خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
محاسبه رنگ هاله انسان !!
mdark cheshmgir2 8 7280
تست روانشناسی سن ( بسیار نزدیک به حقیقت )
m.z cheshmgir2 48 7848
گفتگوی آزاد
admin mohamedx66 2478 103596
اصول جذابیت طراحی سایت کاربر پسند
sitecode sitecode 0 31
چیزهای کوچیک زندگیمون ..
moonlover گلایه 236 19181
...... رو نِروه!!!
غزل گلایه 111 11203
چگونه در آلمان ملک بخریم!؟
eurovisa24 eurovisa24 0 25
دانلود متن اهنگ محسن یگانه عبور
امیرعلی 97 امیرعلی 97 0 29
كدوم يكي از آواكسي ها رو دوست دارين؟؟
moonlover kianoosh 456 34462
داری؟نداری؟ (5)
moonlover kianoosh 413 7597
پسرا یکی اضافه کنن....دخترا یکی کم کنن!(سری جدید 3)
شقایق kianoosh 263 21659
کدام زبان برنامه نویسی را برای طراحی وب سایت باید یاد بگیریم؟
nopardaz nopardaz 0 29
دانلود آهنگ بعد تو محسن یگانه با کیفیت 320
امیرعلی 97 امیرعلی 97 0 32
کاش می شد...
fatemeh1375 roghayeh 531 67142
سمند سورن بهتره یا پارس ELX ؟
ali-javan Mahdibugatti 15 23878
فرآیند ساخت و مزایای خانه ی بتنی پیش ساخته
aslii aslii 0 38
مشاعره با ترانه خوانندگان 5
غزل مرد تنها 381 31354
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه غزل 429 8369
جدیدترین مدل لباس کار
anna11 anna11 0 31
نصب قفل های دیجیتال
anna11 anna11 0 32
اصول نگهداری عایق الاستومری
anna11 anna11 0 32
الان داری چه آهنگی گوش میدی ؟
moonlover kianoosh 478 83060
اصول جذابیت طراحی سایت کاربر پسند
sitecode sitecode 0 31
مهربان
reeraa kianoosh 21 1636
گلچيـــن آهنگهـــاي شاد «تولد مبارک »
dusky ehsank75 18 40110
♣♣♣ وصف حال یا احساستان را با یک شعر بگید ♣♣♣
moonlover zed kh 599 82990
مروري بر كتاب مرجان جادو
admin zed kh 3 1794
موكل
yaser178 zed kh 7 1515
Adobe Premiere Pro CS3 کاملترين نرم افزار ميکس و مونتاژ
pc mekanik saeidpanit 4 6693
گزیده ای از یک کتاب(3)
mohsenshiri1388 roghayeh 716 108182
جملات ناب
neghab دایی جان 213 26114
قبل از Big Bang
tree of life tree of life 2 96
تو همونی که ... !؟
goriz kianoosh 44 4627
انتخاب اجباری برای نفر بعدی (6)
گلایه kianoosh 632 35679
مکان های دیدنی کیش همراه با عکس
kishsir kishsir 0 49
چند دلیل مهم برای استفاده کردن از سرور مجازی – بخش اول
pooyany97 pooyany97 0 45
از کتبی که خوانده ای،یه لیست بگیر!
mohsenshiri1388 mohsenshiri1388 43 8237
معرفی وبسایت آموزش زبان انگلیسی/آلمانی و فرانسه
roozbeh.rahmani roozbeh.rahmani 0 50
دیالوگهای فراموش نشدنی
dusky tree of life 493 96822
کمک پیدا کردن آدرس مالک توسط شماره پلاک ماشین
messi 19 mahsa7272 19 29321

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
ما که هستیم ؟زمان کنونی: Tuesday 19 March 2019, 21:18
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: tree of life
آخرین ارسال: tree of life
پاسخ: 9
بازدید: 252
 
امتیاز دهید:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ما که هستیم ؟
Tuesday 12 February 2019, 11:15
ارسال: #1
ما که هستیم ؟
توجه : اون چه که اینجا قرار میدم دروس دین و زندگی دبیرستان یا روانشناسی نیست ، انجمن رو هم اشتباهی انتخاب نکردم 3 و باور بکنید یا نه تمام چیزی که میخوام با زبان خیلی ساده بنویسم و جمع آوری کنم فقط مقدمه چینی هست تا بتونیم بعدش به سوال یکی از دوستان آواکسی که سوال خیلی از ما هست جواب بدیم


*چیستی نوع بشر *

ما که هستیم ؟
ما در بنیاد خود چیستیم ؟
جوهر وجود ما چیست ؟
از چه عنصر بنیادی ساخته شده ایم ؟
آیا هرگز درنگ کرده و نگاهی عمیق به این پرسش انداخته ایم ؟

ما در یک کلمه این چنین تعریف می شویم :

میل ! (Desire)




باور بکنید یا نه، وقتی واژه میل رو برای تعریف انسان استفاده می کنیم، قصد ایجاد یک استعاره رو نداریم
میل به واقع ویژگی بنیادی ماست
میل عنصر زیر بنایی و جوهر وجود ماست
میل چیزیه که مارو به حرکت و جنب و جوش در میاره

وجود ما دائماً به دنبال ارضاء عطش های گوناگون خودش هست


همون طور که بزرگی گفته :
(( اگر به خاطر میل درونی نبود ما حتی یک بند انگشت خودمون رو هم تکون نمیدادیم))


اگر قلب ما می تپه، خون ما گردش میکنه ، جسممون حرکت میکنه فقط به این دلیل هست که میل و محرکی در وجود ما هست که به دنبال ارضاء شدن می گرده


در اصل همین امیال فردی ماست که هویت جداگانه ای به هر کدوم از ما میده
بعضی از ما میل به شهرت داریم، بعضی ها میل به تنهایی ، بعضی ها میل به روشن شدگی ، یه سری به دنبال سفر و ماجراجویی هستن، یه سری ها هم به دنبال مال و ثروت ، بعضی ها هم برای بر طرف کردن عطش خودشون در کسب علم به درجات دانشگاهی و علمی میرسن

