خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
♥تولدت مبارک الهامم ♥
مونا luna 170 25350
شهریار
dusky luna 169 33439
تك بيت هاي زيبا
round_robin luna 374 52933
داری؟نداری؟ (5)
moonlover luna 442 17111
♣♣♣ وصف حال یا احساستان را با یک شعر بگید ♣♣♣
moonlover luna 602 103631
طراحی سایت آگهی
sitecode sitecode 0 22
درخواست کتاب گشایش رمز کتاب الکترونیک بحر المعارف
anasab amir7411 13 4444
مشاعره با ترانه خوانندگان 5
غزل luna 469 43514
با اخر اسم من یه اسم بنویس(2)
گلایه iljimae200 486 34697
نکاتی ارزشمند در مورد "سلامتی"
tree of life tree of life 0 35
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover tree of life 507 100941
اخرین اس ام اسی که دادین چی بوده ؟
sana tree of life 597 40377
سرور اوبونتو چیست و کاربردهای آن در دنیای امروز
webpouyanii webpouyanii 0 33
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 533 23368
نرم افزار حسابداری سپیدار
agahhesab agahhesab 0 44
دانلود کتاب آشنایی با علم اسامی ،علوم غریبه $
admin 102falah 1 2144
طراحی سایت شرکتی
sitecode sitecode 0 47
رفیـــق , تولدت مبارکــــــــ ♥
گلایه luna 43 11048
کاربرد سوئیچ شبکه چیست ؟
azade1992 azade1992 0 42
تنگه بسفر استانبول چه جذابیت‌هایی دارد؟
nopardaz sansa 1 96
آموزش افزایش برد بلوتوس-100% تضمینی
aria mom1363 4 3396
دانلود کتاب خود آموز علوم غریبه -میر داماد کبیر- جلد دوم
admin admin 107 821
معرفی کتاب موفقیت و هدفگذاری
yeksho yeksho 0 43
حرف های تکراری ما
moonlover luna 497 71101
سرور اوبونتو چیست و کاربردهای آن در دنیای امروز
pouyanweb98 pouyanweb98 0 46
مرا به گریه میار ...
round_robin reeraa 118 13800
دل...
گلایه reeraa 191 27212
آه!
jet li reeraa 28 3242
چه کسی . . . .
jet li reeraa 3 597
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m reeraa 158 29872
مهم ترین کاربرد و فایده گلوتن
lemonn lemonn 0 47
مراقبت های مهم بعد از عمل بینی
sinaarya sinaarya 0 52
اسرار اعجاب انگيز فنگ شويي
nevisande20 nevisande20 0 50
بهترین شرکت طراحی سایت
sitecode sitecode 0 56
دانلود کتاب نقش سلیمانی $
admin mhbmhb55 2 791
گزیده ای از یک کتاب(3)
mohsenshiri1388 mhbmhb55 741 128623
گفتگوی آزاد
admin anis.com 2626 145110
نفر قبلی رو توی یک کلمه توصیف کن؟ (1)
مونا luna 335 27457
دانلود کتاب نقش سلیمانی $
admin 102falah 2 1269
کاربرد سرور مجازی میکروتیک و مزیت های آن
webpouyanii webpouyanii 0 56

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــیزمان کنونی: Friday 03 April 2020, 20:50
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: minoo
آخرین ارسال: minoo
پاسخ: 11
بازدید: 1383
 
امتیاز دهید:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات : 2.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
Tuesday 06 August 2013, 14:57 (آخرین ویرایش در این ارسال: Tuesday 06 August 2013 15:02 ، توسط minoo.)
ارسال: #1
اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
مریم جعفری آذرمانی در ۵ آذر ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. بعد از گرفتن دیپلم ریاضی فیزیک در رشته کارشناسی حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تهران مشغول به تحصیل شد اما بعد از سه سال تحصیل این رشته را رها کرد و بعد از آن در رشته مترجمی زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و با مدرک کارشناسی فارغالتحصیل شد. از سال ۱۳۷۵ به طور جدی سرودن شعر را بیشتر در قالب غزل آغاز کرد. به دلیل فاصلهای که جامعه ی ادبی تا قبل از او از غزل گرفته بود تا سال ۱۳۸۵ در مجله های مختلف ادبی از او غزلی منتشر نشد. اولین کتابش را در همین سال منتشر کرد. بیشتر شعرهای او دارای مضامین اجتماعی سیاسی است. او همچنین در حوزه ی نقد ادبی نیز فعالیت جدی و مستمر دارد و مقاله های متعددی از او درباره شعر به ویژه غزل در مطبوعات منتشر شدهاست. ترجمه هایی از شعر معاصر فرانسه نیز در نشریات مختلف ادبی از او انتشار یافته است.

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:03
ارسال: #2
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
مادرم ميگويد انسان يا پر از درد است يا مرد است

دردِسرهاي پدر سردرد شد مادر چه نامرد است

گاهي از اين جملهي مادر جنون ميگيردم اما

باز ميپرسم پدر با اينهمه دردش چرا مرد است

تختشان سنگين شده از بس كه تنهايند پس او كيست؟

حق شهوت را تصاحب ميكند حقي كه با مرد است

مادرم عاشق شده معشوق او هرجا بخواهد هست

كاري از دست پدر هم برنميآيد خدا مرد است

تا «به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقي»

پس «به صد دفتر نشايد گفت حسبالحالِ» ما مرد است

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:07
ارسال: #3
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
اگرچه آسمانم ابر پوشيده است اما حال من خوب است
دو دريا از دو چشمم زار جوشيده است اما حال من خوب است

نپرس از من كه تنهايم چرا با سايهی ديوار میخندم
گلويم شوكران از دوست نوشيده است اما حال من خوب است

جوابی نيست پشت پرسش چون و چرای بود و نابودم
چه شيونها كه از نايم خروشيده است اما حال من خوب است

بيا ای مرگ! اين تن سهم تو، من عين روحم سر به سر عشقم
فلک در نفی من بسيار كوشيده است اما حال من خوب است

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:09
ارسال: #4
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
مثل يك پل كه كمربند خيابان باشد

عشق، آن نيست كه در شهر فراوان باشد

زن زيباي جهان! سبزه ي گريان! تلخ است:

پاي تختت دل گنديدهي تهران باشد

دوست دارم ننويسم قلمم ميرقصد

دست من نيست، اگر شعر ، پريشان باشد

مثل سهراب نشد شعر بگويم، هرگز!

