خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
بعد از جایگذاری پروتز در سینه، در ابتدا سینه ها به چه شکل خواهند بود؟
jarahezibai jarahezibai 0 2
جشن های آذر ماه
moonlover soli22 5 1446
جشن های دی ماه
moonlover soli22 7 804
کودتا در شوروی
soli22 soli22 0 9
کودتای اوت
soli22 soli22 0 9
نحوه تمیز کردن لکه های ماژیک از روی دیوار
moonlover soli22 1 373
راه های ساده برای تمیز کردن پرده ها
moonlover soli22 2 392
4 رازدر مورد بطری پلاستیکی آب
moonlover soli22 2 484
اسکریپت فارسی وب سایت digg.com و بالاترین
vooria meslehich 1 1133
گاهي وقتها...
moonlover luna 668 86061
3 نکته مهم در مورد پایه مبل
lemonn lemonn 0 30
کد تقلب هر بازی بخوای اینجا هست
wonderboy AMIROOS2277 51 34541
تبریز
sani00 sani00 0 32
مازندران
sani00 sani00 0 27
خراسان جنوبی
sani00 sani00 0 26
کرمان
sani00 sani00 0 25
صنایع یزد
sani00 sani00 0 24
گویش بلوچی
sani00 sani00 0 25
مقایسه انواع کنترل پنل میزبانی وب و هاستینگ – بخش اول
webpouyanii webpouyanii 0 29
اخرین اس ام اسی که دادین چی بوده ؟
sana tree of life 593 37543
کشف صورت شیطان در نقاشی مسیح (ع)+عکس
amirhossein sana 1 254
عجیب ترین ماهی دنیا: ماهی انسان نما! +تصاویر
فرشاد شاه sana 3 364
اولین نشانه های پیری در کدام قسمت صورت مشاهده میشود؟
jarahezibai sana 1 56
احساس ما بعد لحظات اول بعد از جراحی بزرگ کردن سینه
jarahezibai sana 1 51
در جراحی سینه اگر نسبت به درد خیلی حساس باشیم چه راهکاری عملی است؟
jarahezibai sana 1 43
علائم و نشانه های وسواس فکری
malimgroup sana 1 35
هرمزگان
shila33 shila33 0 33
کردستان
shila33 shila33 0 30
تهران
shila33 shila33 0 26
رشت
shila33 shila33 0 31
چابهار
shila33 shila33 0 31
یزد
shila33 shila33 0 28
بهترین روش درمان خانگی زگیل مقعدی در کمتر از 2 هفته (قطعی)
ziba10 sana 1 74
سمانه پاکدل در فیلم تلویزیونی جدا افتاده
omid sana 1 207
من رایان هستم ؛ پسر مامان sana
sana sana 64 12477
چقد بعد از جراحی سینه به خانه میروید؟
jarahezibai jarahezibai 0 43
اقامت رویایی در تایلند را با این هتل ها تجربه کنید
needstars needstars 0 37
حرف های توهین آمیز یک نویسنده به کیت میدلتون+عکس
sana sana 1 320
لوریس چکناواریان: کار من با ارکستر تمام است!
sana sana 0 38
حامد عنقا: احسان علیخانی خیلی دوست داشت آقازاده شود!
sana sana 0 40

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار فاطمه اختصاریزمان کنونی: Saturday 07 December 2019, 13:13
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: گلایه
آخرین ارسال: گلایه
پاسخ: 52
بازدید: 11885
 
امتیاز دهید:
  • 6 رأی - میانگین امیتازات : 3.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار فاطمه اختصاری
Wednesday 30 September 2015, 02:03
ارسال: #11
RE: اشعار فاطمه اختصاری
جای چند تا بخیه روی پوست داشتن
جا زدی تو پشت پا زدی به دوست داشتن

پشت کرده ای به پشت چوبی در اتاق
داغ کرده ای و پشت دست ، داغ روی داغ

داغ اتفاق نارفیق را فروختن
داغ واقعی باغ را شبانه سوختن

شب شبیه شب ، شبیه هیچ چی به غیر شب
بی لبی به روی لب بخواب ، شب بخیر شب !

بی لبی که دوختند توی بند دست بند
آآآآه ! خاطرات بد ... تمام ، نه ! نمی شوند

خواهشا دوباره انتظار را به سر بیار
خواهشا دوباره ابر شو دوباره تر ببار

روشنی بدوز روی چشم های بی کست
خواهشا بخواه ماه ، در بیاید از پست

از اتاق در بیا به جمع ما رفیق ها
خواهشا دوباره اعتماد کن به تیغ ها !

فاطمه اختصاری



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Wednesday 07 October 2015, 16:55
ارسال: #12
RE: اشعار فاطمه اختصاری
چشم هایم هنوز خیره به سقف

بالشم مثل ساحل خزر است

توی خوابم زنی ست که امشب

چمدان بسته راهی سفر است

فاطمه اختصاری



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Sunday 11 October 2015, 14:40
ارسال: #13
RE: اشعار فاطمه اختصاری
یک مرد مثل ِ کافه ای بسته

تصویری از وا/بستگی در کل

معشوقه ی یک دائم الخمرم

یک بطری ِ تا خِرخره الکل!



