خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
ضرورت استفاده از لباس کار
imenkala imenkala 0 13
دلایلی که باعث خرید تتر می‌شود
bitmehr bitmehr 0 160
عامل تأثیرگذار در قیمت فروش بیت کوین
bitmehr bitmehr 0 40
درب لابی چیست
sepahandarb sepahandarb 0 32
خوش فروش های بازار خودرو ایران
fatemzar fatemzar 0 23
بدفروش‌ترین خودروهای بازار دست دوم در ایران!
fatemzar fatemzar 0 20
بررسی نشانه های نشتی کولر گازی
nopardaz nopardaz 0 28
درب ضد سرقت ایرانی | جدید ترین مدل های درب ضد سرقت ایرانی
seoupdate seoupdate 0 29
درب ضد سرقت ایرانی | جدید ترین مدل های درب ضد سرقت ایرانی
seoupdate seoupdate 0 27
درب ضد سرقت ایرانی | جدید ترین مدل های درب ضد سرقت ایرانی
seoupdate seoupdate 0 33
باهر
tambaher tambaher 0 25
کدام مسائل را قبل از ازدواج مطرح کنیم؟
parva55 parva55 0 37
بررسی روابط صحیح پدر و دختر در خانواده
parva55 parva55 0 39
نکات خانه داری که دانستن آن برای شما مفید است
parva55 parva55 0 34
رایج ترین مشکلات ویندوز ۱۰+ راه حل
parva55 parva55 0 37
حکایت ابوریحان بیرونی و علم سگ
parva55 parva55 0 38
تک بیت های زیبا
helia parva55 323 46177
بهترین کفش ایمنی کدام است؟
imenkala imenkala 0 27
معرفی برند پارس خزر
nopardaz nopardaz 0 29
قیمت لوازم یداکی نیسان تیانا| انواع لوازم یدکی
lemonn lemonn 0 36
سرو موتور مناسب را از تام باهر بخواهیم
tambaher tambaher 0 40
خصوصیات و مزایای داشتن مستر کارت فیزیکی
bitmehr bitmehr 0 31
قیمت خرید تتر بصورت منصفانه از وب سایت بیت مهر
bitmehr bitmehr 0 41
در خرید خودروی کارکرده دچار این اشتباهات نشوید!
fatemzar fatemzar 0 34
راهنمای کامل ثبت موسسه غیرتجاری
kiasabtt kiasabtt 0 49
حفاظت فردی - دستکش های ایمنی
imenkala imenkala 0 45
بهترین کلاه کار دنیا
imenkala imenkala 0 49
کاربردهای امروزی اینترنت
farbod99 farbod99 0 45
نحوه نصب مجدد لینوکس
farbod99 farbod99 0 47
ویژگی‌های اندروید
farbod99 farbod99 0 46
ویندوز فون
farbod99 farbod99 0 48
بنیانگذاری اپل (۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰)
farbod99 farbod99 0 46
لوازم جانبی گوشی شیائومی
mobin898 mobin898 0 31
ویژگی‌های فتوشاپ
farbod99 farbod99 0 46
راه اندازی SAMBA در لینوکس
MWEBSPOUYAN MWEBSPOUYAN 0 43
مقاله ای جامع که به شما کمک می کند
tehranbar tehranbar 0 36
ضرورت استفاده از لباس کار
imenkala imenkala 0 41
اهمیت سئو چیست
limootorrsh limootorrsh 0 48
اطلاعاتی مهم درباره ماکروفر دوو
nopardaz nopardaz 0 41
حرف های تکراری ما
moonlover luna 501 76194

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
اشعار حسین پناهیزمان کنونی: Wednesday 23 September 2020, 07:48
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: رها
آخرین ارسال: رها
پاسخ: 222
بازدید: 28691
 
امتیاز دهید:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات : 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار حسین پناهی
Thursday 06 November 2014, 15:05
ارسال: #101
RE: اشعار حسین پناهی
بر گردن عشق ساده ام

که انگشترش نخی ست

گلوبند زمردین شعر مرا

باور نمی کند کسی...

لعنت به شعر من!

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 15:10
ارسال: #102
RE: اشعار حسین پناهی
شب و روزت همه بیدار

که آید شاید

کور شد دیده بر این

کور ره شاید ها!

شاید-ای دل!-

که مسیحا نفست

آمد و رفت!

باختی هستی خود

بر سر می آیدها...!

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 15:11
ارسال: #103
RE: اشعار حسین پناهی
می گویند

نسل دایناسورها

منقرض شده است...

پس من چرا زنده ام؟

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 15:13
ارسال: #104
RE: اشعار حسین پناهی
وقتی ما آمدیم

اتفاق اتفاق افتاده بود!

حال

هر کس

به سلیقه ی خود چیزی می گوید

و در تاریکی گم می شود!

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 15:19
ارسال: #105
RE: اشعار حسین پناهی
خمیازه و خطر

و خاک باران خورده که همچون گوشت خربزه ها

لای انگشتانم لوله می شود!

