خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه roghayeh 451 10112
مقایسه مزایا و معایب اجاره و خرید سرور مجازی
pooyany97 pooyany97 0 22
گفتگوی آزاد
admin pugna 2522 108043
دوستان آواکسی هر وقت وارد سایت آواکس شدی یه جمله اینجا بنویس.
rapr tree of life 728 78430
نرم افزار برای گوشی های سامسونگ
Y@$$ER ghj1374 6 6808
ضرب المثل های گوناگون !!
simin ghj1374 35 5256
تور زمینی باکو از مرز آستارا یا بیله سوار
masoome1 masoome1 1 37
چکش های هیدرولیکی تقلبی سوسان
pishromachine pishromachine 0 37
کوچه باغ تنهایی (1)
sana roghayeh 261 38013
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m roghayeh 148 22391
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه roghayeh 638 36689
بیا بگو همین الان دلت چی میخواد؟ (5)
گلایه roghayeh 210 7642
یک کلمه میگم,رنگش رو بگو (3)
مونا roghayeh 580 40168
داری؟نداری؟ (5)
moonlover roghayeh 421 8641
تاثیر فیلم های خشن بر روی کودکان
nazaniinn nazaniinn 0 25
محاسبه رنگ هاله انسان !!
mdark rppmazinani 11 7523
تست روانشناسی سن ( بسیار نزدیک به حقیقت )
m.z rppmazinani 51 8318
اولین چیزی که در مورد نفر قبلی به ذهنت میرسه بگو.!!!
user iljimae200 453 24642
ساندویچ پانل
sale1050 sale1050 0 33
به جشن طلوع خورشید آواکس نت خوش اومدین، بفرمایید تو دم در بده
alale roghayeh 463 44941
با وارد کردن شماره موبایل آدرس مالکش رو از طریق ماهواره پیدا کنید
geddis Hamzeh137429 17 44150
مدارک لازم برای ثبت برند در اردبیل
fekre bartar fekre bartar 0 47
16 روش برای افزایش ترافیک وب سایت
nopardaz nopardaz 0 28
ثبت برند در تبریز و مدارک مهم برای این کار
fekre bartar fekre bartar 0 37
شماره پلاک W12 دبی به قیمت 4 میلیون درهم فروخته شد!
masoome1 masoome1 0 42
فهرست بندی جدید گوگل در طراحی سایت موبایل
sitecode sitecode 0 55
راهنمایی های لازم برای اقامت آلمان
eurovisa24 eurovisa24 0 59
ديدى؟نديدى؟ ( 1 )
m.z iljimae200 937 58883
"امضاهای " من!!!
دخترمشرقى roghayeh 315 42275
انحلال و ورشکستگی شرکت تجاری
shirinabdiii shirinabdiii 0 57
قبل از Big Bang
tree of life tree of life 9 285
توسعه وب سایت چیست
nopardaz nopardaz 0 65
دوست داري كي الان آن بشه؟
omid roghayeh 55 6479
16 روش برای افزایش ترافیک وب سایت
nopardaz nopardaz 0 59
چگونگی خرید ملک در سوئد
eurovisa24 eurovisa24 0 58
روند و روش اینفوگرافیک در طراحی سایت
sitecode sitecode 0 55
من رایان هستم ؛ پسر مامان sana
sana sana 62 10557
شرایط ثبت شرکت خشکبار سهامی خاص
kara sabt kara sabt 0 64
لباس کار چیست؟ پارت دوم
anna11 anna11 0 66
کاربرد و مشخصات فنی دستگیره الکترونیکی قفل دیجیتال کارتی
anna11 anna11 0 64

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
دلــنوشتــــه (2)زمان کنونی: Thursday 25 April 2019, 02:05
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان
نویسنده: roshanak.m
آخرین ارسال: roghayeh
پاسخ: 149
بازدید: 22392
 
امتیاز دهید:
  • 7 رأی - میانگین امیتازات : 3.43
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلــنوشتــــه (2)
Sunday 22 April 2018, 12:35 (آخرین ویرایش در این ارسال: Sunday 22 April 2018 12:52 ، توسط roghayeh.)
ارسال: #141
RE: دلــنوشتــــه (2)
دلم تنگه....
تنگه گنبد طلاییه8
که زل بزنم بهش....ساعتهاااا...نگاه کنم اما سیر نشم6
دلم تنگ بهترین سفر عمرمه......
طلبیدنت...
یهویی یهویی68
دلم تنگه اشک ریختنه...تو حرم..بی دغدغه..تنهایی..بیخیال
دلم یه بیابون بی انتها میخواد....
دلم ........فریاد میخواد ......
این دل گرفته...حال آشفته...
نرسیدنه........
بدجوری رو مخن حالو هوای این روزااااا....
دلم امام رضا میخواد، ولی....
کاش دل بفهمه نباید چیزای الکی بخواد....
بفهمه هیچ وقت هیچ چی اونجوری که باید نمیشه...
بفهمه باید بجنگه واسه دوس نداشته ها....
........
.......
کااااش بیخیال شه، گریه کنه
.....کاش

