خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
با ورود به آواکس اولین اسمی که به یادش می افتی اسم زیبای چه کسی هست ؟
پسر شیطون niloofar 123 11931
تو آواکس چند ساله ای ؟؟!!
mahya niloofar 381 52108
چی باعث شده بعد از این همه سال بازم به آواکس سر بزنی؟؟
mohadese niloofar 2 41
چند خط برای ...
sama mohadese 1810 259539
غذا برای لاغری شکم
Nade90 Nade90 0 23
تعمیر مایکوفر، کولر گازی و جارو.برقی بوش شمال تهران
fataaaneee fataaaneee 0 22
علت خاموش شدن یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 20
انواع ارورهای یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 18
درایو ABB
ava96 ava96 0 18
یخچال صنعتی | قیمت خرید انواع یخچال و فریزر های صنعتی
seoupdate seoupdate 0 20
روش های سفت شدن سینه بعد از دوران بارداری
Nade90 Nade90 0 42
گفتگوی آزاد
admin mohadese 2653 153974
ddos سرور مجازی چیست و چگونه می توان با آن مقابله کرد – بخش سوم
pouyanweb9 pouyanweb9 0 38
صفحه کلید کامپیوتر را چگونه تمیز کنیم؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 39
نگهداری از نوزاد نارس در خانه
Nade90 Nade90 0 40
دانلود
9183413732 9183413732 0 51
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover luna 514 105842
معرفی بهترین خدمات نمایندگی تعمیرات دوو
foroootaan foroootaan 0 49
مهمترین علت خاموش شدن یخچال
foroootaan foroootaan 0 39
نمایندگی مجاز تعمیرات دوو در غرب تهران
foroootaan foroootaan 0 39
خرید پرفکت‌مانی برای ایرانیان
bitmehr bitmehr 0 41
علم پزشکی در دست هوش مصنوعی تا سال 2020
Nade90 Nade90 0 49
همه چیز در مورد قیمت بیت کوین
bitmehr bitmehr 0 42
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 35
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 36
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 36
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 37
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 39
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 38
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 39
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 44
چرا جوش لیزر ؟
nik952148 nik952148 0 33
قیمت خرید و فروش بلبرینگ
nik952148 nik952148 0 32
دانلود ترینر بازی ROBIN HOOD: DEFENDER OF THE CROWN
payam cowboy Shayan UZ50 2 2510
تست جالب روانشناسی عشق
Nasim990 Nasim990 0 51
"امضاهای " من!!!
دخترمشرقى luna 322 54894
نفر قبلیت چندتا دوسش داری؟؟؟؟
r.m.z luna 248 20114
کد های تقلب بازی Need for Speed Most Wanted
saeed.z mahi01 5 15725
نمایندگی بوش در جنوب تهران
aghdasiiii aghdasiiii 0 44
تعویض و تعمیر برد لباسشویی بوش
aghdasiiii aghdasiiii 0 47

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار دکتر سید مهدی موسویزمان کنونی: Saturday 04 July 2020, 06:19
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: گلایه
آخرین ارسال: zhr1987
پاسخ: 141
بازدید: 40186
 
امتیاز دهید:
  • 11 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار دکتر سید مهدی موسوی
Friday 13 June 2014, 00:41
ارسال: #61
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
مانده ست دو موی خسته بر شانه ی تو
از یک زن بی حواس در خانه ی تو!

یک زن مانده یواشکی گریه کند
مردی مانده هنوز دیوانه ی تو . .



نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Friday 13 June 2014, 01:26
ارسال: #62
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
دارم بــه گریــه مـی كنم و گریه می كنم
از تو ، به تو ، بدون تو ، تو! گریه می كنم...

تو نیستـی! شبیه كلیدی بدون قصر
پرسه زدن به تنهایی در «ولیّ عصر»

من ، سردی نبـــودن دستـــی كــــه هیـــــچ وقت...
شب ، تاكسی ، صدای «مهستی» كه هیچ وقت...

«به من نگا كن واسه‌ی یه لحظه / نگات به صد تا آسمون می ارزه»

باران به شیشه می زند از چشم های من
حتی نمی رسد بـــه خودم هـم صدای من

باران ، صدای هق هق مردی كه داشتی
كـه جا گذاشتیش ، «مرا» جا گذاشتی!