حالا ما می خوایم فعلا این امیالی که مثال زدینم رو تو سه سطح دسته بندی کنیم
میگم فعلا به این خاطر هست که در صورتی که در تاپیک دیگری خواستیم عمیق تر به این موضوعات بپردازیم این دسته بندی تغییر خواهد کرد ولی فعلا به همین بسنده میکنیم

خب ، حالا بیایم امیال انسانی رو در سه سطح دسته بندی کنیم:

سطح 1 :
امیال این سطح ریشه در شهوات حیوانی دارن
این سطح از نیاز ها و خواسته ها و رفتار های اکتسابی تنها برای بر طرف کردن نیاز های فوری اولیه وجود دارن
مثل میل به خوردن، نیاز فوری به خواب، اشتیاق به روابط خاک بر سری (نه عشق) که همه از نوع امیال سطح اول هستن
ما انسان ها تو این سطح حتی ممکنه دلایل عقلانی برای کارامون بیاریم یا کارامونو بوسیله عقل توجیه کنیم ، حالا برای خودمون یا بقیه
ولی تمام این دلایل به طور کامل در خدمت امیال حیوانیست و همون طور که یه بزرگی ( همون بزرگ قبلیه ) گفته :
((یک برده هرگز چیزی بیشتر از ارباب خود نمی تواند باشد))

سطح 2 :
این نیاز ها و خواسته ها به سمت ارضاء محرک هایی تنظیم میشن که در قلمرو حیوانات وجود نداره
مثل افتخار، قدرت ، احترام، شهرت و تسلط بر دیگران
نیاز ها و در نتیجه افکار، گزینش های خودآگاه، تصمیم ها و اعمال ما در سطح دوم فقط برای بر طرف کردن این امیالی که مثال زدیم به بهترین شکل هستن

سطح 3 :
امیال این سطح به طور کلی از انگاره های عقلانی پیروی می کنن و خدمت ارضاء میل بر پایه های عقلانی هستن
این گروه از امیال شامل اشتیاق به حکمت، شناخت و یافتن پاسخ ها هستن

این سه گروه از امیال به گفته همون بزرگوار در همه سطوح جامعه بشری یافت میشن ولی تو هر کسی به تناسب خاصی با هم ترکیب شدن و این دقیقا همون چیزیه که تفاوت میان یک انسان با انسان دیگه رو بوجود آورده.

بازم تاکید میکنم که این طبقه بندی فقط برای ساده کردن موضوع هست
دلیل اینکه این طبقه بندی رو انتخاب کردم این بود که بر طبقه بندی سه مغر منطبق میشه یه جورایی:
The Role Our Three Brains

Brain One : Reptilian Brain
Brain Two : Limbic system (old Mammalian Brain)
Brain Three: Neocortex (“Thinking” Brain)
یادش بخیر یه بار یه امتحان آزمایشی IELTS داده بودم که موضوع یکی از Reading هاش همین سه تا مغز ما بود
ادامه دارد ...

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Wednesday 13 February 2019, 12:50 (آخرین ویرایش در این ارسال: Wednesday 13 February 2019 15:04 ، توسط tree of life.)
ارسال: #2
RE: ما که هستیم ؟
میخواستم با تیتری به نام "ظرف" این تاپیک رو ادامه بدم و شروع هم کردم به نوشتن ولی بعد به این نتیجه رسیدم که از اونجایی که ما در ادامه از بعضی کلمات استفاده خواهیم کرد که معنی اونها با اون چیزی که در ذهن ما هست و روزانه ازش استفاده میکنیم فرق داره ، نیاز هست که یه موضوعی رو به نام مشاهده لینک با شما به اشتراک بذارم


و از اونجایی که صحبت کردن راجه به این زبان خارج از بحث ما هست ترجیح دادم به صورت مختصر در یک تاپیک جداگانه به معرفی این زبان بپردازم و بعدش برگردیم و این تاپیک رو ادامه بدیم.

ریشه ها و شاخه ها :
مشاهده لینک

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Friday 15 February 2019, 08:54 (آخرین ویرایش در این ارسال: Friday 15 February 2019 09:00 ، توسط tree of life.)
ارسال: #3
RE: ما که هستیم ؟
*یک ظرف*



در زبانی که ما باهاش سرو کار داریم میل به ظرف تشبیه شده
یک ظرف مثل یک لیوان خالیه که میتونه پر بشه ولی برخلافه یه لیوان واقعی، ظرف امیال (اضافه تشبیهی) ما بر پایه هیچ چیز مادی شکل نگرفته
مثلا یاد اون موقعی بیفتید که یه غذای مورد علاقتونو انقدر خوردیم که دیگه حتی جای یه قاشق بیشترم نداریم ولی (مثلا برای افراد شیرنی دوست) بعدش بلافاصله یه کیک شکلاتی خیلی خوشمزه رو بیارن جلومون،
اینجاست با اینکه معده ما پر بوده ولی نیاز جدید به شیرینی جای خودشو تو اشتهای ما باز میکنه، یه ظرف خالیه دیگه بوجود میاد و تا به خودمون میایم میبینیم که داریم یه کیک شکلاتی خوشمزه رو میخوریم.
گر چه ممکنه یه حدی برای اشتهای ما وجود داشته باشه ولی برای میل ما انتهایی نیست
معنی این جمله مثل وقتیه که میگیم وای چقدر خوشمزه بود ، اگه جا داشتم همشو میخوردم (این یعنی اشتها نداریم الان ولی میل داریم)

هر فعالیت و تکاپویی تو این جهان بر اساس نیاز فوری درونی (چه قوی چه ضعیف) شکل میگیره که به دنبال ارضاء خودش هست . چنان که گویی هـیـــــــچ اختیار آزادی در این زمینه وجود ندارد.
ما در اصل مثل یه هواپیمای بی خلبان زندگی میکنیم که بنزینش چیزی نیست جز نیاز دائمی به براوردن خواسته هاییه که درون ما مدام در حال تولید هستن

