خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
نشانه‌های زرد زخم چیست؟
azar33 elii12 1 136
سیمواستاتین(زوکور)
tala95 elii12 1 169
نمایندگی تعمیرات باکنشت
nopardaz elii12 1 90
جراحی سینه و بیمه
jarahezibai elii12 1 172
از نتایج جراحی سینه (کوچک کردن سینه)
jarahezibai elii12 1 162
سئو کلی
minajafari elii12 1 64
ویژگی های شخصیتی متولدین ماه ها بر اساس طالع بینی برج فلکی
luna elii12 2 96
مشاهده ی تمام مشخصات کامپیوتر
wo0olf elii12 2 2582
Ip چه کاربردی دارد؟
navids elii12 2 1837
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه mohadese 551 27001
بهترین شرکت طراحی سایت
elii12 elii12 0 27
انتخاب بهترین شرکت طراحی سایت
elii12 elii12 0 28
رشته داروسازی در ترکیه
elii12 elii12 0 25
داروسازی در ترکیه
elii12 elii12 0 27
رنگ زندگی از دیدگاه شما
sana sana 126 11797
تو آواکس چند ساله ای ؟؟!!
mahya sana 383 52199
گالری عکس داریوش اقبالی
mosy rele sana 82 122683
سیو و ترینر بازی های مختلف 2
خاکسبز elii12 1 411
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه mohadese 665 48332
همه چیز در مورد تعمیر کولر گازی که باید بدانید
samirad samirad 0 31
مقصود از سوئیچ شبکه
elii12 elii12 0 28
سوئیچ شبکه چیست
elii12 elii12 0 31
سوئیچ شبکه
elii12 elii12 0 44
کاربرد های اصلی بالابر صنعتی در مشاغل مختلف
asiaborjj asiaborjj 0 27
پسرا یکی اضافه کنن....دخترا یکی کم کنن!(سری جدید 3)
شقایق luna 332 26928
گفتگوی آزاد
admin niloofar 2656 154517
نحوه تعویض کوئل خودرو
saharim saharim 0 27
سرویس و تعمیرات داکت اسپلیت
samirad samirad 0 32
عوامل مهم در خرید جاروبرقی خانگی
kimib kimib 0 24
حمل جهیزیه عروس با تخفیفات ویژه تازه عروس و داماد ها
seoupdate seoupdate 0 21
حمل جهیزیه عروس با تخفیفات ویژه تازه عروس و داماد ها
seoupdate seoupdate 0 22
حمل جهیزیه عروس با تخفیفات ویژه تازه عروس و داماد ها
seoupdate seoupdate 0 26
سرور مجازی بورس
MWEBSPOUYAN MWEBSPOUYAN 0 26
دانلود بازی(Lock On Modern Air Combat )
nokia farzadian 2 2166
اسم بلوتوث شما چیه ؟
aria niloofar 359 65568
داری؟نداری؟ (5)
moonlover niloofar 444 18798
یه تیکه از اولین آهنگی ک میاد تو ذهنت ....
سنا niloofar 318 44057
با اخر اسم من یه اسم بنویس(2)
گلایه niloofar 488 36944
دوستان آواکسی هر وقت وارد سایت آواکس شدی یه جمله اینجا بنویس.
rapr niloofar 742 91337
چی باعث شده بعد از این همه سال بازم به آواکس سر بزنی؟؟
mohadese luna 3 93

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار دکتر سید مهدی موسویزمان کنونی: Saturday 11 July 2020, 21:59
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: گلایه
آخرین ارسال: zhr1987
پاسخ: 141
بازدید: 40300
 
