خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
شهریار
dusky luna 169 33431
تك بيت هاي زيبا
round_robin luna 374 52909
داری؟نداری؟ (5)
moonlover luna 442 17101
♣♣♣ وصف حال یا احساستان را با یک شعر بگید ♣♣♣
moonlover luna 602 103605
طراحی سایت آگهی
sitecode sitecode 0 16
درخواست کتاب گشایش رمز کتاب الکترونیک بحر المعارف
anasab amir7411 13 4437
مشاعره با ترانه خوانندگان 5
غزل luna 469 43495
با اخر اسم من یه اسم بنویس(2)
گلایه iljimae200 486 34676
نکاتی ارزشمند در مورد "سلامتی"
tree of life tree of life 0 31
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover tree of life 507 100898
اخرین اس ام اسی که دادین چی بوده ؟
sana tree of life 597 40360
سرور اوبونتو چیست و کاربردهای آن در دنیای امروز
webpouyanii webpouyanii 0 27
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 533 23347
نرم افزار حسابداری سپیدار
agahhesab agahhesab 0 42
دانلود کتاب آشنایی با علم اسامی ،علوم غریبه $
admin 102falah 1 2143
طراحی سایت شرکتی
sitecode sitecode 0 41
رفیـــق , تولدت مبارکــــــــ ♥
گلایه luna 43 11046
کاربرد سوئیچ شبکه چیست ؟
azade1992 azade1992 0 39
تنگه بسفر استانبول چه جذابیت‌هایی دارد؟
nopardaz sansa 1 90
آموزش افزایش برد بلوتوس-100% تضمینی
aria mom1363 4 3393
دانلود کتاب خود آموز علوم غریبه -میر داماد کبیر- جلد دوم
admin admin 107 821
معرفی کتاب موفقیت و هدفگذاری
yeksho yeksho 0 38
حرف های تکراری ما
moonlover luna 497 71081
سرور اوبونتو چیست و کاربردهای آن در دنیای امروز
pouyanweb98 pouyanweb98 0 39
مرا به گریه میار ...
round_robin reeraa 118 13790
دل...
گلایه reeraa 191 27202
آه!
jet li reeraa 28 3236
چه کسی . . . .
jet li reeraa 3 596
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m reeraa 158 29862
مهم ترین کاربرد و فایده گلوتن
lemonn lemonn 0 42
مراقبت های مهم بعد از عمل بینی
sinaarya sinaarya 0 45
اسرار اعجاب انگيز فنگ شويي
nevisande20 nevisande20 0 47
بهترین شرکت طراحی سایت
sitecode sitecode 0 51
دانلود کتاب نقش سلیمانی $
admin mhbmhb55 2 789
گزیده ای از یک کتاب(3)
mohsenshiri1388 mhbmhb55 741 128570
گفتگوی آزاد
admin anis.com 2626 145020
نفر قبلی رو توی یک کلمه توصیف کن؟ (1)
مونا luna 335 27444
دانلود کتاب نقش سلیمانی $
admin 102falah 2 1266
کاربرد سرور مجازی میکروتیک و مزیت های آن
webpouyanii webpouyanii 0 53
دلتون واسه کدوم آواکسی تنگ شده؟(2)
مونا luna 124 21880

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
الو مادر ،نشد برسیمزمان کنونی: Friday 03 April 2020, 03:31
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: m@rzieh
آخرین ارسال: m@rzieh
پاسخ: 3
بازدید: 1053
 
امتیاز دهید:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
الو مادر ،نشد برسیم
Thursday 23 June 2016, 22:48
ارسال: #1
الو مادر ،نشد برسیم
در رسای سربازانه جان باخته گردان 05 کرمان
الو مادر، نشد برسیم
«امان از شب که همیشه اشتهای زیادی دارد. چه در بالش خودت غرق خواب باشی و چه سرت را مثل آن سرباز، زیر پرده چرک‌گرفته اتوبوس به شیشه تکیه داده باشی و خواب به چشمت نیاید بابت همه تصویرهایی که از مقصد این سفر برای خودت ساخته‌ای.»


«آره بابا خوب کردی کچل نکردی، خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا رو میگیریم میایم». دارد اینها را به دوستش می‌گوید. «نذار تو رو قرآن، اولا ماه رمضونه نمیذارن چیزی بخوریم، دوما خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا رو میگیریم میایم». دارد اینها را به مادرش می‌گوید. «نمیخوام، زیاده. گفتن پول نقد نذارید جیبتون زیاد. به اندازه‌ای که تو راه یه چیزی بخرم واسه خوردن بسه. بعدشم خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا رو میگیریم میایم». دارد اینها را به پدرش می‌گوید. «الان این قیافه چیه؟ می‌خوای اصلا نَرَم؟ خب هر چی نَرَم که زندگی خودمون عقب میفته. زشته به خدا گریه میکنی. تازه خبری نیست که. امروز میریم لباس مباسا رو میگیریم میایم». دارد اینها را به نامزدش می‌گوید. «برنگردم ببینم اتاق و زندگیمو صاحاب شدی. البته زیادم خوشحال نباش. خبری نیست. میریم لباس مباسا رو میگیریم میایم». دارد اینها را به خواهرش می‌گوید، شاید هم به برادرش ...

لیسانسه‌ها اول ماه‌های زوج می‌روند. استرس دارند. هر چه قدر آب می‌خورند باز هم گلویشان خشک است. نمی‌خواهند به روی خودشان بیاورند که چقدر از اینکه نمی‌دانند قرار است وارد چه محیطی بشوند، نگرانند. تا برگه سفید را می‌گیرند و می‌بینند نوشته «محل آموزش: پادگان فلان»، سریع می‌خزند توی گوگل و پادگان فلان را سرچ می‌کنند. وبلاگ پشت وبلاگ و خاطره پشت خاطره پیدا می‌کنند و با خواندنشان، تصویری از جایی که قرار است بروند در ذهن خود می‌سازند و این تصاویر، بدترین تصاویرند؛ چیزهایی که با واقعیت خیلی فاصله دارند.