وحشت درختچه ها از باد!

الکترون های خردسال

همراه با فشنگی داغ از باروت

می رقصند و می گذرند

از تونل های سرخ و سیاه قلب قاتلی...

سرخ پوش دختری

در پنجره قطار غیبش می زند

در آستانه ی دهانه تونلی...

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 15:23 (آخرین ویرایش در این ارسال: Thursday 06 November 2014 15:24 ، توسط رها.)
ارسال: #106
RE: اشعار حسین پناهی
به حقیقت نزدیک تر است انسان
زیرِ نورِ نقره گونِ ماهِ تابستان!
سلامِ ما...
مشوش، آیا؟ مگر! چرا؟
بدرود ما...
آغشته ی، هرگز، ولی! شاید!
گفتم: ولی ای داد!
گفتی: ولی افسوس!
رازِ معمای جاودانه گی نگفتن بود...
وفادارترینِ جمع ما از این میان
ماه بود که دید
و
هیچ نگفت...

سرخ می شود از شرم
ستاره ی زهره،
در برابرِ نگاهِ هیزِ دوربینِ هابِل
که سوت می زند
و وقیحانه آدامس می جَوَد!

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 17:17
ارسال: #107
RE: اشعار حسین پناهی
در سایه ی همین بید،
همین بید پیر که سایه بان هزار خاطره ی نیامده ام بود،
منتظر غروب می نشستم تا وضو بگیرم
و اقتدا کنم به ماه،
ماه... مریم دل پاک شب هایم!
آری اقتدا کنم همه سکوت های سربی ام را،
به دختر مُسن آسمان ها!
دختر مسن آسمان ها...
روی زمین داغ به پشت دراز می کشم!
چقدر نزدیک،
چقدر نزدیک،
چقدر نزدیک است ماه به صورت گردِ خیس از اشک!
داغ داغ
این جا در جنوب هرکس برای خودش ستاره یی دارد!
ستاره یی که شبیه ستاره هیچ ## نمی شود!
این جا از هرجایی
انسان به خدا نزدیک تر است!
استکان از دست کسی می افتد می شکند!
زیر ارزش شاخه های نقره گونه ماه،
کسی شبیه خودم
با انگشت های استخوانی
فدای اشک های داغُ سکوت های طولانی،
استکان از دست کسی می افتد می شکند!
تاب بر می دارد!

