|
شعرهای مریم حیدر زاده
|
| نویسنده |
پیام
|
delseporde
داره راه میفته

ارسال ها: 41
تاریخ عضویت: 02 November 2008
تشکرهای ارسالی : 22
تشکرهای دریافتی : 25
|
اشعار مریم حیدرزاده
تا قیامت
من میگم بهم نگاه کن تو میگی که جون فدا کن من میگم چشمات قشنگه تو میگی دنیا دو رنگه من میگم دلم اسیره تو میگی که خیلی دیره من میگم چشمات و وکن تو میگی من و رها کن من میگم قلبم رو نشکن تو میگی من می شکنم من ؟ من میگم دلم رو بردی تو میگی به من سپردی ؟ من میگم دلم شکسته است تو میگی خوب میشه خسته است من میگم بمون همیشه تو میگی ببین نمی شه من میگم تنهام می ذاری تو میگی طاقت نداری من میگم تنهایی سخته تو میگی این دست بخته من میگم خدا به همرات تو میگی چه تلخه حرفات من میگم که تا قیامت برو زیبا به سلامت من میگم خدا به همرات تو میگی چه تلخه حرفات من میگم که تا قیامت برو زیبا به سلامت
|
|
|
| Tuesday 04 November 2008 01:29 |
|
|
delseporde
داره راه میفته

ارسال ها: 41
تاریخ عضویت: 02 November 2008
تشکرهای ارسالی : 22
تشکرهای دریافتی : 25
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
گفت و گو
من میگم بهم نگاه کن تو میگی که جون فدا کن من میگم چشات قشنگه تو میگی دنیا دو رنگه من میگم چه قدر تو ماهی تو میگی اول راهی من میگم بمون همیشه تو میگی ببین نمیشه من می گم خیلی غریبم تو میگی نده فریبم من میگم خوابت رو دیدم تو میگی دیگه بریدم من می گم هدف وصاله تو ولی میگی محاله من میگم یه عمره سوختم تو میگی قلبم رو دوختم من میگم چشمات و وا کن تو میگی من و رها کن من میگم خیلی دیوونم تو میگی آره می دونم من میگم دلم شکسته ست تو میگی خوب میشه خسته ست من میگم بشین کنارم تو میگی دوستت ندارم من میگم بهم نظر کن تو ولی میگی سفر کن من میگم واسم دعا کن تو میگی نذر رضا کن من میگم قلبم رو نشکن تو میگی من می شکنم من ؟ من میگم واست می میرم تو میگی نمی پذیرم من میگم شدم فراموش؟ تو میگی نه ، رفتم از هوش من میگم که رفتم از یاد ؟ تو میگی نه مرده فرهاد من میگم باز شدی حیروون ؟ تو میگی بیچاره مجنون من میگم ازم بریدی ؟ تو می پرسی نا امیدی ؟ من میگم واسم عزیزی تو میگی زبون میریزی؟ من میگم تو خیلی نازی تو میگی غرق نیازی من میگم دلم رو بردی تو میگی به من سپردی ؟ من میگم کردم تعجب تو میگی دیگه بگو خب من میگم تنهایی سخته تو میگی این دست بخته من میگم دل تو رفته تو میگی هفت روزه هفته من میگم راه تو دوره تو میگی چاره عبوره من میگم می خوام بشم گم تو میگی حرفای مردم ؟ من میگم نگذری ساده ؟ تو میگی آدم زیاده من میگم دل به تو بستن ؟ تو میگی اینقده هستن من میگم تنهام میذاری ؟ تو میگی طاقت نداری ؟ من میگم خدا به همرات تو میگی چه تلخه حرفات من میگم اهل بهشتی تو میگی چه سرنوشتی من میگم تو بی گناهی تو میگی چه اشتباهی من میگم که غرق دردم تو میگی می خوام بگردم من میگم چیزی می خواستی ؟ تو میگی تشنمه راستی من میگم از غم آبه تو میگی دلم کبابه من می گم برو کنارش تو میگی رفت پیش یارش من میگم با تو چیکار کرد ؟ تو میگی کشت و فرار کرد من میگم چیزی گذاشته ؟ تو میگی دو خط نوشته من میگم بختش سیاهه تو میگی اون بی گناهه من میگم رفته که حالا تو می گی مونده خیالا من میگم می آد یه روزی تو میگی داری می سوزی من میگم رنگت چه زرده تو می پرسی بر میگرده ؟ من میگم بیاد الهی تو میگی که خیلی ماهی من میگم ماهت سفر کرد تو میگی تو رو خبر کرد ؟ من میگم هر کی با ماهش تو میگی بار گناهش؟ من میگم تو بی وفایی تو میگی بریم یه جایی من میگم دلم اسیره تو میگی نه خیلی دیره من میگم خدا بزرگه تو میگی زندگی گرگه من میگم عاشق پرنده ست تو میگی معشوق برنده ست من میگم به روزها شک کن تو میگی بهم کمک کن من میگم خدانگهدار تو میگی تا چی بخواد یار من میگم که تا قیامت برو زیبا به سلامت پشت تو آب نمی ریزم که نروندت عزیزم
