خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
کفش طبی کودکان مخصوص صافی پا
lemonn lemonn 0 19
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover luna 508 101060
حرف های تکراری ما
moonlover luna 498 71174
گفتگوی آزاد
admin mohammadn11 2627 145609
مزایای ایزولاسیون و عایق بندی کانکس
pouriaci pouriaci 0 28
ورق یونولیت
azade1992 azade1992 0 22
♥تولدت مبارک الهامم ♥
مونا luna 170 25419
شهریار
dusky luna 169 33501
تك بيت هاي زيبا
round_robin luna 374 53027
داری؟نداری؟ (5)
moonlover luna 442 17159
♣♣♣ وصف حال یا احساستان را با یک شعر بگید ♣♣♣
moonlover luna 602 103748
طراحی سایت آگهی
sitecode sitecode 0 33
درخواست کتاب گشایش رمز کتاب الکترونیک بحر المعارف
anasab amir7411 13 4473
مشاعره با ترانه خوانندگان 5
غزل luna 469 43583
با اخر اسم من یه اسم بنویس(2)
گلایه iljimae200 486 34773
نکاتی ارزشمند در مورد "سلامتی"
tree of life tree of life 0 46
اخرین اس ام اسی که دادین چی بوده ؟
sana tree of life 597 40420
سرور اوبونتو چیست و کاربردهای آن در دنیای امروز
webpouyanii webpouyanii 0 36
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 533 23440
نرم افزار حسابداری سپیدار
agahhesab agahhesab 0 47
دانلود کتاب آشنایی با علم اسامی ،علوم غریبه $
admin 102falah 1 2147
طراحی سایت شرکتی
sitecode sitecode 0 55
رفیـــق , تولدت مبارکــــــــ ♥
گلایه luna 43 11069
کاربرد سوئیچ شبکه چیست ؟
azade1992 azade1992 0 46
تنگه بسفر استانبول چه جذابیت‌هایی دارد؟
nopardaz sansa 1 101
آموزش افزایش برد بلوتوس-100% تضمینی
aria mom1363 4 3408
دانلود کتاب خود آموز علوم غریبه -میر داماد کبیر- جلد دوم
admin admin 107 821
معرفی کتاب موفقیت و هدفگذاری
yeksho yeksho 0 46
سرور اوبونتو چیست و کاربردهای آن در دنیای امروز
pouyanweb98 pouyanweb98 0 47
مرا به گریه میار ...
round_robin reeraa 118 13825
دل...
گلایه reeraa 191 27257
آه!
jet li reeraa 28 3257
چه کسی . . . .
jet li reeraa 3 601
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m reeraa 158 29936
مهم ترین کاربرد و فایده گلوتن
lemonn lemonn 0 52
مراقبت های مهم بعد از عمل بینی
sinaarya sinaarya 0 57
اسرار اعجاب انگيز فنگ شويي
nevisande20 nevisande20 0 54
بهترین شرکت طراحی سایت
sitecode sitecode 0 60
دانلود کتاب نقش سلیمانی $
admin mhbmhb55 2 797
گزیده ای از یک کتاب(3)
mohsenshiri1388 mhbmhb55 741 128803

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار رهی معیریزمان کنونی: Monday 06 April 2020, 05:58
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: minoo
آخرین ارسال: بهروز عاطف
پاسخ: 108
بازدید: 19096
 
امتیاز دهید:
  • 6 رأی - میانگین امیتازات : 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار رهی معیری
Saturday 19 October 2013, 19:53
ارسال: #71
RE: اشعار رهی معیری
داغ محرومی