1397/02/02

خوشااا
8
آن دل که با نام " تو" آرام گیرد❤️
نقل قول
Wednesday 05 December 2018, 09:45 (آخرین ویرایش در این ارسال: Wednesday 05 December 2018 11:42 ، توسط roghayeh.)
ارسال: #142
RE: دلــنوشتــــه (2)
بارالها
میگویند در قلبهای شکسته خانه داری!؟!؟!؟!
دیر زمانیست درجوستجویت هستم...
اما نمیدانم وسعت قلب من بسیار است
یا.....شاید
هنوز به قلب شکسته ام سرک نکشیده ای!!!
شاید هم هنوز انقدر که باید دلشکسته نیستم!!!!!!!!!؟
اما..........اما.......اما...............
شاید تو نیز مانند همه به خنده ی چهره ی بی روحو،امیدم مینگریو صدای خستو بی جان قلبم را نمیشنوی!!!!

+خدایا میخوام بگم داره دیر میشه هاا.....خیلی دارم دور میشم....
کاش زودتر پیدا شی.....
کاش زودتر به قولت عمل کنی...
دیگه نای گشتن ندارم..

97/09/14

خوشااا
8
آن دل که با نام " تو" آرام گیرد❤️
نقل قول
Saturday 26 January 2019, 10:36
ارسال: #143
RE: دلــنوشتــــه (2)
گاهی باید پذیرفت که نمیشود...که نمیشود...که نمیشود...
گاهی باید بیخیال تغییر،تسلیم تقدیر شد...¡¡

#چه سختو جان فرسا12حتی نوشتنش......!!!

1397/11/06

خوشااا
8
آن دل که با نام " تو" آرام گیرد❤️
نقل قول
Tuesday 19 February 2019, 17:25
ارسال: #144
RE: دلــنوشتــــه (2)
باد حتی اگر عذرخواهی هم کند؛
باز هم شاخه
ش ک س ت ه
باقی می ماند!

پ.ن: یه زمانی اینجا دلتنگیمون رو دَر میکردیم :(

نزدیک شو
اگرچه رویایت ممنوع است
نقل قول
Sunday 24 February 2019, 08:25 (آخرین ویرایش در این ارسال: Sunday 24 February 2019 10:08 ، توسط roghayeh.)
ارسال: #145
RE: دلــنوشتــــه (2)
دیشب دلم درد میکرد.....بدجوری...
انگار یه چیز بزرگ روش سنگینی میکرد...
گرفته بود...عجیب هوای گریه میکرد...
حسرت خورد..به اندازه ی بیس سال...حسرت یه آغوش ساده...
خاطرات شیرین گذشته براش مث فیلم زنده شد...
یاد اولین روز مدرسه رفتن...
اولینِ اولین...اولین روزکلاس اول
وقتی مهمون برامون اومده بودو مامان نتونسته بود بیاد دنبالمو ابجیم یکم دیرتر راه افتاده بود...
چقد میترسیدم...چقد ناراحت بودم ازاینکه چرا نیست برعکس همه ی مادرا....
بدتر از همه وقتی بادکنکم‌سر کوچه ی مدرسه ترکیدو بغضمو هزار برابر کرد...یه بادکنک ساده!!
البته نه خیلی ساده....از اون بادکنکا که رو نی بودنو71 شاید سالی دوبار که میرفتیم شهربازی میخریدیمو کلیییی کیف میکردیم باهاشون6
بعد میوردیم تو محل هی پوزشو میدادیم871
وقتی راهمو ادامه دادم...با کلی ترس دنبال نشونه ها رفتم..
اون مغازه اهنگریه که به مامانم نشون دادمو که دیدم...انگار دنیارو بهم داده بودن...دوییدم سمتی که یادم اومد...
وقتی به خیابونمون رسیدم اروووم شدم...ارامش عجیبیه دیدن جایی که میشناسی تو اوج سرگردونیو ترس6
با تموم سرعت دوییدم سمت خونه..وقتی رسیدمو مامانو دیدم پریدم بغلش6...محکم بغلش کردمو با تموم وجود زار زدم...با اون بغض لعنتی که حتی اونموقه هم بدم میومد ازش..گفتم چرا نیومدی دنبالم...
حسرت اون لحظه.......12
حسرت اونروز حتی حسرت بادکنک ترکیده، دیشب ویرون شد تو دلم...
قشنگترین لحظه های زندگیم8
حتی قشنگترین حسرتای زندگیم...
لحظه های پر از عشقیه که تو بغل عزیزام بودم11
تو این فکرم که چرا پدرو مادرا فک نمیکنن بچه ها شاید نیاز به آغوششون داشته باشن؟!؟!؟!
چرا فک ‌میکنن بچه ها از یه سنی که بگذرن دیگه نباید بغلشون گرفت....چرا نمیدونن قشنگترین لحظه..لحظه ایه که میبوسیمشون68
اصن اگه قراره اینطور شه...چرا بزرگ میشیم...!!!
دیشب دلم میخواست میشد میرفتم بغلش اونقد گریه میکردم تا آروم میشد این دل بیکار که بی مورد گرفته...
دلم میخواست بابارو بغل میکردم میبوسیدم بعد میگفتم ریشات اذیتم میکنه ها1112424
12
دلم میخواست میشد راه میرفتمو اشک میریختم...
داد میزدمو اروم میشدم...
دلم بارون میخواست❤️

