خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
نحوه عمل لیفت صورت قسمت 4
jarahezibai jarahezibai 0 11
بهترین روش کوچک کردن سینه چیست؟
jarahezibai jarahezibai 0 16
میز گرد بانک واحد
عرفان20 عرفان20 7 221
میز گرد چیستان.
عرفان20 عرفان20 68 1014
میز گرد ضرب المثل
عرفان20 عرفان20 42 367
کدام نوع جراحی برای من مناسب تر است؟ جراحی پلک یا لیفت ابرو؟
jarahezibai honarfardi8 4 76
میز گرد کینزی ها
عرفان20 عرفان20 17 556
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 500 16696
استفاده از رنگ سال در طراحی سایت
sitecode sitecode 0 28
کوچک کردن سینه به روش مکش چربی بخش 3
jarahezibai jarahezibai 0 39
کدام نوع جراحی برای من مناسب تر است؟ جراحی پلک یا جراحی بالاکشیدن ابرو؟
jarahezibai jarahezibai 0 41
دوستان آواکسی هر وقت وارد سایت آواکس شدی یه جمله اینجا بنویس.
rapr tree of life 735 82237
قبل از Big Bang
tree of life tree of life 12 920
AQUARIUS
tree of life tree of life 5 200
روش صحیح نگهداری یخچال و فریزر
nazaniinn nazaniinn 0 36
چرا زنان از مردان عصبانی می شوند؟
nazaniinn nazaniinn 0 39
هزینه های جانبی جراجی پلک شامل چه مواردی است؟
jarahezibai jarahezibai 0 47
نحوه بازاریابی ایمیل در طراحی سایت
limootorrsh limootorrsh 0 43
بررسی برترین نمونه های بازاریابی در طراحی سایت
limootorrsh limootorrsh 0 42
نحوه عمل لیفت صورت قسمت 3
jarahezibai jarahezibai 0 47
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover tree of life 498 92843
کوچک کردن سینه به روش مکش چربی بخش 2
jarahezibai jarahezibai 0 53
هزینه کلینک یا اتاق عمل جهت انجام جراحی پلک
jarahezibai عرفان20 1 64
نحوه عمل لیفت صورت قسمت 3
jarahezibai jarahezibai 0 35
کوچک کردن سينه به روش مکش چربي
jarahezibai jarahezibai 0 39
هزینه کلینک جهت انجام جراحی پلک بخش اول
jarahezibai jarahezibai 0 44
چهار روند جدید طراحی سایت
limootorrsh limootorrsh 0 48
هزینه جراحی پلک فاکتور دوم : نوع جراحی پلک بخش آخر
jarahezibai jarahezibai 0 54
هزینه جراحی پلک فاکتور دوم : نوع جراحی پلک بخش 2
jarahezibai jarahezibai 0 44
گفتگوی آزاد
admin tree of life 2597 123018
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m luna 153 25998
مهم ترین مزایا و کاربردهای دیمپل شیت
lemonn lemonn 0 39
قیمت اجرای روف گاردن
lemonn lemonn 0 39
نحوه عمل لیفت صورت قسمت 2
jarahezibai jarahezibai 0 38
نحوه جراحی برای کوچک کردن سینه
jarahezibai jarahezibai 0 53
هزینه جراحی پلک فاکتور دوم : نوع جراحی پلک
jarahezibai jarahezibai 0 47
چطور با برنامه ریزی سئو، در کمتر از 6 ماه به صفحه اول گوگل برسیم؟
Maryamneshati Maryamneshati 0 43
کلاد لینوکس چیست و مزایای آن – بخش اول
webpouyanii webpouyanii 0 37
ایزولاسیون گودهای ساختمانی
lemonn lemonn 0 41
آرایش لب ها با رژ لب لچیک و مداد لب لچیک
kohanpishe kohanpishe 0 50

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار رهی معیریزمان کنونی: Saturday 21 September 2019, 19:33
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: minoo
آخرین ارسال: بهروز عاطف
پاسخ: 108
بازدید: 17164
 
امتیاز دهید:
  • 6 رأی - میانگین امیتازات : 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار رهی معیری
Thursday 08 August 2013, 14:46
ارسال: #1
اشعار رهی معیری
شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانهٔ سلطنتی اشتغال داشت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. وی در سالهای آخر عمر در برنامهٔ گلهای رنگارنگ رادیو در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن چهلمین سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگربار در سال ۱۳۴۵، عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر وی بود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهٔ ظهیرالدولهٔ شمیران به خاک سپرده شد.





تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 08 August 2013, 14:48
ارسال: #2
شاهد افلاکی
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی


چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی



من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم


تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی



خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم


تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی



ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی


من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی



در سینه سوزانم مستوری و مهجوری


در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی



من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی


من سلسله موجم تو سلسله جنبانی



از آتش سودایت دارم من و دارد دل


داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی



دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم


کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی



ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟


روی از من سر گردان شاید که نگردانی

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 08 August 2013, 14:50
ارسال: #3
حدیث جوانی
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام


خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام



با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق


همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام



چون خاک در هوای تو از پا فتاده‌ام


چون اشک در قفای تو با سر دویده‌ام



من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش


از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام



از جام عافیت می نابی نخورده‌ام


وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده‌ام



موی سپید را فلکم رایگان نداد


این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام



ای سرو پای بسته به آزادگی مناز


آزاده من که از همه عالم بریده‌ام



گر می‌گریزم از نظر مردمان رهی


عیبم مکن که آهوی مردم‌ندیده‌ام

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 08 August 2013, 14:54
ارسال: #4
* سوزد مرا سازد مرا *
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند


بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند



زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم


غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند



نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد


با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند



سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا


وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند



بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی


یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Thursday 08 August 2013, 14:56
ارسال: #5
زندان خاک

با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام



نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام



سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟


تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام



جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا


عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام



پایمال مردمم از نارسایی های بخت


سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام



خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست


اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام



تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟


برگ خشکم در کف باد صبا افتاده ام



بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق


تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام



لب فرو بستم رهی بی روی گلچین و امیر


در فراق همنوایان از نوا افتاده ام

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 08:21
ارسال: #6
غباری در بیابانی

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی

نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاه

نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی

به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی

کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی

گهی افتان و خیزان چون غباری دربیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی

رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
باقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 08:24
ارسال: #7
طوفان حادثات
این سوز سینه شمع شبستان نداشته است
وین موج گریه سیل خروشان نداشته است

آگه ز روزگار پریشان ما نبود
هر دل که روزگار پریشان نداشته است

از نوشخند گرم تو آفاق تازه گشت
صبح بهار این لب خندان نداشته است

ما را دلی بود که ز طوفان حادثات
چون موج یک نفس سر و سامان نداشته است

سر بر نکرد پاک نهادی ز جیب خاک
گیتی سری سزای گریبان نداشته است

جز خون دل ز خوان فلک نیست بهره ای
این تنگ چشم طاقت مهمان نداشته است

دریا دلان ز فتنه ایام فارغند
دریای بی کران غم طوفان نداشته است

آزار ما بمور ضعیفی نمی رسد
داریم دولتی که سلیمان نداشته است

غافل مشو ز گوهر اشک رهی که چرخ
این سیمگون ستاره بدامان نداشته است

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 08:26
ارسال: #8
داغ تنهایی
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم

سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم

شمع و گل هم هر کدام از شعله‌ای در آتشند
در میان پاکبازان من نه تنها سوختم

جان پاک من رهی خورشید عالمتاب بود
رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 08:29
ارسال: #9
نیلوفر
نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پبچیده ام
شاخه تاکم بگرد خویشتن پیچیده ام

گرچه خاموشم ولی آهم بگردون می رود
دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام

می دهم مستی به دلها گر چه مستورم ز چشم
بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام

جای دل در سینه صد پاره دارم آتش
شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام

نازک اندامی بود امشب در آغوشم رهی
همچو نیلوفر بشاخ نسترن پیچیده ام



تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول
Friday 09 August 2013, 08:31
ارسال: #10
رسوای دل
همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل

من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل

همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل

دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل

ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل

خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل

گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل

در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل

تا زمینی می چرخد
تا هوا هواست مـن و تـ
ــو در جنونی
سر به راهیــــــــــــــــم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 4,526 Saturday 01 June 2019 20:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 139 34,472 Tuesday 26 March 2019 00:16
آخرین ارسال: گلایه
  اشعار امید صباغ نو helia 33 5,208 Saturday 09 March 2019 16:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 7,932 Thursday 07 March 2019 16:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 1,999 Thursday 07 March 2019 07:34
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 21 September 2019, 19:33