از پشت شیشه رد شدن چند خط ّ كج
باران ، صدای گریــه ی یک خانـه در كرج

«تو خاموشی ، خونه خاموشه / شب آشفته ، گل فراموشه»

در خواب های كوچك تو دیر كرده ام
از تارهای حنــجره ات گیــر كرده ام

دارم شبیه یک حشره گریه می كند
بر روی تخت یک نفره گریـه می كند

یک عنكبــــوت سیر ته خواب های زن
كه زل زده به مردمک چشم های من

«اون نگاه گرم تو یادم نمی ره / بوسه‌ی بی شرم تو یادم نمی ره»

از روزهـــای مَردُم و مـــردم شبت شدن
در كوچه های خلوت ، لب بر لبت شدن

از یك مسیــــح گمشده روی صلیب من
از دست های كوچک تو ، توی جیب من

از من كه بی تو هیچ زمانی و هیچ جا...
از یک قطار پُست شده سمت ناكجــــا!

«هر چی آرزوی خوبه مال تو / هرچی كه خاطره داریم مال من»

یك كیسه ی زباله به من قرص خورده است
یك تیـــغ نصفه داخـــل حمّــــام مرده است!

بوی جنـازه در تن من می دهد كسی
دارم به مرگ می روی امّا نمی رسی

زل مــی زنم بــــه آینه ی بد قیافـــه ام
خون می جهد به خاطره ها و ملافه ام

«اگه حتی بين ما / فاصله یک نفسه / نفس منو بگیر
نفس منو بگیر...»

نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Tuesday 08 July 2014, 17:47
ارسال: #63
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
یه توپ با تردید می چرخه
توو یه زمین سبز اون دورا
یه حس خوب مشترک شاید
بین من و زندون و مامورا!




هر شب بدون شام می خوابی
امشب ولی بی شام بیداری
با اسم ایران اونور دنیا
رویای سبز تازه ای داری



بابا نشسته اون طرف، ساکت
مامان توو فکر گریه ای تازه
شاید بهار ما بیاد از راه
امشب با یه گل توی دروازه



شب لونه کرده توو دل و چشما
هر جا میری انگار زندونه
شاید یه شوت محکم جوندار
این شهر غمگینو بخندونه



واسه یه گل از شوق می میریم
شاید تموم شه این زمستونا
شاید برای بردن ایران
مردم بریزن توو خیابونا



بازی تموم میشه ولی مامان
مثل همیشه بالشش خیسه
دیگه کسی نیس توی این خونه
شبها بلند شه شعر بنویسه



بازی تموم میشه ولی بابا
بیداره تا فردا کنار تخت
رویای ما جام جهانی بود
توو یه جهان واقعا خوشبخت ..



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Wednesday 06 August 2014, 04:09
ارسال: #64
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
دیوانگی هایم تر از تر تر تری دارد!!
دیوار، دیوار است با اینکه دری دارد

این داستان را نصفه کاره ول کنم؟! کردم!
هرچند می دانم که حتماً آخری دارد

تزریق ِ مُشتی گاو در رگ های آزادی
خودکار سبزت دست های لاغری دارد

سر را به دیواری که اصلا نیست می کوبد
این شعر معلوم است درد دیگری دارد

انگشت خونی را درآور تا حسابم کن
دیوانگی ها را بچین و انتخابم کن

با غم شروعم کن که آخر می شوم با غم
داغی تر از تزریقی و تزریق تر داغم!

از چی بترسم که تو از این جوهر خودکار
آنقدر می ترسی که من به مرگ مشتاقم

هر کس غمی دارد که نصفی از شبش، نان است
مشتی زدیم و جنس این دیوار، سیمان است

که هر کسی زنده ست توی قبر خوابیده
که هر کسی زنده ست جایش کنج زندان است

از سرنوشت برگ های سبز می پرسی؟!
امّید ِ چی داری رفیق من؟! زمستان است

از عشقبازی با کدامین زن چنین خیسم؟
باران نمی بارد عزیزم! تیرباران است!

سیگار روشن کن که مغزم تیر می خواهد
کابوس های قابل ِ تغییر می خواهد

موهات را در من بپیچ و زیر و رویم کن
دیوانه ام! دیوانگی زنجیر می خواهد!

ما آنچه باید داد را از ابتدا دادیم
از هفت دولت پشت این دیوار آزادیم

هرچند گاوان قبیله خوب می نوشند
حتی جدیداًتر کت و شلوار می پوشند!

هرچند در آخور همیشه بینشان بحث است
هرچند می دانند که بسیار باهوشند!!

زیر مگس ها خواب های سبز می بینند
[قصّاب ها اینجای قصّه، شیر می دوشند!]

