خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
میزگرد (محلی برای بحث و تبادل نظر و تجارب متافیزیک و علوم غریبه )
iljimae200 hanna1999 344 46891
دانلود ترینر بازی THE WITCHER 2: ASSASSINS OF KINGS
payam cowboy amirali00en 2 1856
Vmware چیست و کاربرد آن در سرور مجازی چیست
webpouyanii webpouyanii 0 31
تیپ ISTP: درون گرا – حسی – منطقی – ادراکی.
ati44 ati44 0 28
تیپ ESTJ: برون گرا – حسی – منطقی– قضاوتی.
ati44 ati44 0 25
تیپ ENTJ: برون گرا – شهودی – منطقی - قضاوتی.
ati44 ati44 0 25
تیپ ENTP: برون گرا - شهودی - منطقی - ادراکی.
ati44 ati44 0 24
تیپ ESFJ: برون گرا - حسی - احساسی - قضاوتی.
ati44 ati44 0 27
تیپ ENFJ: برون گرا - شهودی - احساسی - قضاوتی.
ati44 ati44 0 27
عوامل سرعت انتقال گرما یا سرعت سرمایش در سردخانه میوه
sardkhaneh sardkhaneh 0 34
دانلود آهنگ های فریدون فروغی
mina janblaghy 22 11669
شخصیت شناسی از روی دست دادن
ati88 ati88 0 30
شخصیت شناسی از روی چشم
ati88 ati88 0 28
شخصیت شناسی از روی کفش
ati88 ati88 0 26
شخصیت شناسی از جویدن ناخن
ati88 ati88 0 23
شخصیت شناسی از رنگ انتخابی
ati88 ati88 0 22
شخصیت شناسی افراد ازدست خط
ati88 ati88 0 19
نرم افزار فارسی نویس مریم نسخه ۴ (بدون نیاز به کرک و رجیستر)
omid حسن ممتازان 9 5358
طراحی سایت باما
sitecode sitecode 0 32
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 506 19412
ساعت دیجیتالی شنی/تصاویر
amirhossein sana 3 365
هنرهاي سنتي > صنايع دستي
mina davood1359 8 2802
سندروم خستگی مزمن
ati99 sana 1 44
درماتومیوزیت
ati99 sana 1 38
آیا افراد با گوش های بزرگ بهتر می شنوند؟
ati99 sana 1 36
اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
ati99 ati99 0 37
سندروم کمپارتمان مزمن
ati99 ati99 0 31
بررسی علت درد ماهیچه های بدن
ati99 ati99 0 30
درازترین اتومبیل جهان دارای استخر، جکوزی و .. (+عکس)
sina sana 2 218
CDN چیست و تاثیر آن در سایت و سرور مجازی چیست ؟
webpouyanii webpouyanii 0 34
کثیف ترین مرد جهان + عکس
nathaniel sana 13 1677
کارت ویزیت های ابتکاری سه بعدی +عکس
sana sana 3 6888
بچه خرپول به این میگن...(عکس)
niho sana 8 1244
اگر پروتز ها رو برداریم و جایگزین نکنیم سینه ما چه تغییری خواهد کرد؟
jarahezibai jarahezibai 0 49
دانلود آهنگ جدید احسان کریمی به نام مرسی از این که هستی
ehsanmessi ehsanmessi 0 46
آیا اعدام محسن لرستانی واقعیت دارد؟
sana sana 0 40
تیلور سوئیفت پردرآمدترین خواننده جهان سال ۲۰۱۹
sana sana 0 31
رنگ سال ۲۰۲۰ پنتون انتخاب شد
sana sana 0 34
مهناز افشار و ابی و آرش بر سر سفره ناهار با همدیگر
sana sana 0 37
اگر جراحی سینه انجام دهیم احساس سینه از بین میرود؟
jarahezibai jarahezibai 0 38

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
گزیده اشعار ایرج جنتی عطاییزمان کنونی: Saturday 14 December 2019, 07:57
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: دایی جان
آخرین ارسال: بهروز عاطف
پاسخ: 73
بازدید: 7127
 