این نیاز های ما چه چیزهایی هستن ؟
قلب های ما به چه چیزی میل دارن ؟

بذارید خیالمونو همین اول راحت کنیم:

هدف اولیه و پایه ای میل های ما در یک کلام رسیدن به خوشبختی پیوسته و لذت بردن هست


حالا این خوشبختی از نظر هر کسی ممکنه معنی بخصوصی داشته باشه
یعنی نیاز نیست که شما مثلا یه پزشک، جنایت کار، وکیل، رئیس جمهور، کارگر، ورزشکار، یه شخص دیندار، یه آتئیست، رو متقاعد کنید که باید به دنبال خوشبختیش بره
این چیزی که تو همه مشترکه فقط اینکه هر کسی خوشبختی و لذت رو تو یه چیزی میبینه

یه دانشمند ممکن هست میل به فاش کردن حقایق دنیا و درک قوانین طبیعت داشته باشه، همین دانشمند تو یه سطح دیگه ممکنه در آرزوی برنده شدن جایزه نوبل تو رشته خودش و مورد قبول قرار گرفتن از طرف هم طرازاش باشه
یه سیاستمدار ممکنه به دنبال رسیدگی به وضعیت مردم باشه یا شاید در جای دیگه یه سیاستمدار دنبال امتیازای شخصی و قدرت باشه
یه بچه معمولا میل به بازی و مورد توجه قرار گرفتن داره ، یه کارگر کارخونه احتمالا میل به تعطیلات و سفره آماده و خیال راحت داره رئیس همون کارگر شاید دنبال گسترش کارخونش یا پول و قدرت بیشتر باشه

با اینکه موضوع میل انسان ها رو میشه تعریف کرد ولی همه این موضوع ها در واقع چیزی نیستن جز بسته بندی هایی از حس لذت و خرسندی و ارضا شدن.
این بسته بندی های مختلف لذت بردن هستن که به زندگی ما شکل دادن


ما همه ی این بسته بندی های گوناگون کامیابی رو تو یک کلمه بیان میکنیم :


نور !

ادامه دارد ....

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Friday 22 February 2019, 07:37 (آخرین ویرایش در این ارسال: Friday 22 February 2019 08:16 ، توسط tree of life.)
ارسال: #4
RE: ما که هستیم ؟
*نور*


بر خلاف اونچه که در مورد میل گفتیم (که یک مفهوم استعاری نیست) ، نور در اینجا یک استعارس
استعاره ای که ما برای بیان طیف گسترده ی کامیابی هایی که انسان در جستجوشون هست ازش استفاده می کنیم

تا حالا دیدین وقتی که نور خورشید تجزیه میشه؟ مثلا وقتی که از یه منشور رد میشه یا وقتی تو آسمون رنگین کمون میبینیم
همون طوری که نور آفتاب دربردارنده همه رنگ های نور هست، استعاره نوری هم که ما ازش استفاده میکنیم شامل تمام لذت هایی هست که ما انسان ها توی زندگی به دنبالشون هستیم
ولی یه تفاوتی که بین نور آفتاب و نوری که ما ازش حرف میزنیم وجود داره اینه که نور آفتاب هفت تا طیف رنگ رو تو خودش جا میده ولی نوری که ما ازش حرف میزنیم دربر گیرنده بینهایت نور از رنگ های مختلف هست
یعنی هر شکل لذتی که روح آدم به دنبالش باشه توی این نور وجود داره
از لذت خوردن یه شکلات یا همبرگر بگیر تا لذت نیروی شفابخشی و کمک به دیگران تا لذت عاشق شدن.

و البته .....
نور ما دارای یک نیروییست که ما بهش میگیم مکاشفه
نیروی شگفت انگیزی که افراد و موقعیت های درست را به سوی ما هدایت میکند
سوختی که به ما انگیزه میده که هر چه بیشتر از زندگیمون سود ببریم
ما نور رو فقط به عنوان خوشبختی و شادمانی تعریف نمیکنیم بلکه نور نشانی هست از خوشبختی پایان ناپذیر و شادمانی دائمی
باید به این توجه کنید که بین لذت لحظه ای و کامیابی پایدار تفاوت هست
واقعیت اینه که هیچ کدوم از ما عمر کوتاه ولی پر لذت نمی خوایم...
یا مثلا ما نمیخوایم فقط برای یه مدت محدودی مورد علاقه و تحسین دوستا و همکارامون باشیم
ما نمی خوایم روابط جنسی پر شور با همسرمون فقط محدود بشه به 6 ماه اول از مثلا 40 سال زندگی مشترکمون
در مقابل ما میخوایم که میل های ما دائم و بی وقفه در ما اون چیزی رو تولید کنن که ما اینجا بهش نور میگیم
_
*ریشه ناشادمانی های ما*
یک راست میریم سر اصل مطلب:

پایه و اساس ناراحتی و اضطراب ما این واقعیت هست که امیال ما همواره با نور همراه نیستند
یعنی بیرون افتادن از حوزه نور یا قطع شدن ارتباط با نور، ریشه ی ناکامی های ماست
هر چه نور بیشتری تو زندگیمون داشته باشم ، امیال ما مدت طولانی تری پایدار می مونن و در نتیجه ما شاد تر خواهیم بود

از طرف دیگه ما یه ترسی تو عمق جانمون داریم که نکنه این شادی که الان دارم یه روزی تموم بشه
مطمئناً این ترس رو اکثر ماها تجربه کردیم
وقتی تو یه حالت کمیاب رضایت و آرامش هستیم فکر میکنیم که این حالت خیلی خوبتر از اون چیزی که بخواد واقعیت داشته باشه
It's too good to be true
بعدش چی میشه؟
ما نگران فردا میشیم .... غصه از دست دادن رضایت و لذت الان رو میخوریم
لحظه ای که این تردید ها میان سراغمون ، ما شروع میکنیم به نگران شدن درباره ی دوام خوشبختیمون و این همون جایی هست که قلمرو نور رو ترک میکنیم

