نقل قول
Sunday 30 November 2014, 21:42
ارسال: #69
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
بیداری ِ تا صبح، روی بالشی خسته
با گریه خوابیدن کنار ساک دربسته
خوابیدن از برخاستن در خانه ای دیگر
برخاستن با هق هق دیوانه ای دیگر
بی خاطره، بی واژه، بی هر مشترک بودن
بیگانه ای در حسرت بیگانه ای دیگر
پرواز از ویرانه ی یک خانه ی دلگیر
ساکن شدن با بغض در ویرانه ای دیگر
برخاستن... خیس از عرق... رقصنده در آتش
با چرخ یک پنکه به دُور هیچ چی هایش!
لرزیدن از کابوس ِ فردا تا تبی دیگر
برخاستن در کشوری دیگر، شبی دیگر...
رؤیای فرضی ساختن در خانه ای فرضی
بیدار ماندن بی تو روی بالشی قرضی
از برنمی گردم به شک/ افتادن از بالا
دلتنگی ِ بدجورتر! حتی همین حالا!!
چرخیدن از چرخیدن از من دُور هی من که...
با رقص کاغذها میان گردش پنکه
با رقص در آغوش مشتی مست و دیوانه
شب خانه رفتن در کنار چند بیگانه
با مغز خالی، جیب خالی، سینه ای خالی...
در حسرت یک لحظه از هرجور خوشحالی
خوابیدن و برخاستن در شهر بی خنده
انسان بی امروز، در رؤیای آینده
سیگار نصفه در میان باد پاییزی
و تو که داری مثل سابق اشک می ریزی...

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است❤
نقل قول
Tuesday 02 December 2014, 22:31
ارسال: #70
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
وسط یک خرابه­‌ی بی­‌مرز، شوت محکم به قوطی «رانی»

آن طرف زیر چند مرد جوان، جیغ یک بچّه­‌ی دبستانی

 

جفت­‌گیری سوسک­‌ها با موش، بالشی را گرفته در آغوش

در کنار بخاری خاموش، گریه توی شبی زمستانی

 

دلخوشی به کبوتری بادی، فکر یک رأی تا شب شادی

شعر گفتن برای آزادی، پشت تبلیغ­‌های «روحانی»

 

وسط رقص با دو تا دختر، گریه با خاطرات چند نفر

خوردن پیک اوّل و آخر، نوش با یاد چند زندانی

 

روی مرز ندیدن و دیدن، بمب در انتظار ترکیدن

دور خود تا همیشه چرخیدن، فکر کردن به خطّ پایانی

 

نه! به یک اسم توی خاطره­‌ها! روزها گریه­‌ی پیشمانی

ماه‌ها گریه­‌ی پشیمانی، سال­‌ها گریه­‌ی پشیمانی

 

از معانی شادی و غم‌ها، از جهان بزرگ آدم­‌ها

واقعاً هیچ­‌چی نمی‌فهمی، واقعاً هیچ‌چی نمی‌­دانی

 

بی­‌تفاوت شبیه یک حشره، می‌­روی توی تخت یک نفره

وسط روزنامه‌ها خبر ِ انقراض ِ پلنگ ِ ایرانی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 5,201 Saturday 01 June 2019 20:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 5,999 Saturday 09 March 2019 16:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 8,689 Thursday 07 March 2019 16:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 2,564 Thursday 07 March 2019 07:34
آخرین ارسال: گلایه
  اشعار سید تقی سیدی گلایه 19 4,885 Saturday 24 November 2018 13:07
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Tuesday 25 February 2020, 15:11