|
|
|
| Tuesday 04 November 2008 01:35 |
|
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
برای مخاطبم
دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده ؟ چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده گفتم از عشق تومی خوام سر بذارم به بیابون گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم گفت که هذیون رو تموم کن انگاری تبت شدیده گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده اونی رو که دوست نداری دنبالت میاد تا آخر اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده سرنوشت گریه نداره خودت این رو گفتی اما تو دل من نمی دونم چرا باز یه کم امیده تو من رو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم چه قدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:36 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
بیشتر از تو
نمی گم عوض شدی نه تو هنوزم مهربونی حدسش رو من زده بودم نمی خوای پیشم بمونی روزای اول این عشق اشتیاقت تازه تر بود حالا با صد التماسم واسه من شعر نمی خونی بعضی وقتا اگه حرف و خبری جایی نباشه نمی ری دیگه سراغ قصه های خودمونی گفتی تنها نامه ی من تو دس همه ست عزیزم نامتو من بفرستم حالا به کدوم نشونی بنویسم روی پکت با یه تیکه یاد غربت برسه به یه ستاره به یه عشق آسمونی پشت پنجره نشستم واسه ی تو می نویسم که شاید رد شه از اینجا ایه ی محو جنونی یه روزی خوندم یه جایی از عزیز بی وفایی واسه ی دوام یک عشق عاشق و باید برونی بهترین جمله ی دنیا فکر کنم همینه زیبا عمری دنبال تو بودم اونی که می خوام همونی صبر و حوصله نداشتن عادت همه ست عزیزم تو که نیستی مثل اونها تو خود رنگین کمونی نه جواب نامت این نیس اون و بعدا می نویسم که سلام گلدونا رو به گلاشون برسونی گفتم این رو بنویسم که دوست دارم عزیزم بیشتر از تو می دونم که تو اینو نمی دونی
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:36 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
وعده ی ما لب دریا
روی عکسا گرد و خاکه بیشتر دلا هلکه قحطی گلای پونه ست تقدیرا دست زمونه ست عهد و پیمونا شکسته رشته ی دلا گسسته تقویما رو ماه تیره زندونا پر اسیره آدما یا همه مردن یا که مات و دل سپردن عصر ما عصر فریبه عصر اسمای غریبه عصر پژمردن گلدون چترای سیاه تو بارون مرگ آواز قناری مرگ عکس یادگاری تا دلت بخواد شکایت غصه ها تا بینهایت دلای آدما تنگه غصه هم گاهی قشنگه چشما خونه ی سواله مهربون شدن محاله حک شده روی هر دیواری که چرا دوسم نداری خونه هامون پر نرده پشت هر پنجره پرده تا دلت بخواد مسافر تا بخوای عاشق و شاعر شبا سرد و بی عروسک دلای شکسته از شک زلفای خیبی پریشون خط زدن رو اسم مجنون شهری که سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه چشمای خیره به جاده عشوه های نخریده آسمونا پر دوده قلب عاشقا کبوده گونه ی گلدونا زرده رفته و بر نمی گرده آدما بی سرگذشتن آهوا بدون دشتن دفترا بدون امضا ماهیان بدون دریا تشنه ها هلک آبن همه حرفا بی جوابن نصف زندگی نگاهه بقیش همه گناهه خدا رو انگار گذاشتن رو زمن و بر نداشتن در و دیوارا سیاهه آدرسامون اشتباهه شب و روزا پر عادت وقت که شد شاید عبادت خدا مال غصه هاته وقتی غم داری خداته روی اینه ها غباره شیشه ی پنجره ی تاره بغضا بی صدا و کاله همه از فکر و خیاله قلک خوبیا خالی مهربونیا خیالی قفسا پر پرنده لبای بدون خنده نه شنیدنی نه گوشی نه گلی نه گلفروشی مرگ جشنای تولد مرگ اون دلی که گم شد خستگی بی اعتمادی شک و تردید زیادی امتحان مکرر لونه های بی کبوتر مشقامون بدون امضا اسممون همیشه رسوا نمره های عشقمون تک بامامون بدون لک لک همه غایب تو دفتر مث بالای کبوتر خونه ها بدون باغچه بدون حافظ و طاقچه نه برای عشق میلی