خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
بهترین شرکت طراحی سایت
elii12 elii12 0 16
انتخاب بهترین شرکت طراحی سایت
elii12 elii12 0 15
رشته داروسازی در ترکیه
elii12 elii12 0 16
داروسازی در ترکیه
elii12 elii12 0 16
رنگ زندگی از دیدگاه شما
sana sana 126 11792
تو آواکس چند ساله ای ؟؟!!
mahya sana 383 52174
گالری عکس داریوش اقبالی
mosy rele sana 82 122574
سیو و ترینر بازی های مختلف 2
خاکسبز elii12 1 406
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه mohadese 665 48311
همه چیز در مورد تعمیر کولر گازی که باید بدانید
samirad samirad 0 24
مقصود از سوئیچ شبکه
elii12 elii12 0 24
سوئیچ شبکه چیست
elii12 elii12 0 25
سوئیچ شبکه
elii12 elii12 0 35
کاربرد های اصلی بالابر صنعتی در مشاغل مختلف
asiaborjj asiaborjj 0 26
پسرا یکی اضافه کنن....دخترا یکی کم کنن!(سری جدید 3)
شقایق luna 332 26910
گفتگوی آزاد
admin niloofar 2656 154393
نحوه تعویض کوئل خودرو
saharim saharim 0 25
سرویس و تعمیرات داکت اسپلیت
samirad samirad 0 31
عوامل مهم در خرید جاروبرقی خانگی
kimib kimib 0 24
حمل جهیزیه عروس با تخفیفات ویژه تازه عروس و داماد ها
seoupdate seoupdate 0 21
حمل جهیزیه عروس با تخفیفات ویژه تازه عروس و داماد ها
seoupdate seoupdate 0 21
حمل جهیزیه عروس با تخفیفات ویژه تازه عروس و داماد ها
seoupdate seoupdate 0 24
سرور مجازی بورس
MWEBSPOUYAN MWEBSPOUYAN 0 24
دانلود بازی(Lock On Modern Air Combat )
nokia farzadian 2 2159
اسم بلوتوث شما چیه ؟
aria niloofar 359 65545
داری؟نداری؟ (5)
moonlover niloofar 444 18779
یه تیکه از اولین آهنگی ک میاد تو ذهنت ....
سنا niloofar 318 44032
با اخر اسم من یه اسم بنویس(2)
گلایه niloofar 488 36927
دوستان آواکسی هر وقت وارد سایت آواکس شدی یه جمله اینجا بنویس.
rapr niloofar 742 91308
چی باعث شده بعد از این همه سال بازم به آواکس سر بزنی؟؟
mohadese luna 3 87
انواع کانکس‌های پلیس و ویژگی های آن
pouriaci pouriaci 0 34
نمی‌دانید بیت کوین چیست؟
bitmehr bitmehr 0 32
آموزش خرید و فروش تتر به صورت لحظه ای
bitmehr bitmehr 0 32
با ورود به آواکس اولین اسمی که به یادش می افتی اسم زیبای چه کسی هست ؟
پسر شیطون mohadese 124 11961
چند خط برای ...
sama mohadese 1810 259779
غذا برای لاغری شکم
Nade90 Nade90 0 39
تعمیر مایکوفر، کولر گازی و جارو.برقی بوش شمال تهران
fataaaneee fataaaneee 0 39
علت خاموش شدن یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 38
انواع ارورهای یخچال ویرپول
fataaaneee fataaaneee 0 35
درایو ABB
ava96 ava96 0 28

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار رهی معیریزمان کنونی: Thursday 09 July 2020, 23:28
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: minoo
آخرین ارسال: بهروز عاطف
پاسخ: 108
بازدید: 19993
 
امتیاز دهید:
  • 6 رأی - میانگین امیتازات : 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار رهی معیری
Saturday 19 October 2013, 19:53
ارسال: #71
RE: اشعار رهی معیری
داغ محرومی


