خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
گفتگوی آزاد
admin admin 2655 154147
پسرا یکی اضافه کنن....دخترا یکی کم کنن!(سری جدید 3)
شقایق niloofar 329 26860
اسم بلوتوث شما چیه ؟
aria niloofar 359 65503
داری؟نداری؟ (5)
moonlover niloofar 444 18748
یه تیکه از اولین آهنگی ک میاد تو ذهنت ....
سنا niloofar 318 43870
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه niloofar 659 48240
با اخر اسم من یه اسم بنویس(2)
گلایه niloofar 488 36891
دوستان آواکسی هر وقت وارد سایت آواکس شدی یه جمله اینجا بنویس.
rapr niloofar 742 91248
چی باعث شده بعد از این همه سال بازم به آواکس سر بزنی؟؟
mohadese luna 3 72
انواع کانکس‌های پلیس و ویژگی های آن
pouriaci pouriaci 0 24
نمی‌دانید بیت کوین چیست؟
bitmehr bitmehr 0 25
آموزش خرید و فروش تتر به صورت لحظه ای
bitmehr bitmehr 0 26
تو آواکس چند ساله ای ؟؟!!
mahya mohadese 382 52140
با ورود به آواکس اولین اسمی که به یادش می افتی اسم زیبای چه کسی هست ؟
پسر شیطون mohadese 124 11953
چند خط برای ...
sama mohadese 1810 259651
غذا برای لاغری شکم
Nade90 Nade90 0 32
تعمیر مایکوفر، کولر گازی و جارو.برقی بوش شمال تهران
fataaaneee fataaaneee 0 34
علت خاموش شدن یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 32
انواع ارورهای یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 28
درایو ABB
ava96 ava96 0 23
یخچال صنعتی | قیمت خرید انواع یخچال و فریزر های صنعتی
seoupdate seoupdate 0 24
روش های سفت شدن سینه بعد از دوران بارداری
Nade90 Nade90 0 52
ddos سرور مجازی چیست و چگونه می توان با آن مقابله کرد – بخش سوم
pouyanweb9 pouyanweb9 0 45
صفحه کلید کامپیوتر را چگونه تمیز کنیم؟
niloofarmajdi niloofarmajdi 0 45
نگهداری از نوزاد نارس در خانه
Nade90 Nade90 0 47
دانلود
9183413732 9183413732 0 57
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover luna 514 105895
معرفی بهترین خدمات نمایندگی تعمیرات دوو
foroootaan foroootaan 0 54
مهمترین علت خاموش شدن یخچال
foroootaan foroootaan 0 42
نمایندگی مجاز تعمیرات دوو در غرب تهران
foroootaan foroootaan 0 42
خرید پرفکت‌مانی برای ایرانیان
bitmehr bitmehr 0 46
علم پزشکی در دست هوش مصنوعی تا سال 2020
Nade90 Nade90 0 54
همه چیز در مورد قیمت بیت کوین
bitmehr bitmehr 0 47
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 39
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 41
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 41
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 42
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 44
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 42
واشر سرسیلندر | رفع عیب سوختن واشر سرسیلندر پژو
seoupdate seoupdate 0 42

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار رهی معیریزمان کنونی: Monday 06 July 2020, 13:31
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: minoo
آخرین ارسال: بهروز عاطف
پاسخ: 108
بازدید: 19974
 
امتیاز دهید:
  • 6 رأی - میانگین امیتازات : 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار رهی معیری
Friday 09 August 2013, 09:34
ارسال: #11
غرق تمنای تو ام
در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم

اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای
آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم

زآن رو ستانم جام را آن مایه آرام را
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم

از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم

روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم

غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم

دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 09:36
ارسال: #12
دل زاری که من دارم
نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم

و گر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری
دلازاری دگر جوید دل زاری که من دارم

به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم

گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سر
بکوی دلفریبان این بود کاری که من دارم

دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی
ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم

ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد
هلاکم می کند آخر پرستاری که من دارم

رهی آنمه بسوی من بچشم دیگران بیند
نداند قیمت یوسف خریداری که من دارم

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 09:39
ارسال: #13
ماجرای اشک
تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک
باران صبحگاه ندارد صفای اشک

گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست
روشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟

ماییم و سینه‌ای که بود آشیان آه
ماییم و دیده‌ای که بود آشنای اشک

گوش مرا ز نغمه ی شادی نصیب نیست
چون جویبار ساخته ام با نوای اشک

از بسکه تن ز آتش حسرت گداخته است
از دیده خون گرم فشانم بجای اشک

چون طفل هرزه پوی بهر سوی می دویم
اشک از قفای دلبر و من از قفای اشک

دیشب چراغ دیده من تا سپیده سوخت
آتش افتاد بی تو بماتم سرای اشک

خواب آور است زمزمه جویبارها
در خواب رفته بخت من از هایهای اشک

بس کن رهی که تاب شنیدن نیاوریم
از بسکه دردناک بود ماجرای اشک

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 09:42
ارسال: #14
ترک خودپرستی کن
گر به چشم دل جاناجلوه های ما بینی
در حریم اهل دل جلوه خدا بینی

راز آسمانها را در نگاه ما خوانی
نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی

