خوش آمدید , میهمان گرامی! ورود or ثبت نام

تغییر رنگ قالب



بستن
طراحی و ساخت اپلیکیشن های تحت وب
minajafari minajafari 0 8
معرفی کالباس بر پارس برش
allscale allscale 0 9
همه چیز درباره عاج لاستیک خودرو
saharim saharim 0 12
ارتودنسی و ورزش
minajafari shanamobl 1 19
طراحی سایت تاکسی اینترنتی
minajafari minajafari 0 16
طراحی سایت کلیکی و کسب درآمد بیشتر
minajafari minajafari 0 21
مشاوره دیجیتال مارکتینگ
asal010 asal010 0 24
طراحی سایت حرفه ای
asal010 asal010 0 16
سئو و بهینه سازی سایت
asal010 asal010 0 17
دریافت 2500 توکن رایگان
mahmoudezoj mahmoudezoj 0 17
طراحی و دکوراسیون ا چوب ترمووود
roysa roysa 0 20
امنیت سرور مجازی ویندوزی و آموزش بالا بردن امنیت آن – بخش دوم
webpouyanii webpouyanii 0 60
همین الان تو چه فکری هستی؟ (22)
گلایه luna 538 25473
نمایندگی تعمیرات یخچال آریستون در تهران
nopardaz nopardaz 0 28
ساخت ایموجی سفارشی در موبایل
Iman91A Iman91A 0 35
چطوری از اینستاگرام در کامپیوتر استفاده کنیم؟
elecomco elecomco 0 34
نمونه کد اندروید چیست ?
elecomco elecomco 0 29
انواع دستگاه تصفیه آب
nopardaz nopardaz 0 34
آشنایی با تعمیر یخچال فریجیدر
nopardaz nopardaz 0 37
۵۰ روش برای تعمیر گوشی اندرویدی توسط خودتان
zhalezibayi Nazanim 1 216
چگونه یک تعمیرکار موبایل حرفه‌ای شویم؟
saragholipoor Nazanim 2 161
چرا انجام مطالعات امکان سنجی اقتصادی مهم است؟
sharmand sharmand 0 44
ترندهای رنگ مو در بهار ۲۰۲۰
Iman91A Iman91A 0 50
امنیت سرور مجازی ویندوز و آموزش بالا بردن امنیت آن – بخش اول
webpouyanii webpouyanii 0 55
درباره تور ترکیبی ترکیه
amin653 amin653 0 49
درباره تور ترکیبی استانبول ازمیر
amin653 amin653 0 44
درباره تور ترکیبی استانبول آلانیا
amin653 amin653 0 45
تاثیر موسیقی بر جسم و روان هر فرد
Farid99 Farid99 0 69
دوستان آواکسی هر وقت وارد سایت آواکس شدی یه جمله اینجا بنویس.
rapr luna 741 90228
طراحی دکوراسیون فضای داخلی اداری با چوب شرکت Impakta
پیرامیدطرح پیرامیدطرح 0 51
چوب ترمووود در طراحی دکوراسیون
رویسا رویسا 0 42
درخواست کتاب گشایش رمز کتاب الکترونیک بحر المعارف
anasab Atorpatghan 14 4892
بیا بگو همین الان دلت چی میخواد؟ (5)
گلایه iljimae200 220 15060
یه شغل واسه نفر قبلی انتخاب کن.(با دلیل)
melika iljimae200 474 41444
رنگ زندگی از دیدگاه شما
sana iljimae200 125 11570
دلــنوشتــــه (2)
roshanak.m luna 160 31277
آشنایی با لامپ مگنترون مایکروفر
nopardaz nopardaz 0 51
خرید سنگ تراورتن عباس آباد بدون واسطه
lemonn lemonn 0 53
استخراج ابری (کلود ماینینگ)
novinhost novinhost 0 43
مهمترین دلایل استفاده از سرور مجازی چیست
webpouyanii webpouyanii 0 51

نماد ها
دسترسی سریع به تاپیکهای مهم
تبلیغات
مطالب منتخب
مطالب پربازدید
مطالب پربازدید
عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)زمان کنونی: Wednesday 27 May 2020, 20:40
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: دایی جان
آخرین ارسال: گلایه
پاسخ: 52
بازدید: 12611
 
امتیاز دهید:
  • 30 رأی - میانگین امیتازات : 3.43
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
Saturday 12 February 2011, 18:27
ارسال: #31
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
باران اگر بهانه‌ای برای گريستنت نبود
تو اين همه از آسمانِ ابری سخن نمی‌گفتی!
محمود می‌داند
اما اينجا نيست
حسن هميشه می‌گفت چطوری برادرم!


تا ديروز حرفمان يک حرف ديگر بود
اما امروز
فقط پیِ عطرِ تو از خوابِ گُل سرخ سخن می‌گوييم.