ساختم با آتش دل لاله زاری شد مرا

سوختم خار تعلق نوبهاری شد مرا


سینه را چون گل زدم چاک اول از بی طاقتی

آخر از زندان تن راه فراری شد مرا


نیکخویی پیشه کن تا از بدی ایمن شوی

کینه از دشمن بریدم دوستداری شد مرا


هر چراغی در ره گمگشته ای افروختم

در شب تار عدم شمع مزاری شد مرا


دل به داغ عشق خوش کردم گل از خارم دمید

خو گرفتم با غم دل غمگساری شد مرا


گوهر تنهایی از فیض جنون دارم به دست

گوشهٔ ویرانه گنج شاهواری شد مرا


کج نهادان راز کس باور نیاید حرف راست

عیب خود بی پرده گفتم پرده داری شد مرا


پیش پیکان بلا سنگ مزارم شد سپهر

جا به صحرای عدم کردم حصاری شد مرا


چون نسوزم شمع سان؟ کز داغ محرومی رهی

بر جگر هر شعله آهی شراری شد مرا



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 21 October 2013, 21:26
ارسال: #72
RE: اشعار رهی معیری
برق نگاه


به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش

به دست برق سپردیم آشیانهٔ خویش


مرا چه حد که زنم بوسه آستین ترا

همین قدر تو مرانم ز آستانهٔ خویش


به جز تو کز نگهی سوختی دل ما را

به دست خویش که آتش زند به خانهٔ خویش


مخوان حدیث رهایی که الفتی است مرا

به ناله سحر و گریه شبانهٔ خویش


ز رشک تا که هلاکم کند به دامن غیر

چو گل نهد سر و مستی کند بهانهٔ خویش


رهی به ناله دهی چند دردسر ما را؟

بمیر از غم و کوتاه کن فسانهٔ خویش





تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 21 October 2013, 21:32
ارسال: #73
RE: اشعار رهی معیری
خشکسال ادب


دگر ز جان من ای سیمبر چه می خواهی؟

ربوده‌ای دل زارم دگر چه می خواهی؟


مریز دانه که ما خود اسیر دام توایم

ز صید طایر بی بال و پر چه می خواهی؟


اثر ز ناله خونین دلان گریزان است

ز ناله ای دل خونین اثر چه می خواهی؟


به گریه بر سر راهش فتاده بودم دوش

به خنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟


نهاده ام سر تسلیم زیر شمشیرت

بیار بر سرم ای عشق هر چه می خواهی


کنون که بی هنرانند کعبه دل خلق

چو کعبه حرمت اهل هنر چه می خواهی؟


به غیر آن که بیفتد ز چشم ها چون اشک

به جلوه گاه خزف از گهر چه می خواهی؟


رهی چه می طلبی نظم آبدار از من؟

به خشکسال ادب شعر تر چه می خواهی؟



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 21 October 2013, 21:34
ارسال: #74
RE: اشعار رهی معیری
حاصل عمر


بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام


شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام


حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام


تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام


تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام


چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام


یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده‌ام



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Wednesday 23 October 2013, 20:30
ارسال: #75
RE: اشعار رهی معیری
جلوه نخستبن


رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است

نشان قافله سالار عاشقان این است


مبین به چشم حقارت به خون دیده ما

که آبروی صراحی به اشک خونین است


ز آشنایی ما عمر ها گذشت و هنوز

به دیده منت آن جلوه نخستین است


نداد بوسه و این با که می توان گفتن؟

که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است


به روشنان چه بری شکوه از سیاهی بخت

که اختر فلکی نیز چون تو مسکین است


به غیر خون جگر نیست بی نصیبان را

زمانه را چه گنه چوننصیب ما این است


رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا

بهار من گل روی امیر و گلچین است



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Wednesday 23 October 2013, 20:37
ارسال: #76
RE: اشعار رهی معیری
بوسه جام


تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟

ندیده ای شب من تاب و تب چه میدانی؟


بمن گذار که لب بر لبش نهم ای جام

تو قدر بوسه آن نوش لب چه میدانی؟


چو شمع و گل شب و روزت به خنده می گذرد

تو گریه سحر و آه شب چه میدانی؟


بلای هجر ز هر درد جانگدازتر است

ندیده داغ جدایی تعب چه میدانی؟


رهی به محفل عشرت به نغمه لب مگشای

تو دل شکسته نوای طرب چه میدانی؟



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Wednesday 23 October 2013, 20:40
ارسال: #77
RE: اشعار رهی معیری
ناله جویبار