نه کسی به فکر لیلی دیگه پشت در بسته کسی بیدار ننشسته نه کسی نه انتظاری نه صدای بی قراری واسه عاشقی که دیره لااقل دلت نگیره کاش تو قحطی شقایق باز بشیم سوار قایق بشینیم بریم تو دریا من و تو تنهای تنها ماهیا خیلی امینن نمی گن اگه ببینن انقدر می ریم که ساحل از من و تو بشه غافل قایق و با هم می رونیم می ریم اونجاها می مونیم جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش نه غمش نه جنب و جوشش نه صدای گلفروشش مث اینجا آهنی نیست خوبه اما گفتنی نیست پس ببین یادت بمونه کسی ام اینو ندونه زنده بودیم اگه فردا وعده ی ما لب دریا صبح پاشو بدون ساعت که فراموش بشه عادت نره از یاد تو زیبا وعده ی ما لب دریا
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:37 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
خدا کند
دلی کنار پنجره نشسته زار می زند و خواب دیده ام شبی مرا کنار می زند غروب ها که می شود خیال چشمهای تو تو را دوباره در دل شکسته جار می زند یکی نگاه می کند یکی گناه می کند یکی سکوت می کند یکی هوار می زند و عشق درد مشترک میان ماست با همه کسی که شعر گفته یا کسی که تار می زند درست مثل بازی گذشته های شاعری که جای سنگ و گل به دوستش انار می زند خدا کند به وعده اش وفا کند که گفته بود شبی مرا به جرم عشق خویش دار می زند
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:37 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
انتخاب من
ای علت قشنگی رویا و خواب من تنها دلیل گل شدن اضطراب من ای راه حل ساده ی جبران تشنگی فواره ی نگاه قشنگ تو آب من رفتی چه قدر ساده دل آسمان شکست در عکس مهربان تو در کنج قاب من باران چه قدر حرف تو را گوش می کند می بارد آن قدر که نیایی به خواب من گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد از اوج دل ندادن تو یا عذاب من اما دل شکسته ی من باز هم نوشت صد آفرین به چشم تو و انتخاب من
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:38 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
مث فصلا
توی باغا گل سرخی توی آسمون ستاره جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم شب که چشمام و می بندم باز نمی ذاری بخوابم عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه دیوونم خدا می دونه کاش خودش من رو ببخشه توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون تو همونی که گرونه نمی یاد به دستم آسون وقتی من تو آسمونم تو توی راه زمینی مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی بی خبر من و گذاشتی ولی نه تو بیگناهی قیمت نگاه نازت خیلیه مث صداقت مث خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم چه شکنجه ی قشنگی می کشی من و تو کم کم چه تفاهمی تو عاقل دل من مات و دیوونه درمونم دست چشاته اینم آخرین بهونه دل تو یه وقتا سنگه یه روزم ممثل بلوری شبا گاهی قرص ماهی یه روزم یه تیکه نوری حوصله که داشته باشی دو سه جکله می گی گاهی اما میلت که نباشه نمی دی حتی نگاهی چون غروب خیلی قشنگه تو خود غروبی چی بگم قحطی واژه ست هر چی هست خیلی خوبی عکس نازت رو گذاشتم گوشه ی سفید دفتر تا دیگه هیچکی نبینه یکی کمتر باشه بهتره مث آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز ولی هر رنگی که باشی من و دوست نداری هرگز یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل کوهی هر چی که دلت می خواد باش هر جا باشی با شکوهی پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ی کتابم به همون تعداد اسما تو ولی دادی عذابم لااقل خوب شد که لطفی کردی و واسم نوشتی معنی حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی دلم و دادم به دست تو برای یادگاری قابلی نداره بردار می دونم دوسم نداری وقتی که بارون می گیره چشام از عشق تو خیسه دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه تنها آرزوم همینه تا یادم نرفته راستی کاش یه روز بهم بگی که من همونم که می خواستی
