خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
نمی‌دانید بیت کوین چیست؟
bitmehr bitmehr 0 3
آموزش خرید و فروش تتر به صورت لحظه ای
bitmehr bitmehr 0 7
تو آواکس چند ساله ای ؟؟!!
mahya mohadese 382 52120
با ورود به آواکس اولین اسمی که به یادش می افتی اسم زیبای چه کسی هست ؟
پسر شیطون mohadese 124 11937
چی باعث شده بعد از این همه سال بازم به آواکس سر بزنی؟؟
mohadese niloofar 2 46
چند خط برای ...
sama mohadese 1810 259558
غذا برای لاغری شکم
Nade90 Nade90 0 23
تعمیر مایکوفر، کولر گازی و جارو.برقی بوش شمال تهران
fataaaneee fataaaneee 0 23
علت خاموش شدن یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 21
انواع ارورهای یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 18
درایو ABB
ava96 ava96 0 18
یخچال صنعتی | قیمت خرید انواع یخچال و فریزر های صنعتی
seoupdate seoupdate 0 20
روش های سفت شدن سینه بعد از دوران بارداری
Nade90 Nade90 0 42
گفتگوی آزاد
admin mohadese 2653 153990
ddos سرور مجازی چیست و چگونه می توان با آن مقابله کرد – بخش سوم
pouyanweb9 pouyanweb9 0 38
صفحه کلید کامپیوتر را چگونه تمیز کنیم؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 39
نگهداری از نوزاد نارس در خانه
Nade90 Nade90 0 40
دانلود
9183413732 9183413732 0 51
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover luna 514 105851
معرفی بهترین خدمات نمایندگی تعمیرات دوو
foroootaan foroootaan 0 49
مهمترین علت خاموش شدن یخچال
foroootaan foroootaan 0 39
نمایندگی مجاز تعمیرات دوو در غرب تهران
foroootaan foroootaan 0 39
خرید پرفکت‌مانی برای ایرانیان
bitmehr bitmehr 0 41
علم پزشکی در دست هوش مصنوعی تا سال 2020
Nade90 Nade90 0 49
همه چیز در مورد قیمت بیت کوین
bitmehr bitmehr 0 42
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 36
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 36
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 36
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 37
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 39
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 38
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 39
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 44
چرا جوش لیزر ؟
nik952148 nik952148 0 33
قیمت خرید و فروش بلبرینگ
nik952148 nik952148 0 33
دانلود ترینر بازی ROBIN HOOD: DEFENDER OF THE CROWN
payam cowboy Shayan UZ50 2 2511
تست جالب روانشناسی عشق
Nasim990 Nasim990 0 51
"امضاهای " من!!!
دخترمشرقى luna 322 54897
نفر قبلیت چندتا دوسش داری؟؟؟؟
r.m.z luna 248 20116
کد های تقلب بازی Need for Speed Most Wanted
saeed.z mahi01 5 15726

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)زمان کنونی: Saturday 04 July 2020, 14:19
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: tttaji
آخرین ارسال: بهروز عاطف
پاسخ: 142
بازدید: 27677
 