امتیاز دهید:
  • 17 رأی - میانگین امیتازات : 3.35
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
Wednesday 09 February 2011, 18:49
ارسال: #11
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
میون این همه کوچه
که به هم پیوسته
کوچه ی قدیمی ما
کوچه ی بن بسته
دیوار کاهگلی یه باغ خشک
که پر از شعرای یادگاریه
بین ما مونده و اون رود بزرگ
که همیشه مثل بودن جاریه
صدای رود بزرگ
همیشه تو گوش ماست
این صدا لالایی
خواب خوب بچه هاست
کوچه اما هر چی هست
کوچه ی خاطره هاست
اگه تشنه ست ، اگه خشک
مال ماست ، کوچه ی ماست
توی این کوچه به دنیا اومدیم
توی این کوچه داریم پا می گیریم
یه روز هم مثل پدربزرگ باید
تو همین کوچه ی بن بست بمیریم
اما ماعاشق رودیم ، مگه نه ؟
نمی تونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمر تشنه بودیم ، مگه نه ؟
نباید ایه ی حسرت بخونیم
دست خسته مو بگیر
تا دیوار گلی رو خراب کنیم
یه روزی هر روزی باشه دیر و زود
می رسیم با هم به اون رود بزرک
تنای تشنه مو نو
می زنیم به پاکی زلال رود

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 19:29
ارسال: #12
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
ای پرنده ی مهاجر
ای پر از شهوت رفتن
فاصله قد یه دنیاست
بین دنیای تو با من
تو رفیق شاپرک ها
من تو فکر گله مونم
تو پی عطر گل سرخ
من حریص بوی نونم
دنیای تو بی نهایت
همه جاش مهمونی نور
دنیای من یه کف دست
روی سقف سرد یک گور
من دارم تو نقب شب جون می کنم
تو داری از پریا قصه می گی
من توی پیله ی وحشت می پوسم
واسه م از پرنده ها قصه می گی
کوچه پسکوچه ی خاکی
در و دیوار شکسته
آدمای روستایی
با پاهای پینه بسته
پیش تو ، یه عکس تازه ست
واسه آلبوم قدیمی
یا شنیدن یه قصه ست
توی یه ده صمیمی
واسه من اما عذابه
مثل حس کردن وحشت
مثل درگیری خورشید
با طلسم دیو ظلمت
من دارم تو نقب شب جون می کنم
تو داری از پریا قصه می گی

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 19:35
ارسال: #13
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
بین این همه غریبه
تو به آشنا می مونی
حرفای تلخی که دارم
من نگفته ، تو می دونی
من پر از حرفای تازه
عاشق گفتن و گفتن
تو با درد من غریبه
اما تشنه ی شنفتن
صدای ترد شکستن
مثل گریه با صدامه
تلخی هق هق گریه
طعم سرد خنده هامه
گرمی دست نوازشگر تو
مرهم زخمای کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من
تشنه ی همیشه با تو بودنه
ململ ابری دستات
پر رحمت مثل بارون
سکوت نجیب چشمات
پر غربت بیابون
واسه اینتن برهنه
ناز دست تو لباسه
حس گرم با تو بودن
مثل رؤیا ناشناسه
مثل حس کردن و دیدن
عاشق منظره هایی
دشمن ساده و پاک
پرده ی پنجره هایی

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 19:43
ارسال: #14
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
تو کدوم کوهی که خورشید
از تو چشم تو می تابه
چشمه چشمه ابر ایثار
روی سینه ی تو خوابه
تو کدوم خلیج سبزی
که عمیق ، اما زلاله
مثل اینه پاک و روشن
مهربون مثل خیاله
کاش از اول می دونستم
که تو صندوقچه ی قلبت
مرهمی داری برای
زخم این همیشه خسته
کاش از اول می دونستم
که تو دستای نجیبت
کلیدی داری برای
درای همیشه بسته
تو به قصه ها می مونی
ساده اما حیرت آور
شوق تکرار تو دارم
وقتی می رسم به آخر
تو پلی ، پل رسیدن
روی گردابه ی تردید
منو رد می کنی از رود
منو می بری به خورشید
من از اونور شکستن
گنگ و بی رمق گذشتم
تن به رؤیاها سپرده
رفتم ، از شفق گذشتم
رفتم و رفتم و رفتم
سایه مو بردم و بردم
خسته بودم و شکسته
خودم رو به شب سپردم
من رو از شبم جدا کن
نمی خوام تو شب بمیرم
دوست دارم که پیش چشمات
بوسه از خورشید بگیرم
دوست دارم که نوشدارو
واسه این شکسته باشی
تا دم مردن پناه
این غریب خسته باشی