بگذار هر چه دلشان می‌خواهد بگويند
به من چه فصلِ سخن گفتن از ستاره دشوار است؟!
برای شما دشوار است که دروغ می‌گوييد گاهی
اين طوری ... صاف و ساده نيستيد
که بفهميد ليموی تازه يعنی چه
بوسه‌ی بادْآورده يعنی چه
عشق اصلا کدام است، کجا آمده است،
توی کدام کتاب خوانده‌ايد که حرف "آ"
سرآغازِ چند کلمه‌ی بداقبال است!


يک ذره برگرد پشت سرت را نگاه کن
وقتی که تخيلِ صندلی از جای تو خالی نيست
معنیِ ساده‌اش اين است
که من شاعرم هنوز!

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 18:45
ارسال: #32
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
در هر ميدانی
درختی.
بر هر درختی
آشيانکی.
طناب را نابهنگام گره مزن،
تب دارد اين پرنده!
در هر ميدانی
درختی.
بر هر درختی
تخيلِ طنابی.
و کودکی در جماعتِ چشم‌ها
که دعای شکسته می‌خواند!
جُفتی پوزارِ منتظر
طُره‌ی آشفته‌ای بر پيشانیِ سنگ
و پوشه‌ی پرونده‌ای قديمی
در خاکروبه‌ی پيش از علی‌الطلوع!

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 19:00
ارسال: #33
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
نگرانم!
سه روز تمام است
که هيچ پرنده‌ای
دانه‌های ارزن را بر ايوانِ اين خانه برنچيده است!
حروفِ برف
بر متنی سپيده‌پوش
سطورِ تنهايیِ مرا می‌بارد.
شمال را می‌نگرم
تمامِ آسمان، جوری غريب غمگين است
جنوب را می‌نگرم
نه برگی در خوابِ سرشاخه‌ای
نه سايه‌سارِ اَمنی
که اعتمادِ آرامشی مگر!
نگرانم!
سه روز ... سه روزِ تمام است
که برف می‌بارد
سه روزِ تمام است
که از آن قُمریِ تنبلِ شهری ... نشانی نيست!

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 19:03
ارسال: #34
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
باد می‌آيد
هميشه می‌گويم، هميشه باد می‌آيد.
و اتفاقا باد می‌آيد در خيمه‌ی علف
همانجا، چشم به راهِ تو می‌ماند.
آيا برای بيدِ بالِ آب
يا پروانه‌ای در پونه‌زارِ زادگاهت
پيغامی نداری؟

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 19:16
ارسال: #35
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
برف که ببارد
ديگر تو گريه‌های مرا نخواهی ديد
حضرتِ پولسِ نبی برادر من بود
ما با هم در مقابلِ همين ديرِ کهنه درنگ کرده بوديم
پولس هم مسلمان بود،
يک عده خنديدند!
من گفتم:
- مسيحِ من، اهلِ همين کوچه‌های جنوبی بود
من خودم گاهی اوقات
زير صليبِ تبسمش بر تقديرِ آدمی ترانه می‌خواندم.
بيا، شانه‌های من هم خسته‌اند
کف دست‌هايم شکوفه کرده‌اند.
برف که ببارد
بيا برويم جای خلوتی
جای خلوتی از خوابِ فاطمه، مريم، نرگس و ماهْ‌زری،
من کفِ دو دستم را نشانت خواهم داد
اما خواهشم اين است
که از گُلْ‌ميخِ ماه با کسی سخن نگويی،
خوب نيست
من اهلِ احتياط و ترانه‌ام،
فقط همين!

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 19:24
ارسال: #36
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
باز به اين پُست بازرسی ... رسيديم
مسخره است از رسيدن گفتن،
به گفتن نمی‌رسد،
گفتن از رسيدن، راز ديگری دارد،
من، ترسيده و مُردد
خودم جيب‌های خودم را می‌کاوم.

خلاصه‌اش کنم
راستش را بخواهيد
در چند و چونِ زيستن و گريستن
جز آلبومی کهنه در کُمدی قديمی
نامی نمانده است!

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 19:33
ارسال: #37
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
از شما چه پنهان
کليدِ اين خانه را شبی،
من ... شبی از شب‌های چکمه و تسليم
در سردابی دور و بی‌نشان
جا نهاده‌ام!
حالا هم نمی‌دانم چه کنم
جايی را بَلَد نيستم
کسی را ندارم
اينجا من غريبم، می‌فهميد!
ديگر هيچ کنجی از اين خيابانِ کج و پيچ
سرپناهی نخواهد شد.
بعضی‌ها رشوه می‌خواهند
رفتگرها ... عيدی
رهگذران، سکوت
و کسی اصلا متوجه ماه نمی‌شود
که چقدر غمگين است!
نه آشيانه‌ای در اين حدود
نه رفيقی از آن قرون،
تو با خود چه کرده‌ای ... پسرِ سيد ماهْ زری!؟
دارم راه می‌روم
بارها سياره‌ی آدمی را دور زده‌ام
باز، برگشته‌ام سرِ جایِ نخستِ خويش،
ای کاش لااقل
نامهاتان را از ياد نمی‌بردم،
يک دختری بود
چشم‌هايش سبزِ مايل به تبسم بود،
يحيی می‌گفت:
- به دردِ تو نمی‌خورد!
مگر زن ... جامه‌ی پشتِ اين ويترينِ شکسته‌است يحيی!؟
خدا عمرت بدهد
برو يک جای ديگر
دست از سرم بردار ... به خدا!
روی سخنم با خويش است
يعنی با خودم هستم
تا سپيده‌دمی ديگر
شب، اين شبِ چکمه و تسليم را
چگونه سَر کنم!؟