در مصاف مسکینان چرخ را زبون یابی
با شکوه درویشان شاه را گدا بینی

گر طلب کنی از جان عشق و دردمندی را
عشق را هنر یابی درد را دوا بینی

چون صبا ز خار و گل ترک آشنایی کن
تا بهر چه روی آری روی آشنا بینی

نی ز نغمه واماند چون ز لب جدا ماند
وای اگر دل خود را از خدا جدا بینی

تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم
رند عافیت سوزی همچو ما کجا بینی

تابد از دلم شبها پرتوی چو کوکبها
صبح روشنم خوانی گر شبی مرا بینی

ترک خودپرستی کن عاشقی و مستی کن
تا ز دام غم خود را چون رهی رها بینی

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 09:44
ارسال: #15
گوهر تابناک
زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم
چو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم

به عیب من چه گشاید زبان طعنه حسود
که با هزار زبان عیبجوی خویشتنم

مرا به ساغر زرین مهر حاجت نیست
که تازه روی چو گل از سبوی خویشتنم

نه حسرت لب ساقی کشد نه منت جام
به حیرت از دل بی‌آرزوی خویشتنم

به خواب از آن نرود چشم خسته‌ام تا صبح
که همچو مرغ شب افسانه گوی خویشتنم

به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم

به تابناکی من گوهری نبود رهی
گهر شناسم و در جستجوی خویشتنم

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 09:48
ارسال: #16
خیال‌انگیز
خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی
نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی

من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم
که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق‌تر از مایی

به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را
تو شمع مجلس‌افروزی تو ماه مجلس‌آرایی

منم ابر و تویی گلبن که می‌خندی چو می‌گریم
تویی مهر و منم اختر که می‌میرم چو می‌آیی

مراد ما نجویی ورنه رندان هوس‌جو را
بهار شادی‌انگیزی حریف باده پیمایی

مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماند
میان شاخه‌های گل مشو پنهان که پیدایی

کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو
دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی

مرا گفتی: که از پیر خرد پرسم علاج خود
خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی

من آزرده‌دل را کس گره از کار نگشاید
مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی

رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن
که با این ناتوانیها به ترک جان توانایی

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Sunday 11 August 2013, 21:10
ارسال: #17
گریهٔ بی‌اختیار

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست

اسیر گریهٔ بی‌اختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار باید و نیست

چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست
چو صبحدم نفسم بی‌غبار باید و نیست

مرا ز بادهٔ نوشین نمی‌گشاید دل
که می به گرمی آغوش یار باید و نیست

درون آتش از آنم که آتشین گل من
مرا چو پارهٔ دل در کنار باید و نیست

به سردمهری باد خزان نباید و هست
به فیض‌بخشی ابر بهار باید و نیست

چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق
تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست

کجا به صحبت پاکان رسی که دیدهٔ تو
به سان شبنم گل اشکبار باید و نیست

رهی به شام جدایی چه طاقتیست مرا
که روز وصل دلم را قرار باید و نیست

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Sunday 11 August 2013, 21:13
ارسال: #18
بهشت آرزو



بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتم
در سرای دل بهشت آرزویی یافتم

عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبار
تا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم

خاطر از آیینه صبح است روشن تر مرا
این صفا از صحبت پاکیزه رویی یافتم

گرمی شمع شب افروز آفت پروانه شد
سوخت جانم تا حریف گرم خویی یافتم

بی تلاش من غم عشق تو ام در دل نشست
گنج را در زیر پا بی جستجویی یافتم

تلخکامی بین که در میخانه دلدادگی
بود پر خون جگر هر جا سبویی یافتم

چون صبا در زیر زلفش هر کجا کردم گذار
بک جهان دل بسته بر هر تارمویی یافتم

ننگ رسوایی رهی نامم بلند آوازه کرد
خاک راه عشق گشتم آبرویی یافتم



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Sunday 11 August 2013, 21:18
ارسال: #19
ساغر هستی


ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست

زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال
صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست

شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع
در میان آتش سوزنده جای خواب نیست

مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک
مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست

ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم
ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست

آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست

گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست
ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

جلوهٔ صبح و شکرخند گل و آوای چنگ
دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست

جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق
موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست




تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Sunday 11 August 2013, 21:20
ارسال: #20
چشمهٔ نور


هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم
رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم

خاریم و طربناک تر از باد بهاریم
خاکیم و دلاویز تر از بوی عبیریم

از نعره مستانه ما چرخ پر آواست
جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم

از ساغر خونین شفق باده ننوشیم
وز سفره رنگین فلک لقمه نگیریم

بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند
آیینه صبحیم و غباری نپذیریم

ما چشمه نوریم بتابیم و بخندیم
ما زنده عشقیم نمردیم و نمیریم

هم صحبت ما باش که چون اشک سحرگاه
روشندل و صاحب اثر و پاک ضمیریم

از شوق تو بی تاب تر از باد صباییم
بی روی تو خاموش تر از مرغ اسیریم

آن کیست که مدهوش غزلهای رهی نیست ؟
جز حاسد مسکین که بر او خرده نگیریم


تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  برگزیده ای از اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج malihe 12 2,029 Wednesday 17 June 2020 15:27
آخرین ارسال: luna
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 140 40,223 Sunday 03 November 2019 11:48
آخرین ارسال: zhr1987
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 5,732 Saturday 01 June 2019 21:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 6,529 Saturday 09 March 2019 17:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 9,213 Thursday 07 March 2019 17:16
آخرین ارسال: saye

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Monday 06 July 2020, 13:31