ساختم با آتش دل لاله زاری شد مرا

سوختم خار تعلق نوبهاری شد مرا


سینه را چون گل زدم چاک اول از بی طاقتی

آخر از زندان تن راه فراری شد مرا


نیکخویی پیشه کن تا از بدی ایمن شوی

کینه از دشمن بریدم دوستداری شد مرا


هر چراغی در ره گمگشته ای افروختم

در شب تار عدم شمع مزاری شد مرا


دل به داغ عشق خوش کردم گل از خارم دمید

خو گرفتم با غم دل غمگساری شد مرا


گوهر تنهایی از فیض جنون دارم به دست

گوشهٔ ویرانه گنج شاهواری شد مرا


کج نهادان راز کس باور نیاید حرف راست

عیب خود بی پرده گفتم پرده داری شد مرا


پیش پیکان بلا سنگ مزارم شد سپهر

جا به صحرای عدم کردم حصاری شد مرا


چون نسوزم شمع سان؟ کز داغ محرومی رهی

بر جگر هر شعله آهی شراری شد مرا



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 21 October 2013, 21:26
ارسال: #72
RE: اشعار رهی معیری
برق نگاه


به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش

به دست برق سپردیم آشیانهٔ خویش


مرا چه حد که زنم بوسه آستین ترا

همین قدر تو مرانم ز آستانهٔ خویش


به جز تو کز نگهی سوختی دل ما را

به دست خویش که آتش زند به خانهٔ خویش


مخوان حدیث رهایی که الفتی است مرا

به ناله سحر و گریه شبانهٔ خویش


ز رشک تا که هلاکم کند به دامن غیر

چو گل نهد سر و مستی کند بهانهٔ خویش


رهی به ناله دهی چند دردسر ما را؟

بمیر از غم و کوتاه کن فسانهٔ خویش





تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 21 October 2013, 21:32
ارسال: #73
RE: اشعار رهی معیری
خشکسال ادب


دگر ز جان من ای سیمبر چه می خواهی؟

ربوده‌ای دل زارم دگر چه می خواهی؟


مریز دانه که ما خود اسیر دام توایم

ز صید طایر بی بال و پر چه می خواهی؟


اثر ز ناله خونین دلان گریزان است

ز ناله ای دل خونین اثر چه می خواهی؟


به گریه بر سر راهش فتاده بودم دوش

به خنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟


نهاده ام سر تسلیم زیر شمشیرت

بیار بر سرم ای عشق هر چه می خواهی


کنون که بی هنرانند کعبه دل خلق

چو کعبه حرمت اهل هنر چه می خواهی؟


به غیر آن که بیفتد ز چشم ها چون اشک

به جلوه گاه خزف از گهر چه می خواهی؟


رهی چه می طلبی نظم آبدار از من؟

به خشکسال ادب شعر تر چه می خواهی؟



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Monday 21 October 2013, 21:34
ارسال: #74
RE: اشعار رهی معیری
حاصل عمر


بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام


شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام


حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام


تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام


تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام


چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام


یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده‌ام



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Wednesday 23 October 2013, 20:30
ارسال: #75
RE: اشعار رهی معیری
جلوه نخستبن


رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است

نشان قافله سالار عاشقان این است


مبین به چشم حقارت به خون دیده ما

که آبروی صراحی به اشک خونین است


ز آشنایی ما عمر ها گذشت و هنوز

به دیده منت آن جلوه نخستین است


نداد بوسه و این با که می توان گفتن؟

که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است


به روشنان چه بری شکوه از سیاهی بخت

که اختر فلکی نیز چون تو مسکین است


به غیر خون جگر نیست بی نصیبان را

زمانه را چه گنه چوننصیب ما این است


رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا

بهار من گل روی امیر و گلچین است



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Wednesday 23 October 2013, 20:37
ارسال: #76
RE: اشعار رهی معیری
بوسه جام


تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟

ندیده ای شب من تاب و تب چه میدانی؟


بمن گذار که لب بر لبش نهم ای جام

تو قدر بوسه آن نوش لب چه میدانی؟


چو شمع و گل شب و روزت به خنده می گذرد

تو گریه سحر و آه شب چه میدانی؟


بلای هجر ز هر درد جانگدازتر است

ندیده داغ جدایی تعب چه میدانی؟


رهی به محفل عشرت به نغمه لب مگشای

تو دل شکسته نوای طرب چه میدانی؟



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Wednesday 23 October 2013, 20:40
ارسال: #77
RE: اشعار رهی معیری
ناله جویبار