رؤیایمان خوابیده و شب داخل تخت است
هر کس که بیدار است می داند که بدبخت است

سر را به دیواری که اصلا نیست می کوبم
فهمیدن ِ این دردهای لعنتی سخت است

فانوس در روزیم یا فریاد در آبیم
بدجور بی تابیم چون بدجور بی تابیم

فرقی ندارد آخر قصّه در این کابوس
با عشق می خوابند و ما با درد می خوابیم

شب های قرص و مشت و شعر و گریه و فریاد
هر صبح، خواهی یا نخوا... همکار قصّابیم!

کابوس های لعنتی در تخت تک خوابه
خوابم نخواهد برد، خواهد برد، خوا... تا... به...

از اعتراف ِ زندگی با سیلی ِ مخصوص!
از اعتراف ِ عاشقی با شیشه نوشابه

شب های ِ شب های ِ... که شب های ِ شمردن تا...
با قرص خوردن، قرص خوردن، قرص خوردن تا...

شب تا ابد شب بودم و ماهی نخواهد داشت
بن بستم و به هیچ جا راهی نخواهد داشت

نوشابه ی مشکی به خون قرمزم می گفت:
این داستان، پایان دلخواهی نخواهد داشت

با طعنه می گوییم: روز خوب نزدیک است!
جایی که تاریک است در هر حال تاریک است

هر کس غمی دارد برای خود غمی دارد
آقای دنیا! اخم های درهمی دارد

با مشت های له شده با مرگ می رقصم
زندان ما دیوارهای محکمی دارد

من، اعتراف تازه ای در زیرسیگاری
من، خون ِ روی کاغذ و خودکارها جاری

من، گاو سلاخی شده در آخرین میدان
من، مردم ِ آماده ی جشن و عزاداری

پایان یک قصّه برای نسلی از تردید
تزریق سم در هر رگ ِ خورشید ِ تکراری...



نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Sunday 10 August 2014, 15:55
ارسال: #65
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
از چشم هام، آدم دلتنگ می بَرَند
با جرثقیل از دل من سنگ می برند !


فحشی ست در دلم که شدیداً مؤدّب است
در من تناقضی ست که هر روزش از شب است !


از سختمان گذشته اگر سخت پوستیم!
بیچاره دشمنان شما! ما که دوستیم!!


ناموسم و رفیق و وطن فحش می دهند
دارند بیت هام به من فحش می دهند


پرونده ای رها شده در بایگانی ام
از لایه های متن بیا تا بخوانی ام


باران نبود، امشب اگر گونه ام تر است
بر پشت من نه بار امانت، که خنجر است!


از نام ها نپرس، از این بازی ِ زبان!
قابیل هم عزیز من! اسمش برادر است !


از کودکیت، اکثر ِ اوقات درد بود
تنها رفیق ِ آن دل ِ تنهات درد بود


در شهر ما پرنده ی با پر نمی شود!!
آنقدر بد شده ست که بدتر نمی شود


اسمش هرآنچه باشد: یا دوست یا رفیق
جز وقت ارث با تو برادر نمی شود !


از «دستمال» اشکی من استفاده هاست!!
نابرده رنج، گنج میسّر نمی شود!!


می چسبم از خودم به غم و شعر می شوم
از شعر گریه می کنم و شعر می شوم!


از کاج هام موقع چاقو زدن توام
بگذار شهر هرچه بگویند! من، توام!


دارم سؤال می شوی از بی جواب ها
بیهوده حرف می/ زده در گوش خواب ها



تا گریه ای شوم بغل ِ هر عروسکم
تا کز کنم دوباره به کنج ِ کتاب ها


از گریه های دختر ِ می خواست یا نخواست
در ابتدای قصّه که یک جور انتهاست!


تا صبح عر زدن وسط ِ دست های تو
بیداری ام بزرگ تر از فکر قرص هاست


از قصّه ی تو بعد ِ «یکی که نبود»ها
از آسمان محو شده پشت دودها


از قصّه ی دروغی ِ آدم بزرگ ها
تقسیم گوسفند جوان بین گرگ ها!


تسلیم باد/ رفتن ِ ناموس ِ باغ ها
آواز دسته جمعی و شاد ِ کلاغ ها


یک جفت دست، دُور گلویم که سست شد
افتادن ِ من از همه ی اتفاق ها


جنگل به خون نشست و درختان تبر شدند

و بار می برند کماکان الاغ ها!


