خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
ظاهر شما پس از جراحی پلک و جراحی افتادگی پلک چه تغییری خواهد کرد؟
jarahezibai jarahezibai 0 19
مقاصد محبوب گردشگران در تالش کدامند؟
mahno0osh mahno0osh 0 24
خرمای لذیذ استعمران
nbtfd234 nbtfd234 0 20
راهکار‌هایی آسان برای داشتن پوستی خیره کننده +۴ خوراکی براق کننده پوست
nbtfd234 nbtfd234 0 19
خطرناک بودن محصولات تراریخته ثابت شده است؟
nbtfd234 nbtfd234 0 16
داروی خوراکی درمان سرطان پروستات روانه بازار شد
nbtfd234 nbtfd234 0 15
۴توصیه به والدین برای تغذیه سالم کودکان
nbtfd234 nbtfd234 0 16
قبل از Big Bang
tree of life tree of life 11 657
مذاکرات ژنو!!!
دایی جان دایی جان 15 3217
ثبت علامت تجاری در گرگان
fekre bartar fekre bartar 0 21
گفتگوی آزاد
admin tree of life 2586 116974
نتایجی که شما از جراحی پلک و جراحی افتادگی پلک خواهید
jarahezibai jarahezibai 0 21
محاسبه رنگ هاله انسان !!
mdark cheshmgir00 27 8510
سئو سایت :افزایش ترافیک چه اثری در سئو دارد
toniyo cheshmgir00 19 1566
دارم ندارم (3)
misha moonlover 884 63337
داری؟نداری؟ (5)
moonlover tree of life 437 10799
اخرین اس ام اسی که دادین چی بوده ؟
sana tree of life 587 35216
آخرین اس ام اسی که برای شما اومده چی بوده ؟
sana tree of life 745 53250
اگه میتونستی یک کلمه را از این دنیا پاک کنی اون یک کلمه چی بود؟؟!!!!!!
youne30 tree of life 479 47205
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه tree of life 645 38533
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover tree of life 495 89676
دانلود سریال امپراطریس چونچو – ملكه آهني ( امپراتور آهن ) جومونگ 4
mosy rele hossinsafaei 3 12799
آنچه پس از جراحی پلک یا جراحی افتادگی پلک در انتظارم است - قسمت سوم
jarahezibai jarahezibai 0 23
همين الان ي جمله بگو
kianoosh roghayeh 331 33213
جواب نفر قبلی رو بده و از نفر بعدی سوال بپرس (47)
گلایه roghayeh 345 5802
بازی با کلمات (یک نقطه) (2)
misha roghayeh 791 60303
یک کلمه میگم,رنگش رو بگو (3)
مونا roghayeh 590 42848
تفاوت هاست لینوکس و ویندوز در چیست و کدامیک بهتر است
pooyany97 pooyany97 0 30
مشاعره با ترانه خوانندگان 5
غزل roghayeh 465 36240
آنچه پس از جراحی پلک یا جراحی افتادگی پلک در انتظارم است - قسمت دوم
jarahezibai roghayeh 1 35
9 ویژگی مهم و مزایای سایبان برقی
lemonn lemonn 0 32
6 مورد از مهم ترین مزایای دستگاه قطعه شویی
lemonn lemonn 0 25
قبل از خرید سرویس خواب 2 نفره حتما این مطلب را بخوانید!!!
lemonn lemonn 0 24
اخرین بار مهمون کی بودی؟
اشراق غزل 16 2536
پاتوقت کجاست؟
hanie غزل 43 6784
بازی با واژه ها (سری جدید)
گلایه غزل 31 2424
با اخر اسم من یه اسم بنویس(2)
گلایه غزل 481 28454
همین الان چه احساسی دارید ؟ (2)
moonlover غزل 474 46555
بیا بگو همین الان دلت چی میخواد؟ (5)
گلایه غزل 212 9046
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه غزل 490 13646

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)زمان کنونی: Thursday 18 July 2019, 08:43
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: tttaji
آخرین ارسال: بهروز عاطف
پاسخ: 142
بازدید: 22605
 
امتیاز دهید:
  • 10 رأی - میانگین امیتازات : 2.7
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
Thursday 16 January 2014, 20:09
ارسال: #51
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
مو آن رندم که نامم بی قلندر
نه خان دیرم نه مان دیرم نه لنگر
چو روز آیه بگردم گرد گیتی
چو شو گرده به خشتی وانهم سر

باباطاهر

سلام به همه اواکسیها
من سکته مغزی کرده بودم
حالا بهترم وتواناییهام رو تقریبا به دست آوردم
نقل قول
Sunday 19 January 2014, 00:45
ارسال: #52
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
وارهد از حد جهان بی‌حد و اندازه شود
خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد
یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود
هر که شودت حلقه در زود برد حقهء زر
خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود
آب چه دانست که او گوهر گوینده شود
خاک چه دانست که او غمزه غمازه شود
روی کسی سرخ نشد بی‌مدد لعل لبت
بی تو اگر سرخ بود بر اثر قازه شود

ناقه صالح چو ز که زاد یقین گشت مرا
کوه پی مژده تو اشتر جمازه شود
راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود
آنچه جگرسوز بود باز جگرسازه شود