« واژه بايد خود باد و . . . خود باران باشد»

حافظ از خاكْ درآ تا بنويسي اين بار:

« كه به تلبيس و حِيَل ديو، مسلمان» باشد

به رضايش نرسيدم به خدايش گفتم

دستِكم در غزلم اسم خراسان باشد

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:13
ارسال: #5
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
تا سرم در دستهايم هست، از سر مينويسم
روي هر جايي كه باشد - سقف يا در - مينويسم
من درم، قفلم؛ كه ديگر رد شدن از من محالست
ميرسم تا سقف، برميگردم از سر مينويسم
بيقلم، بيبرگ، بيگل هم كه باشم، من درختم
شاخهاي دارم كه رويش هي كبوتر مينويسم
شاعرم؛ حتا اگر انديشه را از من بگيري
هر چه را ننوشته باشم، باز از بر مينويسم
گاه شعرم، گاه حرفم، گاه لفظي بيهجايم
از هر آن چيزي كه هستم، باز كمتر مينويسم
صرف كن فعلِ نوشتن را، مرا آخر بياور
مينويسي، مينويسد، جورِ ديگر مينويسم

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:16
ارسال: #6
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
همین پنجاه سالِ پیش هم لبخند و هم نان داشت
به آب روستا خوش بود اما عشق تهران داشت

پدر با لهجهی شیرین آذربایجانی هم
به چای تلخ قوریهای مادر سخت ایمان داشت

دو تا قوری یکی رنگ طلا مخصوص صبحانه
یکی هم نقرهای، در شب که رنگ ماه و باران داشت

اگر من هم یکی از دختران روستا بودم
به جای شعر، شور دیگری در چشم من جان داشت

درون قلعهی سرخی خودم را حبس میکردم
که هر گوشه دری و هر دری هم یک نگهبان داشت

که چوپان عاشقم میشد، و گرگی گله را میزد
دل من هم خنک میشد به هر شکلی که امکان داشت

پدر آقای ده بوده ولی کم کم در او حل شد
همان حسی که یک «شهری» میان شهروندان داشت

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:30
ارسال: #7
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
مدتي هست كه بيگانهي هر دنيايي

شدهام، در تن خود نيز ندارم جايي

روح خود هستم و ديگر خبري از تن نيست

خبري نيست نه... تن نيست چه استغنايي

پاي فرداست كه امروز ندارم دستي

دست فرداست كه امروز ندارم پايي

نام او ننگم و ننگم شده نامش چه كنم

واي رسوا شدم از شهرت اين تنهايي

اُقِيانوس! برو... كوسه غرق كرده تو را

كه به مرداب خوشست اين پري دريايي

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:34
ارسال: #8
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
زمستان برف میپوشد لباسش سردِ تکراریست
اگر هم مژدهی فصلِ بهار آورده، تکراریست


همآغوشند و میزایند و میمیرند و میزایند
که این بستر پر از تکرارِ زن یا مردِ تکراریست


جنین! پیش از به دنیا آمدن، بهتر که برگردی
نیا، سرگیجه میگیری، زمین، پاگردِ تکراریست


مبادا لحظهای سیری کنی آفاق و انفُس را
که کفرت در میآید چون خدا هم فردِ تکراریست


سلام ای شاعرِ خندان، منم هر لحظه میگریم
سوالی نیست بودن یا نبودن، دردِ تکراریست

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Tuesday 06 August 2013, 15:39
ارسال: #9
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
هستم که مینویسم بودن به جز زبان نیست
هرکس نمینویسد انگار در جهان نیست

من آمدم به دنیا، دنیا به من نیامد
من در میان اویم، اویی در این میان نیست

آتش زدم به بودن تا گُر بگیرم از تن
حرفیست مانده در من، میسوزد و دهان نيست

لکنت گرفته شاید، پس من چگونه باید
بنویسمش به کاغذ، شعری که در زبان نیست

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Saturday 29 November 2014, 11:15
ارسال: #10
RE: اشعـار مـــریـم جعــفری آذرمــانــی
از اوّل فکر می‌کردم که شاید کار می‌خواهند
ولی نه؛ دست‌ها چاقوی ضامن‌دار می‌خواهند

مبادا بی‌هوا برگردی از این جاده ی بن‌بست
برای مصرف اکسیژنت آمـــار می‌خواهند

نفس را حبس کن در خاک تا سرزنده‌تر باشی
کــه بعدِ جیره‌بندی لاجرم این‌بار می‌خواهند...

کجــا بودم؟ بله، در خاطـــرم مانده‌ست تاریکی
صداهایی که هر شب از شبح، اقرار می‌خواهند

پس از طوفان به خود گفتم: چرا ویران نشد شهرم؟
ولـــی یادم نبـــود آوارها دیــــوار می‌خواهند

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول


پرش به انجمن:



زمان کنونی: Friday 03 April 2020, 20:50