در می روم از اینهمه پوچی به خانه ات
از خانه ام! به گوشه ی امن ِ اتاق ها


پاشیدن ِ لجن به جهان ِ مؤدّبت!
عصیانگری قافیه در قورباغه ها!!


لعنت به ساده لوحی ات و آن دل ِ خرت!
بهتت زده! شکسته در این شهر باورت


به دست دوست یا که به آغوش امن عشق
اینبار اعتماد کنی خاک بر سرت!!


خشکیده چشم و گریه ی ابرم زیاد نیست
ای زندگی بمیر که صبرم زیاد نیست !


از زنگ بی جواب ِ کسی در کیوسک ها
از زل زدن به بی کسی بچّه سوسک ها!


از چند تا معادله و چند تا فلش
از یک پری که آمده از راه دودکش


از انحراف من وسط ِ مستقیم ها!
از عشق جاودانه ی ما پشت سیم ها!!


از آدمی که مثل تو از ماه آمده ست
از اینهمه بپرس:چرا حال من بد است؟!!


از این شب برهنه چراغ مرا بگیر
از قرص های خسته سراغ مرا بگیر !


دستی به روزهای خرابم نمی بری
از چشم های توست که خوابم نمی بری !!


دارد جهان، غرور مرا مَرد می کند
سگ لرزه هام زیر پتو درد می کند ...




رد می شود شب از بغل من، سیاهپوش
با گریه هستمت که اگر نیستم به هوش


پوشانده شب تمامی این شهر زشت را
خوابیده است داخل سوراخ، بچّه موش!!


شب می رسد… و تنها از، اینهمه سیاه
آوازهای رفتگری می رسد به گوش ...



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Saturday 13 September 2014, 16:22
ارسال: #66
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
به کسی در وسط ِ آینه ها سنگ زدن!

به زنــی منتظر ِ هیــچ کست زنگ زدن

به زنی با لب خشکیده و چشمی قرمز

به زنــی گریه کنـان روی کتاب ِ «حافظ»

به زنی سرد شده در دل ِ تابستانت!

به زنـــی رقص کنان در وسط ِ بارانت

به زنی خسته از این آمدن و رفتن ها

به زنــــی بیشتر از بیشتر از تو، تنها!

دل خوشی ها کم نیست . . .
53
نقل قول
Monday 10 November 2014, 22:19
ارسال: #67
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
خواب ِ تزریق ِ سوسک در رگ هام
خرّم آباد را کلافه شده
یک نفر هیچ ِ هیچ تر از هیچ
به هزاران نفر اضافه شده
اوّل قصّه دست دختر بود
بعد، سیگار ِ توی کافه شده
مثل ماهی زنده درمی رفت
دست ها را که سست می کردم
از خودم هم خراب تر می شد
هر کجا را درست می کردم
هرچه پاییز بود توی کرج
به تو با گریه پُست می کردم
برگ می ریخت از درختانم
روی دیوارهای آجری ات
داشت یک مرد فلسفه می خواند
پشت ِ آن چشم های چادری ات
معنی سادگی و تنهایی ست
شعر من توی لهجه ی لری ات!
دود سیگار را فرو دادم
کافه را از سکوت قهوه بریز
جوجه ی سر بریده ای هستم
نرسیده به آخر ِ پاییز!
خسته ای مثل کوچه های کرج
خسته ام مثل چشم هات عزیز
بالشم را بغل شدم از ترس
خیس بودم دوباره ملحفه ات
عشق یک جفت دست نامرئی ست
دارد آهسته می کند خفه ات
سوسک هایی که در سرم کردند
تخم ریزی درون فلسفه ات
«هاچ» دنبال مادرش می گشت
دخترت روبروی تلویزیون
می دویدند باز «تام و جری»
تو سرت درد می کند به جنون
«سیندرلا» به قصر حاکم رفت
می چکد بعد، چند قطره ی خون...
مرگ هم از تو ناامید شده
وسط ِ چشم های بیمارت
که سرت را به میز می کوبی
که تمام است واقعا ً کارت
دخترت خواب خوب می بیند
آنور ِ دودهای سیگارت
از نگاهش نترس! گریه نکن

پدرت خسته است «هلیا جان!»

پدرت ابتدای غم بوده

که رسیده به نقطه ی پایان

تا نبینند اشک هایش را

چقـَدَر گریه کرده در باران



عشق رؤیای توی «کارتون» بود

یک جزیره حوالی «فیجی» ست

رقص ِ نی بود با «سرندی پیتی»!!