بنابراین ، نور : همون راحتی، امنیت، صلح درونی و اطمینان به دوام خوشبختی در آینده هست. وقتی که ما به نور وصل هستیم ، هیچ ترس، اضطراب یا نا امنی در باره آینده حس نمیکنیم

اگر حس میکنیم، پس به نور وصل نیستیم


_

*میل نهایی*

ما با استفاده از اصطلاح میل نهایی میخوایم اینو بگیم که میل نهایی یک انسان میل به نور هست
نور همه جا هست ...نور مشترک ترین عنصر جهان ماست .... نور کیهان رو پر میکنه .... نور بیکران و بی حد و مرز هست... نور همیشه آمادس تا فضایی بزرگ تر از حد تصور ما رو پر کنه

خب حالا اگه ما میگیم که انسان ها در اساس از میل تشکیل شدن و از اون طرف جهان هم غرق در نور هست، پس چه چیزی بر سر راه ما و رسیدن به خوشبختی جاودانه قرار دارد؟

به زبان دیگه ، چه چیزی باعث میشه که ظرف امیال ما با این نور لذت و خوشبختی پایدار پر نشه ؟




پاسخ : یک پرده (همون پرده ای که تو تاپیک ریشه ها و شاخه ها بهش اشاره کردیم)

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Sunday 24 February 2019, 13:07 (آخرین ویرایش در این ارسال: Sunday 24 February 2019 13:08 ، توسط tree of life.)
ارسال: #5
RE: ما که هستیم ؟
* دو سوی پرده *
* 1 درصد و 99 درصد *

امیدوارم قبل از خوندن این قسمت حتما و حداقل اون بخشی از تاپیک مشاهده لینک که راجع به تصویر بزرگ هست رو خونده باشید.
پرده ای وجود دارد که واقعیت وجود ما را به دو قلمرو تقسیم می کند
ما این قلمرو ها را 1% و 99% (دنیای شاخه ها و دنیای ریشه ها) می نامیم.
قلمرو 1% در بردارنده ی جهان فیزیکی ماست ولی این فقط یک مقطع باریکی از کل آفرینش هست.
دقت کنید .... اگر دقیقا میخواید بدونید قلمرو 1% شامل چه چیزی میشه ، ببینید شما الان با حواس 5 گانه چه چیزهایی رو درک و احساس میکنید
هر آنچه که با حواس فیزیکی 5 گانه درک میشه تو قلمرو دنیای 1% یا دنیای شاخه ها قرار میگیره
اونچه میبوییم، میچشیم، لمس میکنیم، میبینیم و میشنویم
این ها فقط یک بخش خیلی کوچکی از کل حقیقت موجود هستن
در آن سوی پرده ، 99% باقی نهفته است که بخش اعظم واقعیت را در بر میگیرد
زندگی در قلمرو 1 درصد توی ما عادت ناپسند غافلگیر شدن رو بوجود آورده
ما درگیر چیزی هستیم به نام بیماری غافلگیری:
*ناگهان سکته قلبی کرد
*ناگهان از همسرش عصبانی شد
*ما ناگهان بی پول شدیم
*ناگهان معامله به هم خورد
*اون ناگهان تصمیمشو عوض کرد
*پزشکا ناگهان یه غده تو بدن بیمار پیدا کردن
*زندگی ناگهان پوچ شد
ولی آیا "ناگهان" وجود خارجی دارد ؟
خیر! چنین نیست...
همیشه دلیل پنهان و نادیده ای پشت هر رویداد "ناگهانی" وجود دارد
شده تا الان صبح از خواب بیدار بشید بعد ببینید یه دفعه یه درخت وسط حیاطتون در اومده ؟
بدیهیست که نه ... حتما باید تخمی کاشته باشه و پروسه رشد رو طی کنه زمانی بگذره تا درخت رشد کنه و بزرگ بشه
به همین ترتیب وقتیم که یه مشکل ناخوشایند ناگهان سر بلند میکنه و جریان خوشبختی ما رو تو یکی از امیالمون قطع میکنه ... یک اتفاق نیست ... ناگهان و بی دلیل نیست ....
دلیلی در اعماق وجود دارد
خطای ما اینه که فکر میکنیم اشتباهی شده یا شرایط اضطراری و ناگهانی پیش اومده...
اشتباهی در کار نیست ...شرایط اضطراری پیش نیومده .. اتفاق نیست ... فاجعه از راه نرسیده ...
هر رویدادی دارای علت و دلیلی هست (حرف جان لاک تو سریال Lost درست بود)
بیماری غافلگیری از ناتوانی ما در دیدن توهم های خودمون توی قلمرو 1% میاد
ما نمیتوانیم فراسوی آشوب را ببینیم تا بفهمیم تصویر بزرگ چیست...
ما نمیتوانیم آن سوی پرده و جایی را ببینیم که واقعیت بزرگتر وجود دارد
زندگی های ما هر قدر هم که بی نظم و پرآشوب به نظر بیاد ، در عمق پنهان خودش دارای نظم هست
میدونید اثر پروانه ای چی هست؟
دانشمندا میگن که یه چیزی مثل بستن یک در یا حتی بال زدن پروانه میتونه تشدید بشه و تو یه قسمت دیگه دنیا باعث گردباد بشه... معروف هست به اثر پروانه ای
مسئله اینه که یه پرده ای وجود داره که مانع میشه که ما پروانه های اون سوی پرده رو که دارن بال میزنن ببینیم برای همین متوجه علت اتفاقات نمیشیم
همه ی گردباد هایی که دور زندگی روزمره ما چرخ میخورن علت هایی نادیده و پنهان در پشت پرده دارن
ما از دنیای خودمون و با حواس 5 گانه مون فقط معلول ها و تاثیرات رو میبینیم و از دیدن دنیای علت ها غافل هستیم
ما نتایج رو میبینیم ولی از ریشه ی اونا بی خبریم ... ما مغلوب آشوب میشیم و نمیتونیم مبدا اون رو کشف کنیم
ما نسبت به 99% نا بینا و نا شنوا هستیم

پس فقط میتونیم بخش خیلی کوچیکی از واقعیتو ببینیم که تازه اونم فقط نا امیدانه میریم دنبالش تا امیال درونی خودمونو ارضا کنیم و بس.
آیا ما زندانیان قلمرو 1% هستیم ؟ و برای همیشه از 99% واقعیت غافل می مانیم؟ آیا ما محکوم به زندگی در قلمرو آشوب و تاریکی هستیم؟
آیا پرده تا ابد باقی میماند؟
خیر..... نه در دراز مدت .....