دلم‌میخواد بگم...
اگه ❤️مادرین..اگه پدرین❤️
لطفا..لطفا....لطفا
خواهش میکنم.....
هیچوقت فک نکنین بچه ها بزرگ میشن...
هیچوقت رفاقت با بچه هاتونو فراموش نکنین...
هیچوقت آغوشو بوسه دوست دارمو از بچه هاتون نگیرین...
حتی اگه اون بچه ها تو یه سنی مث من غد شدنو گفتن ما بزرگ شدیم..این کارا چیه...
بدونین اونا عقلشون نمیکشه...یه جایی که واقعا بزرگ شن میفهمنو حسرت میخورن12
دلم پَر داره میزنه واسه اون روزی که تو حرم سربه هوا رفتم سراغ فضولی4
وقتی برگشتم عقب هیچ کس نبود!!
تنها شدم بغض کردم...
یه پسر جوون اومد سمتم..نازم کرد...بغلم کرد...
گف ناراحت نباشیا...الان مامانتو پیدا میکنیم...
یادش بخیر مامانم چه طلب کار دویید سمتون..
گف چیکا میکنی..دخترمو کجا میبری..
بنده خدا...خندید گف داشتم میبردمش گمشدگان..مواظبش باشید...
چقد چسبید اون لحظه که مامان محکم منو گرفت چسبوند به خودش668
اونقدکه حتی حالا یادمش هست6

+تازه میفهمم چی میگفت....وقتی از حال خوبو خواستنو شادی میگفت...
ادم بعضی وقتا دلش یه چیزایی میخواد که حتی به قیمت زیاد حاضره بدستشون بیاره...¡¡¡
حتی گرونو با علم به اینکه اشتباها...
واقعا درک نمیکردم....ولی حالا میفهمم://!!!!
کاش مادرو پدرا بدونن که گاهی چه ظلمی به بچه ها میکنن وقتی دوس داشتنشونو با تموم وجود نشون نمیدن بهشونو اونارو تنها و بی کس تو دنیای به این کثیفی رها میکنن...
کاش میدونستن گاهی چیزای کوچیکی که دریغ میکنن رو، بچه هاشون چقد گرون بدست میارن.....
کاش تو مسیر زندگی هممون ادمای درست و پاک قرار بگیرن....تا حداقل هیچوقت...هیچکس بخاطر اشتباهو سهل انگاریه خانوادش تو چاه اشتباهات بزرگ نیفته...
بدجوری دلم تیکه تیکس از یاد آوری اشتباه یه دوست که حس میکنم بیشترش بخاطر بی توجهیو اشتباه خانوادش و فرهنگ غلطیه که نمیدونم کِی میخواد منسوخ شه.....
دیشب به این فک میکردم که چه درد بزرگو پنهونی تو دل تک تک بچه های شهرو کشورم هست با این فرهنگا و نگاهای اشتباهو قویمی....
دیشب دعا کردم هیچوقت هیچکس، تو تنهایی دلش نگیره❤️
1397/12/5

خوشااا
8
آن دل که با نام " تو" آرام گیرد❤️
نقل قول
Sunday 24 February 2019, 21:34
ارسال: #146
RE: دلــنوشتــــه (2)
(Saturday 18 June 2016 03:49 )گلایه نوشته : مشاهده لینک




ياد گرفته ام توي رابطه هايم، آدم ها را آزاد بگذارم ، همانقدر كه خودم را ..