امتیاز دهید:
  • 11 رأی - میانگین امیتازات : 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار دکتر سید مهدی موسوی
Monday 29 July 2013, 08:19
ارسال: #1
اشعار دکتر سید مهدی موسوی
[از خواب ها پرید، از گریه ی شدید
اما کسی نبود... اما کسی ندید...]
از خواب می پرم، از گریه ی زیاد
از یک پرنده که خود را به باد داد
از خواب می پری از لمس دست هاش
و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش
از خواب می پرم می ترسم از خودم
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم
از خواب می پری سرشار خواهشی
سردرد داری و سیگار می کشی
از خواب می پرم از بغض و بالشم
که تیر خورده ام که تیر می کشم
از خواب می پری انگشت هاش در...
گنجشک پر... کلاغ پر... پر... پرنده پر...
از خواب می پرم خوابی که درهم است
آغوش تو کجاست؟! بدجور سردم است
از خواب می پری از داغی پتو
بالا می آوری... زل می زنی به او...
از خواب می پرم تنهاتر از زمین
با چند خاطره، با چند نقطه چین
از خواب می پری شب های ساکت ِ
مجبور ِ عاشقی! محکوم ِ رابطه!
از خواب می پرم از تو نفس، نفس...
قبل از تو هیچ وقت... بعد از تو هیچ کس...
از خواب می پری از عشق و اعتماد!
از قرص کم شده، از گریه ی زیاد
از خواب می پرم... رؤیای ناتمام!
از بوی وحشی ات لای لباس هام
از خواب می پری با جیر جیر تخت
از گرمی تنش... سخت است... سخت... سخت...
[از خواب ها پرید در تخت دیگری
از خواب می پرم... از خواب می پری...
چیزی ست در دلت، دردی ست در سرم
از خواب می پری... از خواب می پرم...]



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:13
ارسال: #2
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست
بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست
شب شده می روم از خواب به رؤیایی که...
خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست!
آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی
گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی
نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی
منم و استرس و خاطره هایی عصبی
مثل یک بغض گلوگیر، پُر از لخته ی خون
تف شدم از شب غمگین تو با بی ادبی
خسته از قبل، ولی خسته تر از آینده
تف شدم بر سر سیگاری ِ تو با خنده
دشمنانم وسط ِ کوچه معطّل بودند
و رفیقان که همه بر سر ِ منقل بودند!
آسمان، دود... خدا دود... رفیقانم دود...
اوّل قصّه یکی بود و یکی باز نبود
وسط ِ سطل زباله، وسط ساعت هشت
گربه ای بود که دنبال غذایی می گشت
قرص را می خوری و پُر شده از سردردی
در زمان عوضی رفته و برمی گردی
آخرین وقت نمازی و اتاقی غصبی!
خسته از اینهمه تردید به من می چسبی
مثل یک گربه که رؤیاش پلنگی بوده
مثل خوابی که تهش صبح قشنگی بوده!
در سرم وحشت فردا و پُر از دیروزم
بغلم می کنی و در بغلت می سوزم
قرص ماه منی و حل شده ای در آبم
بغلم می کنی و در بغلت می خوابم
دهنم بسته شده از لب تو، از سُرب ِ ...
شب ولگرد در آغوش هزاران گربه!



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:30
ارسال: #3
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
ناگهان زنگ می­زند تلفن، ناگهان وقت رفتنت باشد...
مرد هم گریه می­کند وقتی سر ِ من روی دامنت باشد
بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات
واقعا عاشق خودش باشی، واقعا عاشق تنت باشد
روبرویت گلوله و باتوم، پشت سر خنجر رفیقانت
توی دنیای دوست داشتنی!! بهترین دوست دشمنت باشد
دل به آبی آسمان بدهی، به همه عشق را نشان بدهی
بعد، در راه دوست جان بدهی... دوستت عاشق زنت باشد!
چمدانی نشسته بر دوشت، زخم­هایی به قلب مغلوبت
پرتگاهی به نام آزادی مقصد ِ راه آهنت باشد
عشق، مکثی ست قبل بیداری... انتخابی میان جبر و جبر
جام سم توی دست لرزانت، تیغ هم روی گردنت باشد
خسته از «انقلاب» و «آزادی»، فندکی درمی­آوری شاید
هجده «تیر» بی­سرانجامی، توی سیگار «بهمنت» باشد