گر چه روزی تیره تر از شام غم باشد مرا

در دل روشن صفای صبحدم باشد مرا


زرپرستی خواب راحت را ز ندگس دور کرد

صرف عشرت می کنم گر یک درم باشد مرا


خواهش دل هر چه کمتر شادی جان بیشتر

تا دلی بی آرزو باشد چه غم باشد مرا


در کنار من ز گرمی بر کناری ایدریغ

وصل و هجران غم و شادی به هم باشد مرا


در خروش آیم چو بینم کج نهادی های خلق

جویبارم ناله از هر پیچ و خم باشد مرا


گر چه در کارم چو انجم عقده ها باشد رهی

چهره بگشاده ای چون صبحدم باشد مرا



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 24 October 2013, 20:18
ارسال: #78
RE: اشعار رهی معیری
کیان اندوه


نی افسرده ای هنگام گل روید ز خاک من

که برخیزد از آن نی ناله های دردناک من


مزار من اگر فردوس شادی آفرین باشد

به جای لاله و گل خار غم روید ز خاک من


مخند ای صبح بی هنگام که امشب سازشی دارد

نوای مرغ شب با خاطر اندوهناک من


نیم چون خاکیان آلودهٔ گرد کدورتها

صفای چشمهٔ مهتاب دارد جان پاک من


چو دشمن از هلاک من رهی خشنود میگردد

بمیرم تا دلی خشنود گردد از هلاک من


تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 24 October 2013, 20:22
ارسال: #79
RE: اشعار رهی معیری
سرگشته


بی روی تو راحت ز دل زار گریزد

چون خواب که از دیده بیمار گریزد


در دام تو یک شب دلم از ناله نیاسود

آسودگی از مرغ گرفتار گریزد


از دشمن و از دوست گریزیم و عجب نیست

سرگشته نسیم از گل و از خار گریزد


شب تا سحر از ناله دل خواب ندارم

راحت به شب از چشم پرستار گریزد


ای دوست بیازار مرا هر چه توانی

دل نیست اسیری که ز آزار گریزد


زین بیش رهی ناله مکن در بر آن شوخ

ترسم که ز نالیدن بسیار گریزد



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 25 October 2013, 16:21
ارسال: #80
RE: اشعار رهی معیری
یار دیرین


به سوی ما گذار مردم دنیا نمی‌افتد

کسی غیر از غم دیرین به یاد ما نمی‌افتد




منم مرغی که جز در خلوت شبها نمی‌نالد

منم اشکی که جز بر خرمن دلها نمی‌افتد




ز بس چون غنچه از پاس حیا سر در گریبانم

نگاه من به چشم آن سهی بالا نمی‌افتد


به پای گلبنی جان داده‌ام اما نمی‌دانم

که می‌افتد به خاکم سایهٔ گل یا نمی‌افتد


رود هر ذرهٔ خاکم به دنبال پریرویی

غبار من به صحرای طلب از پا نمی‌افتد




مراد آسان به دست آید ولی نوشین لبی جز او

پسند خاطر مشکل پسند ما نمی‌افتد


تو هم با سروبالایی سری داری و سودایی

کمند آرزو برجان من تنها نمی‌افتد




نصیب ساغر می شد لب جانانه بوسیدن

رهی دامان این دولت به دست ما نمی‌افتد



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  برگزیده ای از اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج malihe 12 2,033 Wednesday 17 June 2020 15:27
آخرین ارسال: luna
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 140 40,280 Sunday 03 November 2019 11:48
آخرین ارسال: zhr1987
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 5,737 Saturday 01 June 2019 21:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 6,538 Saturday 09 March 2019 17:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 9,218 Thursday 07 March 2019 17:16
آخرین ارسال: saye

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Thursday 09 July 2020, 23:28