خرّم آباد خانه ی گیجی ست

پدرت شاعر است «هلیا جان»

پدرت خودکشی تدریجی ست...
نقل قول
Sunday 30 November 2014, 22:38
ارسال: #68
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
تو آمدی که بگویی: اگر... اگر می رفت...
تو آمدی و کسی داشت سمت در می رفت!
تو آمدی و چنان زل زدی به پوچی من
که داشت حوصله ی انتظار سر می رفت!!
تو آمدی و کسی گوشه ی غزل هی با ↓
ردیف و قافیه هایی عجیب ور می رفت
تو آمدی، کلماتی که مرد ساخته بود
شبیه صابون از دست شعر در می رفت
از اینکه آمده تا... بیشتر پشیمان بود
از اینکه آمده تا... هرچه بیشتر می رفت!
اشاره کرد خدا سمت پرتگاه... ولی ↓
به گوش من... و تو این حرف ها مگر می رفت!
تو آمدی که بگویی... به گریه افتادی!
و پشت پنجره انگار یک نفر می رفت

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است❤
نقل قول
Sunday 30 November 2014, 22:42
ارسال: #69
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
بیداری ِ تا صبح، روی بالشی خسته
با گریه خوابیدن کنار ساک دربسته
خوابیدن از برخاستن در خانه ای دیگر
برخاستن با هق هق دیوانه ای دیگر
بی خاطره، بی واژه، بی هر مشترک بودن
بیگانه ای در حسرت بیگانه ای دیگر
پرواز از ویرانه ی یک خانه ی دلگیر
ساکن شدن با بغض در ویرانه ای دیگر
برخاستن... خیس از عرق... رقصنده در آتش
با چرخ یک پنکه به دُور هیچ چی هایش!
لرزیدن از کابوس ِ فردا تا تبی دیگر
برخاستن در کشوری دیگر، شبی دیگر...
رؤیای فرضی ساختن در خانه ای فرضی
بیدار ماندن بی تو روی بالشی قرضی
از برنمی گردم به شک/ افتادن از بالا
دلتنگی ِ بدجورتر! حتی همین حالا!!
چرخیدن از چرخیدن از من دُور هی من که...
با رقص کاغذها میان گردش پنکه
با رقص در آغوش مشتی مست و دیوانه
شب خانه رفتن در کنار چند بیگانه
با مغز خالی، جیب خالی، سینه ای خالی...
در حسرت یک لحظه از هرجور خوشحالی
خوابیدن و برخاستن در شهر بی خنده
انسان بی امروز، در رؤیای آینده
سیگار نصفه در میان باد پاییزی
و تو که داری مثل سابق اشک می ریزی...

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است❤
نقل قول
Tuesday 02 December 2014, 23:31
ارسال: #70
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
وسط یک خرابه­‌ی بی­‌مرز، شوت محکم به قوطی «رانی»

آن طرف زیر چند مرد جوان، جیغ یک بچّه­‌ی دبستانی

 

جفت­‌گیری سوسک­‌ها با موش، بالشی را گرفته در آغوش

در کنار بخاری خاموش، گریه توی شبی زمستانی

 

دلخوشی به کبوتری بادی، فکر یک رأی تا شب شادی

شعر گفتن برای آزادی، پشت تبلیغ­‌های «روحانی»

 

وسط رقص با دو تا دختر، گریه با خاطرات چند نفر

خوردن پیک اوّل و آخر، نوش با یاد چند زندانی

 

روی مرز ندیدن و دیدن، بمب در انتظار ترکیدن

دور خود تا همیشه چرخیدن، فکر کردن به خطّ پایانی

 

نه! به یک اسم توی خاطره­‌ها! روزها گریه­‌ی پیشمانی

ماه‌ها گریه­‌ی پشیمانی، سال­‌ها گریه­‌ی پشیمانی

 

از معانی شادی و غم‌ها، از جهان بزرگ آدم­‌ها

واقعاً هیچ­‌چی نمی‌فهمی، واقعاً هیچ‌چی نمی‌­دانی

 

بی­‌تفاوت شبیه یک حشره، می‌­روی توی تخت یک نفره

وسط روزنامه‌ها خبر ِ انقراض ِ پلنگ ِ ایرانی



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  برگزیده ای از اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج malihe 12 2,024 Wednesday 17 June 2020 15:27
آخرین ارسال: luna
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 5,726 Saturday 01 June 2019 21:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 6,522 Saturday 09 March 2019 17:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 9,205 Thursday 07 March 2019 17:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 2,920 Thursday 07 March 2019 08:34
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 04 July 2020, 06:19