مولانا


قازه=سرخاب

سلام به همه اواکسیها
من سکته مغزی کرده بودم
حالا بهترم وتواناییهام رو تقریبا به دست آوردم
نقل قول
Saturday 25 January 2014, 20:52
ارسال: #53
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت

امروز همه ملک جهان زیر پر ماست

بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز

می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد

جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست

ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست

بر بال عقاب آمد آن تیر جگر سوز

وز عرش مر او را به سوی خاک فرو کاست

بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی

بگشود پر خویش سپس از چپ و از راست

گفتا: عجب است این که ز چوبی و ز آهن

این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست؟

بر تیر نظر کرد و پر خویش بر او دید

گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست!

ناصر خسرو

سلام به همه اواکسیها
من سکته مغزی کرده بودم
حالا بهترم وتواناییهام رو تقریبا به دست آوردم
نقل قول
Saturday 25 January 2014, 21:07
ارسال: #54
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
آفرین جان آفرین پاک را
آنکه جان بخشید و ایمان خاک را
عرش را بر آب بنیاد او نهاد
خاکیان را عمر بر باد او نهاد
آسمان را در زبردستی بداشت
خاک را در غایت پستی بداشت
آن یکی را جنبش مادام داد
وان دگر را دایما آرام داد
آسمان چون خیمهٔ برپای کرد
بی ستون کرد و زمینش جای کرد
کرد در شش روز هفت انجم پدید
وز دو حرف آورد نه طارم پدید
مهرهٔ انجم ز زرین حقه ساخت
با فلک در حقه هر شب مهره باخت
دام تن را مختلف احوال کرد
مرغ جان را خاک در دنبال کرد
بحر را بگذاشت در تسلیم خویش
کوه را افسرده کرد از بیم خویش
بحر را از تشنگی لب خشک کرد
سنگ را یاقوت و خون را مشک کرد
روح را در صورت پاک اونمود
این همه کار از کفی خاک او نمود
عقل سرکش را به شرع افکنده کرد
تن به جان و جان به ایمان زنده کرد

عطار

سلام به همه اواکسیها
من سکته مغزی کرده بودم
حالا بهترم وتواناییهام رو تقریبا به دست آوردم
نقل قول
Saturday 25 January 2014, 21:10
ارسال: #55
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
الا ای آهوی وحشی کجایی

مرا با توست چندین آشنایی

دو تنها و دو سرگردان دو بیکس

دد و دامت کمین از پیش و از پس

بیا تا حال یکدیگر بدانیم

مراد هم بجوییم ار توانیم

که می‌بینم که این دشت مشوش

چراگاهی ندارد خرم و خوش

که خواهد شد بگویید ای رفیقان

رفیق بیکسان یار غریبان

مگر خضر مبارک پی درآید

ز یمن همتش کاری گشاید

مگر وقت وفا پروردن آمد

که فالم لا تذرنی فردا آمد

چنینم هست یاد از پیر دانا

فراموشم نشد، هرگز همانا

که روزی رهروی در سرزمینی

به لطفش گفت رندی ره‌نشینی

که ای سالک چه در انبانه داری

بیا دامی بنه گر دانه داری

جوابش داد گفتا دام دارم

ولی سیمرغ می‌باید شکارم

بگفتا چون به دست آری نشانش

که از ما بی‌نشان است آشیانش

چو آن سرو روان شد کاروانی

چو شاخ سرو می‌کن دیده‌بانی

مده جام می و پای گل از دست

ولی غافل مباش از دهر سرمست

لب سر چشمه‌ای و طرف جویی

نم اشکی و با خود گفت و گویی

نیاز من چه وزن آرد بدین ساز

که خورشید غنی شد کیسه پرداز

به یاد رفتگان و دوستداران

موافق گرد با ابر بهاران

چنان بیرحم زد تیغ جدایی

که گویی خود نبوده‌ست آشنایی

چو نالان آمدت آب روان پیش

مدد بخشش از آب دیدهٔ خویش

نکرد آن همدم دیرین مدارا

مسلمانان مسلمانان خدا را

مگر خضر مبارک‌پی تواند

که این تنها بدان تنها رساند

تو گوهر بین و از خر مهره بگذر

ز طرزی کن نگردد شهره بگذر

چو من ماهی کلک آرم به تحریر

تو از نون والقلم می‌پرس تفسیر

روان را با خرد درهم سرشتم

وز آن تخمی که حاصل بود کشتم

فرحبخشی در این ترکیب پیداست

که نغز شعر و مغز جان اجزاست

بیا وز نکهت این طیب امید

مشام جان معطر ساز جاوید

که این نافه ز چین جیب حور است

نه آن آهو که از مردم نفور است

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

چو معلوم است شرح از بر مخوانید

مقالات نصیحت گو همین است

که سنگ‌انداز هجران در کمین است

ساقی نامهءحافظ


سلام به همه اواکسیها
من سکته مغزی کرده بودم
حالا بهترم وتواناییهام رو تقریبا به دست آوردم
نقل قول
Saturday 25 January 2014, 21:15
ارسال: #56
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
ساقیا بده جامی زان شراب روحانی
تا دمی بیاسایم زین حجاب ظلمانی