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 17:18 (آخرین ویرایش در این ارسال: Thursday 06 November 2014 17:20 ، توسط رها.)
ارسال: #108
RE: اشعار حسین پناهی
به دانش اگر مرد را راستی...
پس چرا این همه کتاب رنجی نمی کاهند
و جدی نمی افزایند؟
ماه هاست که ناپیدا به شهر توام!
نمادی گم بر هر منظری که به نیستی!
سلام!
هشت امشب گریم می شوم!
از خدمت کارن دربار اواخر شاهان قاجارم!
آویز بر طناب طویل زمان!
چون رختی نیمه نو!
کبک ها دانه چین های خود را از بردند!
نگاهم به نیمه دیوار حصار قصر نمی رسد!
نوعی دیگر از دگردیسی،
که بازیگری درک دگردیسی است!
دیزالو به دیزالو!
از گون به کتیرا
و احساس سنگ در تغییر فصول!
از جلبک تا کامل ترین موجودی که می شناسی!
سبزهای بی شمار،
سرخ های بی شمار،
و همه هراسان اضطراب بقا!
سلام!
دیوانه گی هایت را به آوازم!
تضادهایت را شیرین!
که نرقصید هیچ روحی
با کوبش میخ صلیب هایش
در جلجتاهای بی شماری که
به دریافت سزاوارگی درد زمان رسیده یی!
نمی دانم هایت را نمی دانم!
ای همه چشم!
ای همه سکوت!
خسته به میهمانی رویاهایت،
که یکی بودُ با تو از هزاران گذشت!
دختر دودُ تنورُ آوا!
نگاه هایت را نگارینم!
ای پیشانی شعله ور چراها وُ ناگزیرها!
آویخته بر طناب با رنگ اناری ات!
بگذار، ماه، نقره گون کند لاشه ی رویاها وُ آرزوهامان را!
چون دره های وهم انگیز کوهستان کودکی مان!
کدام چشمه هنوز می جوشد؟
کدام را له له نزده ایم؟
کدام بادام ناتکانده مانده است؟
آخ!
از بسیاریِ سیاهی ها، فاصله ها، شدن ها، نشدن ها...
که لرزیدند،
پیامبران با کتابُ بی کتاب
از بسیاریِ سیاهی در روح بلند انسانی شان!
صندلی غریب!
شانه ی گیسوی که خواهی شد؟
تقدیر از کدام راه
امشب به تقدیر ما شمشیر خواهد کشید
و هلهله ی حمله سر می دهد!
پنهان کن لرزش دستانت را!
من نیز این چنین خواهم کرد!
سرگیجه هایت را تاب می خورم!
ای از کدامین فصل
و مشوش می شد صورت سرخ منُ ماه!
شغال ها، ماتمِ گرانُ سترگ ادوار!
جیغ می کشند ماتمی را که صورت سرخ ما را مشوش کرده است!
برای لحظه یی ستاره ام را گم کرده ام!
دست در اطراف می چرخاندم!
خدا کمی از من دور شده بود، انگار...
به مادرم گفتم باید اتفاقی افتاده باشد!
خم شد و دستی بر پایم کشید!
خار بود!
دیگ ماه را نمی دیدمُ ستاره ام نیز
و صدایم گم می شد در ماتم شیون گرانِ ماتم های سترگ!
خار بود!
می چرخید در شریان های بی تابم خون ###!
سایه ی بید تا دیوار همسایه ادامه می یافت
و دنباله اش در کوچه ها گم می شد!
خار بود!
به بالای سرم نگاه کردم!
به شاخه های نقره گون همین بید،
شاخه های نقره گونِ خودم!
کسی که دوستم می داشت به صورتم سیلی می زد!
تنها درختان قادرند
با خون ### به حیات ادامه بدهندُ من درخت نبودم!
و این را مادرم نمی دانست!
کسی که همیشه دوستم می داشتُ سر بر زانو
موهایم را دو شاخه می بافت!
نه من درخت نبودم!
سایه ی دخترک قصه ی از یاد رفته یی بودم،
که هر شب در روایتی به دنبال خود می گشتم!
خون ###!
ماه مشوش!
ستاره ی گم شده!
شیون شغال ها
و آهنگ معصومانه ی صدای مادرم:
خار بود! خار بود...
خاله ام گوش هایش را می کشید
و به پچ پچه زیر گوش مادرم چیزی می گفت!
مادرم به من نزدیک شد!
سه رَم،
سه رنگُ من گم شدم در خاکستر مطلق!
چشم که گشودم،
همه ی زنان در سایه سار بید، ماتمِ بزرگی را شیون می کردند!
هرگز شیشه عطر از دستتان افتاده که بشکند؟
شیشه ی عطرم شکسته بود!
حیاط پر از بوی خدا شده بود!
ستاره ام _ درشتُ درخشان _
رو به رویم پشت به دیوار،
سر بر گریبان برده بود
و من در آغوش ماه
برای همیشه به خواب رفته بودم!
با گونه ی خیسُ کبود سیزده سالگی ام
که جای آخرین بوسه ی مادرم بود!


توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 17:20
ارسال: #109
RE: اشعار حسین پناهی
انسان درختی ست که راه می رود،
با میوه های تلخُ سایه یی که خوابگاه شیرین است!
چنین می اندیشد سمور
در مکث مرز لنه اش که او را از جهان جدا می سازد!
سرک کشیده از پشت حصار اندیشه های خویش!
آری! درخت از سلسله ی نباتات است،
سمور از تیره ی مهره داران!
افسوس که انسان زبان ماهیان را نمی فهمد!
لرزان...
سایه ی مرجانی که با تیغ زهرآگین
هرگز قادر به بازگشت،
به زادُ بومِ خود نخواهد بود!

چنین می اندیشد ماه آزاد،
در حولُ حوشِ قلابِ فلاکتی
که _ هم چون دستی به گدایی _
به سوی دریا پهن شده است
و آگاهانه جان خود را به ریسمان نیازش آویزان می کند!
ای کاش انسان منزلت خویش را می شناخت!
طرح بر اندازی ریاست ها را،
باید در جیب معاون جستُ جو کرد!

چنین می اندیشد پروانه ی سفید،
در غروب خاکستریُ سرخ!
حوالیِ مَردِ ماهی گیر
که خوش حال به خانه می رود!
با لاشه ی ماهیِ آزادِ مرده یی در جیب!
چرخی می زندُ در مزرعه ناپدید می شود!
بر فراز سایه کجُ معوجی که
تا آن سر دنیا پهن شده است!

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول
Thursday 06 November 2014, 17:21
ارسال: #110
RE: اشعار حسین پناهی
پا می چرخانم،
رو به این منظرِ ناگزیر!
بر این شب غم انگیز هزار سایه...
و چون مگسِ سیری
می ترسم از اشباحُ
در سکوت
اسکلت کهنه ی این قاطر هزار ساله را
دید می زنم!

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتما !!
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 141 41,731 Saturday 22 August 2020 17:31
آخرین ارسال: hotan22
  برگزیده ای از اشعار زیبای هوشنگ ابتهاج malihe 12 2,210 Wednesday 17 June 2020 15:27
آخرین ارسال: luna
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 6,024 Saturday 01 June 2019 21:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 6,886 Saturday 09 March 2019 17:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 9,591 Thursday 07 March 2019 17:16
آخرین ارسال: saye

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Wednesday 23 September 2020, 07:48