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:36 (آخرین ویرایش در این ارسال: Monday 29 July 2013 17:39 ، توسط B neshan.)
ارسال: #4
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
دارد صدایت می زنم... بشنو صدایم را!
بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را
داری کنار شوهرت از بغض می میری
شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را
هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هایم شد
از ابتدا معلوم بودم انتهایم را
در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد!
شاید ببیند شوهر تو اشک هایم را
هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو
مستیم از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟!
دارم تلو... دارم تلو... از «نیستی» مستم
حالا «دکارت» مسخره ثابت کند «هستم»!
«بودم!» بله! مثل جهانی از تصوّرها
«بودم!» بله! در رختخوابت، توی خرخرها
«بودم» شبیه رفتنت هر صبح از پیشم
«بودم» شبیه مشت کوبیدن به آجرها
حالا منم! که پاک کرده ردّ پایم را
می کوبم از شب ها به تو سردردهایم را
با تخت صحبت می کنم از فرط تنهایی
«هستم!» ولی در یاد تو وقت خودارض-ایی
«بودم!» کنار شوهری که عاشق ِ زن بود
خاموش کردم برق را... تکلیف، روشن بود
خاموش ماندم از فشار بوسه بر لب هام
از چشم های بچّه ات! که بچّه ی من بود!!
خاموش ماندم مثل یک محکوم به اعدام
خاموش/ ماندی توی گریه... وقت رفتن بود...
روشن شدم مثل چراغی آن ور ِ دیوار
سیگار با سیگار با سیگار با سیگار
می ریخت اشک و ریملت بر سینه ی لخ-تم
با دست لرزانت برایش شام می پختم
روحت دو قسمت شد... میان ما ترک خوردی
خوردی به لب هایم... مرا نان و نمک خوردی
بوسیدمت، بوسیدمت، بوسیدمت از دور
هر شب کتک خوردی، کتک خوردی، کتک خوردی
راه فراری نیست از این خواب پیچاپیچ
از هیچ در رفتم برای گم شدن در هیچ!
بالا بیاور آسمان را از خدا، از من
مستیت از نوشابه ی مشکی ست یا از من؟!
دست مرا از دورهای دووور می گیری
داری تلو... داری تلو... از درد می میری
خاموش گریه می کنی بر سینه ی دیوار
با بغض روشن می کنی سیگار با سیگار
باید بخوابی توی آغوشی که مجبوری
داری تنت را داخل حمّام می شوری!
با گریه، با خون، با صدای شوهرت در تخت
کز می کند کنج خودش این سایه ی بدبخت
«من» باختم... اما کسی جز «ما» نخواهد برد
بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد
جای مرا خالی بکن وقت ِ هماغوشی
از بچّه ای که سقط کردی در فراموشی
از شوهرت از هر نفس از سردی لب هات
جای مرا خالی بکن در گوشه ی شب هات
بیدار شو از خرخرش در اوج تنهایی
و گریه کن با یاد من وقت خودارض-ایی
حس کن مرا که دست برده داخل گیست
حس کن مرا بر لکه های بالش خیست
حس کن مرا در «دوستت دارم» در ِ گوشت
حس کن مرا در شیطنت هایم در آغوشت!
حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام
حس کن مرا... حس کن مرا... که مثل تو تنهام!
حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم
بگذار تا دنیا بداند «هستی» و «هستم»
نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:40
ارسال: #5
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
نگاه میکنم از غم به غم که بیشتر است
‎‫به خیسیِ چمدانی که عازم سفر است
‎‫من از نگاه کلاغی که رفت، فهمیدم
‎‫که سرنوشت درختان باغمان تبر است
‎‫به کودکانه ترین خوابهای توی تنات
‎‫به عشقبازی من با ادامه ی بدنات
‎‫به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون
‎‫به بچّهای که توام! در میان جاری خون
‎‫به آخرین فریادی که توی حنجره است
‎‫صدای پای تگرگی که پشت پنجره است
‎‫به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره
‎‫به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره
‎‫به «هرگز»ات که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»
‎‫به دستهای تو در آخرین تشنّجهام
‎‫به گریه کردن یک مرد آنور ِ گوشی
‎‫به شعر خواندن ِ تا صبح بی همآغوشی
‎‫به بوسه های تو در خواب احتمالی من
‎‫به فیلمهای ندیده، به مبل خالی من
‎‫به لذّت رؤیایت که بر تن ِ کفیام…
‎‫به خستگی تو از حرفهای فلسفیام
‎‫به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»
‎‫به چای خوردن تو پیش آدم بعدی
‎‫قسم به این همه که در سَرم مُدام شده
‎‫قسم به من! به همین شاعر تمام شده
‎‫قسم به این شب و این شعرهای خط خطیام
‎‫دوباره برمیگردم به شهر لعنتیام
‎‫به بحث علمی بی مزّهام در ِ گوشات
‎‫دوباره برمیگردم به امن ِ آغوشات
‎‫به آخرین رویامان، به قبل کابوس ِ …
‎‫دوباره برمیگردم، به آخرین بوسه
نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:42
ارسال: #6
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
کنار پنجره یک مرد داشت جان می داد
غرور، قدرت خود را به من نشان می داد
کسوف بود؟ نه! خورشید دلگرفته ظهر
پیام تسلیتش را به آسمان می داد
دلم برای خودم لااقل کمی می سوخت
اگر که پوچی دنیایتان امان می داد
زمان همیشه مرا زیرخویش له می کرد
همیشه فرصت من را به دیگران می داد
پسر گرفت سر تیغ را، رگش را زد
پدر به کودک قصهّ هنوز نان می داد
و بعد زلزله شد، چشم را که وا کردم
میان خواب کسی هی مرا تکان می داد!!
نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:45
ارسال: #7
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
زیبایی تو را به تماشا نشسته است
امشب که رو به روی تو دریا نشسته است