امتیاز دهید:
  • 10 رأی - میانگین امیتازات : 2.7
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
Wednesday 16 April 2014, 06:35
ارسال: #71
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم
چون من من نیستم، آخر چرا گویم که من دارم
تن و جان محو شد از من، ز بهر آنکه تا هستم
حقیقت بهر دل دارم شریعت بهر تن دارم
همه عالم پر است از من ولی من در میان پنهان
مگر گنج همه عالم نهان با خویشتن دارم
اگر خواهی که این گنجت شود معلوم دم درکش
که سر این چنین گنجی نه بهر انجمن دارم
اگر ذرات این عالم زبان من شود دایم
نیارم گفت ازو یک حرف و چندانی سخن دارم
مرا گویی که حرفی گوی از اسرار گنج جان
چه گویم چون درین معرض نه نطق و نه دهن دارم
میان خیل نا اهلان سخن چون با میان آرم
که من اینجا به یک یک گام صد صد راهزن دارم
چو از کونین آزادم، نگویم سر خود با کس
مرا این بس که من در سینه سر سرفکن دارم
اگر از سر این گنجت خبر باید به خاکم رو
بپرس از من در آن ساعت که سر زیر کفن دارم
از آن سلطان کونینم که دارالملک وحدت را
درون گلخنی مانده نه خرقه نی وطن دارم
چو زلفش را دو صد گونه شکن دیدم ز پیش و پس
میان بسته به زناری سر یک یک شکن دارم
نسیمی گر نمی‌یابم ز زلف یوسف قدسم
ندارم هیچ نومیدی که بوی پیرهن دارم
چه می‌گویم که زلف او مرا برهاند از چنبر
به گرد جمله‌ی عالم در آورده رسن دارم
فرید از یک شکن زنار اگر بربست من با او
به سوی صد شکن دیگر ز صد سو تاختن دارم
نقل قول
Wednesday 16 April 2014, 06:41
ارسال: #72
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
سر مستی ما مردم هشیار ندانند
انکار کنان شیوه‌ی این کار ندانند
در صومعه سجاده نشینان مجازی
سوز دل آلوده‌ی خمار ندانند
آنان که بماندند پس پرده‌ی پندار
احوال سراپرده‌ی اسرار ندانند
یاران که شبی فرقت یاران نکشیدند
اندوه شبان من بی‌یار ندانند
بی یار چو گویم بودم روی به دیوار
تا مدعیان از پس دیوار ندانند
سوز جگر بلبل و دلتنگی غنچه
بر طرف چمن جز گل و گلزار ندانند
جمعی که بدین درد گرفتار نگشتند
درمان دل خسته‌ی عطار ندانند
نقل قول
Wednesday 16 April 2014, 06:44
ارسال: #73
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد
در صف دردی کشان دردی کش و مردانه شد
بر بساط نیستی با کم‌زنان پاک‌باز
عقل اندر باخت وز لایعقلی دیوانه شد
در میان بیخودان مست دردی نوش کرد
در زبان زاهدان بی‌خبر افسانه شد
آشنایی یافت با چیزی که نتوان داد شرح
وز همه کار جهان یکبارگی بیگانه شد
راست کان خورشید جانها برقع از رخ بر گرفت
عقل چون خفاش گشت و روح چون پروانه شد
چون نشان گم کرد دل از سر او افتاد نیست
جان و دل در بی نشانی با فنا هم‌خانه شد
عشق آمد گفت خون تو بخواهم ریختن
دل که این بشنود حالی از پی شکرانه شد
چون دل عطار پر جوش آمد از سودای عشق
خون به سر بالا گرفت و چشم او پیمانه شد
نقل قول
Wednesday 16 April 2014, 06:47
ارسال: #74
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
در بن دیر مغان ره زن اوباش شد
میکده‌ی فقر یافت خرقه‌ی دعوی بسوخت
در ره ایمان به کفر در دو جهان فاش شد
زآتش دل پاک سوخت مدعیان را به دم
دردی اندوه خورد عاشق و قلاش شد
پاک بری چست بود در ندب لامکان
کم زن و استاد گشت حیله گر و طاش شد
لاشه‌ی دل را ز عشق بار گران برنهاد
فانی و لاشییء گشت یار هویداش شد
راست که بنمود روی آن مه خورشید چهر
عقل چو طاوس گشت وهم چو خفاش شد
وهم ز تدبیر او آزر بت‌ساز گشت
عقل ز تشویر او مانی نقاش شد
چون دل عطار را بحر گهربخش دید
در سخن آمد به حرف ابر گهرپاش شد
نقل قول
Wednesday 16 April 2014, 06:49
ارسال: #75
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
پیر ما وقت سحر بیدار شد
از در مسجد بر خمار شد
از میان حلقه‌ی مردان دین
در میان حلقه‌ی زنار شد
کوزه‌ی دردی به یک دم درکشید
نعره‌ای دربست و دردی‌خوار شد
چون شراب عشق در وی کار کرد
از بد و نیک جهان بیزار شد
اوفتان خیزان چو مستان صبوح
جام می بر کف سوی بازار شد
غلغلی در اهل اسلام اوفتاد
کای عجب این پیر از کفار شد
هر کسی می‌گفت کین خذلان چه بود
کان‌چنان پیری چنین غدار شد
هرکه پندش داد بندش سخت کرد
در دل او پند خلقان خار شد
نقل قول
Wednesday 16 April 2014, 06:53
ارسال: #76
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
کیست که از عشق تو پرده‌ی او پاره نیست
وز قفس قالبش مرغ دل آواره نیست
وزن کجا آورد خاصه به میزان عشق
گر زر عشاق را سکه‌ی رخساره نیست
هر نفسم همچو شمع زاربکش پیش خویش
گر دل پر خون من کشته‌ی صد پاره نیست
گر تو ز من فارغی من ز تو فارغ نیم
چاره‌ی کارم بکن کز تو مرا چاره نیست
هر که درین راه یافت بوی می عشق تو
مست شود تا ابد گر دلش از خاره نیست
هست همه گفتگو با می عشقش چه کار
هرکه درین میکده مفلس و این کاره نیست
درد ره و درد دیر هست محک مرد را
دلق بیفکن که زرق لایق میخواره نیست
در بن این دیر اگر هست میت آرزو
درد خور اینجا که دیر موضع نظاره نیست
گشت هویدا چو روز بر دل عطار از آنک
عهد ندارد درست هر که درین پاره نیست
نقل قول
Wednesday 16 April 2014, 06:56
ارسال: #77
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
در عشق قرار بی‌قراری است
بدنامی عشق نام‌داری است
چون نیست شمار عشق پیدا
مشمر که شمار بی‌شماری است
در عشق ز اختیار بگذار
عاشق بودن نه اختیاری است
گر دل داری تو را سزد عشق
ورنه همه زهد و سوگواری است
زاری می‌کن چو دل ندادی
تا دل ندهند کارزاری است
دل کیست شکار خاص شاه است
شاه از پی او به دوستداری است
شاهی که همه جهانش ملک است
در دشت ز بهر یک شکاری است
جانا بر تو قرار آن راست
کز عشق تو عین بی‌قراری است
آن را که گرفت عشق تو نیست
در معرض صد گرفتکاری است
وآن است عزیز در دو عالم
کز عشق تو در هزار خواری است
هر بی‌خبری که قدر عشقت
می‌نشناسد ز خاکساری است
وانکس که شناخت خرده‌ی عشق
هر خرده‌ی او بزرگواری است
پروانه‌ی توست جان عطار
زان است که غرق جان سپاری است
نقل قول
Wednesday 16 April 2014, 07:02
ارسال: #78
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
گلچینی از غزلیات شیخ فریدالدین عطار