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 20:17
ارسال: #38
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
ما بوديم
دوست بوديم
هرمز بود، يار محمد، حميد، سيروس و ستاره
چهار نفرِ اول، آخرين ستاره‌ی مرا نمی‌دانستند.
من هم حرفی نمی‌زدم
من عاشق ستاره بودم
ستاره بالای بالای بامِ ما
وسطِ يک آسمانِ آبی بود ...،
گاهی اوقات می‌آمد حرفی می‌زد
من حرفش را کفِ دستم می‌نوشتم
بعد می‌دويدم، می‌رفتم می‌گفتم بچه‌ها ...!
- يک شعر، يک ترانه‌ی تازه!
يکی می‌خواند
همگان ساکت بودند
يادم رفت بگويم، ستاره همان ری‌را بود،
چه فرقی دارد
ری‌را ... همان ستاره است،
بعد ... همگان ساکت می‌شدند،
و يکی می‌خواند.
ما بوديم
ساده بوديم،
سرخوشانِ همينطوری ...!
سرمان برای شاه درد نمی‌کرد
پول نداشتيم، می‌خنديديم
پشتِ هر واژه
حتما پیِ معنای خاصِ دُرشتی نمی‌رفتيم
معنی نداشت وقتِ عزيزمان را به آينه نفروشيم
مرتب روبه‌روی آينه می‌نشستيم
خودمان را درست می‌کرديم
بعد ... ستاره به من می‌خنديد
من قبلا به عالم و آدمی خنديده بودم.
چه کيفی داشت شب‌های روشنِ M.I.S
زبانِ مشترکِ پرسه‌ها و
سرمستیِ بی‌دليل،
باران هم می‌آمد
خانه‌ی ما نزديک مسجد بود
من گاهی اوقات کلمات عجيبی می‌شنيدم
کلماتی عجيب
مثل ستاره، مثل دريا، مثل شبنم و ماه
که اصلا از زبانم نمی‌افتادند!
شاعرانِ شبنم و عَناب، فراق و فاصله،
شاعرانِ خودم، شاعرانِ فهميده‌ی شراب و علف
دوستانِ پراکنده‌ی غمگينم
يادتان بخير!

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 20:29
ارسال: #39
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
سربسته باش پيشانیِ شکسته
زِنْهاری که از اين خزان خسته می‌وزد
چيدن محبوبه‌های شب را
تنها به باد ياد خواهدداد.

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول
Saturday 12 February 2011, 20:35
ارسال: #40
RE: عاشقانه های ری را(سید علی صالحی)
خودش آمده بود که بميرد
زندگی هميشه منتظر است
که ما نيز منتظر زندگی باشيم
نه خيلی هم،
همين سهم تنفس کافی‌ست
قدرِ ترانه‌ای، تمام
طعمِ تکلمی، خلاص.
عصر پانزدهمين روز
از تيرماهِ تشنه بود
پنجره باز بود
خودش آمده بود که بميرد
بی‌پَر و بالِ از آبْ‌مانده‌ای
که انگار می‌دانست
ميان اين همه راهِ رهگذر
تنها مرا
برای تحملِ آخرين عذابِ آدمی آفريده‌اند.
خودش آمده بود که بميرد
نه سرانگشتانِ پير من وُ نه دعای آب،
هيچ انتظاری از علاقه به زندگی نبود.

هی تو تنفسِ بی،
ترانه‌ی ناتمام،
تکلمِ آخرين از خلاص!
ميانِ اين همه پنجره که باز است به روی باد
پس من چرا،
که پياله‌ی آبم هنوز در دستِ گريه می‌لرزد؟

خودش آمده بود که پَر ... که پرنده
که پنجره باز بود وُ
دنيا ... دور.

من مـرد تنـــــــهای شبم
نقل قول


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  تک بیت ناب عاشقانه (4) najvayesahar 322 9,333 Thursday 07 March 2019 08:21
آخرین ارسال: moonlover
  سروده های افشین صالحی گلایه 80 16,747 Thursday 28 September 2017 03:12
آخرین ارسال: saye
  عاشقانه های بهرنگ قاسمی گلایه 35 5,600 Sunday 28 February 2016 23:16
آخرین ارسال: گلایه
  اشعار سید علی صالحی B neshan 13 2,118 Thursday 01 August 2013 19:15
آخرین ارسال: دایی جان

پرش به انجمن:



زمان کنونی: Wednesday 27 May 2020, 20:40