گر چه روزی تیره تر از شام غم باشد مرا

در دل روشن صفای صبحدم باشد مرا


زرپرستی خواب راحت را ز ندگس دور کرد

صرف عشرت می کنم گر یک درم باشد مرا


خواهش دل هر چه کمتر شادی جان بیشتر

تا دلی بی آرزو باشد چه غم باشد مرا


در کنار من ز گرمی بر کناری ایدریغ

وصل و هجران غم و شادی به هم باشد مرا


در خروش آیم چو بینم کج نهادی های خلق

جویبارم ناله از هر پیچ و خم باشد مرا


گر چه در کارم چو انجم عقده ها باشد رهی

چهره بگشاده ای چون صبحدم باشد مرا



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 24 October 2013, 20:18
ارسال: #78
RE: اشعار رهی معیری
کیان اندوه


نی افسرده ای هنگام گل روید ز خاک من

که برخیزد از آن نی ناله های دردناک من


مزار من اگر فردوس شادی آفرین باشد

به جای لاله و گل خار غم روید ز خاک من


مخند ای صبح بی هنگام که امشب سازشی دارد

نوای مرغ شب با خاطر اندوهناک من


نیم چون خاکیان آلودهٔ گرد کدورتها

صفای چشمهٔ مهتاب دارد جان پاک من


چو دشمن از هلاک من رهی خشنود میگردد

بمیرم تا دلی خشنود گردد از هلاک من


تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 24 October 2013, 20:22
ارسال: #79
RE: اشعار رهی معیری
سرگشته


بی روی تو راحت ز دل زار گریزد

چون خواب که از دیده بیمار گریزد


در دام تو یک شب دلم از ناله نیاسود

آسودگی از مرغ گرفتار گریزد


از دشمن و از دوست گریزیم و عجب نیست

سرگشته نسیم از گل و از خار گریزد


شب تا سحر از ناله دل خواب ندارم

راحت به شب از چشم پرستار گریزد


ای دوست بیازار مرا هر چه توانی

دل نیست اسیری که ز آزار گریزد


زین بیش رهی ناله مکن در بر آن شوخ

ترسم که ز نالیدن بسیار گریزد



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 25 October 2013, 16:21
ارسال: #80
RE: اشعار رهی معیری
یار دیرین


به سوی ما گذار مردم دنیا نمی‌افتد

کسی غیر از غم دیرین به یاد ما نمی‌افتد




منم مرغی که جز در خلوت شبها نمی‌نالد

منم اشکی که جز بر خرمن دلها نمی‌افتد




ز بس چون غنچه از پاس حیا سر در گریبانم

نگاه من به چشم آن سهی بالا نمی‌افتد


به پای گلبنی جان داده‌ام اما نمی‌دانم

که می‌افتد به خاکم سایهٔ گل یا نمی‌افتد


رود هر ذرهٔ خاکم به دنبال پریرویی

غبار من به صحرای طلب از پا نمی‌افتد




مراد آسان به دست آید ولی نوشین لبی جز او

پسند خاطر مشکل پسند ما نمی‌افتد


تو هم با سروبالایی سری داری و سودایی

کمند آرزو برجان من تنها نمی‌افتد




نصیب ساغر می شد لب جانانه بوسیدن

رهی دامان این دولت به دست ما نمی‌افتد



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 140 38,448 Sunday 03 November 2019 11:48
آخرین ارسال: zhr1987
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 5,368 Saturday 01 June 2019 21:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 6,101 Saturday 09 March 2019 17:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 8,815 Thursday 07 March 2019 17:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 2,677 Thursday 07 March 2019 08:34
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Monday 06 April 2020, 05:58