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Tuesday 26 February 2019, 13:29 (آخرین ویرایش در این ارسال: Tuesday 26 February 2019 14:26 ، توسط tree of life.)
ارسال: #6
RE: ما که هستیم ؟
* دنیای 99% *



واقعیت آشنا ، دنیای 1 درصدی ست که ما در آن زندگی میکنیم، ولی این پرده سوی دیگری نیز دارد : 99% ی که بسی با اهمیت تر است.
قلمرو 99% که به جهت نشان دادن اختلاف زیاد از عدد 99 در مقابل 1 استفاده میکنیم، سرچشمه همه کامیابی های ماندگار هست.
تمام شناخت، حکمت و لذت به این قلمرو تعلق داره ... تمام وقتایی که ما احساس لذت و سرخشی میکنیم به دلیل اینه که تو قلمروی 1 % به 99% وصل شدیم .. دلیل این ممکنه بغل کردن بچمون باشه یا یه معامله اقتصادی خیلی پر سود رو انجام داده باشیم یا هر چیزه دیگه ای که بهمون احساس لذت رو میده ... نکتش اینه که تمام این سرخوشی و لذت از قلمرو 99% جاری میشه ... این لحظات زمان هایی هستن که ما قلمرو 99% رو لمس میکنیم
تمام اطلاعات تو قلمرو 99% درصد موجود هست ... منظورم اینه که اگر ادیسون لامپ رو اختراع نمیکرد، یا انیشتین به نظریه نسبیت نمیرسید باز هم این اطلاعات و قوانین توی قلمرو 99% موجود بودن فقط این اشخاص مهم این ها رو آشکار کردن، ازشون پرده برداری کردن
تمام اونچه که دانشمندا کشف میکنن (فاش میکنن) یا مثلا سمفونی های بتهوون ... همش توی دنیای 99 درصد موجود بوده
در اصل فقط بحث دسترسی به این اطلاعات مطرحه
موتزارت می گفت هر کدوم از سمفونی های خودشو قبل از آوردن اولین نت روی کاغذ به طور کامل تو ذهن خودش داشت
وقتی که موتزارت یک ساعت موسیقی رو تو چند صدم ثانیه تو ذهن خودش بازآفرینی میکرد، احساس میکرد که این موسیقی از قبل توی قلمرویی موجود و واقعی ضبط شده بود.
یادتونه راجع به مشاهده لینک توی تاپیک مربوطه چی گفتیم؟ اون لحظه ای که موتزارت تو یک لحظه تمام سمفونی رو درک میکرد وقتی بود که زمان متوقف شده بود براش و وارد قلمرو 99% میشد و به بُعد روحانی-معنوی قدم میذاشت
اون واقعیتی که توش آقای موتزارت کار های خودش رو از قبل ضبط شده میدید، همون قلمرو 99% یا دنیای ریشه ها هست.
مثال زیاده در مورد اشخاصی مثل موتزارت ولی بخوام یه مثال بارز دیگه بزنیم میشه به افلاطون ، فیلسوف بزرگ یونانی اشاره کرد:
افلاطون در مورد قلمرو افلاطونی و دنیای مُثُل (دنیای ایده ها) حرف هایی زده
می گفت این دنیا سرچشمه دنیای مادی ما و همه حکمت هاست
دنیای ما تنها سایه ای از این واقعیت پنهان هست
گفتم سایه یاد یه مثال خوب در مورد دنیای ریشه ها و شاخه ها افتادم
رابطه این دو هم تقریبا مثل سایه بدن ما و خود بدن ما هست
بدن مثل دنیای ریشه هاست و سایه مثل دنیای فیزیکی ما هست... فقط با تکون دادن بدن هست که شما میتونید سایه رو تکون بدید و نه بر عکس .... همون طور هم دنیای فیزیکی ما فقط از دنیای روحانی-معنوی تاثیر می پذیره و نه برعکس ...
افلاطون اتصال به قلمرو 99% رو "دیوانگی الهی " می نامید
که البته روی اتصال به دنیای روحانی-معنوی اسم های زیادی گذاشته شده:
آشکار سازی - انگیزش - مکاشفه - حس ششم - شم ...
* مقایسه قلمرو 1% و 99% *


واقعیت 1 % ، حواس 5 گانه ما هست
قلمرویی از تاریکی روح و آشوب که توی این قلمرو :
*ما به رویداد های بیرونی واکنش نشون میدیم
*خوشی ها زود گذر هستن
*واکنش ها و معلول ها بر ما چیره میشوند
*بیشتر میل های ما ناکام میمونن
*به نظر میرسه که هیچ امیدی به تغییر مثبت وجود نداره و هر تغییری هم که رخ بده موقتی هست
دوستان ... وقتی که ما فقط توی قلمرو یک درصد زندگی کنیم ، زندگی دردناک هست و دنیامون به نظر تاریک و آشوب زده میاد