قبله‌ی ذرات عالم
قبله‌ی ذرات عالم روی توست
کعبه‌ی اولاد آدم کوی توست
میل خلق هر دو عالم تا ابد
گر شناسند و اگر نی سوی توست
چون به جز تو دوست نتوان داشتن
دوستی دیگران بر بوی توست
هر پریشانی که در هر دو جهان
هست و خواهد بود از یک موی توست
هر کجا در هر دو عالم فتنه‌ای است
ترکتاز طره‌ی هندوی توست
پهلوانان درت بس بی‌دلند
دل ندارد هر که در پهلوی توست
نیست پنهان آنکه از من دل ربود
هست همچون آفتاب آن روی توست
عقل چون طفل ره عشق تو بود
شیرخوار از لعل پر للی توست
تیربارانی که چشمت می‌کند
بر دلم پیوسته از ابروی توست
گفتم ابرویت اگر طاقم فکند
این گناه نرگس جادوی توست
گفتم ای عاقل برو چون تیر راست
کین کمان هرگز نه بر بازوی توست
این همه عطار دور از روی تو
درد از آن دارد که بی داروی توس
نقل قول
Thursday 07 August 2014, 16:12
ارسال: #79
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی


تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی


چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی


نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی


دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصال مرهمی نه، چو به انتظار خستی



نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی



برو اي فقيه دانا, به خداي بخش ما را
تو و زهد و پارسايي، من و عاشقي و مستي

دل هوشمند بايد كه به دليري سپارد
كه چو قبله‌ايت باشد به از آن كه خودپرستي

چو زمام بخت و دولت, نه به دست جهد باشد
چه كنند اگر زبوني نكنند و زير دستي


گله از فــراق يـــــاران و جفــــــاي روزگـــــاران
نه طريق توست سعدي!سر خويش گير و رستي




سعدی

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول
Friday 08 August 2014, 16:51
ارسال: #80
RE: اشعار شاعران کهن(مولانا-حافظ-سعدی-نظامی-عطار-....)
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران


کزسنگ ناله خیزد روز وداع یاران

هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

داند که سخت باشد قطع امیدواران

با ساربان بگویید احوال آب چشمم

تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت

گریان چو در قیامت چشم گناهکاران

ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد

از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران

چندین که برشمردم از ماجرای عشقت

اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران

سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل

بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران

چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت

باقی نمیتوان گفت الا به غمگساران




سعدی

سلام.آواکس مثل قدیمها هست دوباره شروع کنم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  برگزیده ای از اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج malihe 12 2,024 Wednesday 17 June 2020 15:27
آخرین ارسال: luna
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 140 40,192 Sunday 03 November 2019 11:48
آخرین ارسال: zhr1987
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 5,726 Saturday 01 June 2019 21:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 6,523 Saturday 09 March 2019 17:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 9,206 Thursday 07 March 2019 17:16
آخرین ارسال: saye

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 04 July 2020, 14:19