بهر امتحان ای دوست ، گر طلب کنی جان را
آن چنان برافشانم ، کز طلب خجل مانی

بی وفا نگار من می کند به کار من
خنده های زیر لب ، عشوه های پنهانی

دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی

ما ز دوست غیر از دوست ، مقصدی نمی خواهیم
حور و جنت ای زاهد! بر تو باد ارزانی

رسم و عادت رندیست از رسوم بگذشتن
آستين اين ژنده ، مي كند گريباني

زاهدي به ميخانه سرخ روي ز مي ديدم
گفتمش مبارك باد بر تو اين مسلماني

زلف و كاكل او را چون به ياد مي آرم
مي نهم پريشاني بر سر پريشاني

خانه‌ي دل ما را از كرم ، عمارت كن
پيش از آنكه اين خانه رو نهد به ويراني

ما سيه گليمان را جز بلا نمي شايد
بر دل بهايي نه هر بلا كه بتواني

شیخ بهایی

سلام به همه اواکسیها
من سکته مغزی کرده بودم
حالا بهترم وتواناییهام رو تقریبا به دست آوردم
نقل قول
Monday 27 January 2014, 18:23
ارسال: #57
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
دمي با غم به سر بردن جهان يک سر نمي ارزد
به مي بفروش دلق ما کز اين بهتر نمي ارزد
به کوي مي فروشانش به جامي بر نمي گيرند
زهي سجاده تقوا که يک ساغر نمي ارزد
رقيبم سرزنش ها کرد کز اين به آب رخ برتاب
چه افتاد اين سر ما را که خاک در نمي ارزد
شکوه تاج سلطاني که بيم جان در او درج است
کلاهي دلکش است اما به ترک سر نمي ارزد
چه آسان مي نمود اول غم دريا به بوي سود
غلط کردم که اين طوفان به صد گوهر نمي ارزد

تو را آن به که روي خود ز مشتاقان بپوشاني
که شادي جهان گيري غم لشکر نمي ارزد

چو حافظ در قناعت کوش و از دنيي دون بگذر
که يک جو منت دونان دو صد من زر نمي ارزد

سلام به همه اواکسیها
من سکته مغزی کرده بودم
حالا بهترم وتواناییهام رو تقریبا به دست آوردم
نقل قول
Monday 17 February 2014, 14:44
ارسال: #58
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها
ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه‌ها

امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا

خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی
مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا

در سینه‌ها برخاسته اندیشه را آراسته
هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا

ای روح بخش بی‌بدل وی لذت علم و عمل
باقی بهانه‌ست و دغل کاین علت آمد وان دوا

ما زان دغل کژبین شده با بی‌گنه در کین شده
گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا

این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را
کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا

تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی
و اندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لا یری

می‌مال پنهان گوش جان می‌نه بهانه بر کسان
جان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کیا

خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم
کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا

* مـــولانــا *


تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 17 February 2014, 14:52
ارسال: #59
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا

چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا

از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی
آن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را

از جرم ترسان می‌شوی وز چاره پرسان می‌شوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا

گر چشم تو بربست او چون مهره‌ای در دست او
گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا

گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن
گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی

این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب‌ها

چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان
کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا

بانک شعیب و ناله‌اش وان اشک همچون ژاله‌اش
چون شد ز حد از آسمان آمد سحرگاهش ندا

گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعا

گفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود من درروم بهر لقا

گر رانده آن منظرم بستست از او چشم ترم
من در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مرا

جنت مرا بی‌روی او هم دوزخست و هم عدو
من سوختم زین رنگ و بو کو فر انوار بقا

گفتند باری کم گری تا کم نگردد مبصری
که چشم نابینا شود چون بگذرد از حد بکا

گفت ار دو چشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت
هر جزو من چشمی شود کی غم خورم من از عمی

ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بصر کو نیست لایق دوست را

اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود
یار یکی انبان خون یار یکی شمس ضیا

چون هر کسی درخورد خود یاری گزید از نیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر لا

روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی
پس بایزیدش گفت چه پیشه گزیدی ای دغا

گفتا که من خربنده‌ام پس بایزیدش گفت رو
یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا

* مـــولانــا *

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 17 February 2014, 14:56
ارسال: #60
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)

از کشت عمل بس است یک خوشه مرا
در روی زمین بس است یک گوشه مرا

تا چند چو کاه گرد خرمن گردیم
چون مرغ بس است دانه‌ای توشه مرا


* فـروغـی بـسطامـی *



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 4,250 Saturday 01 June 2019 20:30
آخرین ارسال: roghayeh
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 139 32,881 Tuesday 26 March 2019 00:16
آخرین ارسال: گلایه
  اشعار امید صباغ نو helia 33 4,842 Saturday 09 March 2019 16:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 7,588 Thursday 07 March 2019 16:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 1,766 Thursday 07 March 2019 07:34
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Thursday 18 July 2019, 08:43