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 19:47
ارسال: #15
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
بیا لب وا کنیم هم غصه ی من
بیا بیدار کنیم خوابیده ها رو
بیا آشتی بدیم با قصه هامون
تمام دستای از هم جدا رو
بیا گلخونه کن ویرونه ها رو
که قمری جای زاغا رو بگیره
نمی خوام گلدون مادربزرگم
رو طاقچه از بوی غربت بمیره
قفلای خونی صندوقچه ی ما
هزارون ساله گم کرده کلیده
بیا با قلبامون رستم بسازیم
که اون که دشمنه ، دیو سفیده
بیا قفل و کلید رو مهربون کن
که سخته سوت و کور خونه هامون
بیا با دستای هم پل ببندیم
که رد شه قاصد از رودخونه هامون
اگه شب مثل زندون تنگ و تاره
کلید صبحمون تو دستای ماست
اگه امشب ، شب مرگ ستاره ست
چراغ راهمون خورشید فرداست

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 21:07
ارسال: #16
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
کدوم شاعر ، کدوم عاشق ، کدوم مرد
تو رو دید و به یاد من نیفتاد
به یاد هق هق بی وقفه ی من
توی آغوش معصومانه ی باد
تو اسمت معنی ایثار آبه
برای خاک داغ خستگی ها
تو معنای پناه آخرینی
واسه این زخمی دلبستگی ها
نجیب و با شکوه و حیرت آور
تو خاتون تمام قصه هایی
تو بانوی ترانه هامی اما
مثل شکستن من بی صدایی
تو باور می کنی اندوه ماه رو
تو می فهمی سکوت بیشه ها رو
هجوم تند رگبار تگرگی
که می شناسی غرور شیشه ها رو
تو معصومی مثل تنهایی من
شریک غصه های شبنم و نور
تو تنهایی مثل معصومی من
رفیق قله های پاک و مغرور
ببین ، من آخرین برگ درختم
درخت زخمی از تیغ زمستون
منو راحت کن از تنهایی من
منو پاکیزه کن با غسل بارون
تو تنها حادثه ، تنها امیدی
برای قلب من ، این قلب مسموم
ردای روشن آمرزشی تو
برای این تن محکوم محکوم
نجیب و با شکوه و حیرت آور
تو خاتون تمام قصه هایی
تو بانوی ترانه هامی ، اما
مثل شکستن من بی صدایی

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 21:14
ارسال: #17
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
تو ، یه سایه بودی
هم قد خواب نیم روز من
تو، یه سایه بودی
تو ظهر داغ تن سوز من
تو هرم داغ بی رحم آفتاب
تو سایه بودی ، یه سایه ی ناب
من مسافر تن تشنه ی خواب
حریص فتح یک جرعه ی آب
پای پر تاول من ، تو بهت راه
تن گرمازدمو نمی کشید
بی رمق بودم و گیج و تب زده
جلو پامو دیگه چشمام نمی دید
تا تو جلوه کردی ای سایه ی خوب
مهربون با یه بغل سبزه و آب
باورم نمی شد این معجزه بود
به گمانم تو سرابی ، یه سراب
من گنگ و خسته
لب تشنه و داغ
تو سایه ی سبز
میراث یک باغ
تو مرهم این زخم عمیقی
لبریز ایثار ، پاک و شفیقی
رخت خستگیمو از تنم بگیر
با تنت برهنگیمو بپوشون
منو تا مهمونی عشق ببر
کتاب دربه دریمو بسوزون
بذار این سایه همیشگی باشه
سایه ای که جای خوب موندنه
سایه باش و سایه بون تا بدونم
سایه ای رو سر بودن منه