در مقابل قلمرو 99% ، فراسوی حواس 5 گانه و ادراک بشری هست و همچین ویژگی هایی داره:
*دنیای نظم مطلق
*دنیای نور بی پایان الهی
*دنیای عمل و سبب ... نه عکس العملو واکنش به رویداد های بیرونی
*سرچشمه
*بذر
*مبدا پنهان این دنیای مادی ما
*دنیای کامیابی تمام و کمال
*شناخت بی پایان
*شادمانی بی انتها
*بُعدی (در واقع بُعد هایی) که میتونی تغییر مثبت و پایدار و ماندگار بوجود بیاری تا توی قلمرو 1% زندگی روزمره خودش رو نشون بده ... یعنی بدن رو تکون بدی تا سایه تکون بخوره
پس برای جمع بندی میشه گفت که دو واقعیت بنیادی وجود دارد :



1. دنیای 1% تاریکی ما
2.گستره 99% درصد نور





به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Sunday 03 March 2019, 10:44 (آخرین ویرایش در این ارسال: Sunday 03 March 2019 12:56 ، توسط tree of life.)
ارسال: #7
RE: ما که هستیم ؟
*صورت مسئله*


یک مانع سرسخت وجود دارد که همان ناتوانی ما در کنترل کردن لحظه های اتصال به قلمرو 99% است.


تو بهترین حالت ، دسترسی به این بعد از نور ، اتفاقی و گاه و بیگاه هست
تو یک سطح فردی و قبل از دونستن این مطالب بیشتر ما شاید هیچ وقت نمیدونستیم که چنین قلمرویی حتی وجود داره و در نتیجه وقتایی که با قلمرو 99% ارتباط میگرفتیم طی لحظه های مکاشفه ، الهام، آشنایی با آدمای مثبت، تجربه کردن چیزایی مثل معجزه و ... گمان میکردیم که همون فرشته شانسه که به ما رو کرده.... برای ما سخته که وجود چیزی رو که نمیبینیم و لمس نمیکنیم یا بهتر بگم با حواس 5 گانه درک نمیکنیم رو بپذیریم.


واقعیت 99% به رقصی در لبه ی بین خود آگاهی و ناخودآگاه توصیف شده ... مثل یه خوابه سحر آمیز که به درستی نمیتونیم به یاد بیاریمش ....
درست در لحظه ی پیش از بیدای، لحظه ای بحرانی وجود دارد ...
اونجا فقط رشته ای سست هست که ما رو به خواب متصل میکنه ... هر چی اون رشته ی ظریف محکم تر کشیده بشه ، تارو پود خواب سریع تر از هم میپاشه و ناپدید میشه .... اونموقع وقتی بخواین دوباره به خواب وصل بشین، خوابه محو میشه و باید به واقعیت بیداری که از خواب بسیار کم ارزش تر هست تن در بدید.

حالا تصور کنین که می تونستیم با اراده خودمون به این قلمرو دست پیدا کنیم ... اون وقت میتونستیم همه رویداد های زندگیمونو کنترل کنیم ... به جای درگیر شدن با عوارض و معلول ها میتونستیم نیرو های پنهان پشت شرایط آشوب زده ای رو تشخیص بدیم که "ناگهان" خوشبختی ما رو تیره میکنن و جلوی دست یابی ما به عمیق ترین امیالمون رو میگیرن
اینطوری ما قدرتشو داریم که آشوب رو به نظم تبدیل کنیم ... میتونستیم نور 99% رو به خدمت خودمون بگیریم و تمام تاریکی های زندگیمونو پس بزنیم ... این تنها راهیه که میتونیم تحول اصلی رو بوجود بیاریم.

بیاید اینطوری به موضوع نگاه کنیم :
اگر شما تو شاخه یه درخت تغییر ایجاد کنید ، حال خراشش بدید ، بشکونیدش .... یا تو یه برگ به همین ترتیب یه تغییری ایجاد کنید شما فقط همون شاخه و همون برگ رو تغییر دادید مثل کاری که ما هر روز تو زندگی فیزیکیمون انجام میدیم .... ولی اگر بتونیداطلاعات ژنتیکی داخل بذر (DNA) رو دستکاری کنید، اون موقع میتونید سر تا سر درخت و تمام شاخه ها و برگ ها و میوه ها و کل ویژگی های درخت رو به طور دائمی تغییر بدید.
قلمرو 99% حکم DNA واقعیت رو داره .... بذر هست و ریشه .... علت همه علت های دیگر ....

حالا بیاین بریم سراغ مثال سایه :
وقتی دارید از پیاده رو خیابون رد میشید ، سایه شما تو پیاده رو نسخه بسیار محدودی از وجود شماس... سایه شما هیچ نشانی از پوست، مو، خون، استخون، عواطف، تخیل،احساسات و امیالی که شما رو به عنوان یک فرد انسانی تعریف میکنن، نداره.
سایه تنها یک بازتاب دو بعدی از واقعیت سه بعدی شماست .... 1% از 100% ... تو این مثال سایه نمادی از دنیای 1% هست
فکر کنید شما تو دنیای سایه ها زندگی میکردید ، همه چیز دو بعدی بود ، اصلا هیچ تصوری از بُعد سوم داشتید ؟ اصلا قادر به تصورش بودید؟ هیچ درکی از اینکه حتی میتونه بعد دیگه ای وجود داشته باشه داشتید؟ الان هم وضعیت ما با بعد های بالا تر دقیقا به همین شکل هست
وجود واقعی با بُعدی در ارتباط هست که فراسوی حواس 5 گانه شماست یعنی همون قلمرو 99%
آیا میتونین با لمس کردن سایه کسی روی دیوار ، بازوشو تکون بدین ؟ البته که نه
شما باید منشاء و خود بازو یعنی 99% رو تکون بدید
باید به بُعد بالا تر برید تا تغییر ایجاد کنید .... بازو واقعی رو تکون بدید و سایه خود به خود از شما پیروی میکنه !

ولی ما به شکلی شرطی شدیم که تمام خودآگاهیمون رو روی قلمرو 1% وجودمون تمرکز بدیم .... مثل اینکه سایه خودمونو دنبال کنیم ... بدیهیست که اینکار ثمری ندارد و بیهوده است. "این کار" که میگم همین کاریه که ما هر روز تو زندگیمون داریم انجام میدیم هاااا....