یک بی تعادل بین منطق هام

- «پس من چرا عاشق شدم، پس تو...؟!»

مثل مریض ِ لاعلاجی که

توی اتاق ِ انتظار است و...



با مزّه ی تلخ دهان هر صبح

پا می شود از تخت و خواب ِ من

نامطمئن به «دوستش دارم!»

تُف می کند به انتخاب ِ من



هر روز در افکار مغشوشش

دنبال ِ غیر ِ واقعیّت هاست

توی خیالاتش کسی دارد

در واقعیّت، واقعاً تنهاست



یک درّه ی تا سر پُر از آب و

من سنگ ِ افتاده در اعماقم

معشوقه ی یک مست که دنیاش

اشباع ِ صددرصد شده با غم!



یک مرد مثل ِ کافه ای کوچک

زل می زنم به در، دری بسته

زل می زنم به زندگی ِ گیج

با عشق... امّا واقعا خسته !!
نقل قول
Tuesday 20 October 2015, 00:58
ارسال: #14
RE: اشعار فاطمه اختصاری
و من صدای یواشی در اضطراب ِ زنم
دلم گرفته و باید به کوچه ها بزنم
به زندگیم سرنگی پُر از هوا بزنم
«اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟
به عشق قبلی ِ یک مرد پشت ِ پا بزنم؟!»

ببین میان تنم حسّ سرکش ِ غم را
که با هوای تنت گیج کرده آدم را
از آن دو چشم بریزان به من جهنّم را
«اجازه هست که عاشق شوم که روحم را
میان دست ِ عرق کرده ی تو تا بزنم؟!»

به چند سالگی ام عاشقانه گریه کنم
به نامه های تَرت دانه دانه گریه کنم
بدون تو بدوم سمت خانه، گریه کنم
«دوباره بچّه شوم بی بهانه گریه کنم
دوباره سنگ به جمع پرنده ها بزنم»

دوباره بین حروف ِ شکسته شعر شوم
میان دفتر ِ یک مرد ِ خسته شعر شوم
شبیه پنجره ای نیمه بسته شعر شوم
«دوباره کنج اتاقم نشسته شعر شوم
و یا نه... یک تلفن به خود ِ شما بزنم!»

جهان دو ابر شده، آسمان فقط خیس است
دو چشم ِ عاشق ِ بی خواب ِ پشت ِ خط، خیس است
اتاق و صندلی و پرده، بی جهت خیس است
«نشسته ای و لباس عروسی ات خیس است
هنوز منتظری تا که زنگ را بزنم»

تو آس رو شده ی دل در آخرین دستی
بریده می شوی از من در این شب ِ مستی
که راه گم شده ی منتهی به بن بستی!
«برای تو که در آغاز زندگی هستی
چگونه حرف ز پایان ماجرا بزنم؟» 

دوباره آمدم آیینه ی دق ات باشم
و دستمال ِ تری زیر ِ هق هق ات باشم
بگو چگونه تر از این موافقت باشم؟!
«دوباره آمده ای تا که عاشقت باشم
و من اجازه ندارم عزیز جا بزنم!»

فاطمه اختصاری



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Monday 23 November 2015, 15:39
ارسال: #15
RE: اشعار فاطمه اختصاری
 رگ ِ بریـ... «فوران ِ پرنده»... لرزش ِ تیغ
سقوط ساعت ِ گیج از دقیقه های دقیق

«عدد نگاه به خود کرد و اینکه خورد شده»
دو صفر ِ پُر شده با اشک ها، پس از تفریق

دو بال ِ وا شده ی هفت بوده در پرواز
نفس بریده... کم آورده در هوای رقیق

که زیر ِ ضرب ِ شکنجه تنش کبود شده
حساب پس داده با دو ترم در تعلیق

برای چی؟ پرش از جبرها، ممیزها
به خاطر ِ چه کسی؟ چند تا رفیق ِرفیق!

ادامه دادن با قرص های خوشبختی
کنار خنده و شادی ِ قابل ِ تزریق

رگ ِ بریده... رد ِ چند تا بخیه ی ریز
تمام رؤیاها زیر زخم های عمیق

به سقف زل زده با چشم های ناباور
کسی که هر شب از این خواب می پرد با جیــــغ

فاطمه اختصاری



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Wednesday 25 November 2015, 21:18
ارسال: #16
RE: اشعار فاطمه اختصاری
 برای گریه كه تنها پناه آدم هاست
برای عشق كه شاید هنوز هم اینجاست

اگرچه یخ زده راهی كه از رسیدن بود
تمام مدّت یك قلب داغ در من بود

پرنده ای كه خودش را به پنجره می زد
نماد زنده ی دنیای كوچك زن بود...