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 21:20
ارسال: #18
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
یک سقف پا برجا
محکم تر از آهن
سقفی که تن پوش هراس ما باشه
تو سردی شبها لباس ما باشه
سقفی اندازه ی قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف اینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از گل
از شب و ستاره می گم
از تو و از خواستن تو
میگم و دوباره می گم
زندگیمو زیر این سقف
با تو اندازه می گیرم
گم می شم تو معنی تو
معنی تازه می گیرم
سقفمون ، افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق ، یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه
تو فکر یه سقفم
یک سقف رؤیایی
سقفی برای ما
حتی مقوایی
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
سقفی برای عشق
برای تو با من
زیر این سقف اگه باشه
می پیچه عطر تن تو
لختی پنجره هاشو
می پوشونه پیرهن تو
زیر این سقف
خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم ، اول ترانه پاشیم
تو فکر یک سقفم

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 21:33
ارسال: #19
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
چراغ نفتی مسجد در آن دور
فرو مرد و سیاهی خیره سر شد
تنم از ترس گنگی لرزه برداشت
به دستم چوبدستم داغ تر شد
تمام کلبه ها خاموش و بی آواز
تمام کوچه ها برفی و تنگ و تار
کسی آواز خود سر داد درد آلود
به ناگاه از سکوت پشت چشمه سار
مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید
به تماشای زمستان چه کسی می اید ؟
صدای گشنگی با زوزه های گرگ
برای گله هامان زنگ وحشت داشت
در آغل به باد هرزه تن می داد
به دشت شب هراسی تخم غم می کاشت
زمستان بود و مرتع خشک و بی حاصل
حیاط خانه غمگین و برف آلود
من از پشت چپرها خسته برگشته
پدر بالای کرسی گرم حافظ بود
مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید
به تماشای زمستان چه کسی می اید ؟
به یاد مادرم بودم که می نالید
در آن شب ، از هجوم گرگ و می مرد
تن سرخ برادر را در کنارش
گرسنه گرگ ترس آورده می خورد
صدای نعره ی همسایه و گرگ
میان زوزه های باد می پیچید
صدا کردم که : می ایم به همراهی
پر از خشم و غرور و کینه و امید
به تماشای بهاران چه کسی می اید ؟
مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Wednesday 09 February 2011, 21:45
ارسال: #20
RE: گزیده اشعار ایرج جنتی عطایی
برادر جان نمی دونی چه دلتنگم
نمی دونی برادرجان چه غمگینم
نمی دونی برادرجان
گرفتار کدوم طلسم و نفرینم
نمی دونی چه سخته در به در بودن
مثل توفان همیشه در سفر بودن
برادر جان نمی دونی
چه تلخه وارث درد پدر بودن
دلم تنگه برادر جان ، برادر جان دلم تنگه
دلم تنگه از این روزای بی امید
از این شبگردی های خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس
دلم خوش نیست غمگینم ، برادرجان
از این تکرار بی رؤیا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی که غیر از من
همه خوشبخت و عاشق ، عاشق و خرسند
به فردا دلخوشم ، شاید که با فردا
طلوع خوب خوشبختی من باشه
شب رو با رنج تنهایی من سر کن
شاید فردا روز عاشق شدن باشه

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشعار دکتر سید مهدی موسوی گلایه 140 36,110 Sunday 03 November 2019 10:48
آخرین ارسال: zhr1987
  اشعار لیلا کرد بچه رها 30 4,807 Saturday 01 June 2019 20:30
آخرین ارسال: luna
  اشعار امید صباغ نو helia 33 5,599 Saturday 09 March 2019 16:02
آخرین ارسال: alighify07
  اشعار علیرضا اذر گلایه 30 8,282 Thursday 07 March 2019 16:16
آخرین ارسال: saye
  فراق در اشعار پارسی گلایه 22 2,256 Thursday 07 March 2019 07:34
آخرین ارسال: گلایه

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Saturday 14 December 2019, 07:57