حالا بیاید همین الان یه آزمایش ساده که همین الان میتونید انجام بدید رو انجام بدیم و به خوبی موضوع رو روشن کینم:
کاغذ و مداد بردارید یا دفترچه یاد داشت گوشی یا PC تونو باز کنید و با حفظ اولویت برای این سوال 5 تا جواب بنویسید :

سوال : یک انسان به راستی از زندگیش چی میخواد؟

بعد که جواب دادین.... این جواب ها رو هم بخونین ....

* کامیابی فردی
* آرامش خاطر
* تسکین ترس و اضطراب
* امنیت مالی ( توجه کنید که بحث خود مال نیست ... بحث احساس امنیته ....)
* رضایت قلبی
* عشق
* آزادی
* کنترل داشتن روی زندگی
* حکمت و دانایی
* شادی
* سلامتی

این مواردی که شمردیم به احتمال زیاد با فهرست شما همخونی داره
حالا میخوام که به این نکته توجه کنید:

هیچ کدوم از این موارد رو نمیشه اندازه گرفت ... تو ترازو کشید ... لمس کرد ....
نمیشه برای هیچ کدوم از این موارد مکان فیزیکی یا نقشه جغرافیایی کشید یا اندازشون رو مشخص کرد
و به طور کلی با حواس 5 گانه ما قابل درک نیستن
یعنی چی؟
یعنی هیچ کدوم از خواسته های اصلی و مهم ما دارای ماهیت فیزیکی نیستن
هیچ چیزی تو فهرست ما وجود نداره که از جنس قلمرو 1% باشه
حتی امنیت مالی که یک احساس هست
همه چیزهایی که ما بهشون میل خالص داریم دارای ماهیتی اثیری (مربوط به عالم غیر مادی) هستن و فقط توی قلمرو 99% وجود دارن ... هر لحظه ای که شما به یکی از اینها نزدیک میشید و لمس میکنید و حس رضایت دارید ، یعنی دارید قلمرو 99% رو لمس میکنید



مطلب بالا رو توی این اصل مهم خلاصه میکنیم :


هر چیزی که شما در زندگی حقیقتاً بهش میل دارد، از جنس نور معنوی است.


بیاید برای بررسی عملکرد این اصل به پدیده ای اشاره کینم که دارایی محسوس به حساب میاد :

یعنی پول .... پول نقد ....


یه شخصی رو تصور کنید با سرمایه خالصی به ارزش 20 میلیارد تومن ....
این شخص تو بحران اقتصادی موجود 15 میلیارد تومن رو یک شبه از دست میده و 5 میلیارد تومن براش میمونه

حالا یه شخصی رو تصور کنید که 20 میلیون تومن سرمایه داره و توی این اوضاء فک کنید سکه خریده بوده و یه شبه 80 میلیون سود میکنه و سرمایش میرسه به 100 میلیون تومن

حالا شما بگید .... کدوم یکی از این دو نفر امشب با آسایش خاطر مالی بیشتر و احساس امنیت قوی تری به خواب میرن ؟
اون کسی که 5 میلیارد دارایی داره یا اون کسی که 100 میلیون دارایی داره ؟


بدانید و آگاه باشید که اشیاء مادی آن چیزی نیستند که به واقع ما در زندگی جستجو میکنیم ....
بچه ها ما به دنبال پول نیستیم ... ما به دنیال احساس امنیت هستیم ...
ما در اصل به دنبال انرژی معنوی اون قلمرو 99% هستیم....


وقتی که احساس میکنیم نیاز های ما از سوی جهان نادیده گرفته میشن باعث میشه که احساس ناشادی، ناکامی،غم، افسردگی، ناتوانی یا اضطراب درونمون بوجود بیاد.
باعث میشه که یه جور آشوب زندگیمونو فرا بگیره ... ناخوشی، دشمنی، مشکلات ازدواج، فشار اجتماعی، ترس و وحشت و اضطراب همه جزو همین چیزی هستن که ما میگیم آشوب توی زندگی
همه این آشفتگی ها فقط و فقط به یک دلیل اتفاق می افتن :

ما خود را دانسته یا نادانسته از قلمرو نود نه درصد جدا کرده ایم


وقتی که یاد بگیریم چطوری به این قلمرو متصل بمونیم، میتونیم رویداد های زندگی خودمونو کنترل کنیم. ما میتونیم آشوبی که باعث ناشادمانی ما میشه رو کنترل کینم ، جلوشو بگیریم یا اگر هست حذفش کنیم
ما میتونیم نور رو روشن کنیم و تاریکی رو پس بزنیم
اتصال به قلمرو 99% راز کامیابی زندگی هست
ولی این کار آسونی نیست
برای همین هم بزرگان این حکمت به ما ابزار ها و روش های رسیدن به فراسوی زندگی روزمره رو میدن
ما جایی در ادامه این مطالب این ابزار ها رو بررسی میکنیم


بچه ها اگر من دائم از این قلمرو 99% و دنیای ریشه ها حرف میزنم و هی مثال های مختلف میزنم و از ابعاد مختلف بهش نگاه میکنیم .... غیر از اینکه میخوام این موضوعات ملکه ذهنتون بشه، بیشتر میخوام که میل و خواسته و تشنگی رسیدن به این قلمرو رو در شما بیدار بشه چون بدون این "خواست" پیشرفتی حاصل نخواد شد .... پس شکیبا باشید .....