حالا نوبت به شنیدن حرف‌های خدمت‌نرفته‌ها و خدمت‌رفته‌ها می‌رسد: «ما نرفتیم هیچی هم نشد. نرو بابا فوقش چند سال دیگه میخری. برو، مرد میشی. کلاهتو بچرخونی تموم شده. به کسی رو ندیا. اگه عادت داری تو خواب وول بخوری تخت بالایی نخواب. پودر بچه برداشتی؟ دستمال مرطوب بردار. اسیتامینوفن بعضی پادگانا گیر میدن ولی اگه بتونی ببری خوبه. ویتامین ث جوشان همراهت باشه روزی یه دونه بخور سرما مرما نخوری. ساقه طلایی بگیر. نخ سوزن ببر. پوتینا رو ببر عوض کن، اونایی که میدن خیلی سفته. چند تا کیسه فریزر و کیسه زباله بردار به دردت میخوره. نمیخواد واکس ببری، خودشون میدن اونجا ...» و یک جمله، پای ثابت همه دلداری‌ها و توصیه‌هاست: «روز اول خبری نیست. میرین لباس مباسا رو بهتون میدن، میگن برید اندازه کنید برگردید. این وسطا یکی دو روزی میاید مرخصی» و همه، از همان اول، قول رفتن و بازگشت زودهنگام را می‌دهند.

همه می‌روند، نه برای اینکه دوست دارند. یکی می‌خواهد برود خارج، آن یکی شرط ازدواجش است، این یکی به شغل خوبی فکر می‌کند، دیگری با خودش شرط بسته که برود ... . خوب می‌دانند که وقتی بروند، بهترین دستپخت جهان برایشان می‌شود دستپخت مادرشان، بهترین رختخواب دنیا برایشان می‌شود بالش و تشک خودشان و حتی بهترین دستشویی جهان برایشان می‌شود دستشویی خانه‌شان.

اما باید بروند. پای اتوبوس، زیر حجمی از دود و صدا و بغض و چشم‌هایی که می‌دزدند تا مبادا بشنوند «مرد که گریه نمیکنه»، سریع خداحافظی می‌کنند. بیخود عجله دارند. انگار اگر زودتر برسند، سربازی‌شان زودتر تمام می‌شود. از خیلی چیزها دل می‌کنند؛ از «مادر بیا غذاتو بخور»، «پسرم سر راه 2 تا نون بگیر»، «چقدر بداخلاق شدی امروز» و ...

حالا وقت حرکت است. می‌روند که مرد شوند. دل توی دل مادر و پدر و نامزد نیست تا وقتی که بروند و برسند و زنگ بزنند و بگویند سالم رسیدیم و لباس‌ها را گرفتیم و برمی‌گردیم.

اما امان از شب که همیشه اشتهای زیادی دارد. چه در بالش خودت غرق خواب باشی و چه سرت را مثل آن سرباز، زیر پرده چرک‌گرفته اتوبوس به شیشه تکیه داده باشی و خواب به چشمت نیاید بابت همه تصویرهایی که از مقصد این سفر برای خودت ساخته‌ای. شب که بیاید، همه چیز را می‌بلعد.

پلک‌ها کم‌کم سنگین می‌شوند، حتی پلک‌های اتوبوس و همه می‌خوابند. دیگر هر چه می‌روند، نمی‌رسند که ببینند واقعا خبری نیست. نمی‌رسند که لباس‌ها را بگیرند و برگردند. نمی‌رسند که تلفن بزنند بگویند «الو مادر، رسیدم، حالم خوب است ...».

ایسنا - حسام‌الدین قاموس مقدم

وقــتی دلــت از دســت رفــت

یعنـــی یکــی دنیــات شـــد8
نقل قول
Thursday 23 June 2016, 22:55
ارسال: #2
RE: الو مادر ،نشد برسیم
چه دردناک2

روحشون شاد باشه الهی53

من صبورم
اما...
اما...
نقل قول
Thursday 23 June 2016, 23:39 (آخرین ویرایش در این ارسال: Thursday 23 June 2016 23:40 ، توسط m@rzieh.)
ارسال: #3
RE: الو مادر ،نشد برسیم
خیلی دردناکه هنوز من به عنوانه یک ایرانی نتونستم هضم کنم و از خیرش بگذرم
واقعا درد ناک و تلخ هست نمیدونم خانواده هاشون چه حالی دارن میدونم حالشون سخت گرفته و داغونه ...22

وقــتی دلــت از دســت رفــت

یعنـــی یکــی دنیــات شـــد8
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  مادر یعنی. .. رضا جعفرزاده 5 1,524 Tuesday 26 February 2019 00:20
آخرین ارسال: گلایه
  ♥ مادر که باشی .. ♥ گلایه 2 1,320 Saturday 03 December 2016 12:31
آخرین ارسال: گلایه
  مادر..تا همیشه.. moonlover 43 5,719 Saturday 02 April 2016 22:39
آخرین ارسال: گلایه
Sad «مادر» youne30 9 1,043 Monday 30 July 2012 14:23
آخرین ارسال: reeraa
Exclamation پدر یا مادر ؟ پدر و مادر! daaviid 6 1,470 Thursday 10 May 2012 21:47
آخرین ارسال: reeraa

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Friday 03 April 2020, 03:31