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:39 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
من و تو
تو هم ترک منم ترک اینم یه درد مشترک تو غصه دار من غصه دار پس واسه چی بیاد بهار تو بی چراغ من بی چراغ کی بگیرد از ما سراغ تو هم غریب منم غریب عشقا چی بود به جز فریب تو حادثه من حادثه پس کی به ابرا برسه تو بارونی من بارونی پس کجا رفت مهربونی من بی پناه تو بی پناه کافیه امشب نور ماه من بی وفا تو بی وفا چی کار کنه با ما خدا من بی فروغ تو بی فروغ بازم به هم بگیم دروغ ؟ من بی جواب تو بی جواب معنیش چیه ! این جز سراب من تشنگی تو تشنگی کاش که نمی گذشت بچگی منم گله تو هم گله آخر کی داره حوصله من انتظار تو انتظار من باریدم تو هم ببار من چشم خیس تو چشم خیس برام یه چیزی بنویس منم زلال تو هم زلال چی کم داریم ما دو تا بال من اولی تو اولی چقدر قشنگ و مخملی من در به در تو در به در می یای با هم بریم سفر ؟ من اعتماد تو اعتماد عشق و چرا دادیم به باد من دیوونه تو دیوونه پس کی می گه نمی مونه من ناامید تو ناامید از من و تو نبود بعید ؟ تو شبنمی من شبنمی ما مثل هم شدیم کمی تو بی صدا من بی صدا پس چی شد اون همه دعا تو پر غم من پر غم جون خودت خسته شدم تو بی گناه من بی گناه یعنی همش بود اشتباه ؟ تو خستگی من خستگی پس چیه معنیش زندگی ؟ تو پر درد من پر درد پاییز واسه چی می شه زرد ؟ من که رها تو که رها فقط بگو بریم کجا ؟ من که محال تو که محال چی بود دوست دارم خیال ؟ تو که بدی من که بدم ببخش نه بد حرفی زدم باشه بدم تو که گلی مهجزه ای تجملی من ک اسیر تو که اسیر کی کرده ما رو ناگزیر ؟ من سر حرف تو سر حرف تقصیر ماست غیبت برف ؟ من بی نشون تو بی نشون جایی داریم جز آسمون ؟ من پر راز تو پر راز اما نداریم اعتراض من پر شور تو پر نور چرا نریم یه جای دور من فاجعه تو فاجعه چیکار کنیم با شایعه من اتفاق تو اتفاق به جرم قدری اشتیاق تو عطر یاس من التماس راسته که دنیا دست ماس ؟ من اولین تو آخرین واسه تو بس نیس نازنین ؟ من عابرم تو شاعری نرو کجا می خوای بری ؟ من یه کتاب تو یه کتاب کاش نکشیم انقد عذاب من خاطره تو خاطره بمون تا یادمون نره منم که تو تو هم که من پس زیر وعده هات نزن من آرزو تو آرزو پس آرزو کن و بگو
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:39 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
alirezatar
داره خودمونی میشه

ارسال ها: 55
تاریخ عضویت: 31 January 2009
تشکرهای ارسالی : 4
تشکرهای دریافتی : 16
|
Re:اشعار مریم حیدرزاده
تنها توقع
نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه آخرشم دق می کنم تا من و دوست داشته باشی مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کم کمه من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟ می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه برو به خاطر خودت اما به من قول بده هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه شاید این و بهم دادی که همیشه با من باشه حق با تو ا تو راست می گی غمت همیشه پیشمه دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو می کنن یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه تو می ری و اسم من و از رو دلت خط می زنی اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه چشمای روشنت یه کم کاشکه هوای من رو داشت تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه
|
|
|
| Saturday 31 January 2009 22:40 |
|
|
تشکر شده توسط : | |
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
زمان کنونی: Thursday 24 May 2012, 12:30