با شور زائرانه ی خود دست می کشد
بر جای پای تو که به شن ها نشسته است ...

در جزر و مدِّ جاذبه ی ماه روی تو
نه دست پس کشیده، نه از پا نشسته است

آن قدر خوانده که در شهر زیر آب
نام تو بر زبان پری ها نشسته است ...
نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:47
ارسال: #8
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
درخت تکیه به او داد و خستگی در کرد
و قمقمه به لبِ او رسید و لب تر کرد

هوای تیره ی این دشت را به سینه کشید
نسیم بازدمش دشت را معطر کرد ...

شما که شعر مرا خوانده اید می گویید
چگونه این همه را می شود که باور کرد ؟
نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:50
ارسال: #9
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
فرقی نمی کند تو که باشی کدام متن
آقای موسوی و حسن ، میم و آمنه
مهری ، نسیم و احمد و هر اسم دیگری
که گم شدست مثل خودت توی آینه
فرقی نمی کند تو که باشی کجای شعر
فرقی نمی کند چه کسی از چه خسته است
فرقی نمی کند به کجا می روی ، چطور!
اینجا مسیر دایره ای شکل و بسته است
فرقی نمی کند که چرا زندگی کنی
یا که کجای متن به بن بست خورده ای
سیگار ، فلسفه ، عرق و گریه و کتاب...
فرقی نمی کند!... تو به هر حال مرده ای
انسان محو! معنی در متن گم شده!
گرچه جهان کلام به آخر رسیده ای ست
دلتنگی ات بزرگتر از گریه کردنت
تنهایی ات بلندتر از هر قصیده ای ست...
نقل قول
Monday 29 July 2013, 17:51
ارسال: #10
RE: اشعار دکتر سید مهدی موسوی
(Monday 29 July 2013 17:45 )B neshan نوشته : مشاهده لینک زیبایی تو را به تماشا نشسته است
امشب که رو به روی تو دریا نشسته است

با شور زائرانه ی خود دست می کشد
بر جای پای تو که به شن ها نشسته است ...

در جزر و مدِّ جاذبه ی ماه روی تو
نه دست پس کشیده، نه از پا نشسته است

آن قدر خوانده که در شهر زیر آب
نام تو بر زبان پری ها نشسته است ...


از مهدی موسوی هست؟



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  برگزیده ای از اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج malihe 12 2,035 Wednesday 17 June 2020 15:27
آخرین ارسال: luna
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 5,740 Saturday 01 June 2019 21:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 6,547 Saturday 09 March 2019 17:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 9,225 Thursday 07 March 2019 17:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 2,929 Thursday 07 March 2019 08:34
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 11 July 2020, 21:59