آدم ها حق دارند تا يك جايي، تا يك روزي بخواهندمان و بعد ديگر تمام !!

هيچوقت بيشتر از سه و نهايت چهاربار به در بسته خانه شان نمي كوبم ، در را باز نكنند ، مــــي رَوَم ..

بهانه هايي مثل صداي زنگت را نشنيدم ، خانه نبودم ، برق قطع بود و چه و چه (!!) گاهي آدم را قانع نمي كند.







فرقى میان طعنه و تعریف خلق نیست ..

چون رود بگذر از همه‌ى سنگ‌ریزه‌ها ..





ربــنـا آتـنـا " تـو " را لطفا

••
❤️
8

نقل قول
Tuesday 26 February 2019, 23:11
ارسال: #147
RE: دلــنوشتــــه (2)
رد شو از کوچه ی ما رخ بنما8
خدایا
میشه رد شی از این کوچه ی پر از غبار دل...
نزدیک عیده
میشه خونه ی دلمو بتکونی...
خیلی سیاهو چرکینه...
پر از تلخی...
ترک خورده......میشه پینه بزنی؟!؟
به جرم دوست داشتن....
به دست بی مهر عزیزایی که دنیا بودنو تاج سر...
کسایی که انتخاب تو بودن نه من!!!
کسایی که همدم بودنو سنگ صبور....
کسایی که....
گاهی فک میکنم شاید میخوای خودم باشمو خودت...
همه رو اینطور کنار میزنی که فقد من باشمو تو...
من باشم گریه...من باشمو اشک...
من باشمو تُ♥
شاید فقد میخوای خودت اشکامو پاک کنی...
شاید بنده نوازی میکنی!!!!
خدایا قسم به این بغض سنگین....
قسم به این بنده نوازی...قسم به آدمای خوبت♥
......دلم به یه بند بستس
هواشو داشته باشه....نکنه حواست نباشه سنگ بزنن بهش دوباره...
اونوقت ، اینبار بارو بندیل زندگیو خنده رو میبنده میره.....
خدایا
خدایی کن
مث خدای شیش سالگیام68
1397/12/7

خوشااا
8
آن دل که با نام " تو" آرام گیرد❤️
نقل قول
Wednesday 06 March 2019, 19:15 (آخرین ویرایش در این ارسال: Wednesday 06 March 2019 20:34 ، توسط roghayeh.)
ارسال: #148
RE: دلــنوشتــــه (2)
گاهی که دلم میگیره دلم میخواد بشینم یه گوشه ی دنجو ساکت...
خیره بشم به دوردست ترین دوردستی که میشه دید....
یه طوری که انگار تو افق دارم دنبال اونچکه باید میگردم!!
یه آرامش خاصی داره سکوتو نگاه کردن به جاهای نامعلوم"که مث حالمون نامعلوما.....
این لحظه های تنهایی که دیگران پر از سکوت میبیننش...
اونقدام ساکتو آروم مث کناره ی یه ساحل بی موج نیست!!
تو دلِ آدم یه آشوب بی انتهاس...پر از موجای پر تلاطمو ویرون کننده....
پر از فریادو صحبت کردنای طولانی با خدا❤️
پر از دَر کردن حسو حال بد...
فقد مشکل اینجاس که گاهی دیر در میشن این حسو حال ناخوش!!!
آدم‌گاهی خودشم نمیتونه بفهمه کِی بالاخره میخوان دَرشنو آرامش جاشونو بگیره!
زهره همیشه سر به سرم میزاره6
بچه هارو صدا میکنه میگه ببینین باز خیره مونده...
یهو موچمو میگیرن24
گاهی عکس میگیرنو من بد میفتم میخوان نگه دارن2
چقد خوبه بودنشون68
یادش بخیر.....
یه بار که سر در دانشگاه پشت ایسگاه لبه ی دیوار نشسته بودیم یه عکس فوقالعاده گرفتن...خیلی فوقاالعاده71
حالا دیگه همیشه وقتی حال ندارمو تو افق محوَم....
گاهی بی اختیار یاد بچه ها میفتمو لبخند رو لبم میشینه❤️
مث حس یکم شیرینی وقتی تلخ ترین قهوه ی دنیارو داری میخوری....
خدایا مرسی هستی86
مرسی دوستای به این خوبیو تو مسیر زندگیم قرار میدی8
هرچند هیچ کسو هیچ چیز جز خودت، اون لحظه های خاکستریو گنگو خیره رو نمیتونه تغیر بده!!
دارم تلاش میکنم واسه تغییر...واسه کنار اومدن...واسه درک کردن...
سخته!!!!
ولی مطمئنم که میشه...میتونم
تا عید بااااید هرچی غباره پاک شه8 قرصو محکم شم6
بی هدفی بسه....نداشته هاو از دست رفته ها باید کمرنگ شن...
هنر اینکه با همین داشته ها، هدفدار باشمو بخندم6
#درسته،خوب زندگی کردن سخته!!ولی نشدنی نیست69