اونایی که این تاپیک و سایر تاپیک های دیگه ای که گذاشتیم رو کامل خوندن چه سوالایی براشون پیش اومده تا الان ؟
باید ذهنمون پرسش گر باشه ..... باید به جایی برسید که تشنه ی دونستن جواب این سوالات باشید:


سوال :

چرا آشوب و رنج و درد و بیماری وجود داره وقتی که دنیای دیگری سراسر از نظم و خوشبختی هست ؟
چرا اصلا دنیای 1% و 99% وجود داده؟
چه کسی واقعیت رو به اون صورت ساخت و چرا ؟
چرا با وجود همه سیستم های معنوی-روحانی که همه جای دنیا و در دسترس همه هستن و به ما حکمت های خودشونو می آموزن، تغییر جدی تو جهان و تو خودمون نمیبینیم ؟ اون چه که تو میگی چرا با این ها فرق داره ؟
چرا این حکمت پنهان شده ؟
چرا امیال و کامیابی مورد نظر ما توسط پرده ای نا دیدنی از هم جدا شدن ؟
چه کسی این پرده رو قرار داده ؟
چرا ما ناخواسته خودمونو از قلمرو نود و نه درصد جدا میکنیم ؟
ریشه امیال ما از کجاست ؟
چرا اصلا از اول بیگ بنگ اتفاق افتاد ؟
قبل از بیگ بنگ چی بود ؟
....

تا حالا کسی به این سوالا جواب داده ؟
ما با هم جواب همه این سوال ها رو میدیم....ولی باید صبور باشد... ان الله مع الصابرین....


شگفت زده خواهید شد ....

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Monday 04 March 2019, 10:04 (آخرین ویرایش در این ارسال: Monday 04 March 2019 11:01 ، توسط tree of life.)
ارسال: #8
RE: ما که هستیم ؟
* طعم زمان * (مهم)
اینو تصور کنید :
یک فرد از قبیله جنگل های استوایی صبح از خواب بلند میشه.... کسی که مثل انسان های اولیه زندگی میکنه
به نظر شما ممکنه هوس پیتزا سرد بکنه ؟ یا یه کاپوچینوی غلیظ؟ یا تخم مرغ نیمرو ؟
معلومه که نه..... به نظر شما چرا با اطمینان میگیم نه ....
چونکه امیال بی مقدمه تو وجود ما بوجود نمیان .... باید یه طعمی از این امیال رو قبلا چشیده باشیم
شما اگه تا الان کرانچی نمیخوردی .... ممکن بود یه دفعه جلو تلوزیون نشستی داری برنامه مورد علاقتو میبینی یه هو دلت کرانچی بخواد ؟
فقط زمانی دلت میخواد که قبلا کرانچی خورده باشی و طعمشو چشیده باشی .... یعنی باید تو گذشته برات اتفاق افتاده باشه که الان دلت بخوادش ... این خیلی نکته مهمیه ....
شما نمیتونید علاقه و شوقی به دیدن فصل جدید سریال گیم آو ترونز 110 داشته باشی وقتی تا الان این سریالو ندیدی.... که البته همین بهار داره میااااد .... آخ جون .... من میل دارم ببینم چون قبلا دیدمش ....
یه معتاد به هروئین یا الکل هم چون خاطره مصرفشو دارن میدونن که با کشیدن یا نوشیدن ، دوباره به همون حالت افیونی و مستی میرسن.
خب پس ... از اونجایی که میل از تجربه و حافظه شروع میشه ، آیا براتون جالب نیست که از ابتدای تمدن بشری، ما انسان ها بی وقفه در جستجوی خوشبختی جاودانه بودیم ؟
هر چقدر هم جنگ و بیماری و قحطی و رکود اقتصادی و فاجعه های طبیعی ما رو به زانو در بیارن ، باز هم قد راست میکنیم و با قاطعیت تمام به دنبال آسایش موندگار، شادمانی پایان ناپذیر و لذت پایدار میریم.
و با توجه به این که ما الان میدونیم که منبع تمام این این شادی ها و لذت ها از کجاست ، پس ...
عقل حکم میکنه که ما قاعدتاً باید قلمرو نود و نه درصدو قبلاً تجربه کرده باشیم.

ما جایی در ژرفای روح خود میدانیم که متصل شدن به این قلمرو به صورت پایدار امکان پذیر است.

* خاطره ها *
ماده اصلی که بدن ازش تشکیل شده، اتم ها در خون، الکترون ها که محرک رو تو مغر ما بوجود آوردن، موارد شیمیایی که ماهیچه ها و استخون ها رو میسازن، همگی ریشه در جایی پیش از آغاز جهان فیزیکی ما دارن
امیال، نیاز ها، محرک ها و عطش های گوناگونی که ذهن ما رو فرا گرفتن از ابتدای زمان وجود داشتن.... هر خواهشی که در قلب های ما تو همین لحظه جاری هست در واقع خاطره هایی چسبیده به روح و جان ما هستن
به دنبال خوشبختی رفتن در نقشه طراحی شده جهان ما ثبت شده و این حق از ابتدای تولد به ما داده میشه
یادمون باشه که یک درخت بلوط بزرگ یه دفعه ای تو باغچه خونه از ناکجا آباد سبز نمیشه.
بذری پنهان وجود داشته .....
به همین شکل هم بذری از امیال ما که این همه برای تحققشون تلاش میکنیم وجود داره.

حالا اگر که تمام مطالب این تاپیک و تاپیک های وابسته رو خونده باشید دیگه وقتشه که بیایم این بذر باستانی و بشناسیم و دلیل نهایی ظهور ناگهانی خودمون رو تو باغچه ی این جهان کشف کنیم ..... به به ....

ولی از اونجایی که دیگه باید از زیر عنوان "ما که هستیم" خارج بشیم پس مجبوریم که این تاپیک رو همین جا تموم کنیم و ادامه حرفامونو با یه عنوان مناسب توی یه تاپیک دیگه ادامه بدیم ... پس :

______پایان_____

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول
Sunday 10 March 2019, 10:48
ارسال: #9
RE: ما که هستیم ؟
پس نیاز : مشاهده لینک

به صدای درونی که از فراسوی پرده خود پرستی می آید گوش فرا دهید
نقل قول


پرش به انجمن:



زمان کنونی: Tuesday 19 March 2019, 21:18