خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
بهترین کلاه کار دنیا
imenkala imenkala 0 16
ضرورت استفاده از لباس کار
imenkala imenkala 0 19
دلایلی که باعث خرید تتر می‌شود
bitmehr bitmehr 0 281
عامل تأثیرگذار در قیمت فروش بیت کوین
bitmehr bitmehr 0 43
درب لابی چیست
sepahandarb sepahandarb 0 35
خوش فروش های بازار خودرو ایران
fatemzar fatemzar 0 26
بدفروش‌ترین خودروهای بازار دست دوم در ایران!
fatemzar fatemzar 0 23
بررسی نشانه های نشتی کولر گازی
nopardaz nopardaz 0 33
درب ضد سرقت ایرانی | جدید ترین مدل های درب ضد سرقت ایرانی
seoupdate seoupdate 0 33
درب ضد سرقت ایرانی | جدید ترین مدل های درب ضد سرقت ایرانی
seoupdate seoupdate 0 30
درب ضد سرقت ایرانی | جدید ترین مدل های درب ضد سرقت ایرانی
seoupdate seoupdate 0 36
باهر
tambaher tambaher 0 30
کدام مسائل را قبل از ازدواج مطرح کنیم؟
parva55 parva55 0 40
بررسی روابط صحیح پدر و دختر در خانواده
parva55 parva55 0 43
نکات خانه داری که دانستن آن برای شما مفید است
parva55 parva55 0 37
رایج ترین مشکلات ویندوز ۱۰+ راه حل
parva55 parva55 0 39
حکایت ابوریحان بیرونی و علم سگ
parva55 parva55 0 39
تک بیت های زیبا
helia parva55 323 46216
بهترین کفش ایمنی کدام است؟
imenkala imenkala 0 29
معرفی برند پارس خزر
nopardaz nopardaz 0 30
قیمت لوازم یداکی نیسان تیانا| انواع لوازم یدکی
lemonn lemonn 0 37
سرو موتور مناسب را از تام باهر بخواهیم
tambaher tambaher 0 40
خصوصیات و مزایای داشتن مستر کارت فیزیکی
bitmehr bitmehr 0 31
قیمت خرید تتر بصورت منصفانه از وب سایت بیت مهر
bitmehr bitmehr 0 41
در خرید خودروی کارکرده دچار این اشتباهات نشوید!
fatemzar fatemzar 0 34
راهنمای کامل ثبت موسسه غیرتجاری
kiasabtt kiasabtt 0 50
حفاظت فردی - دستکش های ایمنی
imenkala imenkala 0 46
بهترین کلاه کار دنیا
imenkala imenkala 0 49
کاربردهای امروزی اینترنت
farbod99 farbod99 0 45
نحوه نصب مجدد لینوکس
farbod99 farbod99 0 47
ویژگی‌های اندروید
farbod99 farbod99 0 46
ویندوز فون
farbod99 farbod99 0 48
بنیانگذاری اپل (۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰)
farbod99 farbod99 0 46
لوازم جانبی گوشی شیائومی
mobin898 mobin898 0 31
ویژگی‌های فتوشاپ
farbod99 farbod99 0 46
راه اندازی SAMBA در لینوکس
MWEBSPOUYAN MWEBSPOUYAN 0 43
مقاله ای جامع که به شما کمک می کند
tehranbar tehranbar 0 36
ضرورت استفاده از لباس کار
imenkala imenkala 0 42
اهمیت سئو چیست
limootorrsh limootorrsh 0 48
اطلاعاتی مهم درباره ماکروفر دوو
nopardaz nopardaz 0 41

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
داستان های کوتاه و آموزندهزمان کنونی: Wednesday 23 September 2020, 23:48
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: گیلدا مانلی
آخرین ارسال: گیلدا مانلی
پاسخ: 7
بازدید: 1589
 
امتیاز دهید:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان های کوتاه و آموزنده
Wednesday 26 September 2018, 01:38
ارسال: #1
داستان های کوتاه و آموزنده
هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند

تا او را تحسین کنند ؛

همه ، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت :

یک لاک پشت حسود ...

او یک نامه به هزارپا نوشت :

ای هزارپای بی نظیر!

من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم.

و میخواهم بپرسم چگونه می رقصید.

آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟

یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟

در انتظار پاسخ هستم .

با احترام تمام ، لاک پشت.

هزارپا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت

که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه میکند ؟

و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند میکند؟

و بعد از آن کدام پا را ؟

متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.

‍سخنان بیهوده دیگران از روی بدخواهی وحسادت ؛

میتواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده و مانع پیشرفت و بلند پروازتی ما شود ..


(کتاب دنیای سوفی)
یوستین گاردر
نقل قول
Wednesday 26 September 2018, 01:43
ارسال: #2
RE: داستان های کوتاه و آموزنده
جالب بود و مفهوم بالایی داشت
این متن شما تحسین برانگیزاست

تنهایی سخته
نقل قول
Wednesday 26 September 2018, 02:44
ارسال: #3
RE: داستان های کوتاه و آموزنده
داستان قشنگ است
اي كاش جاي اون هزارپا باشيم وبا حرف ديگران رقص را فراموش كنيم
اما جاي اون لاك پشت نباشيم

باورم نميشه دستات توي دست من نباشه باورم نميشه چشمات باغريبه آشناشه بره مال ديگران شه
نقل قول
Thursday 27 September 2018, 18:34
ارسال: #4
RE: داستان های کوتاه و آموزنده
روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم.
شغلم ‏را، دوستانم را، زندگی ام را! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت كنم
. به خدا گفتم: «آیا می‏ توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟»

جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.
او گفت: «آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟»

پاسخ دادم: «بلی.»