1397/12/15

خوشااا
8
آن دل که با نام " تو" آرام گیرد❤️
نقل قول
Tuesday 23 April 2019, 09:04
ارسال: #149
RE: دلــنوشتــــه (2)
چن وقتیه به ارتباط بین ادما فکر میکنم
به اینکه کاش بیشتر حواسمون به هم باشه
کاش همه وظایفمونو نسبت به هم بدونیم
جای اینکه سر بزنگا از راه برسیمو امرو نهی کنیم...
اره با خود شمام
پدر زحمت کش
مادر از خودگذشته
خاله خانم دلسوز
یا عمه جون فهمیده
دایی جون کار بلد شما دیگه چرا!!
یا عموی دوس داشتنیو همه کاره ،چرا شمام همینطور؟!؟!!!
........
............
کاش یه وقتایی حواستون باشه...
غم ته نگاهمونو بفهمینو بگین فهمیدم رو به راه نیستیااا...
کاش گاهی بی بهونه سرمونو نوازش کنینو به آغوش بکشینمونو بگین چته...
سالی یه بار زنگ بزنین بی بهونه بگین دلم تنگت بود خواستم حالتو بپرسم...
سالی یه بار موقه ی تولد زنگ بزنین بگین تولدت مبارک عزیزم....
حداقل گاهی با یه لایک یا کامنت یاداوری کنین که هستین ، همین درو برا.....
نمیشه که...
نمیشه هر وقت خواستین بیانو نظر بدین وقتی یه عمر نبودین...
نمیشه جای اینکه بشینینو منطقی حرف بزنین بگین درست همینه که هست...فک کنین خیلی منطقی هستینو...بعد برین...
اخه اصلا درست حرف شما...بااااشه
ولی حداقل با محبت تر بگین تو نفهمیو نمیفهمی.......
جای اینکه بیاین بشینینو به حرفا و عقایدمون گوش کنین...بحث کنین...بگینو بشنوین
یه کلمه حرف خودتونو میزنین و فک میکنین دارین بزرگتری میکنین؟!؟!!!!!!!!
چقد عجیبین شما نسل گذشته¡¡¡¡¡¡
ولی نمیتونین....همیشه نمیتونین با این رویه ادامه بدین....بالاخره یکی پیدا میشه که زیر همه چی بزنه..
بالاخره یکی پیدا میشه که فکرو عقیده و زندگیش براش با اهمیت ترین چیز دنیا باشه...
بالاخره یکی پیدا میشه که میتونه تورو قوی باشه و با هیچ حرفی نشکنه...
یا شاید حداقل روبروی ادما...
هر چند شاید تو خلوتش هزار بار بدتر از همه ی ادما بشکنه!!

کاش باشین....تو هر جایگاهی که هستین...دور یا نزدیک....
باشینو حرف بزنین..بشنوین...بحث کنین...یا حداقل با مهربونیو چار کلمه حرف، حرفاتونو تحمیل کنین....
لطفا لطفا لطفا....اگه هیچوقت نیستین...اگه حوصله ی حرف زدن ندارین...اگه فرصت ندارین برامون......
کلا نباشین
حتی سر همون بزنگاهای مهم واسه چن لحظه...
چون گاهی اون چن لحظه بودن خیلی بدتر از یه عمر نبودنه....
اون لحظه که میاینو ندیده و نشنیده امر میکنینو میرین خیلی دل شکنه.....خیلی جبران ناپذیره...
بعضی حرفل تا ابد ته دل آدم میمونه...بد میمونه!!

فقد میخوام بگم :

" کاش هر از گاهی هر چند کوچیک باشین
#ما آدما نیاز داریم به بودن همدیگه "

ولی با همه ی اینا دلم میخواد باز همه ی عزیزامو داشته باشم و کاش فرصتی پیش بیاد که بتونم این حرفارو بهشون بزنم و بگم چقدر دوسشون دارم و چقدبرام عزیزن....
هر چند خودشون برعکسشو فک میکنن:((

خوشااا
8
آن دل که با نام " تو" آرام گیرد❤️
نقل قول


پرش به انجمن:



زمان کنونی: Thursday 25 April 2019, 02:05