فاطمه اختصاری



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Sunday 06 December 2015, 19:36
ارسال: #17
RE: اشعار فاطمه اختصاری
پریده های من از یک پرنده آغازید
کنار پنجره برگشت
خیره شد به اتاق
به من که زل زده بودم به او
و بعد پرید
به آسمان
به جهنم!
به سیم برق
به باغ
به من چه؟!
اینکه کجا رفت را نمی دانم
فضای ماشین، لبریز بوی استفراغ

تمام شیشه پر از فضله های خشک شده
میان وان می خوابم، برای رفع عطش
خطوط حافظه ام شسته می شود با اشک
پریده از تن و موهام بوی ادکلنش

زمان به هم زده اوقات خوب بودن را
زمان مقصر این اتفاق های بد است
همین که می گذرد زوووود
یا نمی گذرد
برای هر جا/لحظه شکنجه ای بلد است

پریده مستی ام و حالم از دوباره بد است
چه وقت بود که از خانه ام زدم بیرون؟
پرید یک نفر از شب جلوی ماشینم
کنار پنجره
باریکه های خون...
خون...
خون...

فاطمه اختصاری

fateme_ekhtesari



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Thursday 10 December 2015, 14:48
ارسال: #18
RE: اشعار فاطمه اختصاری
خودکار داشت روی ورق می نوشت: مرگ
با حوصله گره زده بودم طناب را

هرکس سوال داشت «چرا؟» می تواند از
دیوارهای خانه بپرسد جواب را

این زن برای کشتن کابوس های خود
با گریه شسته حافظه ی تختخواب را...

فاطمه اختصاری

fateme ekhtesari



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Sunday 13 December 2015, 18:51
ارسال: #19
RE: اشعار فاطمه اختصاری
: به خاطرِ چه کسی می روی حرم؟ من یا...
- فقط به خاطرِ تو! ناامیدم از اینها
اشاره کرد به چندین پلاستیک دوا
و از ادامه ی این شعر نصفه زد بیرون


شروع کرد به ناخن کشیدنِ بدنش
شروع کرد به تف کردنِ کف از دهنش
شروع کرد به خونریزی از تمام تنش
اتاق و هرچه در آن بود غرق شد در خون

رسید خون به خیابان و پخش شد در باد
رسید از سرِ «میدانِ پارک» تا «سجّاد»
به پلّه های پلِ عابرِ «وکیل آباد»
و خون به شکل زنی شد سوار یک اتوبوس

نگاه می کرد از شیشه، خونِ جاری را
نگاهِ مردمِ آشفته و فراری را
چگونه ها و چراها که هست و داری را
پیاده شد تهِ خط... بعد رفت به پابوس

هنوز هم زنِ دیوانه ای ست توی حرم
که گریه می کند آرام... رام... توی سرم
که سعی می کند از پشت بام مان بپرم
اگرچه من مشهد زندگی نمی کنم و...

فاطمه اختصاری



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Thursday 24 December 2015, 02:07
ارسال: #20
RE: اشعار فاطمه اختصاری
سوارِ زخمی از جنگ، داشت بر می گشت
سوارِ اسب... که نه! مَرد توی ماشین بود
هوای یخ زده ی شب به صورتش می خورد
و برف داشت می آمد... و شیشه پایین بود
به جاده زل زده بود و به نور و تاریکی
به خود، به حرکتِ اشیاء، به شهر بدبین بود
گرفت در بغلش ساکِ خاک خورده تری
و گریه کرد به آهستگی، که غمگین بود


-«دلت گرفته؟ چرا؟ من که عاشقت هستم!
دلت برای تفنگت چه زوود! تنگ شده»
 نه! مرد پا شده یک روز با صدا، با جیغ
و خاک ریخته روی سرش... و جنگ شده
و چشم هاش نشسته میانِ کاسه ی خون
دلش که تکّه ای از ماه بوده، سنگ شده
کنارِ دلهره با تیربار خوابیده
گلوله خورده سرش، عاشقِ تفنگ شده!


صلاحِ کار کجا؟ خانه ی خراب کجا؟
کسی نبود بفهمد که من خراب ترم!
که استخوانِ کسی لایِ زخم های من است
که از جهنّم موعود در عذاب ترم
پیاده می شوم از تاکسی، کجای جهان؟!
برای زندگی از قبل، بی جواب ترم
و اسب شیهه کشید و به آخورش برگشت
سوار، غرق شد از گریه توی خوابِ ترم

فاطمه اختصاری



ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 140 35,897 Sunday 03 November 2019 10:48
آخرین ارسال: zhr1987
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 4,790 Saturday 01 June 2019 20:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 5,537 Saturday 09 March 2019 16:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 8,249 Thursday 07 March 2019 16:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 2,220 Thursday 07 March 2019 07:34
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 07 December 2019, 13:13