فرمود: «‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفریدم،
به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم.
دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد
و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم.
در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد كردند ...
و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏
من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع امید نكردم.
در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد.
در ‏مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت ‏رسید.
5 سال طول كشیده بود تا ریشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند
ریشه هایی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می ‏كرد.»

‏خداوند در ادامه فرمود:
«آیا می‏ دانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با ‏سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ‏ساختی
. من در تمامی این مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم. ‏هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نكن.
بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می كنند.
زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می ‏ كنی و قد می كشی!»

‏از او پرسیدم: «من ‏چقدر قد می‏ كشم؟»

‏در پاسخ از من پرسید: «بامبو چقدر رشد می كند؟»

جواب دادم: «هر ‏چقدر كه بتواند.»

‏گفت: «تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی.»


دل بسته به سکه های قلک بودیم
دنبال بهانه های کوچک بودیم
رویای بزرگ تر شدن خوب نبود
ای کاش تمام عمر کودک بودیم..

نقل قول
Sunday 07 October 2018, 10:22
ارسال: #5
RE: داستان های کوتاه و آموزنده
شخصی تلاش پروانه برای بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله را تماشا می کرد.

ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسيد که خسته شده و ديگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد.

آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قيچی سوراخ پيله را گشاد کرد.
پروانه به راحتی از پيله خارج شد اما جثه اش ضعيف و بال هايش چروکيده بودند.

آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد.

او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند اما چنين نشد.

در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمين بخزد.
و هرگز نتوانست با بال هايش پرواز کند.

آن شخص مهربان نفهميد که محدوديت پيله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ريز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسيله مايعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امکان پرواز دهد.


نتيجه ی اخلاقی :

گاهي اوقات در زندگی فقط به تقلا نياز داريم.
اگر خداوند مقرر می کرد بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج می شديم.
به اندازه کافی قوی نمی شديم و هر گز نمی توانستيم پرواز کنيم.


دل بسته به سکه های قلک بودیم
دنبال بهانه های کوچک بودیم
رویای بزرگ تر شدن خوب نبود
ای کاش تمام عمر کودک بودیم..

نقل قول
Monday 08 October 2018, 03:47
ارسال: #6
RE: داستان های کوتاه و آموزنده
پيرزن دائم از خروپوف كردن شبانه پيرمرد گله ميكرد و شاكي ميشد كه صداي ناهنجار خروپوف كردن پيرمرد باعث ميشه از خواب بيدار شه و نتونه بخوابه
اما پيرمرد انكار ميكرد و ميگفت من اصلا خروپوف نميكنم
پيرزن تصميم گرفت اين بار صداي خروپوف كردن پيرمرد هنگام خواب را ظبط كنه تا ثابت كنه كه راست ميگه مدتها گذشت و پيرمرد افتاد و مرد و پيرزن تنها موند و از تنهايي به شدت افسرده شد تنهايي برايش بسيار سخت بود از تنهايي شبها خوابش نميبرد صداي ظبط شده خروپوف كردن پيرمرد تنها نغمه لالايي بود كه پيرزن با گوش دادن به اون احساس تنهايي نميكرد و خوابش ميبرد
زن و شوهرها باشمام ها قدر يكديگر را بدونيد روزي كه بسيار هم دور نيست شايد يكي از شما ديگر نباشد

باورم نميشه دستات توي دست من نباشه باورم نميشه چشمات باغريبه آشناشه بره مال ديگران شه
نقل قول
Thursday 25 October 2018, 01:05
ارسال: #7
RE: داستان های کوتاه و آموزنده
چرا داد می زنیم چرا هوااااار میکشیم؟!

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟
آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟
شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد
. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند
. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟
آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.
هنگامى که عشقشان به یکدیگر خیلی بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها برای حرفهای معمولى با هم حرف نمی‌زنند
و از نگاه هم خیلی چیزها را میفهمند.
این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد...


دل بسته به سکه های قلک بودیم
دنبال بهانه های کوچک بودیم
رویای بزرگ تر شدن خوب نبود
ای کاش تمام عمر کودک بودیم..

نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  مجموعه داستان های کوتاه( واقعی و غیر واقعی و زیبا ) حسام الدین 645 169,781 Saturday 22 August 2020 17:32
آخرین ارسال: hotan22
  پندهای حکیمانه و جملات آموزنده بزرگان dagglr 0 323 Thursday 02 January 2020 11:36
آخرین ارسال: dagglr
  پیامهای قصار و آموزنده از سخن بزرگان dagglr 0 227 Thursday 02 January 2020 11:27
آخرین ارسال: dagglr
  در تبعید، ۲۳ داستان کوتاه ایرانی dagglr 0 209 Thursday 02 January 2020 11:20
آخرین ارسال: dagglr
  داستان سه باغ گل moonlover 1 1,617 Monday 15 August 2016 16:25
آخرین ارسال: saharamid

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Wednesday 23 September 2020, 23:48